دل خواسته ها


    مجيد مجيدي

    شاطر
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:23 am

    شنبه، ۱۶ مهر ۱۳۸۴
    نگاهی دیگر به فیلم بید مجنون
    [ محمد کامبد ]


    بید مجنون ششمین ساخته بلند مجید مجیدی است ، که در حقیقت 5 سال بعد از آخرین ساخته او یعنی فیلم باران ساخته شده است و در نیمه دوم مرداد ماه 84 به نمایش در آمد . بسیاری از منتقدان سینما این فیلم را ادامه فیلم رنگ خدا می دانند. همان کودک 8 ساله ای که این بار در قالب مردی 43 ساله نقش ایفا می نماید . در عین حال تعداد دیگری از منتقدان و تحلیل گران سینما این فیلم را نقطه مقابل رنگ خدا می دانند . در رنگ خدا با کودکی روبرو بودیم که علیرقم نا بینا بودن ، بسیاری از چیزها را می دید و درک می نمود ولی در فیلم بید مجنون با مرد نا بینایی مواجه هستیم که بعد از آنکه بینایی خود را بدست می آورد ، خواسته یا نا خواسته چشم بر روی بسیاری از حقایق و واقعیت های زندگی می بندد و حتی از درک عمیق گذشته خود نیز فاصله می گیرد.
    ما مجیدی را با فیلم های کودکانه او می شناسیم و بسیاری، بید مجنون را فاصله گرفتن مجیدی از دنیای کودکانه فیلم های قبلیش می دانند. ولی از نظر من تمام فاکتورهای یک فیلم با ژانر کودکانه در بید مجنون مستتر می باشد. پاکی ، بی آلایشی ، شیطنت ، شناخت جهان ، ترس های کودکانه و ....
    در حقیقت یوسف نابینا ، کودکی است که بعد از 38 سال می تواند ببیند ، و هنوز بسیاری از افکار او متعلق به دوران کودکی او است . شاید اوج این مطلب را می توان به وضوح در بعضی از سکانس های فیلم مشاهده نمود ، همانند زمانی که یوسف در فرودگاه به چهره مادرش خیره می گردد و یا هنگامی که به همراه کودک خود، همانند یک کودک، با رنگهای مداد رنگی بازی می کند.
    یوسف با بینا شدن از دنیای 38 سال پیش خود فاصله گرفته و به دنیای جدیدی پرتاب می گردد . پس از بینایی اغلب تصاویر حاکی از آلودگی و خرابی است ، بچه ها جیب مسافران را می زنند ، تلویزیون صحنه ها جنگ و وحشی گری را نمایش می دهد و مهم تر از همه چشم با خود حسادت و دنیا طلبی را به همراه می آورد .
    بید مجنون ، جنگ بین دیدن و ندیدن است .
    به صورت کلی اصل فیلم را می توان به سه قسمت مجزا تقسیم نمود. نابینایی ، بینایی ، نابینایی.تمام فیلم را می توان در سکانسی که یوسف باند چشم خود را با ترس باز می کند و مورچه ای را می بیند که از محیط روشن به محیطی تاریک و دوباره وارد روشنایی می شود ، خلاصه نمود.
    و سئوال من از شما این است آیا واقعاً دوران بینایی یوسف ، دوران تیره زندگی او بود ؟!
    اگر من و شما خود را به جای فردی بگزاریم که در 8 سالگی نابیــنا می شود و در ده چهارم زندگی خود بی نــایی خود را بدست می آورد و با تصاویری مواجه است که هیچ انتظاری از آن ندارد ، به همه چیز پشت نمی کنیم و پشت پا به تمام عقاید و خیال بافی های گذشته خود نمی زنیم؟!
    شاید بتوان با این دید نیز ،به فیلم بید مجنون و شخصیت یوسف نگاهی کرد ، دید و نگرشی واقع بینا نه به زندگی نابینایی بینا شده . یوسف کودکی است که در چهل سالگی دوباره متولد شده است ، او باید دوباره همه چیز را بشناسد ، کشف کند و به عبارتی خود را پیدا کند . او استاد دانشگاهی است که در درک رنگ بنفش مداد رنگی عاجز است و این پارادوکس عظیم دوران بینایی و نابینایی اوست
    او بعد از بینایی می تواند این واقعیت را بداند که بیشتر چیزها را نمی داند .
    یوسف فردی است که چهل سال اطرافیانش ، مواظب او بودند و حتی ازدواجش جهت مراقبتی تازه از او بود . بسیاری بید مجنون را در ژانر معنا گرا و مذهبی می دانند و این سئوال پیش می آید آیا اتفاقات دوران بی نایی یوسف اعتقادات مذهبی او را زیر سئوال می برد ؟
    از نظر نگارنده نباید دوران بی نایی یوسف ، رقص او در بیمارستان ، عاشق شدن او ، پشت کردن او به تمام عقاید و منش گذشته و... را ، دوران سیاه زندگی او بدانیم .همانگونه که اگر خطایی را ازیک کودک 8 ساله ببینیم به حساب پلیدی او نخواهیم گذاشت.
    ایـن قسمت از فیلم ، حکایت یک دوران تیره و تار دارد ، ولی نه برای یوسف ، بلکه برای اطرافیان او که از درک و فهم شرایط یوسف غافل بوده اند . و این نگاهی منطقی است به بید مجنون، و اگر بخواهیم ،عارفانه به نقد فیلم بپردازیم مسلما قصه اینگونه نخواهد بود .

    منابع :

    سایت bbc
    یادداشتی از علی رضا فریدی
    روزنامه آسیا : شبنم همایونی


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:28 am

    نگاهي به «بيد مجنون » ساخته مجيد مجيدي دي
    نديدن، دنيايي است در برهوت

    اميد رهگذر

    خلا‌صه فيلم

    يوسف (پرويز پرستويي)، استاد ادبيات دانشگاه، متأهل و داراي يك فرزند مي باشد كه در كودكي به سبب آتش بازي بينايي خود را از دست داده است. او در اثر بيماري متوجه ميشود كه يك غده سرطاني خوشخيم در پشت چشمش قرار دارد كه بايد جراحي شود. به كمك دايي ثروتمندش به فرانسه ميرود و بينايياش را باز مييابد. يوسف با به دست آوردن بينايي خود، وارد دنيايي بهتر مي شود و با همسر، مادر و دختر كوچكش ارتباط تازهاي برقرار ميكند. دغدغه وي براي راه يافتن به زندگي تازه او را متوجه علا‌قه خود به پري - دختر دايي اش - ميكند. اين تعلق خاطر نگاه او را به زندگي تغيير ميدهد به گونهاي كه ديگر علا‌قه اي به ادامه تدريس و زندگي گذشته نميماند. روِيا (روِيا تيموريان) همسر يوسف به علا‌قه و تغيير رفتار او پي ميبرد. موضوع را با مادر وي در ميان ميگذارد و به حالت قهر روانه كاشان ميشود. يوسف با اعتراف به دلبستگي خود، آن را حق مسلّم خويش ميداند. او كتابها و همه نشانههاي گذشته خود را آتش ميزند تا از سيطره آنها آزاد شود. يوسف به تدريج پي ميبرد كه بر خلا‌ف تصور، پري از جنس ديگري است. روابط آزاد پري با پسران، ترديد او را در پي دارد و به بيماري مادر پري ميانجامد. يوسف بار ديگر به زندگي باز ميگردد. او در حال خواندن نامه يكي از دوستان جانبازش كه در آستانه نابيناشدن نوشته شده، احساس ميكند نور چشمهايش در حال كم شدن است و با پايان يافتن نامه، بار ديگر نابينا مي شود.

    اين خلا‌صه ششمين فيلم بلند مجيد مجيدي است؛ فيلمسازي كه با ساختن «بدوك» به عرصه فيلم سازي روي آورد. بدوك نشان داد كه مجيدي در كار با نوجوانان و كودكان داراي انباشتهاي ذهني و تجربي مناسبي است. موضوع آوارگي كودكان و بيتوجهي به اين دنياي شكننده دستمايه بدوك بود؛ افزون بر اين كه فيلم در بازتاب دادن اين دنياي پيچيده با توسل به عنصر درام و روايت داستاني به خوبي توانايي همراه ساختن تماشاگر را با خود داشت.

    پدر - دومين فيلم مجيدي - با همين دنيا به جنبه ديگري از زندگي نوجوانان مي پرداخت؛ نوجواني كه در تقابل فرضي با ناپدري به تدريج از ذهنيت خود فاصله ميگيرد و با او چفت ميشود. «بچههاي آسمان» به لحاظ فرم و موضوع شايد تا اكنون متفاوت ترين فيلم مجيدي باشد. اين فيلم به لحاظ ره يابي ظريف و تأثيربرانگيز مجيدي به دنياي نوجوانان و تلفيق اين دنيا با آموزه هاي ديني و كاربرد اين آموزه ها در تقابل با واقعيت هاي زمخت اجتماعي، مروّج نوعي سينما با عنوان سينماي ديني و الگويي مناسب براي رويكرد به آن شد. مجيدي در اين فيلم با نگاهي انساني به تبعيض هاي طبقاتي نگاهي كاملا‌ً متفاوت دارد؛ نگاهي كه پيش از آن با آموزههاي فكري به اصطلا‌ح راديكاليزه از نوع ماركسيستي ظرافتها و پيچيدگيهاي اين دنياي پر رمز و راز را به تعارف بسته و كلا‌سيك ماركسيستي محدود ميكرد. بچههاي آسمان از لحظههاي عاطفي و انساني سرشار بود. اين فيلم در پارهاي از لحظات، زير تأثير شعارهاي طبقاتي و نقش تعيينكننده آن بر فرد قرار ميگرفت؛ ولي توانسته بود محوريت نگاه طبقاتي را مورد ترديد قرار دهد. رنگ خدا - فيلم بعدي مجيدي - كودك نابينايي را دستمايه قرار ميدهد و به شيوه كشف و شهود به تصوير رابطه او با دنياي پيرامون ميپردازد. رنگ خدا يك فيلم شهودي به تمام معنا و سرشار از لحظههاي سينمايي و انساني بود كه به شدت تماشاگر را درگير دنياي كودكانه و استثنايي فيلم ميكرد. باران - فيلم بعدي مجيدي - رويكردي به فيلم بدوك به شمار ميرفت، با اين تفاوت كه دنياي خشن بدوك كمي لطيف شده بود. ولي محوريت فيلم با كودكي افغاني، دلبستگي مجيدي را به موضوع كودك فارغ از هر رنگ و نژاد نشان مي داد. سينماي مجيدي تا فيلم رنگ خدا، كودكانه است؛ سينمايي هم براي كودكان و هم درباره آنها. اين ويژگي مهم سينماي مجيدي است؛ سينماي به اصطلا‌ح كودك محور كه در هر فيلم به تدريج به لا‌يه هاي عميق تري از آن پي ميبريم و در عينحال كودكان نيز به آساني مي توانند با اين دنياي متفاوت آشنا شوند و با آدمهاي آن همذاتپنداري كنند. عناصر اين سينما، دقيق از جنس همين سينما برگزيده ميشوند: استفاده از بازيگران غيرحرفه اي، ناديدهگرفتن عناصر حرفهاي، بيتكلفي در كليت ساخت و پرداخت به اين معنا كه فيلم در مسير شكل گيري، تأثير تعيينكننده خود را از جايي فراتر از عقل محض عاريه ميگرفت. مجيدي به نسلي از سينماگران پس از انقلا‌ب وابستگي دارد كه همواره بر محتواي اثر تأكيد داشتهاند؛ نسلي كه قرار است جايگزين فيلمسازاني شود كه يا دربست درگير سينماي فرمگرا و يا يكسره از سنخ سينماگران به اصطلا‌ح فيلمفارسي ساز هستند. از اين نسل سينماگران ميتوان به رسول ملا‌قلي پور، ابراهيم حاتميكيا، و متأسفانه محسن مخملباف اشاره كرد. تأسف از اين رو كه مخملباف را به آساني ربودند و او را قرباني مطامع سياسي كردند. مجيدي از بازماندگان سينماگران تربيت شده پس از انقلا‌ب است كه همچنان مي توان به وفاداري او به ارزش ها و مباني سينماي متعهد اميدوار بود.

    بيدمجنون، ششمين و متفاوتترين فيلم مجيدي است. تفاوتهاي بيد مجنون با آثار ديگر مجيدي از نگاه نزديك تر او به فضاي اطراف و از دافعهاي سرچشمه ميگيرد كه به تدريج نسبت به سينماي خنثي و بعضاً هنجارشكن در وي پديد آمده است. شخصيت يوسف در اين سالها در سينماي ايران جايگزيني ندارد. مقوله عشق نيز در فيلم نه تنها از جنس مرسوم اين سال ها نيست كه به گونه اي در نقد و تقابل با آنها قرار ميگيرد. نخستين فيلم غيركودكانه مجيدي به گونه اي بر سلا‌مت و سادگي كودكانه در آدمهاي بزرگ تأكيد دارد. دنياي يوسف در چرخش از تاريكي صوري به دنياي روزمره و در پايان با بازگشت به دنياي نخستين خود به گونهاي به فطرت كودكانه باز ميگردد. داستان بيد مجنون فاقد پيچيدگيهاي روايي است؛ ولي در تصوير اين دنياي خطي به پيچيدگيهاي رواني آدم ها نزديك ميشود. يوسف پيش از مداوا دردنياي تاريك خود بدون ارتباط متعارف است ولي با توسل به ضمير روشن خود ميتواند با دنياي اطراف، ارتباط داشته مشكل وي از هنگامي آغاز ميشود كه ميتواند ببيند. اين نگاه صوري به ظواهر فريبنده زندگي در نهايت او را از درون نابينا ميكند. مجيدي با اين تمهيد بر وجهي از صفت خدادادي كه بارها در قرآن بر آن تأكيد ميشود اشاره دارد. بيد مجنون ميكوشد آموزههاي قرآني را با زبان تصوير انتقال دهد. انحراف يوسف از زماني آغاز ميشود كه ميتواند ببيند. در قرآن و احكام از نگاه ناسالم و معصيت آور به عنوان زمينه ساز انحراف انسان ياد شده است. يوسف در گذر از اين دو دنياي متفاوت، با توسل به مرتضي به دنياي پاك خود باز ميگردد. مفاهيم قرآني در شكل بياني ساده و تأثيرگذار هستند، ولي در برگردان سينمايي با مشكل روبهرو ميشوند؛ چرا كه سينما زبان ويژه خود را دارد. بدون شناخت زبان آن، امكان انتقال اين مفاهيم به شكلي كه از تأثير اين زبان انتظار داريم، مشكل است. مشكل بيد مجنون از جايي آغاز ميشود كه قرار است شخصيت يوسف نقطه كانوني فيلم باشد. موضوع بينا شدن يوسف امري محتمل و باورپذير است، همچنان كه تن دادن او به دنياي تازه كه با ورود پري به زندگياش آغاز ميشود، ولي مسير تحولا‌ت بعدي بر اساس اتفاقات پيش ميرود. به گمانم رويكرد مجيدي به اين نوع سينما با توفيق چنداني روبه رو نشود. آثار پيشين وي در مقايسه با بيد مجنون نشان ميدهد كه براي اين نوع سينما به تمرين بيشتري نياز است. بيد مجنون سينماي غلبه محتوا بر فرم است. نابينايي يوسف، بينايي او و در نهايت بازگشت به دنياي اوليه به لحاظ دراماتيك موضوع خوبي به شمار ميآيد، مشروط بر اين كه منطق پذير باشد. نابينايي پاياني يوسف تأثيربرانگيز است ولي با منطق روايي سازگار نيست. بيد مجنون در نگاه نخست ميتواند الگوي خوبي براي سينماي ديني باشد. در آناليز اين سينما حس ديگري دست ميدهد؛ حس غريبگي با دنياي سينما. اين مهم ترين مشكل شمرده ميشود؛ در عين حال بي مهري به اين سينما درنوع خود مشكلتر است.ن مهم ترين مشكل شمرده ميشود؛ در عين حال بي مهري به اين سينما درنوع خود مشكلتر است


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:29 am

    پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۴۰

    ناگفته های مجید مجیدی از رهبر معظم انقلاب

    مجید مجیدی که از کارگردانان نامی سینمای کشور هستند چند سال پیش در گفتگو با یکی از نشریات به ناگفته هایی از زندگی و افکار هنری و اجتماعی رهبر معظم انقلاب پرداخته بود.

    مجیدی در این گفتگوی طولانی درباره احاطه حضرت آیت الله خامنه ای به مسائل هنری و فرهنگی می گوید: ایشان در زمینه های فرهنگی جامع الشرایط هستند. شما هیچ یک از مسئولین فرهنگی کشور را نمی توانید نام ببرید که به اندازه ایشان با سواد باشد. فیلم دیده باشد و موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی را بشناسد.من یادم هست در سال های پیش حوزه هنری جلسات شعری می گذاشت . ماه رمضان بود مسئول حوزه یک تعداد شعر منتشر شده را آورد خدمت آقا به عنوان افتخارات نشر یکساله. خب به لحاظ کمی کلی کتاب بود فکر کرد آقا الان به وجد می آیند. اما آقا همین که این کتاب ها را تورق می کردند کلی غلط ویراستاری ، محتوایی و ... از این اشعار می گرفتند.

    یکی از دوستان تعریف می کرد فیلم بادبادک باز که تازه ساخته شده بود آقا گفته بودند رمانش فوق العاده است امیدوارم فیلمش هم به اندازه رمانش قوی باشد.

    خیلی خوب است اینجا یادی کنیم از معمار اصلی انقلاب که اتفاقا ایشان هم انقلاب ما را بیش از هر چیز فرهنگی می دانستند و اشراف قابل توجهی هم به سینما و اصلا مقوله هنرداشتند. چنانچه در سخنرانی تاریخی خود از سینما مصداق آوردند و بعدها فیلم گاو را مثال زدند. در حوزه هنری تئاتر هم آقای هنرمند تئاتری کارکرده بود به اسم حصار در حصار که یک بار امام مصداق هایی از آن را نام بردند.

    مجیدی درباره اولین دیدارش با مقام معظم رهبری می گوید: اولین دیدار من با آقا بر می گردد به سال 70 و فیلم بدوک. این فیلم برای من منشا اتفاقاتی هم شد و البته مصداق بسیار خوبی است که تفاوت نگاه آقا را با مسئولین فرهنگی نظام برای شما عرض کنم. این فیلم را به همراه جمعی از هنرمندان و مسئولین در جلسه ای که اقا هم حضور داشتند دیدیم. فیلم که تمام شد آقا به شدت برافروخته و ناراحت شدند. این عین عبارت آقاست: اگر فیلم مبتنی بر درام است که حرفی نیست ولی اگر مبتنی بر واقعیات است من حرف دارم. آقای سید مهدی شجاعی که نویسنده فیلمنامه بود گفت متاسفانه مبتنی بر واقعیات است و من هم ادامه دادم که این فیلم فقط گوشه ای از واقعیت است و اگر می خواستیم همه آن را نشان دهیم فیلم ظرفیت این همه تلخی را نداشت. و باز این عین عبارت آقاست که خطاب به مسئولینی که آنجا بودند گفتند: اگر چنین است چرا به ما نمی گوئید . چرا به ما گزارش داده نمی شود؟" با همین لحن که بعدها از ما گزارش خواستند و ما هم گزارش هایمان را مکتوب کردیم و فرستادیم و اولین نتیجه آن این بود که کل مسئولین آن منطق عوض شدند.

    ولی می دانید که فیلم توسط وزیر ارشاد وقت توقیف
    شد. نگذاشتند به جشنواره ها برود. فقط به کن رفت و رئیس جمهور وقت (آیت الله هاشمی رفسنجانی) نامه ای 11 بندی خطاب به من و حوزه هنری نوشت و توضیح خواست. در بند اول این نامه آمده بود که ما این همه سد و سیلو در کشور ساختیم این همه آبادانی چرا راجع به اینها فیلم نساختید؟

    مجیدی همچنین در ادامه ناگفته هایش از زندگی رهبرمعظم انقلاب می گوید: این را می گویم ولی شاید ایشان راضی نباشند. ولی یک فیلمی را آورده بودند که مورد نقد برخی متدینین و خیلی از مسئولین کشور بود ولی ایشان گفتند اگر من بودم به این فیلم تقدیرنامه می دادم.

    من معتقدم خیلی بیشتر از دشمنان خارجی دوستان داخلی چهره ایشان را تخریب کرده اند. چرا باید اینقدر نگاه ژورنالیستی نسبت به آقا وجود داشته باشد؟ چرا؟ مگر ایشان احتیاج به این چیزها دارند؟

    ایشان مورد اتکای خیلی ها هستند. شاید جالب باشد بدانید من از منبع موثقی شنیده ام که ایشان به روز در جریان خیلی از مسائل جامعه قرار می گیرند و خیلی وقت ها به شکل مردمی در سطح شهر تردد می کنند. با پیکان یا پراید. بدون خبر قبلی هم تشریف می برند. متاسفانه ابعاد شخصیتی ایشان خیلی مهجور مانده است و این جفای بزرگی است . البته تاریخ یک روزی قضاوت خواهد کرد و حقایق ناگفته ای را خواهد گفت.

    خیلی ها بعد از چاپ این مصاحبه خواهند گفت که مجیدی هم نگاه حکومتی دارد ولی خدا خودش می داند که نگاه من به ایشان خیلی متعالی است و برایم آن زمان که هنوز رئیس جمهور نبودند و بعد که بودند و می آمدند پیش ما سر سفره با ما املت می خوردند با الان که رهبر مملکت هستند فرقی نکرده اند. الان هم همان تعامل ، صمیمیت و تواضع را دارند که آن موقع داشتند. خیلی وقت ها ما دور هم جاهایی جمع شدیم که مسئولین سیاسی بودند ، هنرمندان هم بوده اند، باورتان نمی شود که ایشان اینقدر بچه های هنرمند را تحویل گرفته اند که مورد حسادت سیاسیون واقع شده است.

    منبع :جهان نیوز


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:30 am

    «كشمير» را ارديبهشت 88 در «ايران صغير» كليد مي‌زنم




    آزاده کریمی :«مجيد مجيدي» فيلم سينمايي «كشمير» را ارديبهشت سال آينده در سريناكار كشمير كه معروف به«ايران صغير»است، مي‌سازد.«مجيد مجيدي» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس درباره فيلم «كشمير» گفت: نگارش فيلمنامه در حال انجام است،برنامه‌ريزي ما براي شروع اين پروژه اوايل سال آينده است و در فصل بهار است.
    وي ادامه داد: اين فيلم در منطقه «سريناكار» كشمير مي‌گذرد و بازيگران آن همگي كشميري هستند.
    مجيدي درباره دلايل ساخت اين فيلم در كشمير گفت: سريناكار از نظر آداب و سنن شبيه ايران است و به عنوان «ايران صغير» معروف است. مردم كشمير از هر 30 جمله‌اي كه مي‌گويند،حدود 10 جمله آن فارسي است .
    اين كارگردان صاحب نام سينماي ايران ،كشمير را مهد ادبيات و عرفان خواند و افزود: كشمير عرفاي بزرگي دارد و به لحاظ ادبيات بسيار غني است. بخشي از مردم كشمير شيعه هستند و كاملا زندگي شبيه به ما دارند.
    مجيدي با اشاره به طبيعت بكر منطقه سريناكار و شيوه زندگي مردم آنجا گفت: اين منطقه داراي شرايط خاصي به لحاظ آب‌و‌هوايي است. از جزاير كوچكي تشكيل شده كه رنگ‌ها و طبيعت آن در بهار و تابستان كاملا سرسبز و بكر است و در زمستان آن درياچه يخ مي‌زند و فضاي بسيار خاصي را به‌وجود مي‌آورد.
    وي افزود: طبيعت در فيلم «كشمير» نقش اساسي دارد،به همين خاطر تصميم گرفتيم زماني كه طبيعت زنده است،فيلمبرداري را آغاز كنيم.
    براساس اين گزارش،فيلمنامه «كشمير» را مجيدي به همراه «اصغر فرهادي» مي‌نويسد كه برخلاف آنچه قبلا در خبرها آمده بود، ارتباطي به سينماي كودك ندارد.
    به گزارش فارس، اين فيلم را شركت «اسپوت بوي يوتي‌وي» تهيه مي‌كند.
    مجيدي درباره اكران فيلم «آواز گنجشك‌ها» در عيد فطر گفت: به نظرم اكران اين فيلم در عيد فطر، زمان مناسب‌تري نسبت به تابستان است،چرا كه دانشجويان و اهالي هنر در اين زمان بهتر مي‌توانند مخاطب فيلم باشند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:31 am

    نگاهي به بازتاب‌هاي اكران بيدمجنون در آمريكا؛


    مرد نابينا در جست‌وجوي بهشت گمشده - پرويز براتي

    اين روزها بار ديگر نام كارگردان 48 ساله ايراني در فضاي رسانه‌اي و سينمايي آمريكا بر سرزبان‌ها افتاده است. مجيد مجيدي كه پيش از اين با فيلم‌هاي <رنگ خدا> و <بچه‌هاي آسمان> نظر مساعد منتقدان و تماشاگران آمريكايي را جلب كرده بود، چندي است با <بيد مجنون> به سينماهاي اين كشور بازگشته تا جايي كه طي هفته‌هاي اخير نقدها و تحليل‌هاي زيادي از سوي روزنامه‌ها و نشرياتي چون نيويورك تايمز، تايم اوت، نيوز دي و استار لدگر براين فيلم نوشته شده است.

    اين منتقدان عمدتا با تحسين نگاه ويژه مجيدي در <بيد مجنون>، به تحليل درونمايه اين فيلم پرداخته و گاه آن را با فيلم قبلي وي يعني <رنگ خدا> مقايسه كرده‌اند. ‌ بيد مجنون با مضمون اجتماعي در سال 1383 توانسته بود 4 سيمرغ اصلي جشنواره فجر را دريافت كند. در اين فيلم پرويز پرستويي، رويا تيموريان، آفرين عبيسي، محمود بهزادنيا، شراره دولت‌آبادي، مليكا اصلا‌ني و... بازي مي‌كنند و فيلمبرداري آن را هم محمود كلا‌ري برعهده داشته است. منتقدان سينما در كنار <بيد مجنون> سه فيلم <بچه‌هاي آسمان>، <رنگ خدا> و <باران> را هم جزو فيلم‌هاي ماندگار سينماي‌ايران به شمار آورده‌اند؛ ضمن اينكه بچه‌هاي آسمان در سال 1997 به‌عنوان يكي از پنج كانديداي دريافت جايزه بهترين فيلم غيرانگليسي زبان جشنواره اسكار معرفي شده بود. بازتاب مثبت اكران اخير <بيد مجنون> در آمريكا، ما را برآن داشت كه ضمن تحليل اين فيلم برخي گزارش‌ها و نقدهايي را كه از سوي روزنامه‌ها و نشريات آمريكايي ارائه شده است در اينجا بياوريم. ‌

    نابينايان در فيلم‌هاي مجيد مجيدي جايگاه خاصي دارند. مجيدي در <رنگ خدا> تلا‌ش مي‌كند تا بي‌توجهي جامعه به محمد، كودك نابينا را گوشزد كند. در <بيد مجنون> هم با يك استاد دانشگاه نابينا به نام يوسف روبه‌رو هستيم كه عرفان و ادبيات درس مي‌دهد. يوسف البته بعد از عمل جراحي بينايي خود را به دست مي‌آورد، اما اين بينايي به بهاي ترديد وي نسبت به همه چيز تمام مي‌شود. يوسف (پرويز پرستويي) شخصيت 45 ساله بيد مجنون، به خط بريل مي‌خواند و مي‌نويسد و اشعار مولا‌نا را در دانشگاه تهران تدريس مي‌كند. استيفن هولدن (تحليلگر نيويورك تايمز) درباره اين شخصيت اصلي مي‌نويسد: <اگر <رنگ خدا> و <بيد مجنون> را از زاويه‌اي يكسان نگاه كنيم، يوسف مي‌تواند بديل شهري شده و رشد يافته محمد باشد.> يوسف بعد از بازيافتن بينايي، با مسائل مادي مواجه مي‌شود و در اولين قدم با يك نگاه، عاشق دختري مي‌شود كه هيچ سنخيتي با او ندارد. كار به جايي مي‌رسد كه همسر و دختر يوسف او را ترك مي‌كنند و حتي مادرش براثر اين ماجرا مي‌ميرد. مجيدي در <بيد مجنون> خود را درگير اخلا‌ق‌گرايي سطحي و نازل مرسوم نمي‌كند؛ حتي اگر اين رويه به بهاي سرزنش كردن شخصيت اصلي به‌عنوان انساني سطحي و بي‌اعتقاد تمام شود. يوسف بعد از بازيابي دوباره بينايي‌اش گويي كه از بهشت عدن به زمين هبوط كرده. او كه در هفت‌سالگي به دنبال تصادف بينايي‌اش را از دست داده بود، تا قبل از بازيابي دوباره بينايي‌اش در معصوميتي مثال زدني به سر مي‌برد و همچون محمد در <رنگ خدا>، در سفر دروني خود غرق بود، اما همه چيز با بازيابي دوباره بينايي اين مرد نابينا عوض مي‌شود. هولدن در اين‌باره مي‌نويسد: <يوسف درمي‌يابد كه ديگر نابينا نيست و بينايي را فرصت مغتنمي مي‌شمرد. با اين حال ناگهان بهشت گمشده خويش را به خاطر مي‌آورد و خودش را به‌عنوان يك شخص لوده مي‌بيند.> همانطور كه هولدن در نقد خود يادآور مي‌شود، زماني كه تماشاگر فيلم با شادي كوتاه مدت يوسف به دنبال بازيافتن بينايي‌اش مواجه مي‌شود از خود مي‌پرسد حالا‌ كه چي؟! آيا اين شادي زودهنگام مي‌تواند تا انتهاي فيلم ادامه يابد؟ تماشاگر اين‌جاي كار با صحنه‌اي از فيلم روبه‌روست كه يوسف از پاريس (محل انجام عمل جراحي) به فرودگاه تهران برگشته و در حلقه دوستان و آشنايان قرار گرفته. همه چيز خوب است ولي آيا زندگي شادتري در انتظار يوسف است؟! پاسخ منفي است؛ چون دردسرهايي در انتظار اوست. هولدن باز مي‌نويسد: <يوسف در ماه‌ها و هفته‌هاي بعد شرنگ تلخ زندگي را تجربه مي‌كند. در محل كار با يك جيب‌بر روبه‌رو مي‌شود و چشمانش از نزديك سرقت را مي‌بيند. مدتي بعد عاشق دختر جواني مي‌شود و كار تا مرحله طلا‌ق از همسرش پيش مي‌رود... اين جا يوسف به زانو درمي‌آيد.> نگاه سمبليك مجيدي به هستي در اين فيلم كاملا‌ مشهود است با اين تفاوت كه او در <بيد مجنون>‌پا را يك پله فراتر گذاشته و به بيان روايي تازه‌اي رسيده است. استيفن وايتي (تحليلگر استار لدگر) در اينباره مي‌نويسد: <بيد مجنون، روايتي كامل و بديع از مجيدي است كه در آن شاهد مرحله‌اي جديد از كار اين كارگردان هستيم. قعطا اين فيلم دريچه‌اي تازه را به روي سينماي ملي ايران مي‌گشايد.> در كنار اين تحليل و همچنين تحليل نيويورك تايمز، ديگر مطبوعات آمريكا هم طي هفته‌هايي كه از اكران <بيد مجنون> در اين كشور مي‌گذرد به نگارش نقدها و تحليل‌هايي در مورد آن دست زده‌اند. ‌

    جان اندرسون از روزنامه نيوز دي ضمن ستايش اين فيلم مي‌نويسد: <آيا شما قادر هستيد از موضعي مناسب فيلمي درباره يك نابينا بسازيد؟ پاسخ منفي است؛ چرا كه تنها مجيد مجيدي مي‌تواند بدون هرگونه دشواري‌اي چنين فيلمي را بسازد. ‌

    مجيدي معتقد است اين جهان (جهان ناسوت) جايي است كه اخلا‌قيات در آن ناديده گرفته مي‌شود، پس زماني كه نابينايي چون يوسف در اين جهان بينايي‌اش را باز مي‌يابد پا به قلمرو گناه مي‌گذارد.> ‌

    تحليلگر تايم اوت هم ديدگاهي مشابه ديدگاه تحليلگر نيويورك تايمز در مورد <بيد مجنون> دارد. استيفن گرت ضمن مقايسه دو فيلم <بيد مجنون> و <رنگ خدا> مي‌نويسد: <بيد مجنون حاكي از اين استعاره است كه چطور در فرهنگ‌هاي مختلف نگاه تند و گزنده افراد نسبت به زندگي‌شان گسترش مي‌يابد. اين فيلم مي‌تواند هشداري باشد به آنهايي كه تمام اميدهايشان را صرف روياهاي سطحي مي‌كنند.> گرت در مورد شاخصه‌هاي سينمايي اين فيلم اضافه مي‌كند: <هديه‌اي كه مجيدي در <بيد مجنون> به ما پيشكش مي‌كند، بافت سينمايي‌اي است كه با ضمه‌هاي احساسي توام شده و به اثر او به‌عنوان فيلمي عميق اعتبار بخشيده است.> ‌

    اكران بيد مجنون در آمريكا در ماه گذشته آغاز شده و تنها در هفته اول حدود 15 هزار دلا‌ر فروش داشته است. نيويورك اولين شهري بود كه پذيراي نمايش اين فيلم شد و قرار است اين فيلم در ديگر شهرهاي آمريكا هم به نمايش درآيد. تماشاگران آمريكايي پيش از اين <باران>، <بچه‌هاي آسمان> و <رنگ خدا> را هم در سينماهاي كشورشان تماشا كرده‌اند؛ هر چند فيلم <رنگ خدا> در اين ميان ركوردار بوده و پرفروش‌ترين فيلم ايراني در آمريكا به حساب مي‌آيد. در سال‌هاي اخير شركت ميراماكس مسووليت پخش <باران> و <بچه‌هاي آسمان> را در آمريكا برعهده داشته و پخش كننده <رنگ خدا> سوني پيكچرز بوده است. ‌

    فيلم <بيد مجنون> هم توسط شركت نيويوركر در آمريكا درحال پخش است. ‌

    از بازيگري تا فيلمسازي

    مجيد مجيدي در دهه 60 بازيگر بود و در دهه 70 كارگردان. او فيلمسازي را با ساخت فيلم <بدوك> در سال 1370 آغاز كرد؛ هر چند تا قبل از آن در قالب بازيگر در فيلم‌هايي چون توجيه 13600)، استعاذه 13611)، مرگ ديگري 13611)، دو چشم بي‌سو 13622)، بايكوت 13644) ، تيرباران 13655)، تا مرز ديدار 13688)، در جست‌وجوي قهرمان 13688)‌و شنا در زمستان 13688) بازي كرده بود. مجيدي بعد از <بدوك> فيلم پدر13744)‌را ساخت؛ ولي اين <بچه‌هاي آسمان> 13755) بود كه نام وي را به‌عنوان يك كارگردان تاثيرگذار سرزبان‌ها انداخت. در <بچه‌هاي آسمان> تلا‌ش پسربچه‌اي روايت مي‌شود كه به دنبال گرفتن جايزه دوم و نه جايزه اول يك مسابقه است؛ چرا كه خواهر او كفش ندارد و جايزه دوم اين مسابقه هم يك جفت كفش است! نگاه ژرف و هستي شناسانه‌مجيدي در فيلم بعدي او <رنگ خدا> 13777) رنگ و بوي ديگري مي‌گيرد و او دغدغه‌هاي خود را كه بر مبناي يك اخلا‌ق‌گرايي تلخ و منتقدانه قرار دارد، دنبال مي‌كند. در فيلم كوتاه <خدا مي‌آيد> هم اين نگاه تقويت مي‌شود تا فيلم‌<باران> 13799) كه بار دراماتيك قوي‌اي دارد و در آن مسائل احساسي و عاطفي يك جوان محور داستان قرار مي‌گيرد. ‌

    مجيدي در فيلم جديدش آواز <گنجشگ‌ها> كه روزهاي پاياني فيلمبرداري آن سپري مي‌شود، داستان كريم، كارگر مزرعه پرورش شترمرغ را بازگو مي‌كند كه در حاشيه شهر و در خانه‌اي كوچك زندگي مي‌كند. حوادثي در مزرعه منجر به اخراج كريم از كار مي‌شود و او به شهر مي‌آيد. تا كار جديدي پيدا كند اما و در آنجا زندگي‌اش دستخوش تغيير مي‌شود. مجيدي در اين فيلم هم همچون فيلم‌هاي قبلي‌اش سراغ حاشيه‌هاي جامعه رفته است. البته هنوز زود است كه در مورد اين فيلم قضاوت شود و بايد منتظر ماند و ديد اين كارگردان در آخرين ساخته سينمايي‌اش چه نگاهي را دنبال كرده است. ‌


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:43 am

    چهارشنبه 12/7/1385
    تاريخ :

    مجید مجیدی :برای دفاع از ساحت هنرمندان آماده مناظره ام



    ارائه‌ی گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از فعالیت‌های صورت گرفته در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت گذشته، نظرات و واكنش‌های مختلفی را درخصوص مفاد این گزارش از سوی نمایندگان و اعضای كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و اهالی هنر برانگیخت.


    به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در تازه‌ترین این واكنش‌ها مجید مجیدی، كارگردان سینمای ایران و سازنده‌ی فیلم‌هایی چون، "رنگ خدا"، "باران" و "بیدمجنون" كه به عنوان نخستین كارگردان ایرانی كاندیدای اسكار شناخته می‌شود، نیز در مقام پاسخ‌گویی برآمد.


    وی كه در یكی از دوره‌های گذشته‌ی جشن خانه‌ی سینما نگرانی خود را از شنیدن "صدای پای ابتذال" ابراز كرده بود، در واكنش اخیر خود عنوان كرده است "برای دفاع از آبرو و حیثیت هنرمندان، آماده‌ی مناظره با هر گروهی هستم‌."


    این كارگردان صاحب‌نام ایران، با حضور در روزنامه‌ی اطلاعات، به قول خود "داوطلبانه" ارتباط رسانه‌ای با مردم ایران را درخواست كرد كه در این روزنامه درج شده است.


    متن گفت‌وگوی مجید مجیدی از این قرار است:


    چالش‌های پیش روی سینما


    مجیدی در ابتدای سخنانش با بیان این‌كه چالش‌های فراوانی از داخل و خارج كشور پیش‌روی سینمای ارزشی ایران است، گفت: "یكی از چالش‌هایی كه در چند سال اخیر درگیر آن هستیم این است كه متأسفانه، هر كسی در هر جایگاهی خود را صاحب نظر در فرهنگ و هنر كشور می‌بیند. البته این در تمامی ابعاد همانند اقتصاد، سیاست و حتی ورزش تسری پیدا كرده و هر كسی به گونه‌ای خود را متولی امر می‌داند و در پی این احساس، خود را دارای‌ تكلیف و وظیفه می‌بیند. این افراد در حقیقت نه دارای نظر كارشناسی در حوزه‌ی موردنظر هستند و نه صلاحیت وارد شدن به این مباحث را دارند.


    متاسفانه ما بیشترین آسیب‌ها را در عرصه‌ی فرهنگ و هنر، از "سلیقه‌ها" خورده‌ایم. برخی بی‌برنامگی‌ها و بی‌نظمی‌هایی كه در هنر و فرهنگ كشور شاهد هستیم، ناشی از این اعمال سلیقه‌ها است."


    وی افزود: "بدون تبیین یك برنامه‌ی مدون فرهنگی، همواره جامعه‌ی فرهنگی كشور دست‌خوش نظرات و جریان‌های سیاسی خواهد بود."


    كارگردان "رنگ خدا" با اشاره به نقش كارآمد زبان سینما در تشریح اهداف و فرهنگ انقلاب اسلامی تصریح كرد: "سینمای ایران در سال‌های اخیر سفیر فرهنگی كشور بوده و سیاستمداران نیز به این مساله اذعان داشته و دارند. بر كسی پوشیده نیست كه سینما توانایی چالش‌زدایی و حل بحران‌های جهانی را دارد، ولی همه‌ی موارد ذكر شده، دلیل بر این نیست كه ما نگاه نقادانه به تولیدات سینمایی نداشته باشیم."


    مجیدی با مهم شمردن شخصیت و جایگاه منتقد افزود: "نقد سالم زمانی می‌تواند وجود داشته باشد كه انسان‌های وارد شده در این حیطه، صلاحیت انتقاد را داشته باشند. ولی متاسفانه در صلاحیت افراد برخی اوقات دچار شك و تردید می‌شویم."


    وی اذعان كرد: "همیشه نقد سینمای ایران با نگاه سیاسی توام بوده است و این مختص زمان خاصی نیست."


    مجیدی با عنوان این‌كه در تاریخ سینمای ایران به ویژه از دهه‌ی 60 تاكنون هنر سینما دستخوش مسائل سیاسی بوده افزود: "باید بگویم در هیچ دوره‌ای در گستره‌ی تاریخ این مملكت، چه قبل و چه بعد از انقلاب، تا این اندازه توسط یك نهاد قانون‌گذار به هنر و هنرمند توهین نشده است."


    هجمه به كارهای فرهنگی‌


    وی گزارش تحقیق و تفحص مجلس را بدون هیچ‌گونه نگاه كارشناسانه و بی‌اعتنا به واقعیت‌های جامعه هنری دانست و گفت: هر چه كار در این سال‌ها انجام شده در برابر هجمه‌ی اهانت‌های غیرمنصفانه قرار گرفته است كه این "دوستان" بیان كرده‌اند.


    ‌مجیدی با اشاره به كار نمایندگان كمیته‌ی تحقیق و تفحص، ضمن غیرمنطقی دانستن موضع گزارش گفت: "گویا هیچ كار ارزشمند و گران‌قدری در این سال‌ها انجام نگرفته است و این خود جای تعجب دارد.


    دیدگاه‌های مقام معظم رهبری


    مجیدی با اشاره به دیدار صمیمانه‌ی جمعی از كارگردانان سینما با مقام معظم رهبری گفت: "این مسائل در سالی صورت می‌گیرد كه در آن، دیدار بسیار صمیمی رهبر معظم انقلاب و سینماگران مطرح ایران برگزار می‌شود. برای من بسیار عجیب است، در شرایطی كه رهبر انقلاب به عنوان الگو و سرمنشاء تمامی جریان‌های فرهنگی كشور، سینما را تكریم می‌كنند، این حركت‌ها رخ می‌دهد. رهبر انقلاب در آن جمع سینما را یك عنصر بسیار مؤثر فرهنگی معرفی می‌كنند و من متعجب هستم كه پس از اندك زمانی، گزارشی از مجلس صادر می‌شود كه خلاف این دیدگاه‌ها است."


    وی افزود: "این گزارش در واقع همه‌ی داشته‌های انقلاب را تحت‌شعاع قرار می‌دهد و به عبارتی خشك و تر را با هم می‌سوزاند. وقتی شما گزارش مجلس را در كنار بیانات رهبر انقلاب بگذارید، متوجه خواهید شد كه این دو نگاه 180درجه باهم متفاوت هستند."


    مجیدی گزارش تحقیق و تفحص مجلس را سیاسی دانست و تصریح كرد: "در این گزارش جملات سخیف و سطحی وجود دارد كه نشانگر آن است كه كسانی كه گزارش تحقیق و تفحص را تهیه كرده‌اند، به‌شأن و منزلت هنر واقف نیستند و ورود آن‌ها به عرصه‌های فرهنگی و هنری، منطقی نیست."


    وی با ابراز تأسف شدید از برخورد این كمیته با هنر افزود: "به نظر من جا دارد كه از ساحت هنر و هنرمند دفاع كرد و به شیوه‌ای شرایط بوجود آمده را برای مردم و افكار عمومی تشریح كرد."


    رسالت برای رسانه‌ها


    وی با مهم شمردن رسالت مطبوعات و رسانه‌های جمعی از اصحاب جراید و جامعه‌ی خبری درخواست كرد، در برابر سوءاستفاده‌های این‌چنینی بایستند.


    مجید مجیدی با تكذیب ادعای برگزاری جلسات چهارگانه‌ی مجلس و كارگردانان مطرح ایران تصریح كرد: "در اوج نگرانی‌های ابتدای دولت نهم، جلسه‌ی مشتركی بین كارگردانان مطرح و كمیسیون فرهنگی تشكیل شده است. در واقع این جلسه ربطی به گزارش نداشته و ما فقط دغدغه‌های فرهنگی خود را در هنگام شروع به كار دولت جدید به نمایندگان اعلام كردیم و گفتیم؛ نگذارید هنر دستاویز جریانات سیاسی كشور شود. و بیان كردیم كه سلامت هنر انقلاب ارتباط مستقیمی با نوع سیاست‌گذاری‌های فرهنگی كشور دارد."


    وی همچنین با تكذیب ‌تعامل نمایندگان مجلس با كارگردانان برای نظرخواهی تهیه‌ی گزارش كمیته‌ی تحقیق و تفحص تأكید كرد: "بعد از آن جلسه هیچ نوع جلسه‌ای وجود نداشته است و جای تعجب دارد كه كمیسیون فرهنگی مجلس كه در بین آن‌ها افراد فرهیخته‌ای همانند دكتر افروغ حضور دارند، سر سوزنی فرصتی بوجود نیاوردند تا برای تهیه‌ی گزارش از هنرمندان نظر كارشناسی خواسته شود."


    تعامل هنرمندان با نمایندگان‌


    مجیدی با بیان این‌كه؛ اگر تلاشی هم برای تعامل با مجلس بوده، از سوی هنرمندان بوده، نه تلاش كمیسیون فرهنگی مجلس افزود: درتلاش داشتیم فرصتی برای گفت‌وگو و تعامل بوجود بیاید ولی این فرصت بوجود نیامد. همیشه این درخواست از طرف هنرمندان بود، اما این اتفاق فقط یكبار برای همیشه افتاد. نه تكرار شد و نه استمرار پیدا كرد."


    مجیدی با اعلام این مسأله كه من هم دیدگاه انتقادی به وضعیت سینمای ایران دارم، خاطرنشان كرد: "اگر بیاد بیاورید 6 سال پیش در جشن خانه سینما نسبت به صدای پای ابتذال هشدار دادم. در آن جلسه ابراز نگرانی كردم و دغدغه‌های خود را بیان كردم. البته این به آن معنا نبود كه بخواهم كلیت سینما را زیر سئوال ببرم."


    وی با طرح این پرسش كه آیا در طول 8 سال دولت خاتمی حداقل 3 یا 4 فیلم فاخر ساخته نشده است؟ اظهار داشت: "سالیانه در كشور آمریكا دو هزار فیلم ساخته می‌شود و از این میان حداكثر 5 فیلم ماندگار می‌شود. از طرفی جریان هنر انقلاب بر این اساس شكل گرفته است كه الگوسازی كند و با تلاش سینماگران "رنگ خدا" و "تولد یك پروانه" ساخته می‌شود كه یك جریان به نام سینمای معناگرا به راه می‌افتد."


    مجیدی "رنگ خدا" را شروع یك جریان فرهنگی در ایران دانست و افزود: "در طول صد سال سینمای ایران، یك فیلم به نام "بچه‌های آسمان" به عنوان نماینده‌ی كل سینمای ایران راهی اسكار می‌شود."


    مجیدی با دعوت از نمایندگان به واقع‌نگری درباره‌ی حضور بین‌المللی سینمای ایران گفت: "قرار نیست كه بگوییم هر سال تمام جشنواره‌ها را فتح می‌كنیم و یا قله‌های سینمای جهان را می‌توان با فیلم‌های ساخته شده فتح كرد. در واقع سینمای ایران باید آزمون و خطای فراوانی را در این زمینه انجام بدهد تا موفقیت حاصل شود و یكی از وظایف مدیران فرهنگی كشور این است كه در این مسیر متوجه هرس كردن زوائد درخت هنر سینما باشند."


    وی گفت: "در هر دوره‌ای از تاریخ، رد پای هنر را به عنوان شاخص تقسیم‌بندی دوران تاریخی شاهد هستید. در صورتی كه سیاست‌مداران زیادی قبل و بعد از انقلاب در عرصه‌ی سیاست حضور پیدا كردند، ولی هیچ‌یك از این جریانات سیاسی ماندگار نشدند."


    ماندگاری هنر


    مجیدی گفت: "یك تابلوی صاحب اندیشه و حتی یك رمان صاحب فكر در تاریخ به یادگار می‌ماند و به این دلیل است كه من در صدد گفتن حقیقت هستم. حقیقت‌گویی من برای ثبت در حافظه‌ی تاریخ است. هر چند این ابراز عقیده شاید قربانی زمان خود بشود. هر چند سایه‌ی سیاست بر روی آن سنگینی كند، ولی به هرحال تاریخ حقیقت را روایت خواهد كرد."


    وی افزود: "اگر حرف ما حقیقت است و اگر گفته‌ی خود را باور داریم، ان‌شاءالله تأثیر خود را خواهد گذاشت."


    مجیدی با موشكافی استراتژی ابتذال در بهره‌گیری از تنش‌ها و سوءتفاهمات بین مسئولان و هنرمندان تصریح كرد: "من در جشن صد سالگی سینما نیز گفته‌ام، قبول دارم، در فضای باز دولت خاتمی بیش از هرچه شاهد رشد فیلم‌های فرصت‌طلبانه و مبتذل بودیم. در آن موقع افراد سودجو و فرصت‌طلب در كوتاهترین مدت با عقب كشیدن روسری‌ها و عوض كردن مدل مانتوها، فیلم‌های معلوم‌الحال را روانه‌ی بازار كردند و اكنون نیز همان فرصت‌طلبان سوداگر با فضای ایجاد شده بعد از گزارش مجلس، روسری‌ها را جلوتر خواهند آورد و به ریا خواهند پرداخت كه متأسفانه در سریال‌های تلویزیونی نمونه‌ی بارز آن را شاهد هستیم."


    وی با بیان این‌كه نوع ابتذالی كه در آینده ما را مورد هجوم قرار خواهد داد، از نوع پیش، خطرناك‌تر است، گفت: "این ابتذال با رنگ مذهب، ارزش‌ها و اعتقادات ما را مورد هجمه قرار خواهد داد و متأسفانه نگاه سطحی‌نگر فیلمی را مذهبی می‌نامد كه در آن ركعت‌های نماز بیشتر خوانده شود! و این قشری‌گری متأسفانه برای سودجویان بسیار ارزشمند خواهد بود. و در این فضا، آنان كه ارزش‌مدار هستند و دغدغه‌ی هنر انقلاب را دارند به گوشه عزلت خواهند رفت."


    نگرانی از آینده سینما


    وی با ابراز نگرانی از آینده‌ی وضعیت سینمای ایران افزود: "27 سال از تاریخ انقلاب می‌گذرد و همه باور داریم كه این انقلاب فرهنگی بود و خون‌دل‌ها خورده شد تا سطحی‌نگری‌ها از قامت سینمای ایران زدوده شود، ولی امروز با روند فعلی، نگران این هستیم كه دست‌آوردهای انقلاب دستخوش نگاه‌های كج‌سلیقه‌ی برخی از فعالان سیاسی كشور شود."


    مجیدی با اشاره به آینده‌نگری فرهنگی كشورهای خاوردور تأكید كرد: "متأسفانه ما نه تنها نگاهبان دست‌آورد انقلاب نیستم، بلكه با نگاه غیرمنصفانه جریان‌های موفق كشور را تخطئه می‌كنیم. ژاپن بعد از جنگ دوم جهانی و پس از بمباران اتمی ناكازاكی و هیروشیما، برنامه‌ی آینده‌ی خود را براساس تقویت زیرساخت‌های سیاسی و اقتصادی تعریف كرد كه البته به آن‌جایی انجامید كه این كشور در عرصه‌ی اقتصاد حرف اول را می‌زند. جالب این‌كه در چند سال اخیر، ژاپن به‌دنبال تدوین برنامه‌ی پنجاه ساله‌ی توسعه‌ی فرهنگی است. این كشور احساس می‌كند حال كه زیرساخت‌های اقتصادی كشور موفق است، باید به مسائل فرهنگی بپردازد.


    نظم و برنامه‌ریزی، رمز موفقیت‌


    وی در مقایسه، راز موفقیت كشورهای صنعتی پیشرفته را نظم و برنامه‌ریزی دانست و تأكید كرد: "تا زمانی كه دورنمای درستی و نگاه دقیقی برای هنر نداشته باشیم، در این گونه تنش‌ها و سوءتفاهم‌ها خواهیم بود. در واقع جدی‌ترین مسأله، ورود سلیقه در عرصه‌ی فرهنگ است."


    مجیدی ممیزی‌های بی‌حدومرز و اعمال سلیقه در این زمینه را عامل بلاتكلیفی هنرمندان معرفی كرد و گفت: "در كشور چین بیشترین حد سانسور را شاهدیم، ولی سانسور قانون‌مند است. در این كشور هنرمندان حد و حدود كار خود را شناخته‌اند و در واقع ممیزی قانون‌مند دولت از طرف سینماگران خواسته و ناخواسته پذیرفته شده است. حتی دولت سر لوكیشن، بر فیلمبرداری‌ها نظارت می‌كند. اما آن‌قدر كه درباره‌ی سانسور در ایران بحث و جدل می‌شود، در چین كمتر این اتفاق می‌افتد، چون هنرمند تكلیف خود را می‌داند."


    وی با ابراز نارضایتی از دیدگاه غیرمنصفانه‌ی نمایندگان كمیته‌ی تحقیق و تفحص اذعان كرد: "اگر برای آقایان به نمونه‌ای از كارهای موفق در طی 8 سال استناد شود خواهند گفت؛ با یك گل بهار نمی‌شود. در صورتی‌كه در عالم هنر با یك گل هم بهار می‌شود. البته درست است كه در عرصه‌ی سیاست با هزاران گل بهار نمی شود، ولی تاریخ نشان می‌دهد كه با یك اثر فاخر هنری و به همان تعبیر با یك گل بهار می‌شود. همان‌طور كه حافظ و مولانا برای بشریت بهار جاویدان عرصه‌ی شعر هستند."


    مجیدی با اشاره به انعكاس گسترده‌ی فیلم‌های مطرح ایران در داخل و خارج گفت: "برای مثال فیلمنامه‌ی "بچه‌های آسمان" علاوه بر انعكاس در كتاب‌های درسی داخل ایران، در دیگر كشورها نیز منعكس شده است. حتی در كتاب‌های درسی دوره‌ی دبیرستان كشور ژاپن، فیلمنامه "بچه‌های آسمان" با متن انگلیسی در برنامه‌ی درسی گنجانده شده است. می‌توان گفت تاكنون این فیلمنامه به بیش از 20 زبان دنیا منتشر شده است. از یك اثر هنری چه انتظار دیگری می‌توان داشت."


    نگاه سیاسی به هنر


    وی گفت: "گویا دوستان، اشرافی به انعكاس كارهای موفق ندارند. زیرا نگاه ایشان آلوده به جریان‌های سیاسی است."


    وی با تكرار این‌كه؛ من یكی از منتقدان جدی عرصه‌ی فرهنگ و هنر هستم و اگر یك فضای سالمی باشد، حرف‌های خود را خواهم زد، تأكید كرد: "البته همواره سعی كرده‌ام نقطه‌ نظرات خود را بیان كنم. هم منتقد عملكرد هنرمندان هستم و البته هم میدان فرهنگی را به نقد كشیده‌ام. اما این كسانی كه كیلویی هنر را می‌سنجند و می‌گویند وانت وانت مدرك داریم، بیشتر به بار وزنی می‌اندیشند تا به بار هنری آثار!"


    مجیدی با ابراز نگرانی از پیامدهای گوناگون موضع‌گیری‌های یك‌بعدی در برابر هنر هشدار داد: "حس رعب و وحشت ایجاد شده هنر و هنرمند را در تنگنا قرار می‌دهد. در نظر داشته باشیم كه دامنه این جریانات به مسائلی ختم می‌شود كه تلخ و اسفناك خواهد بود و باعث گوشه‌نشینی و حتی هجرت هنرمندان می‌شود. و البته خطرات متفاوتی پیش رو خواهد داشت كه مهمترین آن بروز افراد كاسب‌كار در حیطه‌ی هنر و یا متولیان كاسب‌پیشه‌ی فرهنگی خواهد بود. در واقع بازار ریا و تزویر داغ و هنر اصیل انقلاب خدشه‌دار می‌شود. با ادامه‌ی این روند جسارت از هنرمند انقلاب گرفته خواهد شد. در واقع فاتحه‌ی هنر انقلاب را بعد از این باید خواند. در این شرایط خیلی از هنرمندان دچار حس ناامیدی شده‌اند و می‌گویند چه فایده‌ای دارد موضع‌گیری بكنیم؟"


    مجیدی هنرمند را صاحب نگاه سالم قلمداد كرد و درباره‌ی تقسیم‌بندی هنرمند انقلاب و پیش از انقلاب توضیح داد: "البته این‌كه می‌گویم هنرمند انقلاب، قصد من این نیست كه هنرمند را تفكیك ارزشی بكنم، بلكه مقصودم هنرمند پیش از انقلاب و هنرمند پس از انقلاب است. چون یا انسان هنرمند است یا نیست و اگر هنرمند است بی‌تردید ارزشمدار و صادق است. در واقع سینمای امروز ایران، نتیجه‌ی سینمای پیش از انقلاب است.


    استقبال از نقد سالم‌


    وی با تكرار این‌كه از نقد سالم استقبال می‌كند افزود: "ما نیازمند نقد سالم هستیم، ولی از اهانت به هنرمند نمی‌توان به راحتی چشم‌پوشی كرد و البته این مردم هستند كه قضاوت می‌كنند. مردم عملكرد مسئولان شعارزده را در طول سال‌های اخیر دیده‌اند. مردم فهیم متوجه هستند كه هر وقت عده‌ای منافعی را در خطر می‌بینند فریاد "وا اسلاما" سر می‌دهند."


    مجیدی ضمن اشاره به آن‌چه كه بی‌سابقه‌ترین توهین به هنرمند در تاریخ ایران خواند، گفت: "در كل تاریخ ایران این اولین بار است كه افرادی حقیقی یا حقوقی برای مقاصد سیاسی خود تا این حد به هنر و هنرمند توهین می‌كنند."


    وی در جواب افروغ كه در صحن مجلس اظهار كرده بود؛ اصحاب فرهنگ میلیون‌ها تومان هزینه كرده‌اند تا تحقیق و تفحص مجلس به نتیجه نرسد هشدار داد: "اگر مقصود ایشان هنرمندان است، باید پاسخگو باشند، نه تنها در برابر مردم بلكه در برابر خداوند باید پاسخ بدهند. این حرف‌ها ذهنیت‌های نادرستی را در بین افكار عمومی ایجاد می‌كند."


    دفاع از هنر و هنرمند


    مجیدی گفت: "حال كه این گفته‌ها بر زبان این "دوستان" جاری شده است، باید پای ادعای خود بایستند و البته هنرمندان ساكت نخواهند نشست و از حیثیت خود دفاع خواهند كرد و قضاوت را به عهده‌ی دادگاه عدل الهی خواهند گذاشت. دوره‌ی همه‌ی مدیران تمام می‌شود و آن‌چه باقی می‌ماند هنر هنرمند است كه باقی خواهند ماند. در طول این سال‌ها شاهد خیلی از آقایانی بوده‌ایم كه خیلی داغ‌تر از دوستان مجلس بودند كه اكنون هیچ گونه نشانی از آن‌ها دیده نمی‌شود. البته اگر رد پایی از برخی سیاستمداران به جای مانده به علت صداقت رفتار و گفتار آن‌ها بوده است."


    وی در ادامه گفت: "مهندس میرحسین موسوی در حوزه‌ی فرهنگ و هنر كشور آن چنان خدمتی بویژه به سینمای كشور كرده است كه كتمان آن بی‌تاثیر است و یاد خدمات وی در دل‌ها باقی خواهد ماند."


    مجیدی با استقبال از نقد عملكرد سینماگران از نگاه نمایندگان مردم گفت: "توصیه‌ی من به دوستان سیاستمدار این است كه به حوزه‌ی هنر با نگاه سیاسی ننگرند. اگر با نگاه صادقانه وارد حیطه‌ی هنر شوند، هنرمندان پذیرا خواهند بود. اما اگر سیاسی‌كاری باشد، قطعا در برابر آن خواهند ایستاد."


    مجیدی با بیان این‌كه؛ ما از سیاست‌مداری وامی‌ نگرفتیم كه بخواهیم به او بازپس بدهیم افزود: "من خود را بدهكار هیچ كسی در كشور نمی‌دانم، مگر شهدای این مرز و بوم كه البته بارها این جمله را گفته‌ام. مدیون هیچ جریان سیاسی یا تشكیلاتی نیستیم و به این دلیل سخن حق خود را خواهم زد، حتی اگر به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید."


    این كارگردان سینمای ایران با استقبال از ارسال گزارش تحقیق و تفحص به قوه‌ی قضائیه تصریح كرد: "اگر نگاه كارشناسانه است این كار انجام بشود. ولی این گزارش كلیت هنر را زیر سؤال برده است و تفكیكی انجام نشده است. در گزارش سینما هیچ‌گونه استثنایی وجود ندارد. برای حضور در محكمه‌ی قضایی، خود مدعی هستم. اگر این ماجرا بخواهد شكل قضایی پیدا بكند، این من هستم كه از نمایندگان شكایت دارم. این افراد، در حداقل قضیه، صلاحیت نمایندگی جامعه‌ی هنری را ندارند."


    مجیدی با اشاره به ساخت فیلم‌های "رنگ خدا"، "باران" و "بید مجنون" در طول سال‌های ذكر شده در متن گزارش تحقیق و تفحص مجلس گفت: "من از ارسال گزارش به قوه‌ی قضائیه بسیار استقبال می‌كنم. جامعه‌ی هنری آن‌قدر بی‌تكلف و پاك عمل كرده‌اند كه بتوانند از خود دفاع بكنند. برای دفاع از آبرو و حیثیت هنر، كمیسیون فرهنگی مجلس و حتی كمیته‌ی تحقیق و تفحص را دعوت به مناظره می‌كنم. من فكر می‌كنم برخی از افراد از اقتدار سینما می‌ترسند و اگر سینما را می‌خواهند به چشم مصادره به آن نگاه می‌كنند. می‌توان گفت سینما پاشنه‌ی آشیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و خواهد بود."


    مجیدی بار دیگر به نشست صمیمی راهبردی سینماگران و رهبر معظم انقلاب اسلامی اشاره كرد و گفت: "من در محضر رهبری عنوان كردم كه در طول سال‌های گذشته همواره در فقر نقد درست بسر برده‌ایم. حتی برای كارایی جشنواره‌های متعدد هنری كسی نقد كارشناسانه‌ای انجام نداده است. همواره با نگاهی ژورنالیستی به برخی توهین شده كه فقر و نداری را منعكس می‌كنند تا جایزه بگیرند."


    وی افزود: "سكوت یا علامت ترس است یا رضا. ولی من با این گفته‌ها هیچ امیدی ندارم كه اتفاق خاصی در حوزه‌ی فرهنگ و هنر كشور بیافتد، فقط خواستم در تاریخ ثبت شود كه بالاخره دو نفر آمدند و اعتراض كردند."


    مجیدی با مغرضانه خواندن گزارش تحقیق و تفحص در ادامه گفت: "اگر برای این دوستان تكلیف دینی بوده است، به صورت مصداقی اگر نام ببریم، خود آقای آرین‌منش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندین سال مدیر بودند. در وزارتخانه‌ای كه چنین جسارت‌هایی به ارزش‌ها می‌شود، به چه اجازه‌ای ایشان به عنوان مدیر سكوت كردند؟! چرا این فرد در یك نشریه‌ای حتی كوچك، جیغ بنفش نكشید. چرا پیش ازاین معترض نبودند و تذكر نداده‌اند؟"


    وی در ادامه این گونه عملكردها را نشان‌دهنده‌ی تلاش برای كسب منافع شخصی دانست و گفت: بگذارید همان‌گونه كه درباره‌ی هنرمندان قضاوت عجولانه كردند ما هم به راحتی قضاوت كنیم.



    وی در مقام پاسخ به سكولار یا لیبرال بودن فیلم‌های ساخته شده افزود: "حداقل تیتراژ فیلم‌ها با این تهمت‌ها منافات دارد. ‌همه‌ی فیلم‌ها در ظاهر با نام خدا شروع می‌شود و این یك دلیل بحث سكولاریسم را نفی می‌كند؛ البته قصد ورود به بحث زیباشناسی و مفهومی فیلم‌ها را ندارم."


    نگاهی سطحی به برخی از فیلم‌ها


    مجیدی در ادامه با انتقاد شدید از وضعیت سینمای ایران با نگاه منصفانه تصریح كرد: "هرچند خود من هم، از برخی فیلم‌ها كه نگاه سطحی و احمقانه‌ای دارد دلم خون است. چون در طی سال‌ها، درصدد بودیم كه ذائقه‌ی تماشاگر را تغییر بدهیم، ولی چنین نوع سینمایی روند ارتقاء ذائقه‌ی تماشاگر را بی‌اثر می‌كند. ولی بی‌انصاف نباشیم كه برخی از این فیلم‌ها آیینه‌ی جامعه هستند. گوشه‌ای از این اجتماع در برخی از فیلم‌ها منعكس می‌شود. در ضمن برخی از این‌گونه فیلم‌ها با ادعای این‌كه می‌خواهیم اخلاق‌گرا باشیم و بدی‌ها را عیان كنیم، پا پیش گذاشته‌اند و مدعی هستند. آن فیلم‌هایی كه به زعم برخی سكولار یا لیبرال است، در واقع ادعای اخلاق‌گرایی دارند. باید دوستان در مجلس، برای شفاف‌سازی موضوع مصداق فیلم‌های سكولار و لیبرال را اعلام كنند. البته اگر كلمه‌ی ابتذال را مدنظر گرفته باشند، من بی‌تردید با ایشان موافقم، اما ابتذال نیز تعریف دارد. من معتقدم كه ابتذال در نوع پوشش و مدپرستی و دیگر مسائلی از این دست خلاصه نمی‌شود. بلكه نوع نگاهی سطحی با رویكردهای حتی مذهبی، ابتذال محسوب می‌شود. دلیل بروز فیلم‌های مبتذل نیز روشن است.


    عملكردهای این چنینی فضا را برای ابتذال هنری باز می‌گذارد.


    مجیدی با اشاره به این‌كه منتظر چهره‌ی جدید ابتذال در سینما باشید گفت: تردید نداشته باشید كه بعد از این گزارش باز هم ابتذال با چهره‌ی دیگر جلوه‌گر می‌شود. این را به شما قول می‌دهم. ابتذال می‌داند چگونه نان به نرخ روز بخورد. او می‌داند كه امروز فلان نماینده‌ی مجلس از چه چیزی خوشش می‌آید و چه چیزی را لااقل در ظاهر می‌پسندد و بعد به سمت آثاری می‌رود كه خوشایند دوستان باشد. ابتذال همیشه با چهره‌ی روابط دختر و پسری نمی‌آید، بلكه متاسفانه تجلی پیدا می‌كند در آثار [به ظاهر] دینی این ملت."


    بحث هنر درباره حقیقت‌


    مجیدی با بیان این‌كه قصد ورود به حیطه‌ی سیاست را ندارد افزود: "من به عنوان هنرمند وارد میدان سیاست نمی‌شوم. چون سیاست از واقعیت ژورنالیستی حرف می‌زند، ولی هنر درباره‌ی حقیقت بحث می‌كند. واقعیت‌های سیاسی نسبی است و منطبق به روزمره‌گی است و هنر از روزمره‌گی پرهیز دارد."


    مجیدی با یادآوری مجدد خاطره نشست با مقام معظم رهبری تصریح كرد: "میزانسن و چیدمان هنرمندان در نشست صمیمانه با رهبر انقلاب، نشان دهنده‌ی ارج و قربی بود كه ایشان به سینماگران داشتند و نكات مهم و روشنی كه تیتروار ایشان بیان كردند، چگونه نادیده گرفته شده است."


    وی هشدار داد: "دامن آتش ابتدا دامن این دوستان را خواهد گرفت، باید پاسخ‌گو به مردم باشند كه چرا بدون انصاف جسارت به كلیت هنر كرده‌اند. شواهد نشان می‌دهد كه می‌خواهند به یك قلع و قمع اساسی دست بزنند، ولی مطمئن باشند نمی‌توانند در برابر جریان فهیم فرهنگی كشور بایستند. باید روزی عذرخواهی كنند و من مدعی هستم." وی با یادآوری سخنرانی تاریخی امام (ره) در بهشت زهرا(س) از آن به عنوان یك رهنمون تاریخی یاد كرد و تاكید كرد: "امام (ره) در آن شرایط بحرانی انقلاب در بهشت زهرا (س) گفتند كه؛ ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالف هستیم و این نشان دهنده‌ی یك درایت و یك فرهنگ غنی است كه پشتوانه‌ی ملت است. حتی در سخنرانی ایشان به مصداق هم می‌رسیم. در ادامه می‌گویند فیلم "گاو" فیلم خوبی است. این اهمیت سینما را به عنوان یك زبان كارآمد نشان می‌دهد. اگر پشتوانه‌ی امام (ره) نبود، سینما تا پایان دهه‌ی اول امكان بازگشایی نداشت."


    وی در پایان با ابراز این عقیده كه تهیه‌كنندگان این گزارش با اندیشه‌های امام (ره) و در كل با هر اندیشه‌ی پاكی مخالف هستند اذعان كرد: "ای كاش به حرمت بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با فیلمسازان، برخی حد و مرزها را در گزارش در نظر می‌گرفتند. طیف هنرمند مبهوت این خلاء و تضاد عملكردی هستند و به این دلیل تردید ندارم كه این جریان سیاسی است."


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:50 am

    واکنش مجيدي به بهروز افخمي
    يکشنبه 6/11/1387

    به عمرم دو ساعت هم با افخمي حرف نزده‌ام، اسم استيون سيگال را هم نشنيده‌ام .

    چندي پيش يادداشتي از بهروز افخمي خطاب به مجيد مجيدي در سايت سينماي ما خوانديد که در آن افخمي در پاسخ به اظهار نظر مجيدي درباره رشد ابتذال سينما در دوران دوم خرداد، به علاقه مجيدي به استيون سيگال و فيلم‌هايش اشاره کرده بود.

    حالا يکي از همکاران سينماي ما محمد تاجيک از ملاقات‌اش با مجيدي پس از خواندن يادداشت افخمي نوشته است. در ادامه اصل يادداشت افخمي را بار ديگر خواهيد خواند:

    پس از اينکه بهروز افخمي يادداشتي درباره علاقه مجيدي به استيون سيگال را منتشر کرد من از مجيدي درباره علاقه اش به استيون سيگال پرسيدم و او که يادداشت افخمي را خوانده بود مي گفت:

    من خدا شاهده اسم استيون سيگال را به عمرم نشنيده ام حتي بلد نيستم اسم اين هنر پيشه را درست تلفظ کنم. مجيدي بعدش هم توضيح داد که در اين بيست ساله تا به حال به اندازه ?ساعت با بهروز افخمي صحبت نکرده است که حالا آقاي افخمي مدعي دانستن علاقه مجيدي به استيون سيگال شده است.

    مجيدي مي گفت تازه اين دوساعت متعلق به زمانهايي بوده که اين دو در جلسه يا جلساتي با حضور شهيد آويني درآن شرکت داشته اند.

    حرفهاي افخمي از نظر مجيدي آنقدر بي اهميت بود که به گفته خودش ارزش جواب دادن نداشت.



    اصل مقاله بهروز افخمي را حالا اين جا يک بار ديگر بخوانيد...

    «مجيد مجيدي كه اين روزها فيلم آخرش «آواز گنجشك‌ها» به نمايش عمومي درآمده و به رغم توفيقاتي كه در خارج از كشور به دست آورده، در ايران چندان مورد استقبال قرار نگرفته، چند روز پيش در يك جمع دانشجويي گفته است كه دوران اصلاحات براي سينماي ايران حاصلي جز ابتذال نداشت. مجيدي ظاهرا" پيش از اين و در دوران رياست جمهوري سيد محمد خاتمي هم اين جور حرف‌ها را در مورد سينماي ايران مي‌گفته و مثلا" هشدار مي‌داده كه : صداي پاي ابتذال مي‌آيد!

    اما مفهوم لفظ ابتذال آن قدر مبهم است كه هر كس مي‌تواند آن را براي تحقير هر كس ديگر و هر داستان يا فيلمي كه دوست نداشت به كار ببرد. مثلا" همين مجيد مجيدي فيلم‌هاي سينماي ورزش‌هاي رزمي و به خصوص فيلم‌هاي استيون سيگال را خيلي دوست دارد. (يا حداقل دوست داشت) تا آنجا كه به ياد دارم او پيش از آن كه به وسيله جشنواره‌هاي اروپايي كشف شود هيچ ابايي از ابراز اين عقيده نداشت و استيون سيگال و فيلم‌هاي بزن‌بزن او را در عرصه بازيگري و فيلمسازي ستايش مي‌كرد.

    البته امروز احتمالا" مجيدي مي‌داند كه استيون سيگال و فيلم‌هاي ژانر ورزش رزمي از نظر كساني كه جشنواره‌ها را مي‌گردانند نمونه قطعي ابتذال هستند. بنابراين او احتمالا" دوست ندارد از آن پهلوان راهب مسلك و با معرفت به عنوان بازيگر و فيلمساز محبوب يادي بكند. شايد هم از من ناراحت بشود كه محبوب فراموش شده‌اش را به يادش انداختم و عشقي را رو كردم كه نزد دكانداران روشنفكري، موجب شرمساري و نشان ابتذال است. اما چه كنم كه من هم استيون سيگال را دوست دارم و هم از ابزار علاقه به فيلم‌هاي او هيچ خجالت نمي‌كشم.


    اين مثال از آن رو آوردم كه مجيدي بداند آنچه نزد او مصداق سينماي ايده‌آل است از ديدگاه اصحاب جشنواره و كباده كشان فرهيختگي نمونه كلاسيك ابتذال است و چه بسا آن فيلم‌هايي كه او مصداق ابتذال مي‌داند از نظر خيلي‌ها فيلم‌هايي با ارزش و قابل ستايش باشند.

    مشكل اينجاست كه لفظ ابتذال معنا و مفهوم روشني ندارد و به وسيله كساني به كار مي‌رود كه يا نمي‌توانند درست و دقيق فكر كنند يا نمي‌خواهند درست و دقيق حرف بزنند. اين لفظ معمولا" مثل يك چماق كلامي به دلخواه براي سركوبي هر كس و هر فيلمي كه نمي‌پسنديم به كار گرفته مي‌شود. كساني كه آن را به كار مي‌برند در واقع به نحوي پيچيده فحاشي مي‌كنند و كلمات را نه براي تفاهم و ايجاد فضاي انس و هم‌سخني، بلكه براي ايجاد سوءتفاهم به كار مي‌گيرند.

    شايد هم عمدي در كار باشد. لفظ ابتذال آن قدر مبهم است كه اغلب مردم مصاديق مورد نظر خود را به جاي آن مي‌گذارند، بنابراين خيال مي‌كنند كه با مجيدي هم سليقه‌اند و منظور او را از ابتذال سينماي ايران درست مي‌فهمند. خشكه مقدس‌هايي كه از اساس با سينما مخالفند خيال مي‌كنند كه حرف مجيدي را فهميده‌اند. روشنفكران پرمدعاي كم سواد خيال مي‌كنند منظور او از ابتذال همان است كه آنها مي‌فهمند. برادران ايدئولوژيك هم سر تكان مي‌دهند و احسنت مي‌گويند. اما به كار گرفتن زبان به اين نحو رياكارانه و غلط انداز شايد بي معرفتي ديگري باشد در حق استيون سيگال كه دوستي و دشمني‌اش آشكار و شجاعانه است.»

    منبع: سينماي ما


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:51 am

    پنج شنبه 30/9/1385

    مجید مجیدی: سعی كردم ژورنالیستی نگاه نكنم



    پس از "بچه‌های آسمان"، خود فیلمها از من دفاع كردند .

    مجید مجیدی گفت: در تلاش هستم، نگاهم به مسائل اجتماعی، نگاه ژورنالیسم و تاریخ مصرف‌دار نباشد. بنابراین در تلاش هستم، وقتی بعد از چند سال به فیلمهای‌ام رجوع می‌شود، موضوع‌اش همچنان قابل طرح باشد.


    این كارگردان سینمای ایران كه در آخرین روز از برنامه‌ی مرور آثارش در سینما تك حضور پیدا كرده بود گفت: مخاطبین و تاثیر گذاری بر آنها برای من مهم است.


    كارگردان "بچه‌های آسمان"، تاثیر جوایز و حضورهای بین‌المللی را نیز كتمان نكرد.


    مجید مجیدی در این جلسه در پاسخ به سوالی درباره‌ی عنوان فیلم‌سازان دولتی گفت:‌ به هر حال در فضای فرهنگی كه همیشه پر ازسوء تفاهم است، هر چیز و هر كسی را با یك چوبی می‌رانند.


    وی تاكید كرد: ما نسلی بودیم كه با انقلاب شروع كردیم و سینما برای ما هدف مقدسی بود و در آن دوران، سینما مهم‌ترین عرصه‌ی بود كه می‌توانستیم با آن گفت‌وگو كنیم و مسائل مهم جهانی را مطرح كنیم. مجیدی گفت: من با تئاتر شروع كردم ـ در عین حال كه معتقدم، تئاتر جایگاه رفیع خودش را دارد ـ اما سینما خیلی ظرفیتهای بالاتری دارد، به خصوص اینكه آن زمان فرصتی تاریخی فراهم شده بود كه حرفهای ناگفته را مطرح كنیم، همان دوران احساس كردم، ضرورت پرداختن به سینما جدی است. بنابراین با برخی از سینماگران دور هم جمع شدیم و به شكل كارگاهی سینما را دنبال كردیم.


    وی از همكاری‌اش با مخملباف، ملاقلی‌پور، هنرمند تحت عنوان حوزه اندیشه هنر اسلامی در آن سالها یاد كرد و افزود: شاید یكی از دلایل كه این ذهنیت را به عنوان فیلم‌ساز دولتی برای ما بوجود آورد، البته نه در بین مردم بلكه در اذهان خاصی كه می‌خواستند، این نگاه را از بیرون، تعمیم دهند به همین دلایل است.


    به گزارش خبرنگار ایسنا، مجیدی در ادامه‌ی پاسخ به عنوان فیلم‌ساز دولتی گفت: این عنوانها در حالی مطرح می‌شود كه برخی از فیلمهای من با مشكلاتی روبرو شد. مثلا فیلم "بدوك" باعث شد، چهار سال فیلم نسازم و مقامات وزارت ارشاد در آن دوره بر آن فیلم اصلاحاتی وارد كردند.


    وی افزود: خدا بیامرزد "شهید آوینی را، او كسی بود كه حق بزرگی برگردن من دارد، حمایت افرادی چون او، كه آن زمان مطرح كرد رسالت هنرمند، بازگوكننده دردها وآلام مردم است، باعث شد ما پیگیری كنیم و شرایطی فراهم شد.


    مجیدی گفت: "پدر" یك تا دو سال پشت درب‌های بسته بود، به هر حال فیلمی نداشتم، كه دچار مشكل نشده باشد.


    وی معتقد است: وقتی "بچه‌های آسمان" ساخته شد، فضایی را به وجود آورد كه خود فیلمها از من دفاع كردند و تاریخ، ماندگاری اثر، این موضوع را نشان می‌دهد. خود فیلم پشتوانه‌ای شد كه مسیر همواره شود.


    همچنین در بخشی از این جلسه مجیدی خطاب به جوانان گفت: عجله نكنید.سعی كنید گام به گام حركت كنید تا قطعا در مسیری درستی بی‌افتید، آن مسیر شما را هدایت خواهد كرد.


    هاشم‌زاده فیلم‌نامه‌نویس برخی فیلمهای مجیدی نیز كه در این جلسه حضور داشت، گفت: سینمای مجیدی، یك سینمای خیلی ساده است، این سینمای ساده به دلیل سادگی، عمیق است و عمق در سادگی‌ها است.


    به گزارش ایسنا، مجیدی همچنین درباره قهرمان پسر در فیلم‌هایش گفت: قهرمانان ظاهرا پسر بودند، در "بچه‌های آسمان" نقطه عطف "زهرا"یی است كه كنار علی و در "باران"، شخصیت دختری "باران كه "لطیف" را به آن عشق حقیقی می‌رساند.


    مجیدی همچنین تاكید كرد: وجه تصویر درسینما برای من مهم است واز هر چه دیالوگ كه رو به آشكاری می‌برد، تلاش می‌كنم دور باشم.


    بنا بر این گزارش، در این جلسه رضا درستكار نیز به عنوان منتقد درباره‌ی سینمای مجیدی نظراتش را مطرح كرد و جلسه با پرسش و پاسخ علاقه‌مندان ادامه پیدا كرد.


    منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا)


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:52 am

    يکشنبه 10/7/1384

    دوباره صدای پای ابتذال می‌آید




    مجید مجیدی كارگردان سینمای ایران گفت: حاصل تلاش 27ساله فیلمسازان پس از انقلاب با تولید فیلمهای سخیف ومبتذل فیلم فارسی از بین رفته است.

    به گزارشایسنا، مجیدی كه در نشست پرسش و پاسخ فیلم بید مجنون در فرهنگسرای نیاوران سخن می‌گفت، افزود: افتخارات بی‌نظیر سینمای ایران در سطح داخلی و بین‌المللی به راحتی به دست نیامده است كه به سادگی شاهد از دست رفتن آن باشیم.

    مجیدی تاكید كرد: من پنج سال پیش هشدار دادم كه صدای پای ابتذال می‌آید، ولی هم‌اكنون شاهد تجلی ابتذال در عرصه‌های مختلف سینما هستیم. سینمایی كه زمانی به آن افتخار می‌كردیم هم‌اكنون شاهد نزول آن هستیم و در سراشیبی سقوط قرار گرفته است.

    وی از شرایط اكران فیلمها اظهار تاسف كرد و گفت: فیلمهای سخیف، مبتذل و بی‌ارزش فیلم‌فارسی، ماهها است كه می‌توانند سینماها را به اشغال خود درآورند، اما فیلمهای ارزشمندی چون گیلانه و خیلی دور، خیلی نزدیك علی‌رغم استقبال بی‌نظیر و استثنایی تماشاگران با بی‌مهری مواجه می‌شوند.

    این كارگردان سینمای ایران در ادامه تصریح كرد: فیلمهایی كه با دغدغه مسائل اجتماعی در ایران ساخته می‌شوند، در حاشیه قرار می‌گیرند ولی فیلمهایی كه ابتذال از سر و رویشان می‌بارد مورد ارج قرار می‌گیرند.

    مجیدی گفت: مدعیان سینمای بدنه مگر ادعا نمی‌كنند كه فیلم برای مخاطب باید ساخته شود. پس چرا علی‌رغم استقبال مردم از فیلمهایی چون گیلانه، بید مجنون و خیلی دور خیلی نزدیك اینگونه با آنها بی‌مهری می‌شود.

    كارگردان رنگ خدا تاكید كرد: اگر پخش این فیلمها در دست مدعیان سینمای بدنه و مردمی بود فروش فیلم‌هایی چون بید مجنون وگیلانه و خیلی دور خیلی نزدیك بسیار زیادتر می‌شد. هم‌اكنون بید مجنون فروش روزانه‌اش از فیلم‌های سینمای بدنه بیشتر است.

    وی ادامه داد: ما می‌توانستیم به سینمای اندیشمند خود ببالیم، اما متاسفانه دیگر گوش شنوایی وجود ندارد.

    مجیدی گفت: مسؤولان فقط شعار حمایت از سینمای فاخر و ارزشمند می‌دهند. بنابراین فیلمهای خوب سینمای ایران حاصل تلاش و زحمات فردی سینماگران مطرح است.

    وی افزود: قطعا تولید فیلم ارزشمند خیلی دور، خیلی نزدیك محصول تلاش‌ها و زحمات شخص رضا میركریمی است و حوزه هنری تنها سرمایه‌گذار این فیلم بوده است. آنها حتی نمی‌دانستند فیلم كی ساخته شده، كی تمام شده و فقط می‌پرسیدند درچه مرحله‌ای قرار دارد.

    مجیدی ادامه داد: یا فیلم خوب خانم بنی‌اعتماد، محصول تلاشها و پیگیریهای شخص خانم بنی‌اعتماد است.

    او تاكید كرد: اگر تلاش جدی صورت نگیرد شاهد مرگ همیشگی سینمای صاحب اندیشه خواهیم بود، اما این دغدغه را داریم كه خدا نكند سینما دچار ضرری شود كه بعدها دیگر نتوان آن را جبران كرد.

    وی به استقبال مردم از بید مجنون اشاره كرد و گفت: هیچ كس در مخیله‌اش نمی‌گنجید بید مجنون با چنین استقبالی مواجه شود.

    مجیدی با انتقاد از حوزه هنری افزود: حوزه هنری اگرچه سرمایه‌گذار فیلم بید مجنون بود، ولی از یك مرحله به بعد، فیلم را به‌حال خود رها كرد و مثل بچه‌ای كه تنها آن را به دنیا آورده اما توجهی به رشد آن ندارد با فیلم برخورد كرد.

    مجیدی در ادامه اظهارات خود با صراحت از فیلمسازانی چون كیومرث پوراحمد و علیرضا داوودنژاد انتقاد كرد و گفت: باعث تاسف است كه فیلمساز مورد علاقه من و مردم، فیلمی مثل گل یخ بسازد و چرا فیلمسازی كه فیلم ارزشمند نیاز را ساخته است، به سمت سینمایی خنثی و بی‌هویت حركت می‌كند.

    مجیدی در ادامه با اشاره به اینكه اگر حمایت مردم و استقبال آنها از فیلمهایی چون بچه‌های آسمان، رنگ خدا و باران نبود قطعا به بیراهه می‌رفتم افزود: فیلم بید مجنون نیز از زمان جشنواره مورد بی‌مهری برخی منتقدان و روشنفكران قرار گرفت.

    وی توضیح داد: برخی از روشنفكران ، به درستی مسیر را تبیین می‌كنند و برخی از آنها ما را به بیراهه می‌كشانند .

    فیلم بید مجنون متاسفانه با هجمه بسیار سنگینی از سوی برخی منتقدان و روشنفكران روبه‌رو شد ، اما حمایت و استقبال مردم نشان داد باید در راه خود ثابت قدم باشم.

    كارگردان فیلمهای بچه‌های آسمان و رنگ خدا تاكید كرد: معتقد نیستم كه همه فیلمهایم كامل وبدون نقص هستند و معتقدم كه در مسیر فیلمسازی خود در حال تجربه كردن و رشد هستم. قطعا ضعفهایی به بید مجنون وارد است؛ ولی منتقدان با شلاق كشیدن برروی یك فیلمساز به جایی نمی‌رسند. بنابراین به این نتیجه رسیده‌ام در این سینما باید قدمهای بسیاری با آرامش برداشت.

    وی ادامه داد: فضایی كه برخی نویسندگان و روشنفكران بوجود آوردند به حدی بود كه سینمادارها حاضر نبودند این فیلم را اكران كنند. چون معتقد بودند این فیلم نه مخاطب عام و نه مخاطب خاص دارد و در اكران عمومی شكست می‌خورد. اما با صبر و حوصله، انتقادها را گوش كردیم و منتظر اكران فیلم شدیم.

    مجیدی در ادامه صحبتهای خود تاكید كرد: دغدغه من همیشه این بوده است كه به سینما و بیان تصویری هرچه بیشتر نزدیك شوم. در بید مجنون سعی كردم از پیچیدگی‌ها عبور كنم و به یك سادگی برسم تا بتوانم با همه نوع مخاطب ارتباط برقرار كنم.

    وی ادامه داد: در حقیقت لطف خدا شامل حال ما شد و مخاطبان داخلی و خارجی از فیلم بید مجنون اقبال كردند.

    مجید مجیدی گفت: در فیلمهایم سعی كرده‌ام به فطرت انسانها بپردازم. زمانی كه رنگ خدا را می‌ساختم برخی از منتقدان می‌گفتند این فیلم نمی‌تواند در آن سوی مرزها با مخاطب ارتباط برقرار كند، چون رنگ خدا به موضوع خداجویی می‌پردازد ولی در غرب چنین احساسی وجود ندارد. من اعتقاد داشتم مگر می‌توان خدا را حذف كرد، رنگ خدا آنقدر تاثیرگذار بود كه با استقبال تماشاگران آمریكایی، اروپایی ، ژاپنی و ... مواجه شد.

    مجیدی در پاسخ به سؤال تماشاگری كه پرسید چرا آقای مجیدی در فیلم، به جای خدا، یوسف را مجازات كرده‌اید؟ گفت: با همه احترامی كه به نقدها دارم ولی معتقدم كه همه آنها به بیراهه رفته‌اند چون یوسف در بید مجنون مجازات نمی‌شود و سرنوشت او عین لطف است، چون اگر قرار بود یوسف مجازات شود باید یك سیر قهقرایی طی می‌كرد اما به وجه معرفتی بالاتری می‌رسید.

    مجیدی تاكید كرد: همه ما انسانها در زندگی با خداوند خود عهد می‌بندیم و آن را می‌شكنیم ولی از آنجا كه لطف او همیشه شامل حال ما می‌شود و در مواقع بحران، خداوند باز ما را به سوی خودش فرامی‌خواند.

    پرستویی: بازیگری حرفه‌من نیست‌

    پرویز پرستویی بازیگر فیلم بید مجنون نیز در سخنانی گفت: بازی در هر فیلم برای من، مثل طی كردن دوران بارداری برای مادر آن است، چون مثل مادران كه پس از نه ماه منتظر به دنیا آمدن فرزند خود هستند من نیز منتظر نتیجه كار خود هستم. من از مادران شنیده‌ام كه دوران بارداری چقدر سخت است و بازی كردن در هر فیلم به سختی تحمل دوران بارداری است.

    وی ادامه داد: من وظیفه خود می‌دانم كه در سینما تاثیرگذار باشم و آن را یك شغل وحرفه برای خود نمی‌دانم.

    او تاكید كرد: من با كارگردانهای مختلفی كار كرده‌ام ولی تجربه منحصر به فردی كه در فیلم بید مجنون نصیب من شد این بود كه با كارگردانی كار كردم كه خود بازیگر است و این موضوع باعث شد خیلی راحت‌تر و سریع‌تر با مجیدی هماهنگ شوم و حضور او خیلی راهگشا باشد.

    پرستویی گفت: می‌دانستم در فیلم بید مجنون شرایط بسیار سختی داریم. در نقدهایی كه برخی منتقدان می‌نویسند خوانده بودم كه من با چشمهایم بازی می‌كنم، باید بگویم من در بید مجنون دیگر چشم هم نداشتم! اگرچه آقای مجیدی به جای من می‌دیدند ، من سعی كردم مجری خوبی باشم.

    وی ادامه داد: من نقشی را بازی می‌كنم كه به آن اعتقاد دارم درغیر اینصورت آن نقش را بازی نمی‌كنم.

    پرستویی تاكید كرد: در بید مجنون باید این اتفاقی كه برای یوسف روی داد حتما اتفاق می‌افتاد و من با تمام اعتقاداتم سعی كردم با كارگردان و نویسنده فیلمنامه همسو شوم.

    بازیگر فیلم مارمولك گفت: سینما قائم به حرف نیست؛ درحالیكه برخی بازیگران علاقه‌مند به دیالوگ گفتن هستند و اگر دیالوگی نداشته باشند، مثل فلج‌ها می‌شوند.

    وی ادامه داد: یوسف بید مجنون خیلی چیزها را به من داد. بزرگترین حسن بید مجنون این بود، كه اگر همین الان نابینا شوم می‌توانم به راحتی زندگی كنم و از دریچه دیگری به این دنیا نگاه كنیم.

    سیدناصر هاشم‌زاده فیلمنامه‌نویس بید مجنون نیز در سخنانی اظهار داشت: در زندگی واقعی خود، دائم در معرض كورشدن و بینا شدن هستیم و مرتبا در حال تكرار اشتباهات خود هستیم.

    وی ادامه داد: اهل هنر وقتی از كوری و بینایی سخن می‌گویند از صورت قضیه حرف نمی‌زنند و منظورشان سیرت مساله است.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في السبت فبراير 27, 2010 7:53 am

    چهارشنبه 22/12/1386

    موضع مجیدی موضع همه هنرمندان مسلمان است


    فرج‌الله سلحشور دفاع مجید مجیدی را از مقدسات مسلمانان عملی ارزشمند و تکلیف و وظیفه تمام هنرمندان مسلمانی دانست که به رسول اکرم (ص) عشق می‌ورزند.

    سلحشور درباره موضعگیری اخیر مجیدی علیه توهین‌کنندگان به پیامبر اسلام (ص) و کلام وحی به خبرنگار گفت: "فکر می‌کنم مجیدی اعتقادات قبلی خود را بروز داده و از باورها و ایمانش دفاع کرده است. این بدیهی‌ترین واکنشی است که هر مسلمان باید انجام دهد، مخصوصا اگر جایگاه بین‌المللی داشته و جامعه برای او ارزش و احترام قائل باشد. کار مجیدی موضع همه سینماگران است."

    این فیلمساز و بازیگر افزود: "اما من این موضع را کافی نمی‌دانم. پیش از این هم تعدادی از کشورهای غربی مثل دانمارک به پیامبر اعظم توهین کرده و قرآن و رسول اکرم (ص) را زیر سئوال برده‌اند. مشخص است سرنخ دخلی‌ها به کجا بند است و این نخ را از کجا تکان می‌دهند. ما متناسب با این هجوم دشمن از غرب و داخل حرکتی انجام نداده‌ایم."

    سازنده فیلم‌های "اصحاف کهف" و "حضرت یوسف" ادامه داد: "حرکتی که مجیدی انجام می‌دهد ضمن اینکه ارزشمند است، اما کافی نیست. من گمان می‌کنم این موضعگیری باید عمیق‌تر باشد و امثال مجیدی آستین بالا بزنند و در این زمینه کار عملی بکنند و فیلم بسازند. باید حرف خود را در قالب هنر به دنیا بگوییم."

    سلحشور خاطرنشان ساخت: "این تکلیف همه هنرمندانی است که مسلمانند و به رسول اکرم عشق می‌ورزند. اگر آنها به این موضوع احساس تعهد می‌کنند، با مصاحبه یا اعتراض بکوشند صحبت‌های مجیدی را تایید کنند. چرا برخی مدعیان کتابی بهتر از قرآن نمی‌نویسند؟ مگر آنها نمی‌گویند این کتاب آسمانی تراوشات فکری رسول اکرم (ص) است، خوب آنها هم یک کتاب جدید بنویسید."

    مجیدی در مراسم تقدیر انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان از فیلم‌های برگزیده جشنواره فیلم فجر در بیانیه‌ای به جسارت برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی به مقام پیامبر مهربانی به شدت انتقاد و از تمام آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت کرده‌اند گله کرد.

    منبع : مهر


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 28, 2010 8:20 am

    سه شنبه 7/8/1387

    مجيد مجيدي در طول 17سال حضور در مقام كارگردان، به جايگاهي شاخص و معتبر چه در داخل و چه در خارج از مرزهاي ايران دست يافته است.

    از ميان فيلمسازاني كه به عنوان چهره‌هاي مقبول و معتمد نظام در سينما حضور يافتند، او قطعا معتبرترين نام در محافل بين‌المللي است؛ فيلمسازي كه موفق شده به صورت توامان ستاره جشنواره فجر و شمع محافل معتبر بين‌المللي باشد. ركورد دار دريافت سيمرغ از فجر،تنها نامزدي سينماي ايران در مراسم اسكار را هم رقم زده است.

    بازيگر محصولات حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در دهه 60، از «بدوك» محصول 1371 تا امروز كه «آواز گنجشك‌ها» را بر پرده دارد، مسيري دشوار را پشت سر گذاشته و در اين ميان بيشتر موفقيت را تجربه كرده تا ناكامي... . مجيدي حتي به شهادت كساني كه فيلم‌هايش را دوست ندارند، نيز كارگرداني توانا و مسلط بر ابزار است.
    بدوك


    اولين تجربه جدي كارگرداني مجيد مجيدي پس از يكي دو فيلم كوتاه، با مضموني تكان دهنده و لحن واقع‌گراي تلخ و موثرش، نشان داد كه مجيدي كارگردان، به مراتب از مجيدي بازيگر مي‌تواند موفق‌تر باشد. موضوع ملتهب فيلم و نمايش پلشتي‌ها در سيستان و بلوچستان، مجيدي را متهم به سياه‌نمايي كرد. فيلم خيلي در جشنواره فجر تحويل گرفته نشد و به شكل نامطلوبي روي پرده آمد ولي مديران كن آن را به بخش دو هفته كارگردانان بردند. نمايش «بدوك» در كن، اعتباري را براي سازنده‌اش به همراه آورد. هرچند مجيدي خيلي زود مسير خود را از فرانسوي‌ها جدا كرد و نشان داد كه سينماي مورد پسندش با آنچه مديران كن دوست دارند، متفاوت است.
    پدر

    «پدر» را مي‌توان آغاز شكل‌گيري مولفه‌هاي سينماي مجيدي ناميد. پس از «بدوك»، همچنان گرايش به بيابان‌هاي بي‌آب و علف و تصوير اگزوتيك مشهود است؛ البته با يك تفاوت عمده، قاب‌ها به مراتب شكيل‌تر شده‌اند و ساختار بصري از ژورناليسم شتابزده «بدوك»، به توان منطقي نماهاي رسيده است. فيلمساز روي رابطه ناپدري و پسر جوان خوب كار مي‌كند و موفق مي‌شود در زماني طولاني با همين 2 كاراكتر و در دل بيابان‌ها، فيلم را سرپا نگه دارد.

    نشانه‌هاي فقر عزت‌مندانه از همين «پدر» بروز مي‌كند و مجيدي به آدم‌هاي فيلمش عزت نفسي را هديه مي‌كند كه در فيلم‌هاي بعدي پررنگ‌تر مي‌شود. خشونت همچون «بدوك» همچنان در فضا موج مي‌زند ولي زبان و لحن به شاعرانگي گرايش پيدا كرده است. پايان تاثيرگذار و به يادماندني فيلم، نقطه اوج اين شاعرانگي است. فيلم در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درمي‌آيد و برخلاف «بدوك» مورد توجه قرار مي‌گيرد.

    داوران، چندين سيمرغ را در رشته‌هاي اصلي به «پدر» مي‌دهند و منتقدان هم مجيدي را در مقام كارگرداني خوش ذوق به رسميت مي‌شناسند. فرانسوي‌ها فيلم رادوست ندارند ولي در عوض تركيب دكوپاژ آمريكايي با مولفه‌هاي سينماي واقع نماي ايران در كنار روايت قصه، توجه كانادايي‌ها و آسيايي‌ها را به خود جلب مي‌كند.«پدر» در گيشه شكست مي‌خورد ولي نمايش‌هاي پر تعداد آن در جشنواره‌هاي خارجي، جوايز و ستايش‌هاي زيادي را نصيب مجيدي مي‌كند.
    بچه‌هاي آسمان

    با گذشت نزديك به 12سال هنوز هم خيلي‌ها آن را بهترين فيلم مجيدي مي‌دانند.مجيدي در اين سال‌ها هر فيلمي كه ساخته به نوعي با «بچه‌هاي آسمان» مقايسه شده و منتقدان به نقاط اشتراك يا تمايزش با اين فيلم پرداخته‌اند؛ داستان علي پسر بچه فقيري كه عزت نفس‌اش را حفظ مي‌كند. فقر فاخر و با شكوه با «بچه‌هاي آسمان» به شكلي پررنگ و مثال‌زدني وارد سينماي مجيدي شد؛ اولين فيلم شهري مجيدي با تصويري از جنوب شهر تهران با معماري هنوز سنتي و با آدم‌هاي فقيري كه قلب مهرباني دارند. داستان هم در عين سادگي، عميق و جذاب است. نياز علي به سوم شدن و نه قهرماني در مسابقه دو، يك ايده فيلمنامه‌اي درخشان است و نماي پاياني فيلم و بوسه ماهي‌ها بر پاهاي خسته علي در حوض، بي‌شك به يكي از بهترين پايان‌بندي‌هاي تاريخ سينماي ايران منجر شده است.

    تكنيك فيلم كاملا در خدمت بيان داستان است. «بچه‌هاي آسمان» در پانزدهمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و بيشترين سيمرغ را هم دريافت كرد. منتقدان هم فيلم را دوست داشتند و پس از درخشش در مونترال، «بچه‌هاي آسمان» به عنوان نماينده سينماي ايران به اعضاي آكادمي اسكار معرفي و در ميان 5نامزد نهايي دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي قرار گرفت. شايد اگر آن سال «زندگي زيباست» ساخته روبرو تو بنيني در اسكار حاضر نبود، حالا اين مجسمه‌ طلايي هم به تابلوي افتخارات سينماي ايران اضافه شده بود.
    در زمان اكران «بچه‌هاي آسمان» برخي از منتقدان، با مقايسه آن با فيلم‌هاي كانوني دهه 50، آن را اثري كهنه خواندند ولي در گذر زمان به نظر مي‌رسد كه تقريبا همه به اين نكته كه اين فيلم نقطه اوج كارنامه سينمايي مجيدي است اذعان داشته باشند. نمايش فيلم در كانادا، آمريكا و كشورهاي آسيايي بسيار موفقيت‌آميز بود و ژاپني‌ها آنقدر فيلم را دوست داشتند كه آن را بازسازي كردند. در اين سال‌ها، در انتخاب بهترين‌ها نام «بچه‌هاي آسمان» بيش از ديگر ساخته‌هاي مجيدي مورد توجه قرار گرفته است.
    رنگ خدا

    يك گام بلند ديگر، پس از موفقيت «بچه‌هاي آسمان» كه گرچه توفيق آن را تكرار نكرد ولي در نوع خود يكي از آثار به يادماندني مجيدي محسوب مي‌شود، به لحاظ ساختار بصري، از دقت نظر و توانايي‌هاي بيشتر مجيدي حكايت مي‌كند و به مراتب خودس ساخت‌‌تر از « بچه‌هاي آسمان» است و البته احساس‌گراتر، از خط داستاني كلاسيك «بچه‌هاي آسمان» تا اندازه‌اي عدول شده و فيلم بيشتر از طرح به شخصيت‌ها بها داده است. پسر بچه نابيناي فيلم، در كانون مركزي اثر، همدلي و همراهي تماشاگر را به خوبي جلب مي‌كند و مجيدي نشان مي‌دهد كه در ايجاد رابطه با مخاطب، به پختگي دست يافته است. استفاده از طبيعت سرسبز و زيباي شمال، منطق خود را در دل روايت به خوبي مي‌يابد. آنچه از آن به عنوان سينماي شاعرانه مجيدي ياد مي‌شود در «رنگ خدا» در اوج قرار دارد.

    فيلم در نمايش جشنواره‌اي‌اش در فجر هفدهم بيشتر در بخش بين‌المللي مورد توجه قرار مي‌گيرد تا مسابقه سينماي ايران. پس از آنكه ميراماكس پخش جهاني «بچه‌هاي آسمان» را برعهده گرفت، اين بار نوبت به كمپاني سوني پيكچرز مي‌رسد كه پخش «رنگ خدا» را برعهده بگيرد. نمايش فيلم در جشنواره مونترال، توفيق «بچه‌هاي آسمان» را تكرار مي‌كند. ولي در شرايطي كه به نظر مي‌رسد راهيابي فيلم به فهرست نهايي نامزدهاي اسكار قطعي است، چنين اتفاقي نمي‌افتد. عده‌اي دليل اين امر را كمرنگي قصه و لحن بياني غيركلاسيك و گرايش به سينماي شاعرانه مي‌دانند.
    باران

    برخوردار از مولفه‌هاي سينماي مجيدي، از حس تعالي معنوي گرفته تا آرمان خواهي، عدالت اجتماعي، فقر با عزت و البته بازهم شاعرانگي كه اين بار با عشق همراه شده است؛ هرچند «باران» فاقد يكدستي «بچه‌هاي آسمان» و «رنگ خدا» است. ايراد كار هم به فيلمنامه باز مي‌گردد وگرنه مجيدي در مقام كارگردان، همچنان فيلمساز خوش ذوق و توانمندي نشان مي‌دهد. فيلم در نوزدهمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درمي‌آيد و مورد توجه داوران نيز قرار مي‌گيرد.

    آن وحدت نظر منتقدان در مورد «رنگ خدا» يا «بچه‌هاي آسمان» اينجا تكرار نمي‌شود ولي در مجموع فيلم را مي‌شود جزو آثار موفق كارنامه مجيدي دانست. براي سومين بار پياپي فيلمي از مجيدي به عنوان نماينده سينماي ايران به اعضاي آكادمي معرفي مي‌شود ولي اتفاق «بچه‌هاي آسمان» تكرار نمي‌شود. در نمايش‌هاي بين‌المللي، فيلمبرداري،‌ساختارن تكنيكي و فضاسازي مورد توجه قرار مي‌گيرد و تصوير عشق كاملا شرقي و ايراني ارزيابي مي‌شود. به سياق ديگر آثار مجيدي، «باران» نيز در جشنواره‌هاي بين‌المللي فراواني به نمايش در مي‌آيد ولي به اندازه «بچه‌هاي آسمان» و «رنگ خدا» جايزه نمي‌گيرد.
    بيد مجنون

    از هر جهت يك تغيير مسير آشكار در كارنامه مجيدي است. آدم‌هاي مهربان فيلم‌هاي قبلي جاي خود را به كاراكتري مي‌دهند كه وقتي بينايي‌اش را به دست مي‌آورد، تبديل به آدمي هويت باخته مي‌شود. مجيدي تعمدا از فضاي لطيف ساخته‌هاي قبلي‌اش فاصله مي‌گيرد. استفاده از بازيگر ستاره‌اي چون پرويز پرستويي نيز براي اولين بار در سينماي مجيدي رخ مي‌دهد. بار فيلم هم تا حد زيادي به دوش پرستويي است.

    فيلم در بيست و سومين جشنواره فيلم فجر به نمايش درمي‌آيد و در حضور «خيلي دور، خيلي نزديك» سيمرغ بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش اول مرد را به خود اختصاص مي‌دهد، باتوجه به حال و هواي «بيد مجنون» طبيعي است كه درخشش در جشنواره‌هاي جهاني به اندازه «بچه‌هاي آسمان»، «رنگ خدا» و حتي «باران» نباشد. در ميان منتقدان داخلي ، فيلم بيشتر مخالف دارد تا موافق. در اكثر نقدها به فاصله گرفتن از فضاي دلپذير و آشناي «بچه‌هاي آسمان» اشاره و از آن به مثابه نقطه ضعف «بيد مجنون» ياد مي‌شود.

    مايه فقر عزت‌مندانه در «بيد مجنون» جاي خود را به خطاي قهرمان و عقوبت‌الهي مي‌دهد؛ چيزي كه جانمايه فلسفي اثر را نيز تشكيل مي‌دهد. «بيد مجنون» با آنكه فيلم مورد علاقه منتقدان نيست از سوي مردم مورد استقبال قرار مي‌گيرد و تاكنون پرفروش‌ترين ساخته اين فيلمساز در اكران داخلي است.
    آواز گنجشك‌ها

    «آواز گنجشك‌ها» را مي‌توان برآيند ساخته‌هاي قبلي مجيدي دانست؛ فيلمي كه در آن، هم نشانه‌هاي آشكاري از «بچه‌هاي آسمان» مشاهده مي‌شود و هم حتي «بيدمجنون»... ؛هرچند فيلم پس از «بيد مجنون» حكم بازگشت به عالم فطرت‌هاي پاك و آدم‌هاي فقير و عزت‌مند را دارد. مثل يوسف «بيد مجنون» اين بار هم كريم كارگر يك شترمرغ‌داري، در معرض آزموني اخلاقي قرار مي‌گيرد، خطا مي‌كند، وسوسه مي‌شود و حتي عقوبت مي‌بيند ولي مجيدي « آواز گنجشك‌ها» مهربان‌تر از مجيدي «بيدمجنون» است و در نهايت فيلم را با نوعي آرامش خيال به پايان مي‌رساند.

    اخلاق‌گرايي مجيدي با ساختار سينمايي فكر شده و ظريف همراه شده است. نماهاي فيلم به شدت چشم‌نواز هستند و تا حد زيادي پوشاننده‌ ضعف‌هاي فيلمنامه. پسر بچه‌هاي فقير فيلم كه مي‌كوشند آب انباري متروكه را به حوضچه‌اي براي پرورش ماهي تبديل كنند، «بچه‌هاي آسمان» را به ذهن متبادر مي‌كنند. زيبايي بصري فيلم دقت نظري از اين جنس را در «رنگ خدا» تداعي مي‌كند و وسوسه كريم براي خطاكاري، يوسف «بيد مجنون» را به خاطر مي‌آورد.

    «آواز گنجشك‌ها» تركيبي است از ساخته‌هاي قبلي مجيدي و البته در كنار اينها فيلم خود بسنده‌اي نيز هست. «آواز گنجشك‌ها» سال گذشته در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و موفقيت‌هاي فيلم‌هاي قبلي مجيدي را تكرار كرد. بعد از انتقادهايي كه از «بيدمجنون» صورت گرفت، «آواز گنجشك‌ها» حكم آشتي منتقدان را با مجيدي نيز دارد.

    جالب اينكه برخي از كساني كه حتي «بچه‌هاي آسمان» و «رنگ خدا» را نيز دوست نداشتند، از زمان جشنواره تا حالا كه فيلم به اكران عمومي درآمده، نقدهاي ستايش‌آميزي بر «آواز گنجشك‌ها» نوشته‌اند. فيلم در بخش مسابقه جشنواره برلين به نمايش درآمد و رضا ناجي در حضور دنيل دي لوئيس (براي خون به پا خواهد شد) جايزه بهترين بازيگر برلين را گرفت. اهميت اين جايزه وقتي مضاعف شد كه كمي بعد دي‌لوئيس، اسكار بهترين بازيگر مرد را دريافت كرد.

    «آواز گنجشك‌ها» در جشنواره‌هاي زيادي به نمايش درآمده و از آن براي حضور در فستيوال‌هاي متعددي دعوت به عمل آمده است. «آواز گنجشك‌ها» در اكران داخلي‌اش هم تا امروز كاركردي قابل قبول داشته است. مجيدي بار ديگر نشان مي‌دهد كه راه و رسم برقراري ارتباط با مخاطب را خوب مي‌داند. فيلم به شدت متكي به بازي رضاناجي است و لحن طنزآميز فيلم در برخي از سكانس‌ها از گرايشي تازه در سازنده‌اش خبر مي‌دهد. «آواز گنجشك‌ها» نماينده سينماي ايران براي حضور در اسكار است و اين‌بار همه براي تكرار موفقيت «بچه‌هاي آسمان»، اميدوارتر از قبل به نظر مي‌رسند.

    منبع : همشهري


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 28, 2010 8:23 am

    پنج شنبه 2/8/1387

    قصه ملموس مجیدی در "آواز گنجشک‌ها"


    در فیلم سینمایی "آواز گنجشک‌ها" مجید مجیدی که بر اکران سینماهاست خط سیر اوج و فرود قهرمان در ترکیب با استعاره‌های پرداخته شده، مخاطب را وادار به پیگیری قصه‌ای ملموس و از جنس نگاه خاص فیلمساز می‌کند.

    خالق "آواز گنجشک‌ها" تلاش کرده با توجه به دغدغه‌های همیشگی خود نگاهی متعادل به درام‌پردازی و حرکت بر مسیر نمادها و نشانه داشته باشد.

    مجیدی در هفتمین فیلم کارنامه خود پس از "بدوک"، "پدر"، "بچه‌های آسمان"، "رنگ خدا"، "باران" و "بید مجنون" ضمن توجه به مولفه‌های مشترک آثارش به نوعی قوام و یکدستی در ساختار و کلیت کار رسیده است. طبعاً رسیدن او به این نقطه می‌تواند برای مخاطبی قابل پیگیری باشد که این رد پا را در آثارش جستجو کرده و گام به گام با او جلو آمده باشد.

    واقعیت این است که هر چند نگاه اغراق شده و نمادین مجیدی در "بید مجنون" حتی برای علاقمندان آثارش قابل قبول نبود و بسیاری را از وی ناامید کرد، اما حداقل این پیامد را به همراه داشت که واقعگرایی را به عنوان برجسته‌ترین نقطه قوت آثارش برجسته کند.

    فیلم "بید مجنون" با نگاهی به شدت نمادین و استعاری از روابط و مسائل روزمره حتی از نوع دراماتیکش هم فاصله داشت و این گونه بود که در پیچ و خم‌ تعابیر فرامتنی از همه اتفاقات عرض مسیر زندگی یوسف (پرویز پرستویی) متوقف ماند.

    مجیدی هر گاه به فراخور نیاز و استعداد قصه به سراغ مفاهیم معنایی و معنوی رفته توانسته مخاطب را با خود همراه کرده و تأثیرگذاری فراتر از حد یک فیلم داشته باشد. "رنگ خدا" نمونه‌ای است که نشان می‌دهد تناسب دنیای قهرمان نابینای فیلم با فضای روحانی حاکم می‌تواند به ترجمانی مناسب از نمادها و استعاره‌ها بینجامد.

    "آواز گنجشک‌ها" در میان آثار مجیدی بیشتر به "باران" نزدیک است که ترکیبی متعادل از درام و مفاهیم معنایی را در خود دارد. در واقع مفاهیم معنایی در فیلم‌های مجیدی وقتی می‌توانند جواب مناسب بگیرند که بر بستر رئالیسم جاری شده و بیش از حد نیاز پررنگ نشوند.

    خالق "آواز گنجشک‌ها" تلاش کرده با توجه به دغدغه‌های همیشگی خود نگاهی متعادل به درام‌پردازی و حرکت بر مسیر نمادها و نشانه داشته باشد.

    مجیدی هر چند این بار هم سراغ محرومیت‌های طبقه فرودست جامعه رفته ولی این امتیاز را همچنان برای خود نگه می‌دارد که از زاویه ای برابر، قهرمانش را به تصویر بکشد و اگر همدلی مخاطب را به دست می‌آورد صرفاً به واسطه نگاه و لحن احساسات زده فیلم نباشد.

    خانواده‌ای که مجیدی به عنوان محور فیلم خود انتخاب کرده، آدم‌هایی معمولی و حومه‌نشین هستند که همچنان سلامت اخلاقی خود را حفظ کرده‌اند. انتخاب شغل کارگری در مزرعه شترمرغ برای کریم (رضا ناجی) یکی از طراحی‌های درست فیلم است که می‌تواند علاوه بر تازه کردن فضای کلیشه‌ای خانواده‌ای با این ویژگی‌ها، در ادامه هم کارکرد مفهومی خوب پیدا کند و از حیث موقعیت‌هایی که در اختیار فیلمساز قرار داده، موثر واقع شود.

    برای کسانی که "بید مجنون" را به جهت نمادپردازی و استعاره‌های برجسته دوست داشتند، همچنان کشف مفاهیم درونی فیلم "آواز گنجشک‌ها" می‌تواند جذاب باشد که البته پرداختی هنرمندانه‌تر پیدا کرده و در عمق موقعیت جاری است. استعاره‌هایی که در کارهای پرمخاطب مجیدی حضور کارکردی داشت بدون آنکه خط قصه رئال فیلم را دچار مخاطره کند.

    شترمرغ یکی از این مفاهیم است که علاوه بر کارکرد رئال، می‌تواند فراتر حرکت کرده و برای مخاطبی که اندکی بیشتر از هر چیز طلب می‌کند، طرحی از فطرت انسانی بگیرد. مرد وقتی شترمرغ را گم می‌کند در سکانسی بیادماندنی برای پیدا کردنش در پوستین شترمرغ می‌رود تا گمشده‌اش را پیدا کند. نمای هوایی که مجیدی برای این جستجو و نمادین کردن آن انتخاب کرده کمک بسیار زیادی به برجسته کردن این موقعیت می‌کند.

    نکته مهمتر اینکه این نماد در وجوه درونی کار باقی نمی‌ماند و همگام با دورشدن مرد از گمشده خود و روی آوردن او به کارهای دیگر، به تدریج سلامت اخلاق او را به گونه‌ای بطئی تحت تأثیر قرار می‌دهد. غرق شدن او در مناسبات کار مسافرکشی و تأثیری که این وجه در رفتارش با دیگران حتی همسایه دارد، به نوعی دور ماندن از اصل را برایش بدل به معضل می‌کند تا جایی که وقتی قصد دارد دست به دزدی یخچال امانتی بزند، دیدن شترمرغ در بازار مانعش می‌شود.

    به این ترتیب همان مفاهیم درونی و چه بسا اخلاقی، انسانی و ... با ورود به درام کارکردی پویا پیدا کرده و اشکال‌هایی را که به "بید مجنون" وارد بود کمتر با خود به همراه دارند. برای بسیاری از دیگر عناصر فیلم هم می‌توان چنین کارکردهای دوگانه مثال زد که نوع پرداخت و انتقال پیام و شعار به زیرلایه کار، نشان از اهمیت آن دارد.

    فیلم در کنار خط روایی اصلی که تلاش مرد را محور قرار می‌دهد، به نوعی در چینش رابطه او با افراد خانواده و اطرافیانش هم داستانک‌های کوچک و جمع و جور می‌سازد که نه زیاد پررنگ می‌شوند و نه خارج می‌زنند.

    یک خطی "آواز گنجشک‌ها" را می‌توان خلاصه کرد در تلاش یک پدر برای گرداندن خانواده و در عین حال رابطه تنگاتنگ او با نتایج اعمال و کردارش. وجهی که موضعگیری فیلمساز و نوع پرداخت وی می‌توانست آن را بدل به شعار اصلی فیلم کند و همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد. ولی مجیدی و فیلمنامه‌نویسش توانسته‌اند با کمرنگ کردن این وجه و استفاده کمتر از تکرار، همان چند موقعیت طراحی شده برای پاسخ گرفتن اعمال و نیات مرد را برجسته کنند.

    فیلم در کنار خط روایی اصلی که تلاش مرد را محور قرار می‌دهد، به نوعی در چینش رابطه او با افراد خانواده و اطرافیانش هم داستانک‌های کوچک و جمع و جور می‌سازد که نه زیاد پررنگ می‌شوند و نه خارج می‌زنند. به عنوان مثال ماجرای سمعک دختر خانواده که می‌توانست با رویکرد مشابه "بچه‌های آسمان" موقعیتی به شدت دراماتیزه پیدا کند، در حد ایجاد انگیزه عینی برای تلاش‌های پدر و البته پرداختن به عزت نفس نزد بچه‌های یک خانواده محروم باقی می‌ماند.

    دغدغه پسر خانواده و دوستانش برای خالی کردن آب انبار قدیمی و ماهی انداختن در آن هم از همان خطوط فرعی است که بیشتر پررنگ شده و دارای اوج و فرود دراماتیک است. به علاوه یکی از شاه‌سکانس‌های فیلم را به خود اختصاص می‌دهد که سرنگون شدن بشکه ماهی‌های سرخ را بر سنگفرش پیاده‌رو به تصویر می‌کشد.

    در این میان نخ تسبیحی که می‌تواند این داستان‌های فرعی را بر بستری قابل پیگیری قرار دهد همان خط سیر اوج و فرود شخصیت کریم است که در ترکیب با نماد و استعاره‌های پرداخته شده، مخاطب را وادار به پیگیری قصه‌ای ملموس و واقعگرا و البته از جنس نگاه خاص مجیدی کند.

    "آواز گنجشک‌ها" هفتمین فیلم مجید مجیدی و داستان کریم کارگر مزرعه شترمرغ است که به دلایلی اخراج می‌شود و برای یافتن کاری دیگر به تهران می‌رود، اما در این کلانشهر با مسائلی عجیب و غریب مواجه می‌شود. رضا ناجی، کامران دهقان، حامد آغازی، پویا صالحی، محمدرضا شیخی، شبنم اخلاقی و نشاط نظری بازیگران فیلم هستند.

    فیلمنامه ‌"آواز گنجشک‌ها" را مجیدی و مهران کاشانی نوشته‌اند و نامزدی دریافت سیمرغ بلورین در یازده رشته، دریافت چهار سیمرغ در بیست و ششمین جشنواره فجر و کسب جایزه خرس نقره‌ای از جشنواره برلین برای رضا ناجی بازیگر فیلم که برای نخستین بار در تاریخ سینمای ایران روی داده، از مهمترین دستاوردهای فیلم است.

    این فیلم که به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار هشتاد و یکم انتخاب شده از چهارشنبه دهم مهرماه در گروه سینمایی استقلال اکران شده است.

    منبع : مهر


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 28, 2010 8:26 am

    پنج شنبه 19/8/1384

    مجیدی: تقسیم بندی سینما به دینی و غیردینی كاردرستی نیست

    مجید مجیدی، عضو هیات داوران جشنواره فیلم «رویش» گفت: زمانی كه نگاه سطحی به مقوله دین در سطح مدیریت كلان می شود، وجود این نوع نگاه در آثار فیلمسازان چندان دور از انتظار نیست.

    وی كه در نشست شبانه جشنواره كوتاه دینی «رویش» سخن می گفت، تصریح كرد: وجود این نوع نگاه در مدیریت باعث شده نگاه فیلمسازان نیز در همین راستا باشد كه یك نوع نگاه بخشنامه ای است در صورتی كه هنر نمی تواند بخشنامه ای باشد.

    وی تأكید كرد: مخالف تقسیم بندی سینما به سینمای دینی و غیردینی هستم چرا كه هیچ چیز خارج از مسایل دینی در زندگی اتفاق نمی افتد.

    وی گفت: یكی از دلایل برگزاری جشنواره فیلم كوتاه دینی، رسیدن به نگاهی تازه درمورد آثار دینی است. این نگاه تازه، نگاهی است كه به ظواهر دینی و مسایل معنوی پرداخته نشود.

    مجید مجیدی اظهارداشت: علت عدم موفقیت سینمای دینی در ایران، نگاه كلیشه ای نسبت به آن است و این نگاه كلیشه ای سطحی نگر باعث دور شدن مخاطبان از سینما شده است.

    وی با اشاره به این كه تكنیك و محتوا در سینما در هم تنیده شده و جدایی ناپذیرند، افزود: مضمون و محتوا در سینما در عرض هم پیش می روند و رشد می كنند.

    مجیدی تأكید كرد: مضمون حتما باید قالب و زبان خود را پیدا كند اگر تكنیك و باور وجه معرفت شناسانه و قالب تاثیرگذار هم برای ارایه آن انتخاب نكرده ایم.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 28, 2010 8:28 am

    سه شنبه 12/7/1384

    سوژة اصلی هم به حرف آمد





    اگر اخبار مربوط به بید مجنون را دنبال کرده باشید، می دانید كه مجیدی، بید مجنون را از سوژه ای واقعی ساخته است و شخصیت پرویز پرستویی در فیلم، معادلی در دنیای واقعی داشته است.

    پرتماشاگر شدن بید مجنون باعث شد تا سوژة اصلی هم به حرف بیاید و حرف هایی را بگوید كه گرچه برای او دردناك است، ولی در سینمای ما، بارها و بارها تكرار شده است. توجه در هنگام تحقیق و نوشتن، و فراموشی در هنگام اكران و جایزه.

    یعقوب عبدی پور كه از 6 سالگی بینایی اش را از دست داده بود، بعد از مدتی راهی اسپانیا شد و بعد از این كه بینایی چشم چپش را به دست آورد، به ایران بازگشت و حالا هم معلم نابینایان است. دو سال پیش، مجیدی با او حدود4 ماه حرف زد و بعد هم پرستویی را به او سپرد.عبدی پور همان قدر كه از بی وفایی مجیدی در اكران و ذكر نشدنِ نام او و این جور چیزها، گله می كند، به شدت تحت تأثیر رفتار مؤدبانه و مرام پرستویی است و از این كه پرستویی هنوز هم او را به یاد دارد خوشحال است. او استعداد پرستویی را در یادگیری بریل و عصا زدن، مثال زدنی می داند.به هر حال، مجیدی تغییراتی را در داستان بید مجنون ایجاد كرده كه به مذاق عبدی پور خوش نیامده است و آن را ماجرای زندگی خود نمی داند و كلی از این موضوع شاكی است. امیدواریم اوضاع با یك احوال پرسی درست و حسابی مجیدی از عبدی پور حل بشود.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الإثنين مارس 01, 2010 8:36 am

    روایت زیبای مجیدی از ساخت یک فیلم

    تاريخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۸۸

    مجید مجیدی کار گردان مطرح سینمای ایران که هم اکنون برای حضور در مراسم بزرگداشت خود در فرانسه به این کشور سفر کرده ، فیلم مستندی باعنوان رضای رضوان موضوع خادمين حرم حضرت امام رضا( ع )تولید کرد.
    شفاف: فیلم مستند رضای رضوان ساخته مجید مجیدی یکی از فیلمهای مطرحی است که در بخش جنبی پنجمین جشنواره فیلم رضوی به نمایش در می آید .در این جشنواره علاوه برنمایش فیلمی از مجیدی ،فیلمهای مطرحی از پرویز کیمیاوی ،خسرو سینایی ،حسین ترابی ،فرشاد فداییان و.... به نمایش در خواهد آمد.

    مجید مجیدی کار گردان مطرح سینمای ایران که هم اکنون برای حضور در مراسم بزرگداشت خود در فرانسه به این کشور سفر کرده ، فیلم مستندی باعنوان رضای رضوان موضوع خادمين حرم حضرت امام رضا( ع )تولید کرد.

    پنجمين جشنواره فيلم رضوي طي روزهاي 30 مهر الي 3 آبان‌ماه 1388 در سينما فلسطين شهر تهران برگزار خواهد گرديد.

    آدم‌هاي مختلفي از استاد دانشگاه گرفته تا افرادي ديگر در ميان خادمان حرم امام رضا(ع) وجود دارند كه اين براي مجيدي بسيار جالب بوده است. مجيد مجيدي»در سالهای اخیر فیلمهای مستند قابل توجهی با موضوعات مذهبی تولید کرده است .همین سال گذشته بود که در آستانه ماه محرم فيلمبرداري مستندي با عنوان «نجواي عاشورايي» را با موضوع عزاداري عاشورايي به پايان رساند
    نجواي عاشورايي» را مجيدي در حسينه‌ كربلائي‌ها با حضور با «نزار قطري» فيلمبرداري كرد و در شش قسمت از شبكه‌هاي مختلف تلويزيون پخش شد.

    عوامل اصلی فیلم رضای رضوان عبارتند از :

    «رضاي رضوان»
    كارگردان: مجيد مجيدي
    دستيار كارگردان و برنامه ريز: راميار رسوخ
    تصويربردار: سيروس عبدلي
    تدوين‌گر: سهراب خسروي
    امور صدا: محمدرضا دلپاك
    مدير توليد: جواد قلي زاده
    مجري طرح: جواد نوروزبيگي
    تيتراژ: سالار خسروجردي
    تهيه كننده: محمود عاطفي (تهيه شده در گروه تلويزيوني بسيج)

    رضاي رضوان" روايت مرداني است كه بي مُزد و منت در حرم امام رضا (ع) مشغول امر كفشداري زائران هستند. اين روايت در نهايت به جايگاه اين امام بزرگ در دل و جان ايرانيان مي پردازد.

    مجیدی درزمان نمایش این فیلم یادداشتی درباره این فیلم نوشته بود که درزیر می آید:

    اين يك قاعده است، معشوق هميشه خودش را پنهان مي كند تا عاشق، تشنه و تشنه تر دنبال‌اش بگردد، و در يك حالت متعالي به او برسد. اولين قدم در طريق عشق،‌ از دست دادن همة آن چيزهايي است كه عاشق به دست آورده؛ بايد به صفر برسد و با خاك برابر شود تا ...

    /روایتی دیگر از مجیدی/

    مجید مجیدی همچنین پیش از این مطلبی را درباره این فیلم نوشته است که در ادامه می آید:
    تا چشم كار مي‌‌كرد بيابان بود. در جاده خاكي به دنبال يافتن توتستان به راه افتاديم. دقايقي بعد از دور درخت‌هاي توتستان را يافتيم. كه در آن دل كوير زيبايي خاصي به آنجا داده بود، نسيم در ميان شاخه‌هاي درختان مي‌‌وزيد. در باغ باز بود. بوي نعنا كنار جويبار فضا را عطرآگين كرده بود.

    درخت‌هاي سيب و گيلاس و آلبالو و همچنين تاكستان انگور در باغ خودنمايي مي‌‌كرد. نگاهي به اطراف انداختم تا كسي را ببينم، نوشته‌اي بر روي ديوار دو اطاق كنار باغ توجهم را جلب كرد.

    بر روي ديوار نوشته شده بود: دزد محترم به خودتان زحمت ندهيد داخل اتاق چيزي براي بردن پيدا نمي‌شود اگر واقعاً محتاج هستيد با شماره تلفن زير تماس بگيريد، بنده در خدمتتان هستم هر كمكي كه از دستم بر بيايد برايتان انجام خواهم داد. لبخندي زديم و به راه ادامه داديم. صداي زمزمه دعايي از دور توجه ما را جلب كرد.

    جلوتر رفتيم و صدا لحظه به لحظه وضوح بيشتري پيدا مي‌‌كرد. سه نفر در كنار جويبار ايستاده و مشغول خواندن زيارت «امين الله» بودند، زيارت كه تمام شد صلوات فرستادند، ما هم با آنها صلوات فرستاديم.

    از صداي صلوات ما متوجه حضور ما شدند، برگشتند و به ما خوشامد گفتند. دو كارگر در كنار بوته هاي سير مشغول كار شدند و پيرمرد با لبي خندان به استقبال ما آمد، ما را به چاي دعوت كرد، در كنار جويبار نشستيم سيني چاي را به گروه تعارف كرد. من استكان چاي را كه برداشتم بدون معطلي سئوال كردم: «... آقاي حسيني كفش شما را ياد چي مي‌‌اندازه؟»

    لبخندي زد و گفت: «خب كفش براي پياده روي خيلي خوبه، كفش براي كار، براي اينكه پا راحت باشد خيلي خوبه» و مرتب لبخندي مي‌‌زد.

    انگار منظور مرا فهميده بود ولي نمي‌خواست به صراحت بگويد: گفتم: «خب اينا كه خيلي معموليه، ديگه شما رو ياد چي مي‌‌اندازه؟» كمي به فكر فرو رفت سرش را پايين انداخت و انگشت دستش را به روي زمين به حركت در آورد قطره‌اي اشك از گونه‌اش سرازير شد و با لهجه شيرين مشهدي گفت: «كفش مورو ياد زيارت مي‌‌اندازه ياد زائر آقا امام رضا(ع) ياد كفشداري حرم آقا مي‌‌اندازه».

    گفتم «براي چي؟» گفت: «خب مو كفشدار زائر آقا هستم.» پرسيدم چند ساله؟ گفت ۱۴ ساله كه آقا به من اين توفيق رو داده كه خادم زائرش باشم. پيرمرد حال خوبي داشت. گفتم براي ما تعريف كن كار اصلي شما چيه و هفته اي چند روز براي كفشداري حرم ميري؟ گفت، كارمو كه معلومه كشاورزم، هفته اي يكبار ۱۲ ساعت براي كفشداري ميرم.

    اصلا به عشق كفشداري آقا، هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌هارو مي‌‌گذرونم به عشق آقا كشاورزي مي‌‌كنم، اين باغ رو كه مي‌‌بيني همش به عشق آقا امام رضا(ع) است مخصوصا اين بوته هاي انگور، آخه آقا انگور خيلي دوست داشتند، موقع محصول انگور بخش زيادي از آنها رو براي زائرين آقا مي‌‌برم. توتستان تو جاده رو كه به طول سه كيلومتر همه رو خودم كاشتم وقف آقا امام رضا(ع) كردم.

    اصلا من زندگي مي‌‌كنم به عشق آقا و بعد سرش را دوباره پائين انداخت. در همان دقايق اوليه كه كنار او قرار گرفتيم كاملا اين عشق در چهره و كلام او موج مي‌‌زد، همه وجود او عشق امام رضا بود.به سختي حرف مي‌‌زد مدام بايد از او سئوال مي‌‌كردم تا كلمه اي حرف از او بيرون بيايد. گفتم از كفشداري برايم بگو، از زائرين، از اينكه كفش‌هاي زائر را مي‌‌گيري چه احساسي داري، اگر كفش تميز يا كثيف و غبارگرفته و مندرس باشد تا كفشي كه تميز است، چه رابطه اي با آنها داري آيا در طول سال برايت اين كار عادي نشده؟

    نفس عميقي كشيد و گفت. هر بار كه به كفشداري ميرم انگار كه بار اول اومدم مثل همه زائرهاي آقا كه از راه دور اومدن براي زيارت آقا ما براي گرفتن كفش زائر در كفشداري حرم با دوستان رقابت مي‌‌كنيم. هر چقدر كه كفش بيشتر مي‌‌گيريم خوشحال تر و راضي تر هستيم
    /کفش غبار گرفته تر عزیز تر است/.

    هر چقدر هم كه كفش مندرس تر و غبارگرفته تر باشد نزد ما عزيزتره. البته كفش‌هاي نو و تميز هم براي ما عزيزه ، ولي كفش‌هاي غبارگرفته براي ما لذت بيشتري داره. آخه اون كفش‌ها از راه دور اومدن .بيشتر هم كشاورزها هستن. سنتي هم بين اهل دل هست كه چند كيلومتر به مشهد مقدس مانده از اتوبوس پياده ميشن و مسير ۵ تا ۱۰ كيلومتر ،بعضي وقتها اگر هوا مناسب باشد تا ۳۰ كيلومتر زائر به احترام آقا پياده طي مسير مي‌‌كند تا به حرم برسد، اونوقت اون كفش‌ها براي ما از ارزش و منزلت خاصي برخورداره، با لبخندي توأم با حس غريبي مي‌‌گفت: كفش اين زائر پياده كشاورز رو با دستمال پاك كني خيلي قيمت داره، بعد غبار اون كفش و جمع مي‌‌كنيم آخه اون غبار خيلي مقدسه.

    مي‌‌گفت: حاصل همه عمر من و سرمايه زندگي من ۲ كيلو خاك غبار كفش زائر آقا امام رضا(ع) است. با تعجب گفتم خب اين خاك رو مي‌‌خواي چيكار كني؟ لبخندي زد و گفت اون خاك رو توي پلاستيك در صندوقچه خونه گذاشتم و وصيت كردم كه روزي كه سفر به جهان اصلي كردم اون خاك رو داخل قبر من پهن كننده و بدن مرا بر روي آن خاك قرار بدن. مي‌‌گفت. فصل زمستان رو خيلي دوست دارم چون عمدتا كفش زائر خيس و گفليه. رونق كار كفشداري تو زمستونه.

    بعضي وقتها دلم مي‌‌خواد فرصت داشته باشيم تا بتونم همه كفش‌ها رو قشنگ خشك و تميز كنم، وقتي زائر از زيارت آقا برمي گرده كفش خوب و مرتب تحويلش بدم، وقتي رضايت رو تو چهره زائر آقا مي‌‌بينم. همه وجودم پر از عشق ميشه، البته در يك كلام كار كفشداري حرم آقا كار عشق و همه آرزوي من اينه كه در طي اين سال‌ها يه روزي كفش آقا امام زمان(عج) بدست من رسيده باشد. دوباره چشمانش از اشك پر مي‌‌شود، بغض گلويش را مي‌‌گيرد و ديگر قادر به ادامه سخن نيست.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الإثنين مارس 01, 2010 8:38 am

    سه شنبه 7/8/1387
    فيلمساز نبايد تريبون يك جريان سياسي شود

    تصويري كه سينماي معناگرا از دين مي‌دهد خطرناك است

    مجيد مجيدي گفت: شأن هنر بالاتر از اين مسأله است که هنرمندان بخواهند وارد تبليغات انتخاباتي شوند، صحبتي که راجع به خاتمي کردم کاملاً شخصي بود و هيچ ارتباطي به مسايل سياسي نداشت.

    مجيدي با تکذيب خبر ساخت فيلم‌هاي تبليغاتي نامزدهاي انتخاباتي توسط وي اظهار داشت: بداخلاقي‌هاي موجود در جامعه اين شايعات را دامن مي‌زند و معتقدم شأن هنر بالاتر از اين مسأله است که هنرمندان بخواهند وارد تبليغات انتخاباتي شوند.

    او با بيان اينکه فيلمساز ممکن است در يک فيلم اعتراضي به وضع سياسي موجود بکند، تصريح كرد: اينکه فيلمساز تريبون يک جناح سياسي بشود را قبول ندارم.

    وي در عين حال گفت: اگر پديده‌هاي اجتماعي را بشکافيم ته‌ آن به مسائل سياسي مي‌رسيم. اما معتقدم آبشخور فکري هنرمندان نبايد جناح‌هاي سياسي باشند.

    وي در پاسخ به اين سئوال که چنانچه انديشه رئيس جمهور را قبول داشته باشيد آيا در حمايت از او فيلم نخواهيد ساخت؟ گفت: چنانچه انديشه او را قبول داشته باشم در برخي از حوزه‌هاي فرهنگي به او مشاوره خواهم داد و همچنين مي‌توانيم سياست‌هاي موجود در حوزه فرهنگ را نقد کنيم.

    وي با اشاره به سخنان شمقدري درباره‌ي به ساخت فيلم براي سفرهاي استاني رئيس جمهور، اين موضوع را ناشي از اشتباه برداشت شمقدري از سخنانش درباره يكي از فيلم‌هاي مربوط به سفرهاي استاني رييس جمهور دانست.

    اين فيلمساز تاكيد كرد: پله‌ي هيچ گروه سياسي نمي‌شوم و معتقدم هنرمندان بايد شأن خود را حفظ کنند.

    مجيدي در پاسخ به اين سئوال که زماني شما به آقاي خاتمي ابراز ارادت کرديد اما برخي اتفاقات اخير را ناشي از اين مي‌دانند که شما از ايشان روي برگردانده‌ايد، گفت: شأن هنر بالاتر از اين حرف‌هاست که ما وارد اين مقولات شويم، جريان خاتمي هم يک جريان فرهنگي و ارتباط فرهنگي و شخصي بود و هيچ ارتباطي به مسائل سياسي نداشت، در طول 8 سال دولت آقاي خاتمي حتي يک چاي با او نخوردم اما بعد از دوران رياست جهموري وي دو بار او را ديدم، آن صحبتي که راجع به خاتمي کردم کاملاً شخصي و راجع به خود ايشان بود و هيچ ارتباطي به مسايل سياسي نداشت. بلکه تأکيد مي‌کنم شأن هنر بالاتر از اين حرف‌هاست که وارد اين مقولات شويم، جامعه ما نيز خيلي آلوده به شايعات است، هر کسي به‌راحتي يک اتيکت به‌ديگري مي‌چسباند و بهتر است که وارد اين مقولات نشويم.

    کارگردان فيلم «آواز گنجشک‌ها» در پاسخ به اين سئوال که آيا همچنان سينماي خاص خود را دنبال مي‌کند و به ژانر ديگري نخواهد پرداخت گفت: راجب حال مي‌توانيم صحبت کنيم و نمي‌دانم آينده چه خواهد شد. اما قائل به اين هستم که هر هنرمندي در طول زندگي يک اثر را خلق مي‌کند. همانگونه که از «بدوک» تا الان خيلي‌ها معتقدند رگه‌هايي از اين فيلم و يا فيلم‌هاي بعدي در همديگر پيدا مي‌شود.

    شأن هنر بالاتر از اين مسأله است که هنرمندان بخواهند وارد تبليغات انتخاباتي شوند، صحبتي که راجع به خاتمي کردم کاملاً شخصي بود و هيچ ارتباطي به مسايل سياسي نداشت.

    بنابراين معتقدم اگر چيزي غير از اين باشد غيرطبيعي است و همانگونه که قبلاً گفته‌ام مانيفست تمام آثار من در «آواز گنجشک‌ها» موجود است، حتي فيلمي مثل «بيدمجنون» که در راستاي وجه معرفتي دروني انسان است.

    کارگردان «رنگ خدا» در پاسخ به اين سئوال که يک فيلمساز تا چه حد مي تواند ذهنيت خود را در سينماي معناگرا پيدا کند که به استاندارد هم برسد گفت: متأسفانه يک آفتي تحت‌عنوان سينماي ديني بلاگير سينماي ما شده که متأسفانه اين آفت به تلويزيون هم رسيده، تصويري که سينماي به اصطلاح معناگرا از دين مي‌دهد غلط و خطرناک است.

    وي افزود: تلقي که از سينماي ديني مي‌شود اين است که در اين نوع سينما شاهد فرشته، عزرائيل و يا معجزه در فيلم باشيم، چيزهاي عجيب و غريبي که حتماً بايد ماورايي باشد. در حالي که دين امري کاملاً جاري و ساري در زندگي است.

    به اعتقاد وي فيلم‌هايي که جوانان تحت‌عنوان سينماي معناگرا يا سينماي ديني مي‌سازند يا در آن فرشته است يا يکي بال مي‌زند و يا غيب مي‌شود! اينها تصورات خيلي غلطي است که با عنوان سينماي معناگرا ارائه مي‌شود در حالي که دين امري کاملاً زنده و پوياست.

    کارگردان بيد مجنون ادامه داد: پيامبران ما معجزات زيادي داشتند اما معجزه پيامبر ما قرآن است. او نه کوري را شفا مي‌دهد، نه مرده‌اي را زنده مي‌کند و نه دست به معجزه ديگري مي‌زند بلکه معجزه او کتاب است که آن را براي همه بشريت از آغاز خلقت تا انتهاي آن آورده است و همانگونه که مي‌دانيم همه آموزه‌هاي فردي و اجتماعي را قرآن دارد چرا که کلام خداست و چيزي که در قرآن است به انسان بسيار نزديک است و ارتباطي عاطفي با او برقرار مي‌کند، همچنان که بارها در قرآن آمده که انفاق و دستگيري کنيد که جزو مباني اصلي ديني ماست. بايد سئوال کرد چرا اين انفاق در فيلم‌هاي ما نشان داده نمي‌شود در حالي که قرآن بزرگترين فضيلت را انفاق مي‌داند.

    وي با انتقاد از سريال‌هايي که به ويژه با عنوان فيلم‌هاي معناگرا ارائه مي‌شوند سريال‌هاي ما تبديل به جن و پري و برزخ و دوزخ مي‌شوند! در و ديوار را به هم مي‌دوزند که مثلاً فيلم ديني است در حالي که کاملاً خرافه است.

    به گزارش ايسنا، مجيدي همچنين در پاسخ به سئوالي مبني بر انتخاب نام «آواز گنجشک‌ها» براي فيلم خود گفت: اين عنوان پارادوکسي داشت که براي من قشنگ بود. چرا که اصلاً گنجشک آواز ندارد اما سادگي و طراوت دارد و مظهر پاکترين پرنده است وقتي مي‌گوييم دلش مثل گنجشک مي‌ماند.

    وي گفت: درون و باطن «کريم» با عنوان شخصيت اصلي فيلم بسيار زيباست، اگرچه چهره زيبايي ندارد اما دريا دل است و کسي به چهره او نگاه نمي‌کند و بايد بگويم «آواز گنجشک‌ها» تجلي همه آدم‌هايي است که مناعت طبع خوبي دارند.

    رضا درستکار منتقد فيلم نيز که در اين نشست خبري مجيدي را همراهي مي‌كرد در پاسخي کوتاه به سئوالي مبني بر روند فيلم‌هاي مجيدي گفت: او هم فيلم ساخته که يک روند تکويني دارد. سينمايي که مجيدي ارائه

    مي‌دهد سينمايي ارزشمند توأمان با تمام وجود سينماست و او هرچه جلوتر رفته بهتر شده تا جايي که «آواز گنجشک‌ها» بهار سينماي مجيدي است به گونه‌اي که حتي طيف‌هاي مختلف جناحي نيز اين فيلم را دوست دارند.

    به اعتقاد اين منتقد فيلم‌هاي مجيدي داراي روح ايراني و عرفاني است.

    وي در اظهار نظر کوتاه راجب فيلم آواز گنجشک‌ها گفت: در اين فيلم شخصيت اصلي آن هنگامي که شتر مرغ فرار مي‌کند اين فرصت به او داده مي‌شود تا زندگي را يک بار ديگر تماشا کند و آدم‌ها از طريق تماشا روايت را جلو مي برند. نقطه اعجاب انگيز فيلم‌هاي مجيدي شايد اين باشد که چقدر ساده نشان داده مي‌شوند اما اصلاً ساده نيست بلکه تصويرسازي‌هاي فيلم‌هاي مجيدي اعجاب انگيز است.

    وي در پايان گفت: «آواز گنجشک‌ها» قصه آدمي است که مي‌خواهد به فطرتش برگردد، مثل ديگر فيلم‌هاي مجيدي.



    منبع : ايسنا


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الإثنين مارس 01, 2010 8:39 am

    چهارشنبه 13/9/1387

    دلايل درخشش احتمالي " آواز گنجشک ها " در اسکار


    يک نگاه اميدوارانه /

    پنج دليل براي درخشش احتمالي "آواز گنجشک‌ها" و ناجي در اسکار

    در فاصله کمتر از دو ماه تا اعلام اسامي نامزدهاي نهايي هشتاد و يکمين دوره اسکار مي‌توان براي موفقيت احتمالي "آواز گنجشک‌ها" و قرار گرفتن فيلم تازه مجيد مجيدي در ميان پنج نامزد نهايي بخش بهترين فيلم غير انگليسي‌زبان پنج دليل آورد.

    به گزارش خبرنگار مهر، شايد در نگاه اول پنج دليلي که براي درخشش "آواز گنجشک‌ها" و ستاره آن رضا ناجي در اسکار ذکر مي‌شود صرفا نوعي اميدواري به حضور موفق نماينده ايران در يک آوردگاه معتبر جهاني باشد. اما همين فيلم و بازيگر آن تا امروز هم بدون اين دلايل در چند رقابت معتبر ديگر موفق ظاهر شده‌اند و همين اميد ما را به توفيق آنها در اسکار بيشتر مي‌کند.

    دليل اول

    ـ پيشينه درخشان مجيدي: خالق "آواز گنجشک‌ها" تا امروز اولين و آخرين نماينده سينماي ايران در اسکار بوده و نام او براي سينمادوستان ايراني مترادف با حضور "بچه‌هاي آسمان" در ميان پنج نامزد نهايي بهترين فيلم غير انگليسي‌زبان در هفتاد و يکمين دوره اسکار است. هر چند فيلم در اسکار سال 1999 موفق نبود و قافيه را به رقيب ايتاليايي خود واگذار کرد.

    داوري مجيدي در جشنواره‌هاي مختلف سينمايي، اظهار تمايل تهيه‌کنندگان هندي براي همکاري با وي در توليد فيلمي با موضوع کشمير، ساختن فيلم تبليغاتي براي بازي‌هاي المپيک 2008 پکن همراه با چند فيلمساز معتبر و چند حضور برجسته بين‌المللي ديگر از مسائلي است که نام مجيدي را براي راي‌دهنده‌هاي آکادمي اسکار آشنا جلوه مي‌دهد.


    دليل دوم

    موفقيت‌هاي فيلم: نخستين نمايش داخلي "آواز گنجشک‌ها" پارسال در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر بود و نخستين نمايش جهاني آن به فاصله چند روز در بخش مسابقه پنجاه و هشتمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم برلين. گرچه فيلم مجيدي براي رقابت در برلين ناچار شد از بخش مسابقه بين‌الملل جشنواره فجر خارج شود، اما اين خروج در نهايت به سود آن تمام شد.

    رضا ناجي که به همراه مجيدي و چند ايراني ديگر در مراسم اختتاميه جشنواره برلين 2009 حضور داشتند، شايد اميدي به درخشش در اين رويداد معتبر سينمايي نداشتند. اما وقتي مجري مراسم نام ستاره "آواز گنجشک‌ها" را به عنوان بهترين بازيگر مرد برلين خواند، نام ناجي هم در تاريخ سينماي ايران در کنار نام مجيدي جاودانه شد.

    "آواز گنجشک‌ها" پس از حضور موفق در جشنواره‌هاي فجر و برلين، در چند جشنواره ديگر هم درخشيده و جوايزي برده است. اما اين را همه مي‌دانند که جايزه بردن از سه جشنواره معتبر کن، ونيز و برلين مي‌تواند موفقيت احتمالي يک فيلم را در ديگر رويدادهاي مشابه تا حدي بيمه و سيل جوايز را به سوي فيلم و عوامل آن روانه کند.

    دليل سوم

    ـ داستان و موسيقي متن: "آواز گنجشک‌ها" داستاني جهانشمول دارد و حتي براي مخاطبي که زبان فيلم را نمي‌داند و گفتگوها را با خواندن زيرنويس دنبال مي‌کند، جذاب است؛ داستان يک روستايي ساده‌دل که ورود او به شهر با اتفاق‌هايي عجيب و غريب همراه است و در نهايت بازگشتن به اصل خويشتن.

    اين داستان سرراست و عامه‌پسند را بگذاريد در کنار موسيقي متن حسين عليزاده که خود نامي آشنا در موسيقي دنيا است و حضور نامش روي اين فيلم بر ارزش و اعتبار آن مي‌افزايد. ضمن اينکه اعضاي آکادمي اسکار نشان داده‌اند در انتخاب‌هاي خود بر وجه انساني داستان و موضوع فيلم‌ها توجه ويژه دارند که خوشبختانه "آواز گنجشک‌ها" از اين نظر کم ندارد.
    دليل چهارم

    ـ رضا ناجي: "آواز گنجشک‌ها" فيلمي است متکي به بازيگر و اين به هيچ وجه نفي قدرت کارگرداني مجيدي، داستان انساني آن، فيلمبرداري درخشان تورج منصوري، موسيقي زيباي عليزاده و ساير بخش‌هاي فيلم نيست. اما تصور "آواز گنجشک‌ها" با بازيگري ديگر در نقش اصلي واقعا ممکن نيست.

    همين بازي درخشان است که جايزه بهترين بازيگر مرد را از جشنواره فيلم برلين براي ناجي به ارمغان آورد؛ آن هم در حضور رقيبي چون دانيل دي لوئيس که قافيه را در برلين به ناجي باخت و در عوض اسکار همان سال را با "خون بپا مي‌شود" برد. بردن جايزه بهترين بازيگر از دومين دوره جوايز اسکرين آسيا پاسيفيک هم سندي ديگر براي حقانيت ناجي است.

    آکادمي اسکار در انتخاب‌هاي خود نشان داده به فيلم‌هايي که متکي به بازيگرند توجه ويژه دارد. همان سالي که مجيدي با "بچه‌هاي آسمان" نامزد اسکار شد، جايزه در نهايت به "زندگي زيباست" روبرتو بنيني ايتاليايي رسيد که تقريبا در تمام صحنه‌هاي فيلم خود حضور داشت و اسکار بهترين بازيگر مرد را هم برد. پس عجيب نخواهد بود اگر بشنويم ناجي نامزد اسکار شده است.
    دليل پنجم

    ـ حمايت رسانه‌هاي معتبر: همين چند روز پيش بود که دو رسانه معتبر سينماي جهاني يعني ورايتي و اسکرين در تحليل‌هاي خود از نامزدهاي احتمالي اسکار بهترين فيلم غير انگليسي‌زبان "آواز گنجشک‌ها" را يکي از بخت‌هاي حضور در ميان 9 نامزد اوليه دانستند و از آن تعريف و تمجيد کردند.

    حضور در بين 9 نامزد اوليه اسکار هم براي "آواز گنجشک‌ها"، مجيدي و ناجي يک موفقيت است، اما ما سينمادوستان ايراني اميدواريم تازه‌ترين ساخته فيلمساز بين‌المللي‌مان از موفقيت‌هاي قبلي خود فراتر برود و شايد مجسمه اسکار را امسال براي سينماي ايران به ارمغان بياورد. تا روز سوم بهمن‌ماه منتظر مي‌مانيم.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الإثنين مارس 01, 2010 8:42 am

    پنج شنبه 13/7/1385

    واکنش عماد افروغ به اظهارات مجیدی و ابوطالب: كسانی باید عذرخواهی كنند كه امكانات را در اختیار مبتذل سازان قرار دادند



    رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس گفت: به نظر من این كمیسیون فرهنگی نیست كه باید عذرخواهی كند، كسانی باید عذرخواهی كنند كه امكانات و فرصت‌های دولتی را در عرصه فرهنگ در اختیار افرادی قرار دادند كه فلیم‌های مبتذل بسازند.


    از مضمون تحقیق و تفحص دفاع میکنم

    عماد افروغ در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به این كه من از مضمون تحقیق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی كاملا دفاع می‌كنم، ادامه داد: این تحقیق كار گسترده‌ای را طلبیده و مدعیات دوستان هم مستند است، اینكه بعضی‌ها ایرادی به ادبیات و لحن تحقیق و تفحص وارد می‌كنند، بخشی از آن قابل قبول است و می‌توان درباره آن بحث كرد.

    رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس گفت: جای سؤال دارد كسانی كه در دوران حاكمیت دوم خردادی‌ها، صدایشان بلند بود و از سینمای مبتذل، سطحی، غیرفرهنگی و غیر اجتماعی می‌نالیدند، درباره تحقیق و تفحص ارشاد موضع دیگری می‌گیرند.

    وی افزود: چند نكته است كه باید به آنها توجه كرد، یكی این كه تحقیق و تفحض ناظر بر كاستی‌هاست و فرق است بین تحقیق و تفحص و بیلان كاری موسسات كه در آن به موارد مثبت در هر اداره‌ای اشاره می‌شود. در تحقیق و تفحص عمدتا كارهای منفی دیده می‌شود. نكته دوم این كه تحقیق و تفحص ناظر بر سوء مدیریت است و ناظر بر اشخاص نیست. ناظر بر مدیرتی است كه در وزارت ارشاد انجام شده است. این كه می‌گویند افراد متدین بوده‌اند و از خانواده روحانیت هستند، ربطی بر نحوه مدیریت آنها ندارد.


    افروغ در ادامه با اشاره به برخی سخنان كه تحقیق و تفحص را در جهت تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران خوانده بودند، گفت: همچنین گفته می‌شود كه این تحقیق و تفحص كل نظام را زیر سؤال برده است، پس اگر این گونه است، ما نباید هیچ جا را به نقد بكشیم چون تمام نظام را زیر سؤال خواهیم برد. در صورتی كه بخشی از یك وزارتخانه به نقد كشیده شده و این می‌تواند فرصتی برای اصلاح بسیاری از موارد باشد و باید این فرصت را مغتنم شمرد.


    وی تصریح كرد: به این تحقیق و تفحص باید به عنوان یك فرصت كه بخشی از چالش‌های ما را در موارد مختلف مطرح كرده، برخورد مثبتی داشته باشیم و تلاش كنیم تا چالش‌های دیگری را هم كه در این عرصه‌ها هستند، مطرح شوند؛ اما نهایتا باید تلاش كنیم كه به یك راه حل برسیم.


    سخنان آقای ابوطالب نظر كمیسیون فرهنگی نیست

    رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه به سخنان سعید ابوطالب كه از سینماگران به خاطر این تحقیق و تفحص عذرخواهی كرده است،‌ اشاره كرد و گفت: این كه آقای ابوطالب عذرخواهی كردند، به شخص ایشان مربوط است. البته تحقیق و تفحص یك كمیته برای خود دارد و آن‌ها هم جواب‌گوی هر گونه شبه‌ای در این مورد هستند؛ البته از آقای ابوطالب تعجب هم می‌كنم، چون آقای ابوطالب در جلسه‌ دیروز كه همراه با ما پذیرای هنرمندان بودند، گفتند كه بنده مصاحبه‌ای نخواهم كرد و از این كار دفاع می‌كنم. هرچند كه ممكن است نقدهایی داشته باشم؛ اما ظاهرا ایشان خلاف قول خود عمل كرده‌اند. من فكر می‌كنم كه اهل فرهنگ حداقل می‌بایست پایبند به قول خود باشند، صرف نظر از اینكه قولشان چه باشد.


    وی با بیان این مطلب كه سخنان آقای ابوطالب نظر كمیسیون فرهنگی نیست، ادامه داد: ما از این تحقیق صورت گرفته دفاع می‌كنیم. البته از روز اول هم پیش‌بینی می‌شد كه با بازتاب‌های گوناگونی روبه‌رو شویم.

    افروغ افزود: یك سری اظهار نظرهای غیرمنصفانه است كه گفته می‌شود: «ما یك بار بیشتر با كمیسیون جلسه نداشتیم.» من تعجب می‌كنم. وقتی ما می‌گوییم چهار جلسه با كارگردان‌های مهم كشور داشته‌ایم، به معنی این نیست كه از یك نفر چهار برای برای حضور در كمیسیون دعوت كرده‌ایم. ما از كارگردان‌های مختلف برای حضور در این جلسات دعوت به عمل آورده‌ایم كه یكی از آن‌ها هم مجید مجیدی بود. بعید هم می‌دانم كه آقای مجیدی خود را تنها كارگردان مطرح این كشور بداند كه می‌بایست در تمامی این جلسات شركت می‌كرد.

    وی با تاكید بر این نكته كه با طرح دعوت از سینماگران نه قصد منت گذاشتن داریم و نه قصد داریم كه كسب وجهه كنیم، بیان داشت: اما اهالی سینما باید جواب‌گوی ما باشند كه چرا سینمای ما رشد نداشته و به آن درجه مطلوب از اعتلای خود نرسیده است. چرا سینمای ایرانی و بومی نداریم. چرا در سینما با نقدِ از درون روبه‌رو نیستیم. اگر آقای مجیدی می‌گویند كه من چند سال پیش ناقوس ابتذال در سینمای ایران را به صدا در آوردم، چرا ادامه ندادند؟

    رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس گفت: به نظر من این كمیسیون فرهنگی نیست كه باید عذرخواهی كند، كسانی باید عذرخواهی كنند كه امكانات و فرصت‌های دولتی را در عرصه فرهنگ در اختیار افرادی قرار دادند كه فلیم‌های مبتذل بسازند. آقای مجید مجیدی هم به آن‌ها اشاره دارند. كسانی باید عذرخواهی كنند كه جلوی ابتذال را نگرفتند ولو این كه از فیلم‌سازان مطرح ما باشند. مجید مجیدی از مصادیق فاخر فیلم‌سازی در ایران است و برای ایشان جایگاه خاصی قایل هستم و به هیچ وجه نمی‌خواهم كه با ایشان به تقابل بپردازم.


    وی ادامه داد: اما این كه گفته می‌شود این گزارش سینما را به سمت ابتذال می‌برد، می‌تواند این چنین باشد، می‌تواند هم این چنین نباشد. صرف این كه گزارشی می‌آید و پرده از ابتذال بر می‌دارد به لحاظ ذاتی نسبتی با گسترش فیلم‌های مبتذل نخواهد داشت. اگر این گزارش منجر به یك سری فرمالیسم، شكل‌گرایی و صورت‌گرایی در سینمای ایران شود، بله این چنین خواهد شد. اما اگر این اتفاق نیفتد و مقدمه‌ای شود برای تولید فیلم‌های معناگرا و جوهرگرا، چرا ما باید بگوییم كه این گزارش سینما را به سمت ابتذال خواهد برد.


    اطلاعات غلطی به آقای مجیدی منتقل كرده‌اند

    افروغ یادآور شد: آقای مجیدی جمله‌ای گفته‌اند كه من آن را اصلاح می‌كنم. وی گفته‌اند: «سیاست نباید به هنر خط بدهد». كاملا درست است. اما هنرمندان هم نباید ابزار دست سیاست‌ورزان حرفه‌ای شوند. من احساس می‌كنم كه اطلاعات غلطی به آقای مجیدی منتقل كرده‌اند و اگر آقای ابوطالب چنین صحبتی كرده باشد، ایشان هم در جریان زحمات همكاران هم كمیسیونی خود نبوده است و به شدت مورد نقد بنده است كه چطور وقتی نماینده نبودند، مدام دم از ابتذال در سینما می‌زنند و كسانی كه در دوران حاكمیت بخشی از دوم خردادی‌ها كه ما از آن‌ها به عنوان دوم‌خردادی‌های لیبرال و سكولار یاد می‌كنیم، صدایشان بلند بود و از سینمای مبتذل، سطحی، غیرفرهنگی و غیر اجتماعی می‌نالیدند، وقتی كه تحقیق و تفحص خوانده می‌شود، موضع دیگری می‌گیرند.

    وی با بیان این مطلب كه مشكل سینمای ما نقدپذیر نبودن هنرمندان است، گفت: در جلساتی كه با هنرمندان داشتیم، این مسئله گفته شد كه از این فرصت پیش آمده نهایت استفاده را داشته باشیم و چالش‌ها را با صدای بلند مطرح كنیم. حتی فریاد بزنیم. اما با این نیت كه این چالش‌ها دسته‌بندی بشود و به سمت اصلاح آن پیش برویم. تا كی بخشی از جامعه ما كه هنرمند نام دارند، باید بیایند طرف مقابل خود را متهم به تحجر كنند و طرف مقابل هنرمندان را متهم به بی‌دینی و لاقیدی كند. آیا با این سقف‌بندی‌ها مسئله سینمای ما حل می‌شود و به سینمای فاخر ایرانی خواهیم رسید.



    منبع: خبرگزاری انتخاب


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الإثنين مارس 01, 2010 8:44 am

    اخبار ادبی و هنری 27 خرداد ماه 1383

    شهردار تهران، پشت دوربین كارگردان مشهور ایران



    در چند روز گذشته محمود احمدی‌نژاد، شهردار تهران، در صحنه فیلمبرداری فیلم تازه مجید مجیدی حضور یافت و با عوامل این فیلم سینمایی گفت‌ وگو كرد.
    به گزارش بازتاب، طی چند روز گذشته كه مجید مجیدی سرگرم تصویربرداری فیلم سینمایی جدیدش با نام «بازگشت» است، به هنگام فیلمبرداری، با جلوگیری مأموران سد معبر شهرداری تهران روبرو شده بود و ادامه كار عوامل این فیلم با مشكل مواجه شد، چنانكه مجیدی قصد داشت در گفت‌وگو با رسانه‌ها، به انتقاد شدید از شهرداری بپردازد.

    گزارش مذكور می افزاید: به دنبال این رخداد، برخی نزدیكان شهردار تهران، مشكل كارگردان مشهور ایرانی را به اطلاع وی می رسانند و سپس حوالی ساعت 23 شنبه شب، احمدی نژاد به همراه علی اكبراشعری، مشاور فرهنگی شهردار، در محل فیلمبرداری، واقع در پونك حاضر شده و مورد استقبال عوامل فیلم كه در حال آماده سازی لوكیشن فیلم بودند قرار گرفت.

    سپس احمدی‌نژاد با مجید مجیدی، كارگردان و پرویز پرستویی،‌ بازیگر اول فیلم«مارمولك» ـ كه نقش اول فیلم «بازگشت» را نیز بازی می‌كند ـ در مورد مباحث فرهنگی به گفت‌وگو پرداخت.

    وی در این دیدار همچنین قول تذكر به مسئولان سدمعبر شهرداری و پیگیری مشكل عوامل فیلم را به مجیدی داد.

    گفتنی است، فیلمبرداری فیلم «بازگشت» از بهمن ماه آغاز شده است. مجیدی كه پس از فیلم سینمایی «باران» در سال 1379 فیلم دیگری نساخته است، برای نخستین بار از بازیگران حرفه‌ای در فیلم خود استفاده كرده است. فیلم «بازگشت» كه مضمونی اجتماعی دارد، درباره مردی است كه پس از سال‌ها بینایی خود را به دست می‌آورد اما در آخر ترجیح می‌دهد كه كور باشد و زشتی‌های دنیای پیرامونش را نبیند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الإثنين مارس 01, 2010 9:06 am

    دوشنبه 15/7/1387

    سینمای ایران باید پوسته عوض كند


    كارگردان فیلم سینمایی «آواز گنجشك‌ها» گفت: من پیش از این در محافل سینمایی گفته‌ام كه سینمای ایران باید پوسته عوض كند و رنگ دیگری را از خودش نشان دهد. بارها گفته‌ام و تأكیدم بر این بود كه جشنواره‌زده نشویم.

    «مجید مجیدی» كارگردان فیلم سینمایی «آواز گنجشك‌ها» كه این روزها به اكران عمومی در داخل كشور در ‌آمده، در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس اظهار داشت: دوران افول سینمای ایران شروع شده است. من پیش از این در محافل سینمایی گفته‌ام كه سینمای ایران باید پوسته عوض كند و رنگ دیگری را از خودش نشان دهد. بارها گفته‌ام و تأكیدم بر این بود كه جشنواره‌زده نشویم.

    وی ادامه داد: در دهه 90 سینمای ایران اقبال عمومی زیادی در جشنواره‌های جهانی داشت و از همان موقع به سرعت وارد بازارهای جهانی شدیم. من آن موقع این ضرورت را احساس كردم كه حالا كه به این مرحله رسیده‌ایم می‌توانیم از این موج بگذریم و سینما را به بازار جهانی بزرگتری برسانیم.

    * سینمای ایران از موج‌های سینمای جهان پرش نكرد

    مجید مجیدی اظهار داشت: در سال‌های 1996 تا 2000 سینمای ایران در اوج خود بود این سینما به دلیل ماركت و جشنواره اقبال زیادی داشت و هر فیلمی كه از ایران می‌آمد مورد اقبال جشنواره‌ها قرار می‌گرفت اما متاسفانه چون نتوانستیم سوار این موج شویم و سیاستی مشخص نداشتیم و مدیریت كلان ما نتوانست این امر را اداره كند و از طرفی خود سینماگران نیز خوب عمل نكردند،نتوانستیم از این امكان پرش استفاده كنیم.

    وی افزود: خانه سینما نیز در این زمینه بسیار منفعل عمل كرد. در حالی كه نطفه این امر باید در جایی مثل خانه سینما شكل بگیرد و خودمان در داخل آن را شكل بدهیم.

    كارگردان «آواز گنجشك‌ها» تصریح كرد: البته مسائل دیگری بعد از 11 سپتامبر به لحاظ اقتصادی به وجود آمد و آن افت كردن كمپانی‌های بزرگ جهان بود كه برخی‌ها ورشكست و خیلی‌های دیگر تعطیل شدند. این امر تأثیر عجیبی در سینما داشت و باعث شد كه كمپانی‌ها دست به عصا راه بروند. مثلا در كشور ژاپن چند كمپانی معتبر تعطیل شد و پس از آن مثلا فیلم‌های خود من «بید مجنون» و همین «آواز گنجشك‌ها» كه خیلی باب طبع ژاپنی‌ها هم هست، امكان پخش در ژاپن را پیدا نكرد.

    مجیدی گفت: سینما با این اوصاف بازار بسیار بدی پیدا كرد كه روز به روز هم بدتر می‌شود. اگر ما استراتژی درستی نداشته باشیم، روزنه‌های تك ستاره ما هم عنقریب بسته می‌شود.

    * سینمای ما باید مخاطب عام و خاص را توامان جذب كند

    كارگردان «بچه‌های آسمان» به فارس گفت:فیلم‌های كه خود من ساختم باعث شد كه سینمای ایران در بازارهای جهانی حضور پیدا كند. در آمریكا بیشترین فیلمی كه توانسته در سطح عمده یعنی چیزی حدود 30 تا 35 سینما به نمایش در بیاید بچه‌های آسمان، باران، بید مجنون، رنگ خدا بوده و كمتر فیلمی را سراغ داشته‌ایم كه اینگونه باشد.

    وی افزود:فیلم «رنگ خدا» بالای 2 میلیون دلار فروش داشته است و در آمریكا فیلم‌های من در ماركتینگ حضور داشته و كمپانی‌های بزرگی آنها را خریده‌اند كه این بی‌سابقه بوده یا كمپانی میراماكس یا سونی پیكچر كه فیلم‌های من را خریدند كه این نشان دهنده ظرفیتی بود كه این فیلم‌ها داشتند.

    همیشه جایی كه یك انسان زندگی می‌كند در او تاثیر می گذارد هرچقدر كه ما از فضای شهری دور می‌شویم مناسبات درست‌تر و صحیح‌تر است و هرچقدر به شهرنشینی نزدیك می‌شویم نوع نگاه انسان‌ها و كرامت انسانی به موقعیت مادی آدم‌ها وابسته می‌شود

    مجیدی با بیان این مطلب كه هر سینمایی دوره‌ای دارد ،افزود:ما باید تلاش می‌كردیم تا تغییراتی در سینما بدهیم. فیلم‌های ما بسیار شبیه شد و وجه جشنواره‌زدگی باعث عدم رونق سینمای ما شد. ما باید این توفیق را دوباره پیدا كنیم و نباید تنها به جشنواره‌ها اكتفا كرد بلكه باید فیلم‌هایی ساخت كه ضمن اینكه مخاطب عام را جذب می‌كنند در فكر جذب مخاطب خاص هم باشد.

    مجید مجیدی در ادامه افزود: جشنواره جهانی را نمی‌توان پیش‌بینی كرد. آنها به دنبال مد و سلیقه هستند و فیلمی كه نظر آنها را جلب كند. ما نباید به جشنواره‌ها اطمینان كنیم. بلكه باید به این فكر كنیم كه چه فیلمی بسازیم كه جهانی‌تر شود.

    * فیلمی جهانی می شود كه مختصات بومی و هویت ملی داشته باشد

    وی به بیان مختصات فیلم‌های جهانی پرداخت و گفت: از نظر من فیلمی كه مختصات بومی و هویت ملی كشور خودش را داشته باشد فیلمی جهانی است. شهید مرتضی آوینی این بحث را به عنوان استراتژی مطرح كرد كه سینمای جهانی ریشه‌ در هویت ملی دارد. در سینماهای مختلف دنیا موج نو، نئورئالیسم یا حتی كارگردان‌های بزرگ دنیا به خاطر داشتن هویت مستقل در دنیا شناخته‌ شده‌اند. فیلمسازانی مثل كوروساوا، جان فورد یا فلینی و فیلمسازان تاثیر‌گذار دیگر همه مبتنی بر ریشه‌هایشان فیلم ساخته‌اند و به نظرم این مختصات اصلی سینمای جهانی است.

    مجیدی ادامه داد:این ابعاد اگر با ساختار و سینمای فاخر و تكنیك فاخری ارایه شود طبعا می‌تواند مخاطب جهانی داشته باشد و این فرمولی است كه جواب داده و ایجاد جذابیت می‌كند. اگر این جذابیت در تكنیك و محتوایی كه ارایه می‌كنیم جاری و ساری ‌شود و مبتنی بر هویت‌های ملی باشد موفق خواهد بود.

    كارگردان رنگ خدا به فارس گفت:من هرگز فیلمی نداشته‌ام كه در داخل ایران مطرح نشود ولی در بین مردم و جشنواره‌های جهانی مطرح باشد. وقتی فیلم‌هایم را با مردم خودمان در یك سالن می‌بینم ،همان تاثیری را كه مردم در سینماهای آمریكا، ژاپن یا فرانسه دارند شاهد هستم. ممكن است نظر منتقدین متفاوت باشد چرا كه آنها دنبال سلیقه‌های خاصی هستند. اما چون مردم با فطرتشان با این آثار رو به رو می‌شوند و درگیر سلیقه و دیدگاه‌های شخصی نیستند می‌توانند با فیلم‌های من ارتباط برقرار كنند.


    مجیدی از این نوع سینما به عنوان سینمای فطرت یاد كرد .

    * شركت در اسكار به نظر مثبت مردم و منتقدان خلاصه نمی‌شود

    این كارگردان سینما درباره حضور فیلم آواز گنجشك‌ها در اسكار 2009 گفت: داستان‌گویی و ساختاری منسجم یكی از لازمه‌های یك فیلم در رقابتی مثل اسكار است. چون اعضای آكادمی اسكار آدم‌های نقادی نیستند و اغلبشان سینماگر، فیلمساز، نویسنده و بازیگر هستند و طیف‌های مختلف هالیوود را شامل می‌شوند و به هر حال نگاه‌های مردمی به سینما دارند.

    از طرفی گلدن‌ گلوب نگاه نقادانه‌ای برای فیلم‌ها دارد و در اغلب موارد فیلم‌هایی كه توجه آنها را جلب می‌كند با فیلم‌های اسكار كاملا متفاوت هستند.

    وی افزود: ارسال فیلم به اسكار مشخصه‌های خاصی دارد و تنها اینكه مورد توجه منتقدین و مردم قرار گرفته باشد كافی نیست. یك فیلم برای حضور در اسكار باید چند پارامتر داشته باشد. یكی اینكه دارای توفیقات جهانی اعم از جشنواره‌ای و ماركتینگ باشد و خود كارگردان و شناخته شدن او از همه مهم‌تر است ضمن این كه كمپانی‌ای كه فیلم را به آكادمی معرفی می‌كند و آن را تبلیغ می‌كند بسیار مهم است. اگر یك فیلم در اسكار كمپانی معتبری حمایتش نكند كاملا فراموش خواهد شد.

    مجیدی كه با فیلم «آواز گنجشك‌ها» نماینده ایران در اسكار است،گفت: چون اعضای آكادمی چیزی حدود 800 نفر هستند و این عده هم در كل آمریكا پخش هستند، فقط برای اسكار چند نمایش محدود برای آنها گذاشته می‌شود كه كافی است به حد نصاب برسد و حدود 300 نفر فیلم‌ها را ببینند. اگر كمپانی پشت فیلم باشد مراسمی برای اعضای آكادمی می‌گذارد و در نزدیكترین محل ممكن آنها را دعوت می‌كند تا به نمایش فیلم بنشینند و دور هم جمع بشوند خود این امر بی‌تاثیر نیست كه بتوانند افراد را جذب كنند ضمن اینكه بروشورهایی تهیه می‌شود و اطلاعات كارگردان، بازیگر و خود فیلم را به اعضای آكادمی می‌دهد چرا كه تك تك اعضا با همه كارگردانان شركت‌كننده آشنایی كاملی ندارند.

    * داشتن كمپانی حمایت كننده در اسكار بسیار مهم است

    وی افزود:پس از هر نمایش رایزنی‌هایی انجام می‌شود و نظراتی گرفته می‌شود كه اگر این نظرات مثبت باشد روی آن كار می‌كنند كه طبق آمار اگر نظرات مثبت زیر 80 درصد باشد فیلم هیچ شانسی برای برنده شدن ندارد چون رقابت بسیار تنگاتنگ است و حتی یك درصد كمتر یا بیشتر بسیار تاثیر می‌گذارد. پس از این روند است كه كمپانی برای فیلم تبلیغ می‌كند درباره فیلم نقد و مطلب می‌نویسد و تا زمان مراسم روی فیلم كار می‌كند. اینها پارامتر‌هایی است كه ما به آنها واقف نیستیم. به خاطر همین است كه همیشه نقد می‌شود كه نباید فلان فیلم به اسكار معرفی می‌شد و یا فیلم دیگری اقبال بیشتری داشت.اسكار پارامتر‌های زیادی دارد و رقابت در آن سخت است و خیلی چیزها دست به دست هم می‌دهد و تنها خود فیلم كافی نیست. ارزش‌های فیلم تنها نیمی از راه اسكار را می‌رود.

    * ماجرای شركت «بچه‌های آسمان» در اسكار

    وی درباره شركت فیلم بچه‌های آسمان در اسكار گفت: مدیر كمپانی میراماكس نامه‌ای درباره حضور بچه‌های آسمان در اسكار داد كه آن را در اختیار حوزه سینما قرار دادم. چرا كه آن موقع بحث بین فیلم گبه و بچه‌های آسمان برای ارسال به اسكار بود. او در این نامه نوشته بود كه اگر نظرات كارشناسی ما را می‌خواهید پیش‌بینی ما درباره نامزد شدن بچه‌های آسمان است و ما نسبت به آن شك نداریم. ما یقین داریم كه این فیلم در اسكار پذیرفته می‌شود و حدود 80 _ 90 درصد این شانس را دارند. آن موقع یك سری از منتقدان گفتند كه چرا بچه‌های ‌آسمان را به اسكار فرستادند علی‌رغم اینكه این فیلم فیلم موفقی بود اما كمپانی حمایت‌كننده‌ای نداشت.

    وی ادامه داد:كمپانی میراماكس خواهش كرد كه فیلم را نگه داریم و به هیچ جشنواره دیگری ندهیم تا سال آینده در اسكار شركت كند. چرا كه آنها ایمان داشتند كه فیلم موفق خواهد شد ولی خود این كمپانی فیلم دیگری داشت به اسم زندگی زیباست. خب آنها طبیعتا به دنبال تجارت خود هستند و می‌دانستند كه قطعا فروش این فیلم بالای 50 میلیون دلار خواهد رفت و نهایت فروش بچه‌های آسمان10 میلیون دلار بود. برای همین تمام تلاششان را كردند كه فیلم بنینی پیروز شود. وقتی به اسكار رفتم تمام لس‌آنجلس پس از عكس‌های بنینی بود در حالی كه تصاویر «بچه‌های آسمان» گوشه كنار شهر قرار داشت و در نهایت این اتفاق برای زندگی زیباست افتاد. این فرمول‌هایی است كه همه كمپانی‌های جهان می‌دانند.

    دوران افول سینمای ایران شروع شده است. من پیش از این در محافل سینمایی گفته‌ام كه سینمای ایران باید پوسته عوض كند و رنگ دیگری را از خودش نشان دهد. بارها گفته‌ام و تأكیدم بر این بود كه جشنواره‌زده نشویم.

    * موفقیت «آواز گنجشك‌ها» در اسكار افتخار برای سینمای ایران است

    وی درباره امكان موفقیت آواز گنجشك‌ها در اسكار گفت: اگر این اتفاق بیفتد در وهله اول برای سینمای ایران افتخار است و دوم برای سینماگری كه این فیلم را ساخته است.

    وی درباره مضمون فیلم آواز گنجشك‌ها گفت: همیشه موضوعاتی را انتخاب می‌كنم كه برگرفته از واقعیت‌ها است چرا كه عنصر تماشا و تجربه كردن برایم اصل است. «آواز گنجشك‌ها» را هم بر اساس شخصیت واقعی و فضایی كه دیده بودم به دست آوردم.

    * شخصیت «كریم» معادل واقعی داشت

    وی با اشاره به اینكه شخصیت «كریم» معادل واقعی داشته است،گفت: شخصیتی همچون كریم را دقیقا در همان فضا دیده‌ام كه رابطه بسیار نزدیكی با شترمرغ‌ها داشت. شترمرغ موجود عجیبی است كه با شرایط خود را وفق می‌دهد. او در دمای 50 درصد بالای صفر و زیر صفر دوام می‌آورد به همین دلیل است كه به سرعت می‌دود و عمر زیادی می‌كند ولی به شدت موجود احمقی است و با آن هیكل بزرگش مغز كوچكی دارد اما موجودی مهربان و دوست داشتنی است كه به سادگی با آدم‌ها اخت نمی‌شود و دست‌آموز و اهلی نمی‌شود.

    مجیدی گفت:آن شخصیت علی‌رغم اینكه با شترمرغ‌ها رابطه خیلی خوبی داشت و با تك تك آنها صحبت می‌كرد اما با آدم‌ها رابطه‌ای نداشت و اینكه ساده و زلال و شفاف بود. همیشه به این فكر می‌كردم كه این آدم در مناسبات شهری چه بلایی به سرش می‌آید. احساسی كه آدم در مورد پرنده معصومی دارد كه اگر در قفس بیفتد چه اتفاقی برایش می‌افتد. مجموعه‌ای از این حس‌ها كه زندگی شهری و مناسبات شهری ما را به كجا می‌برد و وجه معرفتی ما را می‌گیرد و كمرنگ می‌كند باعث شد كه این فیلمنامه را بنویسم.

    * اهدای جایزه بازیگری به «رضا ناجی» ناشی از یك نگاه كاملا تخصصی بود

    وی با اشاره به حضور پررنگ جهانی «آواز گنجشك‌ها» گفت:این حضور بخشی بر می‌گردد به خود فیلمساز كه بالاخره یك عقبه‌ای داریم و فیلم‌هایی ساخته‌ایم كه در دنیا مطرح است و در هر جشنواره‌ای وقتی فیلمساز شناخته شده‌ای می‌آید،به هر حال از آن استقبال می‌شود.

    مجیدی ادامه داد:مسئله بعدی خود قصه و ساختار و نگاهی كه در خود فیلم وجود داشته است برای این اتفاق بوده‌اند. فضای فیلم و نوآوری‌هایی كه احیانا دارد چه به جهت فضاسازی و بازی دیگر دلایل این امر هستند و به هر حال بازی «رضا ناجی» یكی از ویژگی‌های فیلم «آواز گنجشك‌ها» تلقی می‌شود.

    وی درباره بازی «رضا ناجی» در این فیلم گفت:گرفتن جایزه برلین اتفاق خیلی بزرگی برای سینمای ایران است و به نظر من مطبوعات ما شاید آن طوری كه باید و شاید به طور تخصصی به آن نپرداختند. وقتی فیلم‌های ما در جشنواره‌های الف دنیا جایزه می‌گیرد عمدتا كارگردان محور است و یا به خاطر مضمون فیلم جایزه گرفته یا نوع نگاه فیلم و تحت عنوان بهترین فیلم و كارگردانی.

    مجیدی در ادامه افزود: وقتی بازیگری در جشنواره‌های الف جایزه می‌گیرد، سلیقه خیلی تأثیر ندارد و یك امر تخصصی است.به نظرم بازیگری خیلی تخصصی ، فنی و هنری است و دیگر نمی‌شود سلیقه را دخالت داد. بازی خوب ،خوب است دیگر و كسی نمی‌تواند منكرش شود. جایزه گرفتن ناجی اتفاق مهمی بود و این در موفقیت فیلم در جشنواره‌های جهانی بی‌تاثیر نیست. مثلا جشنواره سن سباستین او را به عنوان میهمان ویژه دعوت كرد كه به دلیل مسایل ویزا امكانش فراهم نشد، به هر حال خود این‌ها، ظرفیت‌هایی است كه باعث می‌شود اقبال عمومی زیاد باشد.

    * صفات انسانی در فضای شهر نشینی به سایه رفته است

    وی از فضای شهرنشینی غیر اصولی در تهران انتقاد كرد و درباره مفاهیم اشاره شده به این موضوع در «آواز گنجشك‌ها» گفت:امروزه در آپارتمان‌ها و قفس‌هایی كه برایمان درست كرده‌اند زندگی می‌كنیم و شاید نمی‌دانیم كه در همسایگی ما چه كسانی زندگی می‌كنند و اسمشان چیست؟ اما اگر به دوران دورتر برویم به بچگی‌مان در می‌یابیم كه با اینكه فاصله‌هایی دور با همسایگانمان داشتیم اما آنها را می‌شناختیم و به اسم صدایشان می‌كردیم حالا چه اتفاقی افتاده كه ما از بار اخلاقی خود دور شده‌ایم ؟آن هم در جامعه‌ای كه اخلاق جزئی از محوریت‌های اصلی ما بوده است. در جامعه ای كه افتخار می‌كردیم كه بگویند ایرانی‌ها مهمان‌نواز هستند. این صفات دارد به سایه می‌رود و شهر از ما آدم‌های دیگری می‌سازد و نیرنگ و ریا و ریاكاری لازمه زندگی شهری شده و اگر دروغ نگویید غیرطبیعی است و دروغ جزو فرهنگ زندگی شده است. در حالی كه اساسا ما جامعه‌ای بودیم كه اینها جزو معرفت‌های ما بود.

    * هویتی برای نسل بعدی نگذاشته‌ایم

    وی با بیان این مطلب كه می‌توانستیم در یك دوره‌ای تعریف جغرافیایی فرهنگی داشته باشیم،گفت: مثلا به جای اینكه پارك و لامپ و درخت‌ها را درست كنیم باید به دنبال هویت فرهنگی شهرمان باشیم. مثلا منطقه پامنار برای خودش یك شهر تهران قدیم است. مگر چقدر هزینه می‌برد تا این منطقه را بازسازی كرد. كشورهای دیگر یك ستون قدیمی شهرشان را نگه می‌دارند و موزه می‌كنند ولی ما هرگز به این توجه نكردیم كه نسل‌های دیگری هم در راه هستند كه نیازمند یك هویتند و ما باید این هویت را به آنها بدهیم. دیگر كجای این تهران هویت دارد؟ همه شهر را خراب كردند... یك موقعی می‌گفتیم هوای خوب شمیران، اما حالا همه درخت‌ها را قطع كرده‌اند تمام باغ‌ها كه خاطرات ما بود توسعه هر شهر باید متناسب با هر فرهنگ باشد.

    منبع : خبرگزاری فارس


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء مارس 02, 2010 4:06 am

    چهارشنبه 23/8/1386
    رسانه‌های غربی اطلاعات غلطی درباره زنان ایرانی می‌دهند


    «مجیدی» در مصاحبه با روزنامه‌ای هندی:

    «مجید مجیدی» در مصاحبه با روزنامه‌ای هندی گفت: رسانه‌های غربی اطلاعات غلطی درباره زنان ایرانی می‌دهند. اگر آنها حقیقت را درباره ایران و زنان ایرانی می‌گفتند، آن وقت شما حیرت زده می‌شدید.

    «مجیدی» در مصاحبه‌ای كه روز گذشته در روزنامه انگلیسی زبان «تایمز آف ایندیا» چاپ هندوستان به چاپ رسید، افزود: ارزش مادران و زنان در جامعه ایران بسیار مهم است، بنابراین فیلم‌های من حقیقت را به تصویر می‌كشند، اگر این مطلب حقیقت نداشت مطمئن باشید كه فیلم‌های من نمی‌توانست مردم را به خود جذب كند.

    خبرنگار روزنامه «تایمز آف ایندیا» در ادامه از مجیدی درباره سرچشمه احساسات لطیف موجود در فیلم‌هایش پرسید و او در جواب گفت: اولاً باید بگویم این مطلب از تمدن غنی و 3000 ساله ایرانیان نشأت می‌گیرد و ثانیاً وجود حس و شعور انسانی و نكات برجسته دینی و اخلاقی كه در آثار شعرا و ادبایی بزرگ ایرانی چون مولانا، حافظ، سعدی، عمر خیام و ... وجود دارد، نیز به من در این راه بسیار كمك كرده است. سینمای ایران را باید در چهارچوب میراث فرهنگی آن درك كرد و شناخت.

    وی درباره دلیل افزایش گرایش مردم دیگر كشورها نسبت به سینمای ایران گفت: دلیل چنین گرایشی شهرت و موفقیت‌ سینمای ایران در به تصویر كشیدن فیلم‌هایی با احساسات انسان دوستانه است، بعلاوه ایران كشوری است كه همیشه نامش در خبرها هست، و سینما توانسته به مردم ماهیت حقیقی مردم ایران را نشان داده و بفهماند، زیرا آنچه كه در چهارچوب رسانه‌ها به مردم ارائه می‌شود از حقیقت بسیار دور است، بعنوان مثال مردم (دیگر كشورها) فكر می‌كنند كه ایران كشوری خشونت طلب است ولی زمانیكه آنها فیلم‌های ما را می‌بینند، به روحیه انسانی ایرانی‌ها پی برده و حقیقت را درمی‌یابند.


    وی در جواب به این سوال كه ساختن فیلمی با چهارچوب اجتماعی، سیاسی در ایران چقدر سخت است، گفت: همانند كشورهای دیگر ایران نیز مشكلات خود را دارد، سینمای ایران همیشه با فراز و نشیب‌های بسیاری روبرو بوده كه برخی اوقات همانند زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، ساخت فیلم به مراتب راحتر بود. هم‌اكنون نسل جدیدی از فیلمسازان و تكنیسین‌ها در ایران روی كار آمده كه با وجود آنها موفقیت سینمای ایران قطعی است.

    مجیدی در جواب به این سوال كه آیا دلیل انتخاب هند بعنوان لوكیشن فیلم بعدیش روابط انسانی و فرهنگی موجود میان هند و ایران بوده است یا خیر، گفت: من همیشه عاشق سینمای «ساتیاجیت رای» بوده‌ام و یكی از طرفداران سرسخت او هستم، من به او به عنوان استاد بزرگ سینما ادای احترام می‌كنم. بهرحال بیشتر علاقه من به هند از سفر من به این كشور در سال 1966 آغاز شد و مقداری از این علاقه نیز از سینمای هند نشات می‌گیرد.

    این كارگردان برجسته كشورمان در رابطه با جاذبه‌ها فرهنگی و هنری هند گفت: هند ادباء و شعرای برجسته‌ای زیادی داشته و دارای فرهنگ غنی در تصوف است.همچنین در این كشور تناقض‌هایی چون زندگی افراد بسیار فقیر و بسیار ثروتمند در كنار هم است، از جهتی نیز هندوستان با ایران نقاط مشترك فرهنگی و تاریخی بسیاری دارد، چه در زمینه اشعار و چه در زمینه موسیقی و معماری، آنچنانكه معماری بكار رفته در بنای تاج محل الهام گرفته از خلاقیت و هنر هنرمندان ایرانی است، همچنین در هندوستان جمعیت عظیمی از مسلمانان زندگی می‌كنند كه این خود نیز برای باعث به وجود آمدن یك علاقه و كشش درونی می‌شود.

    منبع : خبرگزاری فارس


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء مارس 02, 2010 4:10 am

    سه شنبه 1/5/1387
    انتقاد مجید مجیدی از ورزش



    بچه‌های مدرسه‌ای در پكن در حالی كه بیش از 100سال از جنبش المپیك می‌گذرد، 100سالگی مدرسه‌شان را با رنگ‌های 5 حلقه‌ای المپیك جشن می‌گیرند. این آغاز فیلم 5 دقیقه‌ای مجید مجیدی با عنوان "پرواز رنگ‌ها" برای المپیك پكن است.

    به نقل از ایسنا، جمعی از نمایندگان رسانه‌های گروهی اعزامی به بازی‌های المپیك پكن به همراه مسئولان كمیته ملی المپیك میهمان مجید مجیدی كارگران بزرگ كشورمان بودند تا در كنارش فیلم افتخار آمیز "پرواز رنگ‌ها" را دیده و با وی در ارتباط با المپیك به گفتگو بنشینند.

    مجیدی كه بسیار آرام و كمی اندوهبار از درگذشت دوست و همكارش خسرو شكیبایی بود، در ارتباط با فیلم كوتاهش گفت:« بیش از دو سال پیش بود كه شهرداری پكن به عنوان مجری اصلی طرح از مردم این شهر در ارتباط با انتخاب پنج كارگردان برای ساخت فیلم كوتاه بازی‌های المپیك نظرخواهی كرد. در این نظرخواهی تعداد زیادی كارگردان از سراسر دنیا با مشخصه‌های خاص اعلام شده بودند كه بیشتر كارگردان‌هایی بودند كه آثارشان در چین پخش شده بود.»

    وی افزود: «براین اساس با توجه به اینكه فیلم "بچه‌های آسمان" تاكنون 17 بار از تلویزیون ملی چین پخش شده بود، مردم پكن من را به عنوان یكی از نخستین كارگردان‌ها انتخاب كردند. این گونه بود كه دو سال پس از من و چهار كارگردان دیگر از كشورهای فرانسه، ایتالیا، استرالیا و هنگ‌كنگ دعوت شد كه در فیلمی وضعیت پكن را در ارتباط با بازی‌های المپیك توصیف كنیم. قرار هم بر این شد كه همه گارگردان‌ها براساس نگاه خودشان به موضوع بنگرند.»

    کارگردان کشورمان ادامه داد:«برای این فیلم سه تا چهار سفر مقدماتی به پكن داشتم. در آن سفرها موضوع‌های مختلفی را در نظر داشتم. اما نكته‌ای كه در این میان نظر من را جلب كرد، حضور نسل جوان، پرتلاش و پرانگیزه در چین بود. نسلی كه پس از انقلاب فرهنگی این كشور خدمات شایسته‌ای را در این كشور انجام داده بود. دگرگونی چین در این سال‌ها بسیار حیرت‌انگیز بود. از طرفی دیگر من در این فیلم پنج دقیقه وقت داشتم تا تاریخ پنج هزار ساله چین را به تصویر بكشم. كار سختی بود. ایده‌های مختلفی هم به من رسید تا اینكه در بازدید از مكان‌ها به مدرسه‌ای در پكن رسیدم كه كلید اصلی كار من شد.»


    وی در این رابطه یادآور شد: «چیزی حدود 105 سال از قدمت این مدرسه می‌گذشت كه تاحدودی برابر قدمت تاریخ المپیك بود. این تقارن خوبی برای ما بود. این طور شد كه برنامه‌ریزی كردیم. فیلم با صدای مدیر مدرسه كه به دانش‌آموزان جشن یكصد سالگی مدرسه را نوید می‌دهد، آغاز می‌شود. از طرفی دیگر این مدرسه یك ارتباط خاص دیگر هم می‌تواند با المپیك داشته باشد. نام این مدرسه "لوشین" بود. او یكی از نویسنده‌های مطرح چین بود كه نقش اساسی در تحول مردم چین پس از شكست‌های جنگ جهانی داشت. اگر به دقت به سخنان لوشین توجه كنیم، تمام شعارهای المپیك را می‌توان در سخنانش دریافت.»

    یكی از كارگردان‌های برتر المپیك در ادامه توصیف فیلمش افزود: «عنصر رنگ در چین خیلی مهم است. رنگ زرد رنگ تاریخ و پادشاهی، رنگ قرمز رنگ ملی چین، رنگ بنفش رنگ آیین‌های سنتی، رنگ آبی رنگ مدرنیته و رنگ سبز رنگ طبیعت است. از طرفی همین رنگ‌ها 5 حلقه‌ المپیك را هم تداعی کرده كه البته ما از بنفش به جای سیاه استفاده كرده‌ایم.»

    در فیلم پرواز رنگ‌ها ده‌ها نوجوان چینی كه در صف‌های مدرسه با لباس‌های پنج‌گانه و پنج رنگ خود ایستاده‌اند در انتظار آغاز جشن یكصد سالگی مدرسه‌شان هستند. در ادامه فیلم این نوجوانان سوار بر دوچرخه به عنوان وسیله نقلیه ملی چین چندین بادكنك همرنگ لباس‌های خود را با خود و در دسته‌های بسیار زیاد به همراه داشته در این وضعیت زیبا مكان‌های مختلف شهر پكن را طی كرده و چشم‌های ناظران را به خود خیره می‌كند.

    اما صحنه اوج فیلم زمانی است كه بچه‌ها با شمارش معكوس بادكنك‌های زیبا و رنگی را در آسمان شهر پكن رها كرده و صحنه‌ای بسیار جذاب را بوجود می‌آورند. در این لحظه فیلم به نمایش مردم در موقعیت‌های مختلف شهر پكن می‌پردازد كه مات و مبهوت زیبایی بادكنك‌ها در آسمان شهر پكن هستند. صحنه نهایی فیلم زمانی است كه همه بادكنك‌ها در آسمان جمع شده و پنج حلقه المپیك را به نمایش درمی‌آورند.

    همه این صحنه‌ها اضافه آهنگ بسیار زیبا و حماسی و سنتی از شرق آسیا شده و حال و هوای خاصی به بیننده از وضعیت شهر پكن برای بازی‌های المپیك القا می‌كند.

    مجیدی اضافه کرد: «این فیلم چیزی حدود یك میلیون دلار بودجه داشت و بدون اغراق به اندازه همه سینمای ایران عوامل و امكانات در اختیار من بود. زمانی كه روز نخست برای كار رفتم، یك خیابان را برای اینكار بسته بودند و در آن روز تعطیل تعداد زیادی آدم به خیابان آمده بودند. با خودم گفتم اینها چه قدر بی‌كارند كه برای یك فیلم به خیابان آمده‌اند، اما دیری نگذشت كه فهمیدم همه اینها عوامل فیلمبرداری من هستند. چیزی حدود 140 تا 150 نفر بودند. فقط گروه فیلمبرداری 30 نفر می‌شدند. فیلم را هم با حمایت ویژه مسئولان چینی در یازده روز كه فرصت داشتیم به اتمام رساندیم.»


    وی با بیان اینكه همه اهداف المپیك در این فیلم به نمایش درآمده است، یادآور شد:‌« همه شعارهای المپیك از جمله امید، شادابی، تلاش، كوشش، یگانگی و اتحاد در این فیلم دیده می‌شود. حضور نسل جوان به عنوان آینده‌سازان هم دلیلی بر این ماجرا است. من امیدوارم كه این شعارها شكل واقعی‌تری در همه كشورهای در حال توسعه پیدا كند.»

    كارگردان نامی ایران گفت: « از المپیك لندن هم به من پیشنهاد كار شده است اما هنوز جواب نداده‌ام. چرا كه چندین پروژه كاری در دست دارم و اولویت كار با آنها است. فكر نمی‌كنم برای لندن فیلم بسازم.» این فیلم هم اكنون در همه برنامه‌های تبلیغاتی پكن و خطوط پروازی كشور چین در حال پخش است.

    وی در مقایسه فعالیت‌هایی كه چین برای بازی‌های المپیك پكن انجام داده با فعالیت‌های ایران در ارتباط با میزبانی بازی‌های كشورهای اسلامی در سال آینده گفت:« واقعا برای ما جای تاسف دارد چرا كه زمانی كه دو سال پیش من به پكن رفتم، همه فضاهایی كه برای المپیك بود،‌ آماده شده بود. گویی یك شهر جدید برای المپیك ساخته‌اند. در چین یك عزم ملی برای بازی‌های المپیك به وجود آمده بود. از طرفی دیگر در این مدت از من دعوت شد تا فیلمی مشابه برای بازی‌های كشورهای اسلامی بسازم. اما، متاسفانه وقتی در جریان امور قرار گرفتم دیدم در حالی كه یك سال به آغاز این بازی‌ها در ایران باقی است، هنوز هیچ كاری نكرده‌ایم.»

    مجیدی در پایان گفت:«ما درمورد فیلم مذاكره كردیم و قرار شد برای هماهنگی‌های نهایی خدمت "علی‌آبادی" رئیس سازمان تربیت بدنی برسیم. ما به آنجا رفتیم چیزی حدود نیم ساعت تا سه ربع پشت درب اتاق ایشان ماندیم و بعد هم به ما گفتند كه برای مهندس جلسه مهمی پیش آمده و رفته است. من هم عطای این كار را به لقایش بخشیدم. وقتی وضعیت خودمان را با وضعیت خارجی‌ها مقایسه می‌كنیم این برای ما جای تاسف دارد .»


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء مارس 02, 2010 4:11 am

    سه شنبه 7/12/1386
    مجیدی از ادامه همكاری خود با المپیك پكن دفاع كرد


    بدنبال استعفای اسپیلبرگ از سمت مشاور هنری المپیك چین،

    مجیدی از ادامه همكاری خود با المپیك پكن دفاع كرد


    در پی استعفای اسپیلبرگ از سمت مشاور هنری المپیك پكن، «مجید مجیدی» از ادامه همكاری خود با این بازی‌های دفاع كرد و گفت: انسان‌ها دیدگاه‌های متفاوتی دارند.

    به گزارش روزنامه گاردین، بدنبال استعفای «استیون اسپیلبرگ» از سمت مشاور هنری المپیك چین بدلیل مراودات سیاسی دولت این كشور با سودان، «مجید مجیدی»، كارگردان ایرانی نامزد اسكار، «اندرو وای كیونگ لاو»، كارگردان هنگ‌كنگی و «بریتون داریل گودریچ»، كه چندی پیش از سوی برگزاركنندگان المپیك چین برای مشاوره دادن به این بازی‌ها دعوت شده بودند، از ادامه همكاری خود با المپیك پكن 2012 خبر داده و از موضعشان در این باره دفاع كردند.

    «وای كیونگ لاو، »، كارگردان مشهور فیلم «روابط جهنمی»، در این باره گفت: من از شنیدن این خبر حقیقتا شوكه شدم، از اینكه دیدم اسپیلبرگ از همكاری خود با برگزار كنندگان المپیك چین استعفاء داد خیلی تعجب كردم.

    وی افزود: واضح و مبرهن است كه المپیك چین یك مراسم كاملا ورزشی است و هیچ ربطی به سیاست ندارد.

    «مجیدی» كارگردان نامزد اسكار فیلم «بچه‌های آسمان» نیز گفت: من درباره استعفای اسپیلبرگ هیچ نظری ندارم ولی باید بگویم كه انسان‌ها دیدگاه‌هایی متفاوت از هم دارند و برخی به دلایل شخصی كه برای خودشان اهمیت دارد برخی تصمیم‌ها را می‌گیرند.

    وی افزود: به عقیده من، نه تنها هنر هیچ ربطی به سیاست ندارد، بلكه در جایی كه هنر به مسائلی از این قبیل ربط داده می‌شود، هنر ممكن است كه ضعیف و مهجور شود.

    «گودریچ» نیز در این رابطه گفت: در جهانی كه ما زندگی می‌كنیم احترام به حقوق بشر یك مسئله كاملا اساسی و غیر قابل اغماض است.

    وی افزود: از من دعوت شده تا یك فیلم درباره ورزش، درباره كودكان و بازی‌های المپیك پكن بسازم، این همان كاری است كه انجام می‌دهم و این دلیل آمدن من به پكن است كه در این مدت نیز لحظات فوق‌العاده‌ای را پشت سر گذاشته‌ام.

    وی افزود: در این موضوع كاملا آزادم، من در انتخابم درباره موضوع فیلمم و همچنین نحوه ساخت آن كاملا آزادم.

    «گودریچ» در ادامه گفت: آیا به نظر من این یك فیلم تبلیغاتی است، باید بگویم كه به نظر من اصلا اینطور نیست، من در پی به تصویر كشیدن داستانی هستم كه احساسات پیر و جوان را به تصویر بكشد.

    منبع : خبرگزاری فارس


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء مارس 02, 2010 5:00 am

    سه شنبه 7/3/1387

    کلیپی دیدنی از صحنه‌ها و پشت‌صحنه فیلم مجید مجیدی برای المپیک پکن



    [URL="http://mov.tebyan.net/1387/03/20080526143814239.wmv"]دانلود[/URL]


    مجید مجیدی به همراه جوزپه تورناتوره و چند فیلمساز صاحب‌نام دیگر از سوی مسئولان برگزاری المپیک پکن دعوت شدند تا هرکدام فیلم کوتاهی درباره این المپیک بسازند.


    منبع : سینمای ما


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء مارس 02, 2010 7:25 am

    پنج شنبه 16/12/1386
    سکوت در برابر جفای اندیشه‌ورزان دنیاطلب به پیامبر مهربانی جایز نیست


    خالق فیلم سینمایی "آواز گنجشک‌ها" عصر امروز پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان، با قرائت متنی به جسارت برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی به مقام پیامبر مهربانی به شدت انتقاد و از تمام آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت کرده‌اند گله کرد.

    متن کامل یادداشت مجید مجیدی به این شرح است: "خدای را شاکرم که در هیاهوی نغمه‌های ناساز، "آواز گنجشک‌ها" بر گوش‌های بسیار شنیدنی آمد و بر چشم‌های فراوان دیدنی. از انعکاس مثبت فیلم در این مدت کوتاه در میان گروهها و مخاطبان گوناگون سخن نمی‌گویم، اما در مقابل آنان که از تکرار و پیام تکراری فیلم سخن گفته‌اند می‌گویم هیچ ابایی ندارم اعلام کنم فیلم مانند آثار قبلی من "بچه‌های آسمان"، "رنگ خدا"، "باران" و "بید مجنون" باز هم بر فطرت و نهاد پاک انسانی تاکید می‌کند."

    وی ادامه می‌دهد: "باز هم سخن از نیاز دنیای امروز یعنی معنویت. بدون تکیه به معنویت ، آنچنانکه در جای جای جهان می‌بینیم. انسان‌ها گرگ‌های درنده‌ای خواهند شد که درندگان وحشی نیز شرمنده ددمنشی‌های آنانند. در شرایطی که جای خالی "خدا" بیش از هر زمان و عصری احساس می‌شود و تاریخ گواه آنکه بدون خدا هر عملی مباح و آزاد است ، باید آزادگان نگران باشند و از آن میان هنرمندان آزاده."

    در بخشی دیگر از یادداشت مجیدی می‌خوانیم: "در این صورت چه باک از برچسب "تکرار" که اگر تکرار "مذموم" بود و ناپسند، باید اولین اعتراض و بزرگترین اعتراض را به پیامبران نمود که در طول اعصار و قرون همه سخن تکراری بر زبان رانده‌اند و پیام تکراری "بازگشت به معنویت" را سر داده‌اند. وقتی "آواز گنجشک‌ها" در برلین به نمایش درمی‌آید و استقبال تماشاگران گوناگون و منتقدان ریز و درشت اینچنین بهت‌انگیز و حیرت‌آور می‌شود، من بر این باور استوارتر می‌گردم که اخلاق و معنویت گمشده عصر ماست و این مهم جغرافیا و مکان نمی‌شناسد."

    مجیدی می‌نویسد: "اعتراف می‌کنم که نگاه اینچنینی و موفقیت و اقبال آنچنانی را وامدار مکتبی هستم که در آستانه رحلت بزرگ پیامدارش رسول گرامی اسلام (ص) هستیم. وامدار پیامبری که از پس قرن‌ها ندایش را می‌شنوم که فرمود "من مبعوث شدم تا برتری‌ها و مکارم اخلاقی را به اتمام رسانم." وامدار رسول رحمتی که بر نهاد و فطرت پاک انسانی تکیه می‌کرد و می‌فرمود "هر انسانی بر فطرت پاک زاده می‌شود، حتی اگر پدران و مادرانی کافر و مشرک داشته باشد." وامدار پیامبری که نه تنها در عصر خود، که امروز نیز مظلوم و جفادیده است."

    خالق "آواز گنجشک‌ها" می‌افزاید: "اگر روزگاری کودکان و دیوانگان سنگش می‌زدند و دندان و پیشانی مبارکش را می‌شکستند و در برابر اندیشمندان دور از خدا شاعر و نادانش می‌خواندند، در جاهلیت نوین نیز مانند جاهلیت اولی داستان تکرار می‌شود. نابخردان و کودک‌صفتان با هجو و کاریکاتور با او به ستیز برمی‌خیزند و اندیشه‌ورزان دنیاطلب شاعر و نادانش می‌خوانند و چون جاهلیت پیشین قرآن را "اساطیر الاولین" می‌دانند."

    فیلمساز ایرانی نامزد اسکار می‌نویسد: "آن روز که جشنواره فیلم دانمارک را به خطر بی‌حرمتی به پیامبر مهربانی کنار نهادم، بسیاری آن اقدام را سیاسی و حکومتی خواندند. در دنیای آلوده امروز کار به جایی رسیده که ارزش‌ها ضدارزش شمرده می‌شود و ضدارزش‌ها، ارزش. هر عملی چون به مزاج ما خوش نیاید در توهم خویش به جایی منسوبش می‌کنیم. اگر کسی از اعتقاد و باورش دفاع کند وابسته خوانده می‌شود و اگر آسوده بنشیند تا به مقدساتش بدترین توهین‌ها و ناروایی‌ها صورت گیرد، آزاده است."

    مجیدی ادامه می‌دهد: "اینجا می‌گویم که من نه از موضع دفاع از حاکمیت و دولت ـ که می‌دانید مرا با سیاست و سیاست‌پیشگی کاری نیست ـ که از موضع یک مسلمان، یک هنرمند پیرو مکتب اهل بیت، انزجار خود را از آنچه یک به اصطلاح روشنفکر گفته است اعلام می‌کنم و از همه آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت پیشه کرده‌اند، گله‌مندم."

    به باور وی، حالا باید پرسید اگر سیاست‌پیشه نیستیم، چرا وقتی چند کودک‌صفت و دیوانه‌رفتار بیگانه با کاریکاتور به پیامبر ما توهین می‌کنند آن موج به راه می‌افتد، اما امروز که از زبان خودی ناپسندترین نسبت‌ها به آن بزرگ و کتاب هدایتش قرآن داده می‌شود، سکوت همه جا را دربر می‌گیرد و جز یکی دو صدایی کم‌جان هیچکس فریاد نمی‌زند که چرا دوباره از پس قرن‌ها به پیامبر نسبت شاعری می‌دهند و قرآنش را احساسات شاعرانه و خطاپذیر می‌خوانند.

    خالق "رنگ خدا"‌ می‌افزاید: "اگر آن روز که روشنفکران مذهبی عصمت و علم غیب ائمه را زیر سئوال بردند و نفی کردند یا مسلمات تاریخی چون غدیر و شهادت حضرت زهرا (س) را افسانه خواندند یا مانند همین قلم منحرف زیارت جامعه کبیره را "مرامنامه شیعه غالی" برشمردند سکوت نمی‌کردیم، امروز جسارت را به مرحله پیامبر و قرآن نمی‌رساندند تا علنا پیامبر را فردی عامی و ناآگاه و همسنگ افراد جاهلی بدانند و قرآن، کلام الهی را، محصول بشری بخوانند."

    مجیدی در پایان یادداشت خود می‌آورد: "کسی که ادعای مولوی‌شناسی می‌کند و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مرادش مولوی کافر است؛ گرچه قرآن از لب پیغمبر است / هر که گوید حق نگفت آن کافر است. این همه آوازها از شه بود / گرچه از حلقوم عبدالله بود."

    منبع : مهر


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    محتوى إعلاني

    رد: مجيد مجيدي

    پست من طرف محتوى إعلاني


      اكنون الأربعاء نوفمبر 22, 2017 6:53 pm ميباشد