دل خواسته ها

    بهرام بيضايي

    شاطر

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الإثنين فبراير 22, 2010 10:10 pm

    بهرام بیضایی در نشست رسانه‌ای «وقتی همه خوابیم»:
    دیگر فیلمی از پشت صحنه سینمای ایران نخواهم ساخت
    هنوز فیلم دلخواهم را نساخته ام


    تهران - حیات

    بیضایی گفت: دیگر فیلمی از پشت صحنه سینمای ایران نخواهم ساخت و «وقتی همه خوابیم» پایان سه گانه «اعتراض»، «لبه پرتگاه» و «وقتی همه خوابیم» بود که یک سه گانه از پشت صحنه سینمای ایران است.
    به گزارش سرویس فرهنگی حیات،نشست رسانه ای «وقتی همه خوابیم» ساخته بهرام بیضایی -فیلمی درباره فرهنگ و واقعیت صدمه‌پذیری آن در جامعه ایران- صبح امروز پس از نمایش برای اصحاب رسانه در سینما فلسطین برگزار شد.
    بهرام بیضایی، کارگردان «وقتی همه خوابیم» در این نشست گفت: «وقتی همه خوابیم» در امتداد «حاجی آقا آکتور سینما» به عنوان اولین فیلم تاریخ سینمای ایران بوده و منشا تاریخی فیلم که درباره پشت صحنه سینماست برگرفته از همان فیلم است.
    وی «اعتراض»، «لبه پرتگاه» و «وقتی همه خوابیم» را یک سه گانه از پشت صحنه سینمای ایران معرفی کرد و افزود: فیلمنامه «اعتراض» را سال‌ها پیش و با توجه به اعتراض یک هنرپیشه در سال 1349 نوشتم که هنوز آن را منتشر نکرده‌ام. همچنین فیلمنامه «لبه پرتگاه» در ادامه «اعتراض» نوشته شد.
    بیضایی «وقتی همه خوابیم» را پایان این سه گانه دانست و گفت: دیگر فیلمی از پشت صحنه سینمای ایران نخواهم ساخت.
    این کارگردان تغییر نگرش خود را نبود تهیه کننده دانست و ادامه داد: هیچ مطلبی در جهان نیست که نتوان درباره‌اش صحبت کرد. زمانی که من فیلم یا تئاتری درباره اسطوره‌ها و آیین‌ها می‌ساختم منتقدان بسیاری من را از این کار نفی می کردند و البته هنوز هم بسیار تمایل به ساخت فیلم‌هایی با مضمون اسطوره‌ها و آیین‌های ایرانی دارم اما سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده بسیار کمی در این حوزه یافت می‌شود.
    وی با بیان این که هیچ بازیگری از ابتدا تجاری نبوده تصریح کرد: شرایط کنونی سینمای ما بسیاری از بازیگران را به سمت بازی تجاری برده اما من معتقدم همان بازیگر تجاری استعداد خارق‌العاده‌ای دارد و می‌تواند در یک فرصت این استعداد را کشف کند.
    کارگردان فیلم «وقتی همه خوابیم» مدت زمان سینما را کم توصیف کرد و گفت: سینما وقت کمی داشته و باید به صورت فشرده و کوتاه حرف‌های گفتنی را زد و به اعتقاد من می توان حرف های بسیاری را از طریق گفت‌وگو و به شکل کوتاه و بریده از طریق سینما بیان کرد.
    بیضایی «وقتی همه خوابیم» را بخشی از فرهنگ یک مملکت دانست و اظهار کرد: «وقتی همه خوابیم» حرف های یک کارگردان نبوده و درباره زیرپاخالی کردن آدم‌ها در شرایط کاملا غلط است و آدم هایی که اصلاً سر جای خود قرار نگرفته‌اند.
    وی در پایان گفت: من پس از هشت سال فیلم «وقتی همه خوابیم» را ساخته و فکر می کنم که بهترین چیزی بوده که پس از 40 سال از حضور در سینما و مطالعه این سینما، توانستم بسازم اما هنوز فیلم آرزویم را نساخته‌ام.
    «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی یکی از 14 فیلم بخش جام جهان‌نما ـ مسابقه سینمای بین‌الملل بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر است که شلوغ‌ترین سانس جشنواره را تاکنون به خود اختصاص داده است.
    یادآور می شود فیلم‌های بخش بین‌الملل جشنواره فجر امسال از ۱۱ تا ۱۵ بهمن در تهران به نمایش درمی‌آید


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الإثنين فبراير 22, 2010 10:13 pm



    «وقتي‌همه‌خوابيم»‌ را صددرصد تأييد نمي‌كنم

    «بهرام بيضايي» گفت: اين تقسيم‌بندي كه درباره فيلم «وقتي همه خوابيم» كرده‌اند و مي‌گويند «ساختن اين موضوع براي من بد است»، غلط است. اين برچسبي است كه شايد نتوان آن را به راحتي كند اما با اين وجود من اين فيلم را باتوجه به شرايط ساختم و صددرصد آن را تأييد نمي‌كنم.

    به گزارش سايت سينمايي سوره، نشست رسانه‌اي فيلم سينمايي «وقتي همه خوابيم» با حضور بهرام بيضايي كارگردان اين فيلم و عوامل فيلم پس از پايان نمايش فيلم در سالن شماره سه سينما فلسطين برگزار شد.
    در ابتداي اين نشست كه مجري آن «شهرام جعفري‌نژاد» بود، «بهرام بيضايي» با تصريح بر تأثير ساخته نشدن فيلم «لبه پرتگاه» بر ساخت اين فيلم گفت: اين فيلم بيش از هر اشاره به هر فيلمي، با «حاجي‌آقا آكتور سينما» يكي از اولين فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران ارتباط دارد كه مثل آن به صحنه و پشت‌صحنه سينما مي‌پردازد. اين فيلم سومين قسمت از يك سه‌گانه در مورد سينماست كه اولين قسمت آن «اعتراض» نام دارد، دومي «لبه پرتگاه» و سومي «وقتي همه خوابيم».
    وي افزود: «اعتراض» سال‌ها قبل نوشته شد و انگيزه‌ام از نوشتن آن، مطرح كردن مسئله اعتراض «آذر شيوا» به وضعيت سينما در سال 49 است كه باعث پايان كار او به عنوان يك فيلمساز شد.اهميت اين موضوع براي من از اين جهت است كه من آن موقع كار سينما را شروع كردم متأسفانه فكر مي‌كنم روشنفكري آن زمان، اعتراض آذر شيوا را درك نكرد و فرصتي گران‌بها در آن تاريخ از دست رفت. من حتي فيلمنامه «اعتراض» را به «آذر شيوا» هم نشان دادم اما او از آن خوشش نيامد. البته شايد ديگر فيلمي در مورد فيلمسازي نسازم اما قطعا منشأ هر سه فيلم‌نامه‌اي كه در مورد سينما دارم به «حاجي‌آقا آكتور سينما» بازمي‌گردد.
    «محمدرضا درويشي» آهنگساز اين فيلم نيز در اين جلسه گفت: تجربه كار با بيضايي از زيباترين تجربياتي است كه در كارم داشتم و تا به حال 5 بار تكرار شده است. قطعا بدون ذهن خلاق و كمك‌هاي او نمي‌توانستم موسيقي‌هاي خوبي براي فيلم‌ها بنويسم. در اين پروژه فيلم و موسيقي هر دو مقولات سختي بودند و از «بهرام بيضايي» ممنونم كه چند ماه به من كمك كرد و موسيقي فيلم ساخته شد.
    برپايه اين خبر، «مژده شمسايي» در اين نشست گفت: همه مي‌دانيم سينما كار گروهي است و بازيگران كه ديده مي‌شوند، جلوه خارجي اين كارند. براي همين، از همكاران خوبي كه در فيلم داشته‌ام، تشكر مي‌كنم.
    «شقايق فراهاني» هم بازي در آثار «بهرام بيضايي» را آرزوي خود ناميد و گفت: خوشحالم كه قبل از مرگم در فيلمي از «بهرام بيضايي» بازي كردم.
    «عليرضا جلالي‌تبار» يكي ديگر از بازيگران فيلم گفت: سال 76 با جاروكردن پشت صحنه بيضايي كارم را شروع كردم و هميشه در كارهايش حضور داشتم موقع كار هم بيشتر حواسم به طرز كار «بيضايي» بود و چيزي از بازيگري در اين فيلم، در ذهنم باقي نمانده است.
    «حسام نواب‌صفوي» بازي در اين فيلم را تجربه‌اي گرامي دانست و آن را با يك بار ديگر از فارغ التحصيل شدن در دانشگاه برابر كرد.
    در ادامه «هدايت هاشمي» هم گفت: چند سال است كه از تئاتر به سينما آمده‌ام. فيلم كمتر بازي مي‌كنم اما هميشه اين شانس را داشته‌ام كه در تئاتر و سينما با بيضايي كار كرده‌ام، ولي نمي‌دانم چرا بيضايي هميشه مرا در نقش پيرمرد مي‌خواهد.‌
    در ادامه اين نشست، وقتي يكي از سئوال‌كنندگان موضوع فيلم را موضوعي كم‌ارزش خواند كه در اين حد قابليت پرداختن را ندارد، بيضايي گفت: منتقدان بايد تصميم بگيرند چه پرارزش است و چه چيز كم ارزش و مسئله‌اي نيست كه نتوان در مورد آن صحبت كرد. من هم مي‌توانم بگويم اگر موضوع سينما اينقدر بي‌ارزش است كه نبايد من درباره آن فيلم بسازم، چرا شما درباره اين سينماي كم‌ارزش مي‌نويسيد؟ زماني هم كه فيلم‌هايي با مضامين اسطوره‌اي مي‌ساختم، از منتقدان فحش زياد مي‌شنيدم. سال 56 بعد از «غريبه و مه»، نقدهاي آنها كاري با من كرد كه نتوانستم تا مدت‌ها فيلمي بسازم. منتقدان البته بهتر است توجه داشته باشند زماني كه اين حرف‌ها را مي‌زنند به تبع آن سرمايه‌گذار و تهيه‌كننده هم تمايلي به كار با كارگردان پيدا نمي‌كند. البته چون سينما هنر گراني است، بسياري از كارهايم به همين خاطر در اداره نظارت و ارزشيابي گير كرد و از من خواستند از ساخت آن اعلام انصراف كنم.
    بيضايي گفت: اين تقسيم‌بندي كه درباره فيلم كرده‌اند و مي‌گويند «ساختن اين موضوع براي من بد است»، غلط است. اين برچسبي است كه شايد نتوان آن را به راحتي كند.
    وقتي از بيضايي در مورد ارتباط اين فيلم با مسئله ستاره‌سازي و نقد آن سوال شد، بيضايي گفت: فكر نمي‌كنم. شايد عده‌اي فيلم را غلط فهميده‌اند. فيلم در مورد ستاره‌سازي نيست و اين موضوع تنها بخشي از داستان فيلم است. كسي بازيگر تجاري به دنيا نيامده اما عده‌اي بااستعداد زيادي هم كه دارند در شرايطي تبديل به بازيگر تجاري مي‌شوند و شايد، بايد فرصت به وجود بيايد تا استعدادهاي آنها كشف شود. متأسفانه خط‌كشي‌هاي بازيگران به هنري و تجاري فقط كمك مي‌كند كه اين فضا بهتر حفظ شود.
    بيضايي با اشاره به شرايط نمايش فيلم در سالن سينما فلسطين گفت: گفته مي‌شود صد سال سينما داريم اما اين صد سال سينما در حدي شكننده است كه صداي فيلم من در اين سالن سينما به خوبي شنيده نمي‌شود. ما به كلمات و تصوير و صدا اهميت نمي‌دهيم و به آنها مي‌گوئيم پيش پا افتاده. تا شروع به درست كردن اين مسائل نكنيم، چيزي درست نخواهد شد.
    وي در بخشي ديگر از حرف‌هاي خود گفت: عده‌اي گويا مي‌خواهند من فقط آثار اسطوره‌اي و تاريخي بسازم. من هم آماده‌ام براي هر اثر من مانند؛ «طومار شيخ شرزين» يا «سياوش‌خواني» اگر مجوزي بگيريد، من آن را مي‌سازم اما چقدر بايد براي ساختن يك فيلم صبر كنم؟
    بيضايي تصريح كرد: من اين فيلم را صددر صد تأييد نمي‌كنم اما «وقتي همه خوابيم» بهترين فيلمي است كه در حال حاضر مي توانستم بسازم. فكر كردم در آن حداقل راجع به سينما مي‌توانم صحبت كنم.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:15 am

    همه آثار بهرام بیضایی زیر ذره بین

    ایراسان/
    محوریت شخصیت‌های زن با نگاهی منحصر به فرد و به تبع آن برجسته شدن بازیگران زن، مؤلفه مشترک کارنامه بهرام بیضایی است که این روزها فیلم سینمایی "وقتی همه خوابیم" را روی پرده سینماها دارد.
    بهرام بیضایی در رشته ادبیات دانشگاه تهران تحصیل و فعالیت سینمایی را سال 1349 با کارگردانی فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" آغاز کرد. او اولین فیلم بلندش را به فاصله دو سال بعد ساخت و در کارنامه سینمایی او تا امروز 10 فیلم به چشم می‌خورد.
    بیضایی علاوه بر سینما در تئاتر نیز فعالیت‌های تأثیرگذار داشته و نمایشنامه‌های متعدد را به نگارش درآورده و کارگردانی کرده است. وی همچنین واجد نقطه دیدی خاص به زن در آثارش است و هر چند با فاصله زمانی فیلم می‌سازد، آثارش ماندگار می‌شوند.
    رگبار" محصول سال 51 نخستین فیلم بلند بیضایی است. فیلمی که هنوز هم در فهرست معدود آثار ارزشمند سینمای قبل از انقلاب ایران قرار گرفته و نقش‌آفرینی هنرمندانی چون مرحوم پرویز فنی‌زاده، محمدعلی کشاورز، پروانه معصومی و ... را خاطره‌ساز کرده است.

    این فیلم با محوریت زندگی یک معلم تازه‌وارد که سادگی خاص در رفتار و شخصیتش دارد، تأثیرگذاری او را در محیط و موقعیت جدید مورد توجه قرار می‌دهد. زوایای پنهان و جذاب این شخصیت بخصوص در روند عشق او به خواهر یکی از شاگردانش به تصویر درمی‌آید و در انتها تلخی که خاص نگاه بیضایی است به کار پایان می‌دهد.

    "غریبه و مه" محصول سال 53 است و "کلاغ" سال 56 ساخته شد که شخصیت یک معلم زن با بازی پروانه معصومی در آن محوریت دارد. داستان این فیلم تداخل دنیای ذهنی و واقعی این زن است که با حضور مادر شوهری که دچار فراموشی شده به آن دامن زده می‌شود. "کلاغ" یکی از فیلم‌های خاص سینمای قبل از انقلاب بود که یادآور فضای مستقل آثار آن دهه است.

    "چریکه تارا" محصول سال 57 است و "مرگ یزدگرد" سال 61 بر اساس نمایشنامه‌ای از این فیلمساز ساخته شده که اجرای صحنه‌ای هم داشته است.

    "باشو غریبه کوچک" سال 65 ساخته شد که اثری تأثیرگذار درباره پیامدهای جنگ ایران بین اقوام است. الگوی مهاجرت اجباری یک بچه جنگ‌زده به شمال ایران که بعدها در مجموعه "گل پامچال" هم به گونه‌ای دیگر استفاده شد، در این فیلم محور تقابل و تعامل دو فرهنگ و سنت است.

    سوسن تسلیمی با حضور در این فیلم به همکاری‌های خود با بیضایی بسط داد و تبدیل به بازیگر زن برجسته آثار او تا زمان مهاجرتش به خارج شد. او با نقش‌آفرینی در نقش نایی زن شمالی که باشو را با جهان و طبیعت اطرافش پیوند می‌دهد، حضورش را در سینمای ایران ماندگار کرد.

    "شاید وقتی دیگر" محصول سال 66 و ادامه همکاری بیضایی با تسلیمی است. فیلم داستان دو خواهر دوقلوی جداافتاده است که این بار از زاویه‌ای خاص روایت می‌شود تا در یکی از پیچش‌های روایی، سوءتفاهم روانپریشی و خیانت به حضور یک همزاد و خواهر دوقلو تغییر پیدا کند.

    تسلیمی در سه نقش مادر و خواهران دوقلو ظاهر می‌شود که از نظر خاستگاه با هم متفاوت هستند. مادری که در کودکی دو فرزندش را سر راه گذاشته و از سرنوشت آنها بی‌خبر مانده، زنی که دچار کابوس‌های تکرارشونده و باور روانپریشی است و شوهرش به او شک دارد و یک زن نقاش با روحیه‌ای آرام.

    "مسافران" سال 70 همچون دیگر آثار بیضایی با فیلمنامه‌ای از خودش ساخته شد. این فیلم با نگاهی خاص به عینیت‌بخشی به باور جمعی، پیش‌آگاهی درباره مرگ را نیز محور قرار می‌دهد. در واقع آگاهی مادربزرگ از تصادف جمعی از خانواده در راه سفر، با تکثیر باور او از بازگشت آنها ادامه می‌یابد.

    در پایان وقتی مردگان آینه به دست به میهمانی زندگان می‌آیند، این باور برای همگان عینیت پیدا می‌کند. مژده شمسایی در این فیلم با حضور در نقش دختری که خواهرش در راه سفر برای شرکت در مراسم عروسی او تصادف می‌کند، به عنوان بازیگر زن آثار بیضایی معرفی شد که این محوریت و همکاری در فیلم‌های بعد نیز ادامه پیدا کرد.

    "سگ‌کشی" محصول سال 79 درباره زنی است که در گیر و دار رفع مشکلات مالی همسرش با چهره‌ای سیاه از حضور زن در اجتماع مواجه می‌شود. مژده شمسایی این بار هم ایفاگر نقش زنی مستقل است که برای نجات شوهرش تصمیم می‌گیرد چک‌های او را از بین طلبکارانش جمع کند.

    این عزم او را در موقعیتی قرار می‌دهد که نقدی بر موقعیت آسیب‌پذیر زن در اجتماع و مناسبات مردانه وارد می‌کند. در انتها وقتی زن زخم‌خورده، آخرین ضربه را هم از خیانت شوهرش دریافت می‌کند دیدگاه خاص این نویسنده و فیلمساز به موقعیت زن در روزگار معاصر برجسته می‌شود.

    "وقتی همه خوابیم" محصول سال 87 جدیدترین فیلم بهرام بیضایی پس از هشت سال است که به مسائل پشت صحنه سینمای ایران می‌پردازد. این فیلم در فیلم همچنین ورود طنز را به آثار این فیلمساز ثبت می‌کند که خاص وی است. مژده شمسایی، علیرضا جلالی‌تبار، مجید مظفری، شقایق فراهانی، هدایت هاشمی و حسام نواب‌صفوی بازیگران این فیلم هستند.

    فیلم "وقتی همه خوابیم" در بیست و هفتمین جشنواره فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مخاطبان در بخش بین‌الملل، سیمرغ بلورین بهترین تدوین و همچنین طراحی صحنه و لباس و چهره‌پردازی را از بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) دریافت کرد. "وقتی همه خوابیم" از 28 اسفند پارسال در گروه سینما قدس اکران شده است.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:17 am

    کاش "وقتی همه خوابیم" کمدی بود
    بازیگری که از فیلمی که فیلمنامه‌نویس آن هم بوده، کنار گذاشته شده، وقتی از خیابانی می‌گذرد، چشمش به گروه فیلمبرداری فیلمی که خودش نوشته می‌افتد. فیلمی که اکنون در نبود او پایانش تغییر کرده و هپی اند شده. او پسر و دختر جوان و سایر بازیگران فیلم را می‌بیند که زیر ریسه‌های چراغانی مشغول بشکن زدن و بالا و پایین پریدن و خوش بودن‌اند.

    پس از دیدن این تصاویر بود که نمی‌دانم به چه دلیل یاد سکانسی از فیلم "میکس" داریوش مهرجویی افتادم. جایی که گروه، مشغول صداگذاری بخشی از اجاره‌نشین‌ها هستند و همه، از تهیه کننده و صدابردار و منشی صحنه مشغول دست زدن‌اند و یک نفر هم آن وسط رنگ "آها آها" گرفته و پشت سر همه نیز آبدارچی جوان، سینی چای به دست مشغول چرخ زدن و دست جنباندن است. همینجا بود که آرزو کردم ای کاش "وقتی همه خوابیم" هم مثل "میکس" یک فیلم کمدی بود.

    هر دو این فیلم‌ها درباره پشت صحنه سینما هستند. هرچند بیضایی و مهرجویی از دو زاویه گوناگون به فیلمسازی در ایران و مشکلاتش پرداخته اند. با این حال این شباهت در موضوع، تنها دلیلم نیست برای اینکه فکر کنم "وقتی همه خوابیم" اگر کمدی بود، فیلم بهتری می‌شد. به نظرم "وقتی همه خوابیم" قابلیت‌های پیدا و پنهان فراوان برای تبدیل شدن به یک کمدی خوب را دارد. اما این قابلیت‌های کمیک، اسیر نگاه خاص فیلمساز شده‌اند و مجالی برای درآمدن از پیله خود نیافته‌اند.

    ایده نمایش برداشت نماهای فیلم، یک بار با بازی بازیگر اصلی که خوب و درست بازی می‌کند و یک بار هم با حضور بازیگری که با پارتی و سفارش جای بازیگر اول را گرفته، ایده جذابی است. تقابل این دو بازی می‌توانست منجر به خلق لحظه‌های کمدی زیبایی شود.

    اصولا شخصیت‌های بد وقتی همه خوابیم، شخصیت‌هایی کاریکاتوری هستند. این که می‌گویم کاریکاتور منظورم کاریکاتور در معنای واقعی آن است. یعنی شخصیت‌های کاملا اغزاق شده که نمونه‌هایشان را در زندگی روزمره و حتی در زمینه و موضوع مورد اشاره فیلمساز هم نمی‌بینیم. مثل شخصیت‌های شقایق فراهانی و حسام نواب صفوی. اصلا حضور چنین شخصیت‌هایی تنها در فیلم‌های کمدی توجیه دارند و در فضای فیلمی همچون "وقتی همه خوابیم" نمی‌گنجند.

    شخصیتی که مجید مظفری آن را ایفا می‌کند هم صرف نظر از اینکه آیا به شخص خاصی ارجاع دارد یا نه، شخصیت کمیک جالبی است که آنطور که باید در "وقتی همه خوابیم" به آن پرداخته نشده است. مجید مظفری در این فیلم با آن گریم خاص و آن شیرینی خوردن و دست زدن‌های سر صحنه‌اش، اتفاقا بسیار دوست داشتنی است و جان می‌دهد برای یک فیلم کمدی. ظاهرا مجید مظفری در یک فیلم تلویزیونی ،که من آن را ندیده‌ام، نیز شخصیت کمیک جذابی را ایفا کرده است. بسیار مشتاق شده‌ام بازهم او را در چنین نقش‌هایی ببینم.

    خود این تغییر پایان فیلم از یک پایان عمیق و روشنفکرانه به یک پایان کمیک و عامیانه، بستر مناسبی است برای افزودن بار کمیک فیلم.

    به نظرم خط داستانی وقتی همه خوابیم زیبا و پر از ایده‌های جذاب و دوست داشتنی است. اما نوع نگاه فیلمساز باعث شده که فرایند ساخت این فیلمنامه ، نتیجه‌اش فیلمی شده که ساختار یکدستی ندارد و اجزا و شخصیت‌های آن با یکدیگر در تناقض‌اند. به هرحال هرچه بوده گذشته. باید امید داشت و به انتظار آثار دیکر استاد نشست.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:18 am

    «بیضایی» در «وقتی همه خوابیم» تهران را بازسازی كرد



    به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، هجدهمین جلسه فیلمبرداری دهمین فیلم سینمایی «بهرام بیضایی» با عنوان «وقتی همه خوابیم» روز گذشته در كارخانه‌ چیت سازی تهران انجام شد.
    براساس این گزارش، در این سكانس كه «مژده شمسایی»،«حسام نواب صفوی»،«سحر دولتشاهی»،«علیرضا جلالی تبار»،«رضا مختاری» ،«هدایت هاشمی»،«افشین خورشید باختری»،«حسین محب‌اهری» و جمعی دیگر از بازیگران حضور داشتند،سكانس‌های خارجی و سكانس مربوط به دفتر چاووشی (یكی از شخصیت‌های فیلم) گرفته شد.

    * بازسازی خیابان‌های تهران و سینما اورانوس در فیلم جدید بیضایی
    به گزارش فارس، در «وقتی همه خوابیم» جالب توجه طراحی «ایرج رامین‌فر» ،ساخت دكورهای خیابانی و بازسازی برخی از خیابانهای شهر تهران چون خیابان بهار است.
    در این بازسازی‌ها به‌طور مثال ساختمان سینما اورانوس (واقع در چهارراه مختاری) بازسازی شده كه سر در آن را فیلم «خوش خیال» با بازی رضا رویگری و افسانه بایگان نصب شده است.

    دكورهای خیابانی این فیلم كه در فرصتی یك هفته‌ای ساخته شده‌اند، به شكلی كاملا طبیعی خیابانی عریض و طویل را بازسازی كرده‌اند كه ایستگاه اتوبوس،تلفن همگانی،سینما،گل فروشی،آرایشگاه،بقالی،ایستگاه تصفیه خون و ... در این خیابان ساخته شده است.خیابانی با خط عابر پیاده كه در دل یك كارخانه ساخته شده ، لوكیشن شهری كوچك برای بیضایی است.
    بازیگران فیلم در سكانس‌های روز گذشته،گریم و طراحی لباس غیر متعارفی ندارند و از آنجایی كه «وقتی همه خوابیم» اثری فیلم در فیلم است، به نظر می‌رسد كه در سكانس‌های دیگر نیز چنین ویژگی حفظ شود.

    * «حسام نواب صفوی» در نقش یك بازیگر
    بنا به گزارش فارس، در این فیلم «حسام نواب صفوی» و «علیرضا جلالی تبار» در نقش بازیگر، «سحر دولتشاهی» در نقش منشی صحنه و «هدایت هاشمی» در نقش كارگردان بازی می‌كنند.


    اين مطلب آخرين بار توسط catuyoun در الثلاثاء فبراير 23, 2010 1:04 am ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:19 am

    نگاهی به وقتی همه خوابیم، اخرین فیلم بهرام بیضایی
    ایراسان/


    خسرو نقيبي

    از منتقدين نسل جديد منتقدين سينماست. او که کارش رابامجله گزارش فيلم آغاز کرد، در جدال نويسندگان جزو منتقدين ‏بيضايي قرار گرفت. تيتر مطلبش مي گويد تهيه کننده را ترجيح مي دهد...‏


    من اشتهاريان را ترجيح مي‎ ‎دهم

    ماجرا به‌نظرم خيلي ساده است و بي‌خودي پيچيده‌اش مي‌کنيم. کمي به حافظه‌تان فشار بياوريد. بهرام بيضايي سال قبل ‏مي‌خواست فيلمي بسازد به نام «لبه پرتگاه». او را به تهيه‌کننده‌اي معرفي کردند که چند سالي ‌است به ايران آمده و هدف ‏روزهاي نخستش ساخت فيلم‌هايي بين‌المللي بود. رويايي که البته به توليدات طولاني‌مدت و عمدتا هم بي‌اعتبار انجاميد ‏اما گمانم حوصله‌اش روي پروژه‌هايي چون «ستاره‌ها» و «رستگاري در 20:‌8» نشان داده در شکل سينماي ‏موردعلاقه‌اش کم نمي‌گذارد. بيضايي و اعتباريان با هم قرار همکاري گذاشتند و ماجرا تا يک‌جايي پيش رفت؛ تا جايي ‏که بحث انتخاب بازيگران پيش آمد و از اينجا به‌ بعد اوضاع به‌هم ريخت.



    روايات متعددي از آن ماجرا وجود دارد اما ‏ته‌اش اين شد که «لبه پرتگاه» به خيل فيلم‌هاي ساخته‌نشده و فيلمنامه ‌شده بيضايي پيوست. فيلم‌هايي که مي‌گويند به‌دليل ‏وسواس‌هاي بيضايي و مشکل‌تراشي‌هايش ساخته نمي‌شود و سبب شده او در حدود چهار دهه تنها يازده فيلم بسازد. حالا ‏با فيلمي مواجهيم که اغراق‌شده همان يک سال قبل است. دقت داريد؟ تنها يک‌سال گذشته. اين يعني استاد در يک دوره ‏زماني کوتاه فيلمنامه نوشته، سرمايه‌گذار پيدا کرده و در يک آرامش کامل و سکوت خبري فيلمش را ساخته. پايان اين ‏ماجرا برايتان عجيب نيست؟

    با خودمان و استاد روراست باشيم. «وقتي همه خوابيم» ثابت مي‌کند بهرام بيضايي خودش نمي‌خواهد سالي يک فيلم ‏بسازد. اگر يک‌بار با سرمايه‌گذاران و حاميان فيلم‌هاي او حرف بزنيد کاملا دستتان مي‌آيد که ماجرا چيست. او انتظار ‏يک سرمايه‌گذاري کلان و بي چشمداشت دارد و شرايطي ايده‌آل. چيزي که حتي براي کوبريک کبير هم مهيا نبود و در ‏تمام سال‌هاي فيلمسازيش با استوديوها بر سر گرفتن چنين امکاني جنگيد و تا پايان هم او بود که مجبور شد به کمپاني ‏امتياز بدهد. داستان‌هاي حول اکران «چشمان مبهوت» را که يادتان هست؟ «وقتي همه خوابيم» درست بر ضد هدف ‏خود عمل مي‌کند. فيلمساز وقتي تصميم مي‌گيرد و اراده مي‌کند که بايد حال کسي را که سرکارش گذاشته بگيرد، در ‏زماني کمتر از يک سال – چيزي شبيه شرايطي که در آن مسعود کيميايي، هم‌نسل استاد هر سال فيلم ساخته – در ‏آرام‌ترين شرايط اين «حال‌گيري» را مي‌سازد. يعني بايد باور کنيم که درباره بهرام بيضايي مي‌نويسيم و از اين ادبيات ‏و واژه‌ها استفاده مي‌کنيم؟ شما ترکيب بهتري غير از اين قصد «حال‌گيري»، براي بيان منظور فيلمساز سراغ داريد؟

    همه اين‌ها به کنار. بحث منتقدان دوستدار بيضايي را هم که اين فيلم را در شأن استادشان نمي‌دانند دنبال نمي‌کنيم. ‏درباره خود «وقتي همه خوابيم» حرف بزنيم. واقعا آن فيلم‌، فيلم مطلوب نظر بهرام بيضايي است؟ آن مضحکه خياباني ‏نيم‌ساعته در شروع و ديالوگ‌هايي که ربط منطقيشان را با هم به‌سختي مي‌شود درک کرد و اصلا آن باجه تلفن توي ‏رستوران، اجزاي فيلمي است که بيضايي آرزو داشته بسازد و تهيه‌کننده‌ها و سرمايه‌گذاران پست، مانعش شده‌اند؟

    اگر باهاتان روراست باشم، بايد بگويم در مقام مقايسه به‌شخصه بازي حسام نواب‌صفوي را به آن شمايل تئاتري عشق ‏‏«عرب‌نيا» ترجيح مي‌دادم و شايد اگر فيلمساز کمي منصف‌تر آن فيلم دوم را نشانمان مي‌داد، شايد فيلم دوم را هم به آن ‏نسخه اول. در واقع اگر اشتهاريان/ اعتباريان مانع ساخته‌شدن «وقتي همه خوابيم»شده است که در آن، آدم‌ها وسط ‏خيابان يک نفر را با چاقو مي‌زنند و بعد که مي‌فهمند طرف را اشتباه گرفته‌اند نقاب از سر برمي‌دارند و شرمسار فرار ‏مي‌کنند تا عاشق و معشوق، ليلي و مجنون‌وار همه گره‌هاي قصه را حل کنند و آن تعداد ضربه چاقو را به‌دست ‏فراموشي بسپارند، من به اشتهاريان و تصميمش راي مي‌دهم. ‏

    ‏*منبع:‏‎ ‎سايت فرهنگ آشتي
    ‏*‏‎ ‎اشتهاريان نام يکي از تهيه کنندگان سينماي ايران است


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:21 am

    سینمای ایران - 14 بهمن
    اختصاصی ایراسان/
    سروش میراحمدیان
    "بارها و بارها برنامه‌ريزي كار چك شد و براي پيشگيري از هرگونه مسئله احتمالي، ما سه منبع پخش را براي كليپ‌هاي جشنواره داشتيم. حتي قبل از شروع مراسم از سالم بودن امكانات خود اطمينان حاصل كرديم. كنداكتور برنامه نيز با دقت تمام و با تكيه بر مسئله جذب مخاطب تنظيم شده بود و قرار بود برنامه در زمان 165 دقيقه برگزار شود."
    اینها صحبتهای رزاق کریمی، مدير اجرايي مراسم‌ افتتاحيه جشنواره ، می باشد. آیا فکر میکنید ایشان در برگزاری افتضاح افتتاحیه جشنواره مقصر است؟ به نظرم این تصور غلطی است. باور کنید اگر شما هم مثل بنده از نزدیک شاهد بودید که جناب رزاق کریمی چطور قبل از شروع مراسم به ستون های سالن لگد می زد تا خیالش بابت فرو نریختن سقف سالن راحت باشد، آنوقت اینگونه ایشان را مقصر نمی دانستید!!! (البته باور نکنید چون به طنز گفتم) حدود دو هفته قبل دبیر جشنواره گفته بود که هنوز محل اختتامیه جشنواره قطعی نشده است. آن زمان این را نشانه بی برنامگی در جشنواره دانستم غافل از اینکه حتی محل افتتاحیه نیز مشخص نشده است. بهر حال افتتاحیه جشنواره بیست و هفتم در سالنی بسیار سرد (طوری که مهمانان در میان برنامه مجبور به ترک سالن شده اند)، بدون نمایش هیچ کلیپی(نه اینکه نخواهند نمایش دهند. خواستند ولی نتوانستند)بدون اینکه جای مهمانان مشخص باشد با قطعی برق و در نهایت افتادن پرده سالن و ... برگزار شد. تازه در اواسط برنامه مجبور شدند وقفه ای ایجاد کنند تا بلکه برنامه را بتوانند جمع و جور کنند. حالا یک سوال خیلی بزرگ برای من وجود دارد که آیا این بی برنامگی ها سهوا انجام میشود و یا اینکه در این مسائل عمدی وجود دارد که سینمای ایران بیش از پیش تحقیر شود؟
    حتما میدانید که خبرگزاری فارس طی نظرسنجی که در میان اهالی هنر انجام داد فیلم "آژانس شیشه ای" را به عنوان بهترین فیلم سینمای ایران در بعد از انقلاب معرفی کرد. حاتمی کیا هم در گفتگویی با این خبرگزاری ضمن دلچسب دانستن این انتخاب در پاسخ به منتقدانش درباره فیلم "دعوت" آب پاکی را بر دست همه ریخت. او گفت: "حالا چه لنگ بزند و چه لنگ نزد، چه ما خوش‌مان بيايد و چه خوش‌مان نيايد، ورود من به يك حوزه جديد است كه ان‌شاءالله بتوانم آن‌را يك‌مقدار ثابت‌تر و قوي‌تر كنم". جالب اینکه حاتمی کیا طبق روال چند ماه اخیر حتی در این مصاحبه هم انتقادهای خود را به وضعیت فعلی سینما ادامه داد و تصریح کرد: "به طور كلي احساس مي‌كنم كه سينما فقير شده است. سينما ضربه‌پذير شده است. يك زماني تا اين حد نبود و احساس مي‌كنم كه حمايت پيشين موجود در سينما به شدت كاهش يافته و ارگان‌هايي كه تعريف داشتند و دست‌ودل بازتر عمل مي‌كردند، الان بيش از حد محدود شده‌اند."
    همین کارگردانهای منتقد هستند که حتی بازتاب فیلمشان در جشنواره با واکنشهای جناحی مواجه شده است. موضوعی که واقعا جای تاسف دارد. مثلا در حالی که حتی خبرگزاری فارس هم در گزارشی فیلم جدید بیضایی را مورد استقبال منتقدان توصیف کرده و آنرا خوش ساخت نامیده است، آقای منتقدی که مسئولیت یکی از سایتهای سینمایی را نیز به عهده دارد و طوری رفتار میکند که انگار سرقفلی خبرهای جشنواره را به این سایت داده اند، در گفتگویی فیلم بیضایی را بدون هیچ دلیل مشخصی آزاردهنده نامید. وی در جمله ای که تفسیر آن را به عهده ملاصدرای شیرازی می گذاریم گفت: "روشنفكري در اين فيلم عاقبت سوئي دارد."
    و اما بپردازیم به داستان سریالی فیلم "درباره الی" که ظاهرا قرار است تا آخر جشنواره همچنان سوژه باشد. به نظر می رسید همه چیز با حمایت معنوی! جواد شمقدری (مشاور فرهنگی رئیس جمهور) تمام شده باشد ولی حتی دستور رئیس جمهور نیز تا به الان افاقه نکرده است. تازه اینکه انجمن بازيگران سينماي ايران نیز با انتشار بيانيه‌اي خواستار رفع مشكل «درباره الي» با مساعدت وزير ارشاد شده است. حال بگذریم از صحبتهای عسگر پور ، مدیر عامل خانه سینما، که امیدوار است این فیلم را در جشنواره ببیند. جالب اینکه عسگرپور برای خوشایند وزیر ارشاد به نوعی از ادبیات صفار هرندی بهره برده و گفته است: "موضع رئیس جمهور ضريب امنيت فرهنگي!! ما را در جهان رسانه‌ها دو چندان افزايش خواهد داد."
    من در گزارش دو روز قبل هم گفتم که جناب صفار هرندی نیازی به حمایت و دستور ندارد و تا به اینجا که مراحل زیر برای راضی کردن جنابش طی شده است:

    1- دستور

    2- حمایت

    3- پاچه خواری

    4- التماس

    5- باور کنید این را نمیدانم.

    اجازه دهید در پایان مطلب امروز اشاره ای به روزنامه پاکستانی نیشن داشته باشم که در تحلیل دیروز خود به طور جانانه سینمای ایران را مورد تعریف و تمحید خود قرار داد. این روزنامه در مطلب خود چنین آورده است: " سينماي ايران هر روز بيش از ديروز مي‌درخشد، تعدادي زيادي از فيلم‌هاي مهم تجاري هر ساله در ايران ساخته مي‌شود و سينماي هنري اين كشور هر ساله در جشنواره‌هاي مهم سراسر جهان جوايز ارزنده‌اي را از آن خود مي‌كنند، برخي از منتقدان، امروزه، سينماي ايران را به عنوان مهمترين سينماي ملي جهان مي‌دانند."
    اين روزنامه در ادامه مي‌افزايد: "مايكل هانكه، فيمساز مشهور اتريشي و ورنر هرزوگ، فيلمساز موفق آلمان به همراه تعداد زيادي از منتقدان سينماي جهان، سينماي ايران را به عنوان يكي از مهمترين سينماهاي هنري جهان مي‌ستايند."

    این روزنامه ادامه داده است: "براي آمريكايي‌هايي كه مي‌خواهند از چهارچوب نگاه تضعيف‌ كننده رسانه‌هاي آمريكا نسبت به ايران فراتر بروند، سينماي ايران با مهارت‌هاي هنري و انسان‌دوستانه خود آنها را حيرت زده مي‌كند."

    نمیدانم برای تحلیل یک روزنامه پاکستانی چقدر باید ارزش قائل شد ولی ای کاش مدیران ما بیشتر قدر این سینما را میدانستند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:22 am

    سینمای ایران - 23 بهمن

    اختصاصی ایراسان/
    سروش میراحمدیان

    با اینکه می خواستم گزارش کاملی را برای روز شنبه آماده کنم اما از آنجا که در چند روز اخیر گزارشی ننوشته بودم و البته با پایان یافتن جشنواره ترجیح دادم مطلبی را به اختصار به عنوان پیش درآمد بر روی سایت منتشر کنم.

    جشنواره هم به پایان رسید. آیا جشنواره خوبی بود؟ به نظرم در چاچوبهای تعیین شده و البته پذیرفته شده، آری خوب بود. آیا چارچوبهای تعیین شده مفید هستند و باعث تعالی سینمای ایران می شوند؟ هرگز. خدا می داند که چه فیلمنامه ها و فیلمهایی که می توانستند عرصه فرهنگ این سرزمین را پربار کنند ولی به دلیل مغایرت با سیاستهای حاکم بر سینما کنار گذاشته شدند و یا حتی با اعمال جرح و تعدیل در فیلم تاثیر گزاری مد نظر خود را از دست دادند. میتوان "درباره الی" را مثال زد که چه راحت قربانی میشد اگر رسانه ها آنرا رسانه ای نمی کردند!
    بازگردیم به جشنواره که اختامیه اش ساعتی قبل به خوبی و خوشی پایان یافت. ابتدا از دست اندرکاران جشنواره تشکر میکنم که خواهش دو هفته قبل مرا نادیده نگرفتند و یک سیمرغ جانانه به همراه یک دستگاه اتومبیل مینیاتور به مسعود ده نمکی اختصاص دادند. اگر یادتان باشد در اولین گزارشی که برای جشنواره نوشتم تیتر زدیم که " لطفا سیمرغ ده نمکی فراموش نشود" و چه خوب مسئولین حرفمان را گوش کردند!! درست است که فردایش یا اعلام اسامی فیلمهای راه یافته به بخش مسابقه کمی ناامید شدم ولی چه باک. ماشاءالله چیزی که زیاد است، سیمرغ. جالب اینکه ده نمکی در بخش "نگاه نو" سیمرغ را از آن خود کرد. دقیقا همان نگاهی که باعث حذف "اخراجی2" از بخش مسابقه شد! دیگر شما که می دانید این فیلم به خاطر نوع نگاهش به ارزشهای دفاع مقدس از مسابقه جشنواره کنار گذاشته شد. عجیب نیست؟

    یکی از خصوصیات جشواره امسال این بود که به یمن حضور قدرتمند رسانه ها مخصوصا در عرصه اینترنت از همین حالا تبلیغ خوبی برای برخی فیلمها شده است. اما با اطمینان نمیتوان گفت که آیا سال پیش روی سال خوبی از لحاظ گیشه برای سینما خواهد بود یا خیر؟ من در اینباره خیلی امید ندارم مخصوصا اگر وزارت ارشاد بخواهد درباره محتوای فیلمها با سختگیری بیشتری برخورد کند.

    سیمرغ بهترین بازیگر زن به لیلا حاتمی رسید. این دومین خبر خوش در دو روز گذشته برای لیلا حاتمی است. خبر خوش اول اعلام کاندیداتوری محمد خاتمی برای ریاست جمهوری بود. همان که لیلا بخاطرش به گریه افتاد و در مراسمی رسما از خاتمی خواست که خود را برای انتخابات کاندید کند. حمایت لیلا حاتمی و شوهر بازیگرش،علی مصفا، خیلی زود سروصدا کرد مخصوصا با حادثه ای که یک هفته بعد از آن درسینما جمهوری افتاد. سینمایی که دیگر وجود ندارد. اما حالا او که فرزند کارگردان شهیر و فقید ایران- علی حاتمی- نیز هست، از جشنواره بیست وهفتم با دست پر میرود. چه کسی میتواند لیلا را از سینما دور کند؟ حتی اگر پشت دربهای سالن اختتامیه جا مانده باشد.
    به نظرم همه از اینکه واروژ كريم‌مسيحي دو سیمرغ با خود به منزل برد خوشحال شدند. واروژ که سالهای زیادی فیلم نساخته بود، خیلی مصمم "تردید" را شروع کرد هر چند که بیماری به او مجال نداد و پروزه چند ماهی خوابید. بیماری ای که به او مجال شرکت در نشست خبری جشنواره را نیز نداد و حالا او مزد زحمات خود را گرفت و به نوعی از او تقدیر شد. شهاب حسینی هم به آنچه حقش بود رسید و سیمرغ بهترین بازیگر مرد بر شانه های او نشست.
    امسال منتقدان سعی کردند تا در جلسات پرسش و پاسخ جسورانه تر عمل کنند و خیلی با فیلمساز تعارف نداشته باشند. اولین ترکشهایش نیز به بهرام بیضایی اصابت کرد. او که بعد از چند سال در جشنواره حاضر میشد و در سینمای ایران برای خود وزنه ای به شمار میرود، از نوع برخورد منتقدان در جلسه پرسش و پاسخ سخت دلگیر شد. نکته جالب اینکه از آن پس هر فیلمسازی که در جلسه پرسش و پاسخ شرکت نمیکرد میگفتند به خطر حمایت از بیضایی است!

    مطمئنا یکی از منصفانه ترین جوایز سیمرغ امسال، جایزه بهترین کارگردانی بود که به اصغر فرهادی تعلق گرفت. فرهادی با ساخت فیلم "درباره الی" رسما خود را به عنوان یکی ازفیلمسازان معتبر ایران و جهان تثبیت کرد. این فیلم درباره جمع دوستانه ایست که برای تفریح به شمال می روند. البته قرار است در این میان الی با یک ایرانی مقیم خارج هم آشنا شود در حالی که قبل از آن با فرد دیگری قرار ازدواج گذاشته است. این سفر که بسیار شاد و خوب شروع می شود با ناپدید شدن الی رنگ دیگری به خود گرفته و فضایی وهم آلود و پر از ابهام بر این جمع سایه می افکند. در این فیلم نقش الی را گلشیفته فراهانی بازی میکند.

    این فیلم که ابتدا در جشنواره برلین نمایش داده شد، در هر دو جشنواره فجر و برلین با استقبال وسیعی روبرو گشت. هر چند که شانس فیلم برای گرفتن جایزه اصلی برلین خیلی بالا نیست ولی در جشنوارهفجر با نامزد شدن در ده بخش در نهایت توانست سیمرغ بهترین کارگردانی را از آن خود کند. نکته قابل توجه اینکه بازی گلشیفته بسیار چشمگیر و قوی ارزیابی شد ولی اسم او در میان نامزدهای بازیگری نیامد. منتقدان فضای ابهام امیز حاکم بر فیلم را از جذابیتهای آن می دانند. ابهامی که البته گریبان خود فیلم را هم گرفته است.

    آیا "درباره الی" اکران عمومی می شود؟ آیا گلشیفته می تواند با حرکت اخیر خود به ایران برگردد؟ اجازه دهید ادامه این مطلب را در گزارش روز شنبه پیگیری کنیم.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:34 am

    کاريکاتوري که به آن لبخند نمي زنيم!-نقد فیلم جدید بهرام بیضایی
    مختار شکري پور

    فيلم هاي «بهرام بيضايي» هميشه با جنجال ها و حاشيه هاي مختلفي مواجه شده و ذهنيت طيف هاي مختلف جامعه را درگير خود کرده و در خيلي جاها کار به مناقشه ميان طرفداران و مخالفان رسيده است. دليل اين همه توجه بيشتر به شخصيت کاريزماي «بيضايي» برمي گردد که وي آن را در نتيجه تلاش هاي مستمر فرهنگي اش اعم از فعاليت هاي ادبي، تئاتري و سينمايي به دست آورده است. وي در آثارش به پژوهش ها و تکاپوهاي اسطوره يي، تاريخي و فلسفي خود پرداخته و رهيافت هايي که در اين ميانه ميدان به دست آورده را به يک نگاه متعهدانه اجتماعي پيوند داده است. به همين خاطر هميشه آثار وي واکنش هاي مختلف اجتماعي پديد آورده اند. در اين ميان قاطعيت بيضايي بر سر عقايد خود و پرهيز از موج سواري روي جريان غالب آب و تن ندادن به شرايط تحميلي بر هنرمند، اين کاريزما را در وجود او پررنگ تر کرده است.

    اينکه بيضايي يکي از معدود شخصيت هاي فرهنگي اين مملکت است و آثار تحسين برانگيزي با تلاش هميشگي اش پديد آورده بر هيچ کس پوشيده نيست و جايگاه او قابل تحسين و مشخص و انکار ناپذير است ولي اين دليل آن نمي تواند باشد که نگاهي واقع بينانه و حقيقت جويانه به آثارش نداشته باشيم.

    در جريان اکران «وقتي همه خوابيم» در جشنواره فيلم فجر و حالا که اين فيلم اکران عمومي شده است، نسبت ميان حب و بغض هاي برخي افراد و اثر بيضايي چندان منطقي به نظر نمي آمد. گويا «بيضايي» و فيلم اش بستري شده بود که همه به طرح دغدغه ها و حب و بغض ها و کينه توزي ها و بايد و نبايد هاي خود روي بياورند هر چند در اين ميان برخي به دور از اين همه حاشيه، به گفتن حقيقتي که با ديدن اين فيلم به آن رسيده اند، پرداخته و اين اثر را به دور از حب و بغض ها ارزيابي و تحليل کردند. نگارنده هم قصد آن دارد که از اين طايفه سوم باشد بنابراين بايد گفت «وقتي همه خوابيم» را دو بار ديده ام و هر بار از کارگرداني استادانه «بيضايي» در تلفيق مناسب و بجاي ميزانسن هاي تئاتري و سينمايي با توسل به صحنه آرايي ها و نورپردازي هاي عالي، حرکات معوج دوربين در به تصوير کشيدن التهابات و روابط و مناسبات جامعه شهري و سکني ناگزيني بدون لرزش آن در دنبال کردن رويدادها و سوژه هاي فيلم و همچنين درونمايه انساني و اجتماعي و بحق آن اذيت شده ام. دلم از ديدن اين همه بحران و التهاب اجتماعي به درد آمده ولي به وجد نيامده و لذت نبرده ام. البته اين لذت نبردن من به نواقص کار «بيضايي» برنمي گردد بلکه به تعمد وي در پديد آوردن اشمئزاز و رنج خوديافته اش در ذهن مخاطب به خاطر آنچه در اين فيلم جريان دارد، برمي گردد.

    به گمان من «بيضايي» قصد ايجاد حسي سرشار از انزجار در مخاطب در مواجهه با واقعيت تلخ فيلم داشته و جالب آنجاست که در دل اين داستان ما را به عمق اين فضاي فاجعه آميز و سرشار از ناامني رهنمون مي کند. موسيقي خشن فيلم در بعضي جاها، صحنه هاي دلخراش، خشونت هاي موجود در روابط و مناسبات آدم ها، دفرمه شدن شخصيت ها و داستان پردازي هاي کليشه يي عمدي فيلمساز باعث پديد آوردن حس نا خوشايندي در مخاطب مي شود. به نظر مي رسد قصد سازنده از پرداختن به اين موارد، اذيت کردن عمدي تماشاگر براي درک بهتر فضاي تراژيک حاکم بر جامعه و مناسبات غيرانساني بوده است. طبيعي است که مخاطب منتقد التهابات اجتماعي از ديدن اين همه جنايت و سقوط هاي اخلاقي و بي بند و باري و ابتذال موجود لذت نمي برد. اين درد مشترک اوست و در اينجا قصد فرياد آن و آوار کردنش بر سر مخاطبي که در اين جامعه ملتهب مي لولد را دارد. اين بيان تلخ نشات گرفته از صداقت هنرمند است و جاي تحسين دارد و تامل.

    «وقتي همه خوابيم» در نگاه اول آسيب شناسي روابط و مناسبات حاکم بر پشت صحنه سينماي ايران و در لايه هاي زيرين آن يک خيزش فرهنگي عليه سوداگري، قدرت مآبي، ابتذال، رياکاري، اعتياد، پايمال شدن کرامت انساني، فقر، فحشا و... است. به گمان من در بعضي جاها کارگردان از اين رويکرد آسيب شناسانه واقع گرايانه فراتر رفته و نگاه او تبديل به نگاهي کاريکاتوريزه مي شود که البته اين کاريکاتور مخاطب را به لبخندي از سر درد وادار نمي کند ولي مخاطب را به عمق ابتذال و سطحي نگري موجود در روابط و مناسبات بيمار اين جامعه مي برد. متاسفانه اين رويکرد اعتراضي بحق که نشات گرفته از دردمندي و تعهد فيلمساز نسبت به پيرامونش است؛ در حواشي هاي فيلم در جشنواره نه تنها مثبت ارزيابي نشد بلکه در برخي از واکنش هاي مطبوعاتي نوعي اغراق تلقي شد و اين در صورتي است که تعيين تکليف براي هنرمند در انتخاب ايده و موضوع و نوع نگاه، امري نامعقول و غيرحرفه يي و فاشيستي است. در واقع بايد سبک و نوع اجراي يک اثر هنري و تاويل ها و نگاه هنرمند به سوژه (که بيضايي در اجراي آن و طرح مساله به زبان تصوير تا حد زيادي موفق بوده) را نقد کرد نه اينکه او را محدود به سليقه هاي خود کرد.

    اميدوارم اين را توهم توطئه نپنداريد که اگر بگويم يک جريان انحرافي حمايت از فيلم هاي خنثي و خالي از روح جمعي در ميان اقشار خاصي رواج يافته و به نظر مي آيد اين جريان درصدد ترويج اين نوع سينماي بي دغدغه اجتماعي است تا آدم ها بيشتر در لايه هاي تو در توي فرديت خويش فرو روند تا جايي که يکي از منتقدان در خصوص فيلمسازي مي گويد؛ «او در کارش پخته شده اما هنوز يک متعهد اجتماعي است،» مثل اينکه پختگي و تعهد اجتماعي با هم در تضاد هستند؟، به گمان نگارنده فيلم «وقتي همه خوابيم» نيز در جاهايي قرباني اين جريان سينماي خنثي و بي تعهد شده است؟،

    دليل برانگيخته شدن اين گمان در ذهن من اين است که انتقاد و اعتراض به بحران ها و التهابات اجتماعي، عصبيت تلقي مي شود و اينجاست که جرياني درصدد سلب نگاه متعهدانه اجتماعي از هنرمند نسبت به جامعه اش است و «بيضايي» يکي از کساني است که با وجود تسلط عالي بر زبان سينما، تئاتر و ادبيات مورد غضب اين جماعت قرارگرفته است،؟ با اين همه اگر عصبيتي در کار بوده باشد بايد آن را به حساب عصبيت وي از اين شرايط بگذاريم و آن را بايد بسيار منطقي و در راستاي رسالت انساني و اجتماعي اين هنرمند دانست مگر اينکه وضعيت پيش آمده را براي آدم هاي فيلم مطلوب بينگاريم. البته اين را هم بايد پذيرفت که بعضي از ديالوگ ها و استعارات و کنش ها و واکنش هاي داستان صريح و شعاري هستند و حتي بر بسياري اتفاقات منطق خاصي حاکم نيست ولي بايد اين لغزش ها و صراحت را به شدت دردمندي فيلمساز از شرايطي که در آن قرارگرفته مرتبط دانست. اينکه آن شرايط چنان براي فيلمساز ملموس است که نا خودآگاه عليه وضع پيش آمده مي شورد و بنابراين بايد اين موارد را به شوريدگي مولف و تاخت و تازهاي ذهني او در برخورد با موضوع پنداشت چرا که او در اينجا در مقام يک مصلح اجتماعي نيز هست و هدف او فقط ساخت يک فيلم اجتماعي يا روايت يک قصه نبوده است.

    در «وقتي همه خوابيم» فرديت در يک نمود کلي از وضعيت اجتماع به تصوير کشيده شده و معضلات فردي در گرو معضلات جامعه طرح شده است به طوري که نگاه نويسنده و کارگردان در قالب سير و سلوک «چکامه چماني» يا «پرند پايا» در اين اجتماع به معضلات متفاوتي منعطف مي شود.

    با وجود اين، برخي ساخت اين فيلم را دق دلي «بيضايي» نسبت به «اشتهاريان»هايي که با آنها مواجه بوده، مي دانند، در واقع اين تحليل ها بوي سوءتفاهم مي دهند و هيچ فکر نمي کنند که اعتراض به مشاهدات ناپسند و رسوا کردن جريانات انحرافي و مضر، رسالت يک آدم فرهنگي است و طبيعي است که بيضايي هم به اين رسالت اهميت مي دهد.

    با همه اين جنجال، پشت صحنه سينما فقط بخش کوچکي از جامعه است که اين هنرمند به روابط و مناسبات بحراني حاکم بر آن اعتراض دارد. با اين فرض پشت صحنه سينما به کليت جامعه مدنظر در «وقتي همه خوابيم» تعميم پيدا مي کند. به گمان من اين فضا يک بهانه است و او در اين فيلم به حيطه هاي وسيع تري نظر انداخته است. به عنوان نمونه بايد گفت «آينه» موتيف آشناي آثار بيضايي است و در آغاز اين فيلم هم با ساختمان هايي با آينه هاي منقطع روبه رو مي شويم. اين موتيف، جدا از کارکرد هاي بصري که دارد مي تواند به عنوان نماد، نشانه يا سمبل در نظر گرفته شود. در واقع هر کدام از اين آينه هاي منقطع مي توانند قطعه هايي از يک پازل يا گوشه هايي کوچک از جامعه فيلم باشند؛ آينه هايي که تصوير هاي معوج مختلفي از آنچه تکنولوژي و دنياي سرمايه سالار ماشيني و آهني براي ما پديد آورده در آنها نمايان هستند و اگر هنرمند در اين ميان از پشت صحنه سينما سر در آورده، ناشي از ضرورتي است که وي آن را در برهه يي درک کرده است. در ضمن «بيضايي» ارجاعاتي هم در اين ميان به سينماي فيلمفارسي که همان سينماي مبتذل امروز است، داشته است. حتي در قصه «نيرم نيستاني» که در نظر او مقبول است به عناصر متعدد فيلمفارسي مي رسيم. قتل، چاقوکشي، خون، فقر، فحشا و... البته اين ارجاعات انطباق چنداني با مشخصه هاي اين سينماي غيرفرهنگي امروز ندارند و نکته يي که در اينجا قابل تامل است، اين است که، برادران «چاوشي» ما را ياد برادران «آب منگل» در«قيصر» مي اندازند و «نجات شکوندي» شباهت زيادي به «فريبرز عرب نيا» که بازيگر تعدادي از فيلم هاي «کيميايي» ازجمله «سلطان» و «ضيافت» بوده، دارد و شخصيت «لبخند» نيز انگار براساس همان زنان معتاد «سربازهاي جمعه» و «رئيس» طراحي شده است.

    در اين چند ساله تعدادي از شخصيت هاي اصلي آثار تئاتري و سينمايي بيضايي نويسنده بوده اند. خب اين قضيه مي تواند خيلي طبيعي باشد چون خود او يک نويسنده است و به طور قطع در جاهايي به اتفاقات پيراموني وي به عنوان يک نويسنده مرتبط است و گوشه هايي از دنياي قشر نويسنده به شکل هنري بر مخاطب نمايانده مي شود ولي به گمان من جدا از اين قضيه مساله کارگردان «وقتي همه خوابيم» مي تواند ارجاعاتي تاريخي و اجتماعي هم داشته باشد؛ ارجاعاتي که بيضايي در اغلب آثارش طرح کرده و نمود مشخص آن در نمايش «مجلس شبيه در ذکر مصائب استاد ماکان و همسرش رخشيد فرزين» بود.

    بيضايي در شخصيت پردازي هاي «وقتي همه خوابيم»، نيز اهميت زيادي به تعارض هاي دروني، رفتارها و انگيزه هاي شخصيت ها داده است. به عنوان نمونه «چکامه چماني» بيش از آنچه از وجود خواهري معتاد در عذاب باشد از وجود خواهري که معشوقه شوهرش مي شود، شرمگين و عصبي است، هر چند اين خواهر فقط ساخته «چکامه چماني» نويسنده است و در نهايت هم وجود او را انکار مي کند ولي شخصيتي است که پرورده ذهنيت داستان پردازانه نويسنده است؛ شخصيتي که ما به ازاي واقعي هم داشته و دارد.

    زن نيز نقشي بسيار محوري در آثار گوناگون بيضايي داشته و با سيما هاي گوناگوني از زن مواجهيم؛ از زن اسطوره يي تا زن واقع گراي «وقتي همه خوابيم» و در اين ميان همواره سعي کرده است به دگرديسي و تحول اين عنصر محوري نيز نگاهي بيندازد. اين زن محوري به رغم داشتن يک بنيان اجتماعي و فکري مشترک در تمام آثارش، هر بار در قالب شخصيتي متناسب با موضوع، زمان و مکان اثر درمي آيد. اين زن محوري تفاوت ها، اشتراکات، تمايزها و تشابهاتي نيز با زنان حاشيه يي خود دارد.

    يکي از شگردهاي بيضايي، استفاده از نشانه ها متناسب با فضاي آثارش است. در اين فيلم هم تيتر يکي از روزنامه ها «پايان ساخت موسيقي چهره به چهره» بود که ما به ازاي واقعي دارد. به گمان من کارگردان از اين تيتر به عنوان يک نشانه در خدمت درونمايه فيلم بهره برده است. عوض شدن چهره هاي بازيگران در کار، ترسيم غلط روزنامه ها از چهره واقعي افراد و جريانات و چهره به چهره شدن رياکارانه از جمله تلقي هايي است که از ديدن اين نشانه در فيلم مي توان تلقي کرد.

    فضا هاي پرجمعيت در اکثر آثار اين هنرمند تئاتر و سينما نيز بسيار است. براي نمونه در نمايشنامه «خاطرات هنرپيشه نقش دوم زن» در يک خيابان شلوغ اتفاق مي افتد يا با همين فضا در نمايش «مجلس شبيه در ذکر مصائب استاد ماکان و همسرش مهندس رخشيد فرزين» و همين طور «سگ کشي» و... مواجه مي شويم که البته در هر مورد بستر موضوع و درونمايه جداگانه يي دارند. منشاء اين همه توجه به جمعيت کجاست؟ کيوسک تلفن و خيابان نيز در اکثر آثار اين نويسنده و کارگردان سرشناس از جمله «شايد وقتي ديگر» و همين فيلم، مرکز اتفاقات و پيش برنده قصه است. به گمان من اين فضا ها از شکل معمولي و ساده گذر کرده و مرکز ثقل دلهره و نا امني مي شوند. براي من تداعي کننده نوعي نا امني هستند که گاهي منشاء آن ترس از کشته شدن و گاهي ترس از خيانت و در اينجا ترس از اختلال در کار و... است. انگار که اين نا امني بر ذهن «بيضايي» مستولي است. به همين خاطر نا امني موجود در فضاي فيلم هاي بيضايي مرا در کابوس هايي واقعي فرو مي برد. کمااينکه فضاي کابوسي بر ساير آثار وي از جمله «غريبه و مه» به نوعي حاکم است.

    در پايان بايد گفت اگر «نيرم نيستاني» را از لحاظ رفتار انساني و همچنين تعهدي که به جامعه و کارش دارد، قرينه «بهرام بيضايي» بدانيم، انتخاب «هدايت هاشمي» گزينه مناسبي نيست. به گمان من شمايل او شبيه شمايل قدر، قاطع، باابهت و در عين حال فروتن «بيضايي» نيست هر چند موقعيت، ارزشمندي و سرنوشتي شبيه به هم دارند. به گمان من «محمد رضايي راد» انتخاب مناسب تري بود. البته اگر بپذيريم اين فيلم در برخي جاها حديث نفس خود بيضايي است که با سرنوشت و حديث نفس خيلي ها گره خورده است.


    اعتماد


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:41 am

    نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی وقتی همه خوابیم

    نشست نقد و بررسی “وقتی همه خوابیم” با حضور بیضایی و بازیگران فیلم شامل مژده شمسایی، علیرضا جلالی‌تبار، هدایت هاشمی، محمدرضا درویشی، شقایق فراهانی و حسام نواب صفوی برگزار شد.
    کارگردان فیلم در ابتدای این نشست از عواملی که وی را در برابر “جوخه آتش” تنها نگذاشتتد سپاسگزاری کرد و در ادامه درباره ارتباط این فیلم و شرایط تولید “لبه پرتگاه” گفت: فیلمنامه را بعد از “لبه پرتگاه” نوشتم که درباره پشت صحنه “حاجی آقا آکتور سینما” اولین فیلم سینمای ایران بود. “وقتی همه خوابیم” امتداد اولین فیلم تاریخ سینمای ایران است.
    وی ادامه داد: این فیلم یک سه‌گانه است که “اعتراض” و “لبه پرتگاه” دو فیلم دیگر آن هستند. این سه‌گانه درباره فیلم ساختن در سینما است. فیلمنامه “اعتراض” را سال‌ها قبل نوشتم و دوست دارم روزی آن را بسازم. داستان درباره آذر شیوا و اعتراض او به اتفاقی است که باعث بسته شدن پرونده کاری این بازیگر شد.
    این کارگردان سینما در ادامه بیان کرد: سینمای فارسی و روشنفکرانه هر دو در آن دوران به آذر شیوا حمله کردند و فیلمسازی مانند من نمی‌تواند این اعتراض را فراموش کند. من برای ساختن “اعتراض” با شیوا صحبت کردم، اما او از فیلمنامه خوشش نیامد، چون خاطره خوبی از آن دوران نداشت.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:43 am

    آخر خط

    یادداشت مسعود فراستی بر فیلم "وقتی همه خوابیم"
    مسعود فراستی

    13 بهمن 1387
    نمی‌دانم «وقتی همه خوابیم» فیلم برتری است یا «رئیس»؟ هر دو فیلم‌های پرت و پلا و هذیانی‌اند، متشنج، عقب‌مانده و ناتوان؛ حتی ناتوان از قصه‌گویی و چقدر بد که « وقتی همه خوابیم» تحت تأثیر سازنده «رئیس» است - هم در برخی دیالوگ‌ها، هم در آدم‌کشی ‌و بدمن‌ها هم در مثلاً دفاع از سینما. هر دو فیلم ادای سازندگان خود را درمی‌آورند و همه آدم‌هایشان که هیچ‌کدام شخصیتی ندارند، یک ادبیات دارند: ادبیات فیلم‌ساز.

    فیلم انتلکت‌های امروزی که دست دوم دیروزند، نوستالژی فیلمفارسی دارند و آرزوی گیشه.

    وقتی دیگر نشود پز انتلکت‌ دیروزی داد و با عبارت «نمی‌گذارند فیلم بسازم» دل خوش کرد و زنده ماند، چه کار باید کرد؟

    «وقتی همه خوابیم» آخر خط است. متأسفم.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:45 am

    دو نگاه به فیلم "وقتی همه خوابیم " به کارگردانی بهرام بیضایی
    پس از گذشت ۸ سال از «سگ کشی» انتظارها به سر رسید و بالاخره فیلم جناب بهرام بیضایی را دیدیم. از ماه ها قبل که اخبار مربوط به تهیه و تولید فیلم را دنبال می کردیم، انتخاب چنین نامی برای این فیلم آن هم از سوی فردی چون بیضایی عجیب بود. «وقتی همه خوابیم» نامی بسیار رو و شعاری است که باطن آن را افشا می کند. اما روز شنبه و در اولین اکران فیلم در جشنواره فجر، متوجه شدیم که محتوا و ساختار فیلم هم مثل عنوان آن است.
    فیلم با رانندگی عصبی یک زن در خیابان های شمال تهران آغاز می شود.
    شخصیت های فیلم غیرواقعی و نپذیرفتنی هستند. گویی فیلم در دنیایی دیگر می گذرد.
    علی رغم این که فیلم کاملاً رئال است، اما در فضایی ذهنی و انتزاعی می گذرد. نه پولدارهایش واقعاً پولدارند و نه فقرایش در دنیای واقعی می زیند. مثلاً در یکی از صحنه ها وقتی شخصیت اصلی فیلم با ماشین مدل بالایش وارد یک منطقه فقیرنشین می شود، ابتدا چندین کودک به دنبال ماشین می دوند و در حالی که از اعماق وجود شگفت زده شده اند جیغ می کشند و سپس، بزرگسالان و کهنسالان هم با شیفتگی نارسیس وار جذب ماشین می شوند! گویی در عصر حجر زندگی می کنند و با این که اهل تهران هستند، تاکنون حتی یک ماشین پرزرق و برق و مدل بالا ندیده اند. باید از استاد بیضایی پرسید چطور باید چنین چیزی را باور کنیم؟
    در این که دیالوگ ها، میزانسن و بسیاری دیگر از عناصر فیلم تئاتری هستند هیچ شکی نیست. اما توجیه به این اشکال توسط استاد در جلسه پرسش و پاسخ فیلمش که هیچ تفاوتی بین دیالوگ و نحوه بازی گری تئاتری و سینمایی قائل نیست، جای بحث دارد. چون سینما و تئاتر، گرچه هر دو نمایشی هستند، اما دو زبان و رسانه متفاوت با مبانی متمایز هستند.
    در مورد تصنعی بودن فیلم هم حتماً جواب استاد این است که نخیر، واقعیت همین است و برای واقعی بودن نباید آدم های فیلم مثل اراذل و اوباش صحبت کنند!
    یعنی باز هم نگاه آمیخته با افراط و تفریط، بلای یک اثر هنری شد. یعنی هنرمند با تجربه و پیشکسوت ما نمی تواند برای آدم های فیلمش مثل مردم عادی دیالوگ بنویسد. به نظر او حرف زدن یا از سرخود شیفتگی و فخرفروشی است یا از سر ابتذال و در این میان زبان شیرین و صمیمانه مردم کوچه و بازار باطل است.
    به هر حال باید منتظر ماند و دید که در زمان اکران، مخاطبان از این فیلم تا چه حد استقبال می کنند. لابد آن موقع هم استاد بیضایی مردم را متهم خواهد کرد که ذائقه شان به فیلم های سبک و تجاری عادت کرده و فیلم او را نمی بینند. باید دید.

    آرش فهیم


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:46 am

    مژده شمسايی، از همسرش بهرام بيضايی می گويد



    مژده شمسايی بازيگر و همسر بهرام بيضايی ، تا کنون علاوه بر نمايش های صحنه ای در دو فيلم بلند بيضايی به نام های سگ کشی و مسافران با او همکاری داشته است

    ۱۳۸۵/۱۰/۰۵
    کيانوش فريد
    شب بهرام بيضايی، يکی از شاخص ترين چهره های سينما و نمايش ايران به مناسبت شصت و هشتمين سال تولدش، روز سه شنبه پنجم دی ماه، به همت علی دهباشی سردبير مجله بخارا و با حضور بسياری از هنرمندان سرشناس در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برگزار شد.

    در اين مراسم مژده شمسايی، بابک احمدی، مهدی هاشمی، محمود دولت آبادی، علی دهباشی، آيدين آغداشلو و بهروز غريب پور از بهرام بيضايی فيلمساز، نمايشنامه نويس، پژوهشگر و هنرمندی که بيش از پنج دهه در حوزه ادبيات نمايشی ايران تاثيرگذار بوده است سخن گفتند.

    مژده شمسايی بازيگر و همسر بهرام بيضايی ، که تاکنون علاوه بر نمايش های صحنه ای در دو فيلم بلند بيضايی به نام های سگ کشی و مسافران با او همکاری داشته است، ساعاتی قبل از شروع اين مراسم در گفت و گويی با راديو فردا درباره بهرام بيضايی گفت:« من تولد بهرام بيضايی، کسی که همه عمر خود را صرف فرهنگ وهنر کشورش کرده است اول به دوستداران فرهنگ وهنر ايران و بعد به فرزاندانش نيلوفر، نگار، نياسان وخودم تبريک می گويم.»

    يک بار از او پرسيدم اگر می توانستی از زمان عبور کنی وبه گذشته بروی، دوست داشتی چه کارکنی و يا چه کسی را ببينی؟ بيضايی فکری کرد و در پاسخ گفت دوست داشتم ساعاتی را با فردوسی همنشين شوم و با او صحبت کنم.
    مژده شمسايی


    خانم شمسايی افزود: «صبحت درباره بيضايی به خاطر عاطفه خيلی زيادی که به او و کارهايش دارم برای من سخت است و به همين خاطر شايد منتقد منصفی نباشم، اما آنچه بيضايی انجام داده و کارنامه ای که پيش روی ما گذاشته است، چيز کمی نيست؛ از پژوهش، فيلمنامه، نمايشنامه، تحقيق و مقاله و همين طور فيلم نامه ها و نمايشنامه هايی که متاسفانه نتوانسته است اجرا کند و هر کدام تجربه بزرگی بوده که ما از دست داده ايم.»

    محمود دولت آبادی و بهرام بیضایی در شب تولد بیضایی


    مژده شمسايی در ادامه گفت:« بيضايی همان طور که خودش گفته کارهاش هميشه عکس العملی بوده به محيطی که در آن زندگی می کرده و ذهن جست وجوگرش هميشه به دنبال پرسش هايی بوده که متاسفانه هميشه بی پاسخ بوده چه در کودکی و حتی بعدها در دانشگاه و اجتماع و همين باعث شده که خودش به دنبال اين جواب ها برود.»

    وی افزود:« نتيجه همه اينها، همين مجموعه پژوهش و مقالات ، نمايشنامه ها و فيلمنامه های او است که به هر کدام از آنها که نگاه کنيم می بينيم نگاه جديدی به تاريخ و اسطوره دارد که تجربه بزرگی است برای ما که در جامعه ای زندگی می کنيم که رو به مصرف گرايی دارد و تعقل کم کم دارد جای خودش را از دست می دهد.»

    مژده شمسايی در گفت و گو با راديو فردا اظهار اميدواری کرد که بيضايی بتواند کارهای بيشتری را انجام دهد.

    ا و درباره کار آخر بهرام بيضايی گفت:« آخرين کار بهرام بيضايی کاری است که روی ريشه يابی درخت کهن انجام داده است. اين کار قبلا چاپ شده است و در حال حاضر دنباله آن را انجام می دهد و قرار است مجموعه کامل اين اثر به زودی منتشر شود.»

    خانم شمسايی درباره تجربه ی همکاريش با بهرام بيضايی گفت:« يک کمال گرايی در کار بيضايی وجود دارد که شايد بتوانم بگويم که آرزوی هر کسی هست که يک تجربه کاری با او داشته باشد.»

    به گفته اين بازيگر، کار با بيضايی هم می تواند جنبه مثبت داشته باشد هم جنبه منفی، زيرا نگاه او هم در تئاتر و هم در سينما نگاه متفاوتی است و آدم در کار با او با جهان ديگری روبه رو می شود.

    او گفت :« کار کردن با بيضايی برای هر کسی می تواند يک نقطه عطف به حساب بيايد:»


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:49 am

    نشست با بیضایی در دانشگاه تهران



    آفتاب: بهرام بیضایی گفت: «فیلم «وقتی همه خوابیم» در نقد سینما نیست، بلکه شرایط سینما را نشان می‌دهد بدون این‌ که قضاوتی انجام داده باشد».

    به گزارش سرویس هنری آفتاب، این فیلمساز ایرانی که عصر روز گذشته سه‌شنبه 20اسفندماه ـ پس از سالها در جمع دانشجویان دانشگاه تهران سخن می‌گفت، با بیان این‌ مطلب ادامه داد: «معلم بنده عبید زاکانی است. ما ملت تیزهوشی هستیم و نباید اجازه بدهیم، سینمایی که با کندی‌اش ما را عقب نگه می‌دارد به‌عنوان جریان اصلی سینما قلمداد شود، بلکه باید بگذاریم سینما ذهن ما را به حرکت وادارد».

    بیضایی اضافه کرد: «در تئاتر و سینما مکث معنایی ندارد، چرا که مکث مرده است. هرچند که گاهی از این مکث به‌عنوان نوعی گفتن و نگفتن یا نوعی بازی استفاده می‌کنیم».

    او با اشاره به نخستین فیلم‌های سینمای ایران اضافه کرد: «در سینمای ما همه چیز خیلی کند پیش می‌رود. نخستین فیلم‌های اولیه وطنی، آدم‌ها را بسیار ابله جلوه می‌کردند و اصولا فیلم‌های بسیاری در ستایش حماقت ساخته‌ایم. درحالی که واقعیت این است که ما ملت بسیار تیز‌هوشی هستیم و من این همه خلع‌ خرد را که در طول تاریخ داشته‌ایم، دوست ندارم».

    او در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنی‌بر این‌که پیش از این هم فیلم‌هایی درباره‌ی سینما ساخته شده است عنوان کرد: «اصلا نگفته‌ام که نخستین فیلم را درباره‌ی سینما ساخته‌ام، زیرا نخستین فیلمی که در سینمای ایران ساخته شده است، «حاجی آقا اکتور سینما»، درباره‌ی سینماست و من در جایی نسبت به این فیلم ادای احترام کرده‌ام».

    او در پاسخ به پرسش دیگری مبنی‌ بر عدم پرداختن به مقوله‌ی سانسور در فیلم جدید‌ش یادآور شد: «یک فیلم نمی‌تواند درباره‌ی همه چیز صحبت کند. سانسور بحث بسیار طولانی و پیچیده‌ای است و اگر می‌خواستم به این مقوله بپردازم، اصلا اجازه‌ی ساختن این فیلم را پیدا نمی‌کردم. اما بعد از سال‌ها بیکاری و انتظار می‌خواستم حتما فیلمم را بسازم. من سبک و اندیشه‌ی خود را دارم و دستگاه رسمی سینما هم همین طور. به‌طور تصادفی دراین فیلم کمی به من فرصت داده شد که به این موضوع بپردازم، هرچند که پیش از این هم دو فیلمنامه‌ی «اعتراض» و «لبه پرتگاه» را درباره‌ی سینما نوشته بودم».

    بیضایی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی‌بر شرافت‌مند ‌نشان دادن تئاتر در مقابل سینما در فیلم‌اش عنوان کرد: «در این فیلم هیچ‌جا کلمه شرافت را به کار نبرده‌ام و اصولا صحبت سالم‌بودن یک عرصه و ناسالم‌بودن دیگری در میان نیست. موضوع این است که اگر قهرمان فیلم به کار دیگری آویزان نمی‌شد، فرو می‌ریخت. درحالی که نیمی از وجودش درگیر شخصیتی است که در او نیمه تمام مانده، به حوزه‌ی اولیه کار خود که تئاتر است باز می‌گردد».

    کارگردان «سگ‌کشی» متذکر شد: «این فیلم تنها درباره سینما نیست. سینما بخشی از جامعه است و این فیلم مسائلی را مطرح می‌کند که می‌تواند در تمام بخش‌های جامعه‌ ما رخ بدهد».

    او در ادامه درباره‌ نمادین‌بودن حضور پاسبان در فیلم‌اش توضیح داد: «جامعه ما به‌طور معمول برای مسائل بسیار کوچک قانون را رعایت می‌کند، اما در مقابل مسائل بزرگ‌تر سکوت می‌کند. ما در جامعه‌ای حمله‌ور زندگی می‌کنیم، گویی همیشه کارهایمان را در جنگی انجام می‌دهیم. این فیلم نشانگر فشاری است که از بیرون به اعصاب ما وارد می‌شود و نشانگر شرایط مردم در شهری است که از تضاد‌ها اشباع شده است».

    بیضایی سپس درباره‌ پرداختن به مشکلات شخصی‌اش در این فیلم مطرح کرد: «ازاولین فیلم‌های بلند و کوتاهی که ساختم با این مشکلات روبه‌رو بودم و اصولا ورود من با سینما همراه با اعتراض بازیگر بزرگ آن زمان، آذر شیوا همراه بود. فیلم‌نامه‌ی «لبه پرتگاه» یکی از بی‌شمار تجربه‌های ناکام من است».

    کارگردان «مسافران» درباره‌ی رابطه‌ی دیالوگ‌ فیلم‌هایش با واقعیت و زندگی روزمره توضیح داد: «واقعیت دو چیز است، اولا بسیار کسالت‌آور است و دیگر آنکه بسیار دست‌نیافتنی و صدمه‌پذیر است. نشان دادن صرف واقعیت نه‌تنها بسیار کسالت‌بار است که حتی در سینمای مستند هم غیر ممکن است. زیرا زاویه‌ی دوربین و همه چیز‌های دیگر ما را از واقعیت صرف دور می‌کند. علاوه بر آن در نبود آزادی چگونه می‌توانیم از واقعیت سخن بگوییم».

    این فیلمساز ایران در پاسخ به پرسش دیگری درباره‌ی میزانسن‌های فیلم‌هایش تصریح کرد: «هیچ میزانسنی نیست که روی پیشانی‌اش سینمایی یا تئاتری نوشته شده باشد و نوع بازی‌ها هم به همین صورت است. فیلم‌ها برحسب سبک‌شان از میزانسن‌ها یا بازی‌های خاص استفاده می‌کنند و این تعاریف از مجلات سینمایی را نپذیرید. من سینمایی را دوست دارم که در آن اتلاف‌ وقت و میزانسن‌ بیهوده وجود ندارد، بنابراین وقت را فشرده می‌کنم. علاوه بر این تعریفی برای دیالوگ عادی و واقعی ندارم، مردم در صنف‌های گوناگون به زبان‌های مختلفی سخن می‌گویند».

    کارگردان «شاید وقتی دیگر» در پاسخ به پرسشی مبنی بر این‌که فیلم تماشاگر را فریب می‌دهد توضیح داد: «شیوه‌ داستان‌گویی فیلم چنین است. اگر فریب است، فریب شرافت‌مندانه‌ای است. فیلم از جایی شروع می‌شود که ما وسط ماجرا هستیم و بعد متوجه بُعد دوم و ابعاد دیگر می‌شویم. این نوعی شیوه است که پیش از این هم در فیلمنامه‌ی «فیلم در فیلم» از آن استفاده کرده بودم».

    بهرام بیضایی توضیح داد: «پایان فیلم را خودویرانی نمی‌بینم. سه شخصیت اصلی فیلم در پایان هریک سرگرم کاری می‌شوند. هرچند این شرایط آنها را دوپاره می‌کند، اما امید به شکل نامحسوسی در آنان وجود دارد».

    این فیلمساز ایرانی در پاسخ به پرسش یکی از دانشجوان مبنی‌بر نوع تماشاگران «وقتی همه خوابیم» هم مطرح کرد: «فیلم‌ها تماشاگران خود را تغییر می‌دهند. زمانی که «رگبار» را ساختم با قواعد مرسوم آن زمان کاملا متفاوت بود، اما درگذشت زمان این فیلم معنا و مفهوم و تماشاگران دیگری یافته است. تماشاگران فیلم نخستین کسانی نیستند که آن را می‌بینند، خوشبختانه فیلم در قیاس با تئاتر ماندگارتر است و در طول زمان تماشاگران متفاوتی پیدا می‌کند».

    او درباره برخورد منفی منتقدان سینما در جشنواره‌ی فیلم فجر عنوان کرد: «دسته‌ای از منتقدان اینگونه برخورد کردند. من نمی‌گویم برای چه کسانی فیلم می‌سازم. مردم عادی خیلی ساده‌تر با فیلم برخورد می‌کنند و دریکی از نمایش‌های فیلم که برای مردم عادی بود، برخورد آنان را بهتر از دیگران دیدم. نمی‌توان نظر مردم عادی را پیش‌بینی کرد و تعریفی برای سینمای بدنه داد. هم‌چنان که در فیلم «سگ‌کشی» تماشاگران احساس می‌کردند، فیلم به آنها احترام گذاشته و به موضوعی پرداخته که تا به‌حال به آن نیندیشیده‌اند و این چنین بود که فیلم پرفروش‌ترین اثر سال شد».

    بهرام بیضایی در پاسخ به یکی دیگر از دانشجویان درباره‌ی ساخت فیلم‌های «دیباچه نوین شاهنامه» و «یک داستان واقعی» توضیح داد: «اجازه‌ی ساخت «دیباچه نوین شاهنامه» را ندادند و این درحالی بود که هزاره‌ فردوسی در حال برگزاری بود و همه دنیا درباره‌ی او سخن می‌گفتند. اما به من گفته شد که ساخت این فیلم بلوایی به‌پا می‌کند. اگر اجازه ساخت آن را گرفتید و تهیه‌کننده‌ای برای آن پیدا کردید حتما آن را می‌سازم! ضمن این‌که ساخت «یک داستان واقعی» هم از آرزو‌های من است».

    این فیلمساز ایرانی در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنی‌بر این‌که چرا در فیلم‌هایتان از بازیگران چهره استفاده می‌کنید و با دانشجویان کار نمی‌کنید توضیح داد: «اصولا به این متهم هستم که چرا در فیلم‌هایم از بازیگران چهره استفاده نمی‌کنم و یکی از دلایل ساخته نشدن فیلم قبلی‌ام همین است. علاوه بر این دانشجویان سنشان کم است و به درد بسیاری از نقش‌ها نمی‌خورند. فیلم‌هایم را با بازیگران شناخته‌نشده ساخته‌ام و از اولین فیلمم تنها به‌دنبال یافتن بازیگر مناسب بودم. البته طبیعی است که نمی‌توان از تمام مردم آزمون بازیگری گرفت».

    او در ادامه درباره‌ جنبه‌های شاعرانه‌ فیلم‌اش خاطرنشان کرد: «خوشحالم یک نفر به این موضوع توجه کرد. که فیلم می‌تواند وجه شعر‌گونه داشته باشد. در خانواده‌ ما شاعران بسیاری بودند و اصولا ما بچه‌ شعریم و پدرانمان «سعدی» و «حافظ» هستند».

    بیضایی خاطرنشان کرد: «اولین قصه‌گوی زندگی‌ام مادر‌بزرگم بود و ساختار این فیلم‌ هم بسیار «هزارویک شبی »است. علاوه بر این یکی از عشق‌های زندگی‌ام «تعزیه» است، به معنا و مفهوم آنچه که ساختاری و نمایشی است».

    وقتی که خیلی نوجوان بودم دوست‌داشتم سینما را بفهمم و فیلم ببینم. اما امکان فیلم دیدن خیلی کم بود. کمی که بزرگتر شدم تعزیه را شناختم و تئاتر را بسیار دوست می‌داشتم. بنابراین شروع به نوشتن نمایشنامه کردم».

    او در پاسخ به دانشجوی سوریه‌ای که از بیضایی می‌خواست تفاوت فیلمنامه و نمایشنامه‌ را توضیح بدهد گفت: «بسیار خوشحالم که یک دانشجوی سوریه‌ای می‌تواند به فارسی بنویسد و خوشحالم که چند نمایشنامه‌ بنده به عربی ترجمه شده است. اما اجازه بدهید درباره‌ی فرق فیلمنامه و نمایشنامه سخنی نگویم، چون جلسه به کلاس درس تبدیل می‌شود و من از سال 60 به بعد اجازه‌ تدریس ندارم و استاد دانشگاه نیستم. البته اصراری ندارم که کسی این موضوع را به یاد داشته باشد که من دراین دانشگاه تدریس کردم ولی بدم نمی‌آید پرونده‌ام را بدهند. چون هیچ یک از مدارک تحصیلی‌ام را به من بر نگرداندند و اگر بخواهم در جایی شغلی بگیرم، دچار مشکل می‌شوم»!

    نویسنده فیلمنامه «طومار شیخ‌شرزین» در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر مسوولیت روشن‌فکری یادآور شد: «تعهد چیزی نیست که درباره‌اش سخن بگوییم، در عمل یا آن را داریم یا نه. تعهد حدود دارد من در قلمروی فرهنگ سخن می‌گویم و مسلسل ندارم. ممکن است ساعت‌ها درباره‌ی کندن درختان کهن‌سال سخن بگویم و این تعهد من است، به‌ویژه در جامعه‌ای که دو سه نسل پیش از ما، همه رعیت بوده‌ایم و حالا نه احترام آب نگه می‌داریم و نه درخت را».

    بیضایی درباره دلیل انتخاب حسام نواب‌صفوی در فیلم «وقتی همه خوابیم» عنوان کرد: «هنگام نگارش فیلمنامه چهار بازیگر برایم مشخص بودند. درباره‌ تنها کسی که مطلقا فکر نمی‌کردم، شقایق فراهانی بود که او را از بچگی‌اش می‌شناختم و بسیار با استعداد است. می‌خواستم برای این نقش کسی را انتخاب کنم که نخستین بازی‌اش را انجام بدهد، هرچند که می‌دانستم در حق این آدم ظلم می‌شود، اما کسی را پیدا نکردم و شقایق خودش داوطلب شد. خطرات این نقش را برایش توضیح دادم . او و حسام نواب‌صفوی بسیار قابل احترام‌ هستند، آنها گفتند این فیلم حرف دل ماست و می‌خواهیم در آن حضور داشته باشیم».

    بیضایی درباره‌ی نام فیلم هم گفت: «اسمی نداشتم و چون می‌خواستم فیلمنامه را برای تصویب بدهم، نمی‌دانم به چه دلیلی این اسم را انتخاب کردم که به اسم فیلم دیگری هم شباهت داشت».

    بیضایی دراین نشست در پاسخ به پرسش دیگری مبنی‌بر جداسازی نام مژده شمسایی در عنوان‌بندی این فیلم گفت: «این احترام به بازیگری است که یک بار ده سال و زمان دیگری هشت سال صبر کرد تا نقشی عقب‌تر از نقش‌های قبلی‌اش بازی نکرده باشد».

    فیلم وقتی همه‌خوابیم شامگاه گذشته در دو سانس 16 و 20 در باشگاه دانشجویی دانشگاه تهران به نمایش درآمد و دانشجویان فیلم را دیدند.

    در فاصله‌ بین دو نمایش فیلم جلسه پرسش و پاسخ با حضور پرتعداد دانشجویان رشته‌های گوناگون برگزار شد.

    بسیاری از دانشجویان از حضور بهرام بیضایی در دانشگاه تهران ابراز شادمانی کردند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها: 1950
    Age: 47
    Registration date: 2008-02-28

    رد: بهرام بيضايي

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 12:49 am

    نگاهی به وقتی همه خوابیم

    “وقتی همه خوابیم” عنوان زیرکانه‌ایست که استاد بهرام بیضایی بعد از ساخته نشدن “لبهٔ پرتگاه” انتخاب کرد، که با یک تیر دو نشان بزند: هم فیلمی ساخته باشد در بارهٔ شیوهٔ دشوار فیلم‌‌سازی در این روزگار و هم فیلمی ساخته باشد از فیلمنمامه‌ای شسته رفته که خود قصد داشته تا بسازد. فیلم تا سی دقیقهٔ ابتدایی فیلمی است بیضایی‌وار مثل سگ‌کشی با داستانی گیج‌کننده که سر در آوردن از آن کمی دشوار بود؛ ولی ناگهان با پشت صحنهٔ فیلم روبرو می‌شویم، پشت صحنه‌ای که جنگی نابرابر بین کارگردانی صاحب سبک و هنری با تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذارانی که جهت هر چه پرشدن بیشتر جیب‌شان به سینما روی کرده‌اند. از همین‌جا فیلم در فیلمی اتفاق می‌افتد بامزه، حضور سرمایه‌گذارانی که می‌خواهند فیلم کارگردان را با بازیگران تحمیلی خود به روندی بیاندازند که روند کنونی فیلم‌های پرت روزگار ماست. دو سرمایه‌گذار عمده، که تهیه‌کنندگان نیز سعی دارند تا کارگردان را مجاب به پذیرش آنان کنند، روند فیلم را تغییر داده و سرآخر کارگردان را با جوانی خام و نپخته تعویض می‌کنند و کارگردان سرگردان نیز به جمع بازیگران اخراجی‌اش می‌پیوندد. اما پایان داستان را بیضایی برایمان تعریف می‌کند، پایانی که در صورت کارگردانی کارگردان اصلی می‌توانستیم شاهدش باشیم. در کنار سینمای سوخته که شماره موبایل کاملی نیز روی آن نوشته شده است – و شاید شماره موبایل سرمایه‌گذاران فیلم یا کارگردان باشد! – خودکشی خود خواسته‌ای اتفاق می‌افتد که گویی خودکشی سینمای هنری و حرفه‌ای چون سینمای بیضایی است. با دیدن این فیلم یاد یکی از فیلم‌های دیگری افتادم که سه سال پیش توسط فریدون جیرانی ساخته شد و در آنجا نیز تهیه‌کنندگان به نوعی دیگر مورد حمله فیلمساز قرار گرفته بودند:ستاره جلد یک:‌ ستاره می‌شود. در همان زمان نیز نوشتم که جرات ساخت چنین فیلمی در همان برهه نیز هم قابل تقدیر و هم غیرقابل پخش بود. اتفاقی که افتاد هیچ‌گاه آن فیلم اکران نشد. فیلم بیضایی علاوه بر حمله به تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران، مطبوعات و اصناف سینمایی را نیز در فیلم مورد نوازش قرار داده است. مطبوعات سینمایی که بیشتر منتظر خبرهایی زرد هستند و به جای حل معضل و دفاع از یک بازیگر و یا کارگردان به پیچیده‌تر کردن موضوع می‌پردازند و اصنافی که به ندرت توانسته‌اند مثلا از حقوق پایمال شدهٔ یک بازیگر یا کارگردان دفاع کنند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

      اكنون الثلاثاء سبتمبر 02, 2014 1:35 pm ميباشد