دل خواسته ها


    ابراهيم حاتمي کيا

    شاطر
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 21, 2010 3:00 pm

    چهارشنبه 12/10/1386

    سرگردانی روح تماشاگر

    امید پای تلویزیون، ناامید شده است. هیچ خبری نیست! نه فیلم جدیدی اكران شده و نه آثار روی پرده چنگی به دل می‌زنند.

    همه امیدها به تلویزیون است؛ به سریال‌ها و برنامه‌هایی كه قرار است در سراسر ایران میلیون‌ها نفر را سرگرم كرده و یك ساعتی آنها را با هیجان و دلهره همراه كنند. اما آیا سریال‌های در حال پخش این‌چنین هستند؟ اصلا قصه‌های جذابی دارند و به چیزی كه تصور می‌كردیم شباهت دارند؟ این مطلب نگاهی است به مجموعه‌های در حال پخش و اینكه چقدر توانسته‌اند برای تماشاگران جذاب باشند.


    حلقه سبز و پشیمانی

    از زمانی كه ابراهیم حاتمی‌كیا ساخت مجموعه «حلقه سبز» را آغاز كرد، همه خبرها درباره این بود كه اثر جدید او مردم را برای اهدای عضو و بخشیدن اعضای متوفیان خود تحریك و تشویق می‌كند. قرار بود روح سرگردان «حسن‌گلاب» بعد از شك به یقین برسد و تماشاگر را هم به این باور برساند اما حالا كه چند هفته‌ای از پخش مجموعه گذشته و تبلیغ‌های فراوانی برای آن صورت گرفته است، نتیجه چندان دلچسب نیست. آمارها نشان می‌دهد تا قبل از پخش حلقه سبز، هر 2 ماه یك بار، یك نفر از اهدای عضوش پشیمان می‌شده اما حالا این تعداد به 11نفر در یك ماه رسیده (آمار سایت www.iran-ehda.com این نكته را نشان می‌دهد). مسئولان هم اعلام كرده‌اند متقاضیان دلیل پس گرفتن تقاضایشان را سرگردانی روحشان بعد از مرگ می‌دانند. با همه نامه‌ها و اطلاع‌رسانی‌های صدا و سیما و سازندگان حلقه سبز، می‌شود به این نتیجه رسید كه سریال تاثیر معكوس داشته. واكنش‌ها و اعتراض‌های مختلف شرعی و عرفی و علمی را هم كه اضافه كنید، می‌بینید كه دیگر چیزی از آن تصور اولیه باقی نمی‌ماند. همه دوستداران «آژانس شیشه‌ای» و «ارتفاع پست» و «از كرخه تا راین» منتظر اثر پرسوز و گذار و جذابی بودند كه حرف دل مردم را بزند اما «حلقه سبز» سادگی دیگر آثار حاتمی‌كیا را هم ندارد. فضای قصه چندان ملموس نیست و با سایه روشن‌های زیاد و قصه ماورایی‌اش همه را گیج كرده است. ابراهیم حاتمی‌كیا یك بار دیگر هم شكست تلویزیونی را چشیده بود و سریال «خاك سرخ» هم با همه ستارگان‌اش با اقبال روبه‌رو نشد و حالا نوبت قصه‌ای دیگر است؛ قصه روح و اهدای عضو و بار دیگر ناكامی در جعبه جادویی! شاید این كارگردان باید به تماشای فیلم همكارش بنشیند؛ «بودن یا نبود» ساخته كیانوش عیاری قصه‌اش درباره اهدای قلب به بیماران بود و اتفاقا سال78 واكنش‌های فراوانی در پی داشت؛ البته چه از لحاظ هنری و چه از نظر تاثیر اجتماعی موفق از آب درآمد. گاهی نگاه كردن از روی دست دیگران ایراد كه ندارد هیچ، بسیار هم كارساز است!


    بی‌صدا فریاد كن و قرص‌های اكس

    بعد از مجموعه «خواب و بیدار» همه منتظر بودند تا مهدی فخیم‌زاده قصه‌های پلیسی دیگری را روایت كند. «خواب و بیدار» در میان همه كارهای پلیسی و اكشن، نمره قابل قبولی گرفته بود و همین‌ها هم انتظار از فخیم‌زاده‌ای كه در سینما چندان محبوب نبود را بالا برده بود. سریال «حس سوم» ماجرای پلیسی داشت كه البته با ته‌مایه طنز روایت می‌شد و حالا در گام دیگری همین روش ادامه پیدا كرده است. در« بی‌صدا فریاد» كن مثل حس سوم و خواب و بیدار، 3 قصه به طور همزمان روایت می‌شود و خانواده‌های مخاطب را درگیر می‌كند. از همین حالا هم پایان مجموعه روشن و مشخص است. اما ویژگی مهم بی‌صدا فریاد كن را باید در نكته‌های دیگر جست؛ در اینكه سریال برای خودش مخاطب خانواده‌ها را در نظر گرفته و سازنده‌ها فهمیده‌اند كه در چه فصل‌ها و دقایقی افراد یك خانوار خسته می‌شوند و باید با طنز و شوخی و حتی حادثه آنها را برای ادامه ماجرا تشویق كرد؛ نكته‌ای كه در مجموعه‌های دیگر به چشم نمی‌خورد. همین هم عاملی شده كه تماشاگر برای دیدن گره‌های ساده و حتی شوخی‌های عجیب بی‌صدا فریاد كن را دنبال كند و حتی از هیجان كاذبش لذت ببرد. به نظر شما این نكته كوچكی است؟


    ساعت شنی و ممنوعیت‌ها

    آیا ممنوعیت‌ها و آن جمله ابتدایی سریال درباره محدودیت نمایش برای زیر 16ساله‌ها باعث جذابیت و استقبال از سریال ساعت شنی شده یا اینكه پای مسائل دیگری در كار است؟ كافی است یك بار قید همه این ماجراهای حاشیه‌ای را بزنید و به تماشای سریال «ساعت شنی» بنشینید. آدم‌های جدید، بازی‌های خوب، قصه پركشش و دلهره‌آور و البته صحنه‌پردازی خوب، باعث می‌شود كه برای دنبال كردن قصه، شب‌های زوج پای تلویزیون بنشینید! بچه‌دار شدن یكی از مسائل مهم جامعه ماست كه فیلم‌ها و سریال‌های فراوانی درباره آن ساخته شده. وقتی ماجرای رحم اجاره‌ای و تناقض‌ها درباره آن هم مطرح می‌شود، قضیه جذاب‌تر می‌شود. همان حس مادرانه و حسرت بی‌فرزندی در كنار تفاوت‌های فرهنگی و اضطراب‌های حاصل از اتفاق‌های ناگوار، ساعت شنی را محبوب كرده؛ حتی اگر مثل بسیاری از سریال‌های دیگر ایرانی همه حوادث كشدار باشد و زود به اصل مطلب نرسد.


    روزگار قریب و امیدواری

    این سریال هم همانند «شهریار» یك اتوبیوگرافی تصویری است اما زمین تا آسمان با آن فرق دارد. دلیل آن هم به یك موضوع برمی‌گردد؛ كیانوش عیاری - سازنده این سریال - تماشاگر تلویزیون را دست‌كم نمی‌گیرد. قصه‌اش اوج و فرود كمی دارد. اما آنها را این‌قدر خوب روایت می‌كند و تنش‌ها و روابط را باورپذیر می‌سازد كه مخاطب، قهرمان قصه‌اش را باور می‌كند و دوست دارد كه او را بیشتر بشناسد. صحنه‌پردازی‌های پر از جزئیات و دقت در كارگردانی هم یكی از ویژگی‌های همیشگی آثار عیاری است. او در سریال «هزاران چشم» هم زندگی روزمره و مشكلات‌اش را نشان می‌داد. و حالا با «روزگار قریب» و همان بازیگر هزاران چشم (مهدی هاشمی) همه را غافلگیر كرده است. اگرچه ماجراهای حاشیه‌ای هم به جذابیت آن افزوده. تصویر كردن مهندس مهدی بازرگان با بازی رضا بابك و نشان دادن دوستی او با دكتر قریب حتی جناح‌های سیاسی را هم وادار به واكنش كرده و باعث شده كه همه برای دیدن قصه‌ای واقعی با آدم‌های باورپذیر انتظار بكشند. «روزگار قریب» هم مثل «حلقه سبز» و «شهریار»، قرار است داستان مهر و محبت و استقامت را نشان دهد. اما هیچ‌كدام از اینها را مستقیم و شعاری نمی‌گوید و تماشاگرش را دلزده نمی‌كند؛ مجموعه‌ای كه یك ساعت در هفته بینندگان را با یكی از مشاهیرآشنا می‌كند و ادعای بزرگ بودن و عجیب بودن هم ندارد و این نكته‌ای است كه بسیاری آن را فراموش كرده‌اند.


    شهریار و مثبت‌گرایی

    مجموعه «شهریار»، قصه زندگی واقعی شاعری است كه در دوره ما زندگی كرده. شاید همین هم باعث شده دست نویسنده و كارگردان برای خلق موقعیت‌های نمایشی بیشتر بسته شود.

    كمال تبریزی كارگردان فیلم‌هایی نظیر «لیلی با من است»، «فرش باد»، «مارمولك» و... داستان محمدحسین شهریار را بدون اوج و فرود نشان می‌دهد. منظور تنها حادثه و اتفاق نیست، همه چیز در مجموعه دم‌دستی است؛ چه صحنه‌پردازی‌ها و چه بازی‌ها. كافی است صحنه‌ای كه اعدام ستارخان در تبریز اعلام می‌شود را به یاد بیاورید. همه مردم در میدان جمع شده‌اند و یك نفر می‌دود و خبر را می‌دهد و بعد پدر شهریار در فكر فرو می‌رود!؟

    همه اطلاعات تلگرافی و بدون زمینه‌سازی و با دیالوگ به تماشاگر گفته می‌شود. اما قصه سریال وقتی كسل‌كننده می‌شود كه ما قرار است به خوشمزگی‌ها و حرف‌های محمدحسین 6ساله بخندیم! و بقیه هم مدام قربان صدقه‌اش بروند. 2 قسمت از مجموعه صرفاً همین شوخی‌های كلامی نه‌چندان خنده‌دار شد، بی‌آنكه كمكی به شناخت قهرمان ماجرا بكند و حتی تماشاگر با او همذات‌پنداری كند. فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای، همیشه الگوسازند. مثل مدل‌هایی برای نسل‌های بعد عمل می‌كنند و به نوعی هم گوشه‌های ناپیدای تاریخ را روایت می‌كنند. اما آیا «شهریار» كمال تبریزی شور و شوقی برای تماشا به وجود می‌آورد؛ به‌خصوص شعرخوانی پایانی كه لب زدن اردشیر رستمی (بازیگر نقش جوانی شهریار) با صدای او همخوان نیست و نشان از بی‌دقتی و عجله دارد. چرا باید قصه زندگی شاعر محبوب و مشهور زمانه ما این‌چنین تصویر شود؟ البته باید منتظر بمانیم تا جوانی شهریار و شوریدگی‌اش را ببینیم. شوریدگی شاعر شنیدن داشت. آیا دیدن هم خواهد داشت؟

    منبع : همشهری


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 21, 2010 3:38 pm

    پنج شنبه 30/1/1386

    حاتمی کیا در خفا کار می کند



    ابراهیم حاتمی‌كیا در سكوت خبری و بلافاصله پس از پایان سریال "حلقه سبز"، كار ساخت سومین مجموعه تلویزیونی خود را با عنوان «بچه‌های پشت جبهه» و به تهیه‌كنندگی محمد پیرهادی آغاز كرد.

    این مجموعه تلویزیونی كه بنا به تصمیم حاتمی‌كیا در سكوت خبری ساخته می‌شود، به نوعی بازگشت حاتمی‌كیا به مضامین مربوط به دفاع مقدس به شمار می‌رود.

    محمد پیرهادی كه علاوه بر فیلم «به نام‌پدر»، مجموعه تلویزیونی «حلقه سبز» را برای این فیلمساز تهیه‌ كرده بود، تهیه‌كننده «بچه‌های پشت جبهه» است.

    هنوز خبری از عوامل و بازیگران این سریال و داستان آن منتشر نشده و مانند سایر كارهای اخیر حاتمی‌كیا، همه چیز در سكوت پیش می‌رود اما بعضی اخبار رسیده حاکی از آن است که سید جواد هاشمی یرای یکی از نقش های این سریال انتخاب شده است .


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 21, 2010 3:39 pm

    پنج شنبه 20/10/1386

    اعتراض سخنگوی دولت به ساعت شنی و حلقه سبز


    اعتراض سخنگوی دولت به ساعت شنی و حلقه سبز: برخی سریال های تلویزیونی از جمله سریال ساعت شنی به قدری قبیح است كه به راحتی نمی توان در خصوص جنبه های زشت آن سخن گفت.

    محمد تاجیک: متاسفانه برخی سریال های تلویزیونی حریم خانواده را نشانه گرفته است و محتوای آن ها می تواند به از هم پاشیدن خانواده ها و بی شخصیت ساختن زنان منجر شود.

    دكتر الهام، سخنگوی دولت و وزیر دادگستری، با بیان این مطلب در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار روزنامه خراسان افزود: برخی سریال های تلویزیونی از جمله سریال ساعت شنی به قدری قبیح است كه به راحتی نمی توان در خصوص جنبه های زشت آن سخن گفت.

    وی ادامه داد: مباحثی كه این سریال به تصویر می كشد، در جامعه ما جایی ندارد. در كجای جامعه ما، زنان این گونه مادری می كنند و عده ای نیز از این طریق به تجارت مشغول می شوند.وی اظهار داشت: گاهی در قانون برخی مسائل پیش بینی می شود تا خلاء نبود فرزند به نوعی جبران شود.

    ضمن آن كه براساس قانون در مواردی كه گاه امكان باروری برای زوجین وجود ندارد و به ناچار زن و شوهر اقدام به استفاده از روش هایی مانند اهدای جنین و رحم اجاره ای و... می كنند، این اقدامات باید كاملا به صورت مكتوم انجام شود و پرونده های اهدای جنین با روش های این چنینی باید كاملا سری باقی بماند.

    در حالی كه متاسفانه با ساخت چنین سریال هایی این اقدامات به صورت نرم و عادی نمایش داده می شود.به گفته دكتر الهام، همچنین نگرشی كه در برخی سریال های پخش شده و در حال پخش از طریق تلویزیون نسبت به شخصیت زنان وجود دارد، نگرشی كاملا مخرب است.

    وی در این خصوص توضیح داد: آیا ادبیاتی كه در چنین سریال هایی از زبان زنان جاری می شود، ادبیات یك زن ایرانی است؟آیا این ها الگوهای جامعه ما و زنان ما هستند؟ وی گفت: تصاویری كه این سریال از شخصیت زنان به تصویر كشیده است، به قدری زننده است كه حتی زنان ما از تصور آن هم احساس قبح و شرم می كنند.وی اظهار داشت: آیا ما هر نوع آسیب اجتماعی را صرف نظر از این كه جامعه تا چه حد به آن مبتلاست، باید به تصویر بكشیم؟

    الهام افزود: به تصویر كشیدن این موارد بدون تردید اثر مثبت و بازدارنده ای نخواهد داشت بلكه اثری ترویجی ایجاد می كند و قبح بسیاری از مسائل را از بین می برد.وی خاطرنشان كرد: این سریال قبح شكنی كرده و با توهین به شخصیت زنان، شخصیت آنان را تا حد زیادی پایین آورده است و باعث الگوسازی منفی در جامعه و هویت دادن به بی هویتی ها و بی فرهنگی ها و جرایم موجود شده است كه جز آثار منفی نتیجه دیگری نخواهد داشت.وی ادامه داد: من معتقدم كه حتی تكرار مباحث موجود در محتوای برخی سریال ها متناسب با ارزش های اخلاقی جامعه ما نیست. اما با این حال لازم می دانم كه به برخی از آن ها اشاره كنم. به طور نمونه در بحث پیوند اعضا، این كه ما در جریان یك سریال تلویزیونی نشان بدهیم كه كسی شركتی را برای فروش اعضای بدن دایركرده است، با این اقدام و به تصویر كشیدن این موضوع اقدام انسانی اهدای عضو را به یك تجارت تبدیل كرده ایم و در واقع مسیر را به اشتباه رفته ایم.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 21, 2010 3:41 pm

    سه شنبه 16/12/1384

    به كارگردانی ابراهیم حاتمی‌كیا
    مستند «شهید چمران» ساخته می‌شود


    گروه تلویزیونی شاهد طی قراردادی با سازمان صدا و سیما، تولید مستند شهید مصطفی چمران به كارگردانی ابراهیم حاتمی‌كیا و تهیه‌كنندگی حبیب‌الله كاسه‌ساز را كلید زد.


    به نقل از روابط عمومی و بین‌المللی بنیاد شهید و امور ایثاگران، مدیر گروه تلویزیونی شاهد با بیان مطلب فوق افزود: تاكنون 30 درصد از مراحل تحقیق، نگارش و تولید این سریال مستند انجام شده است.

    محمداسماعیل رضایی اضافه كرد: از دیگر كارهای در دست اجرای گروه تلویزیونی شاهد مشاركت با گروه حماسه و دفاع مقدس برای ساخت سریال «شب هزار و یكم» در خصوص یك جانباز شیمیایی و ساخت سریال‌های شهیدان زین‌الدین و بابایی است كه كار تحقیق و نگارش فیلمنامه آنها در حال انجام است.

    وی در ادامه اظهار داشت: همچنین گروه تلویزیونی شاهد كار ساخت انیمیشن شهیده سهام خیام را شروع كرده كه در حال حاضر مراحل تحقیق و نگارش فیلمنامه آن به اتمام رسیده است.

    مدیرگروه تلویزیونی شاهد افزود: در این اثر 15 دقیقه از تكنیك فول انیمیشن استفاده شده است كه پس از تولید در شبكه‌های صدا و سیما پخش خواهد شد.

    گفتنی است: شهیده سهام خیام دختری قهرمان و 12 ساله است كه در شروع جنگ تحمیلی و ورود متجاوزین به هویزه، در دفاع از سرزمین اسلامی با فریادهای اعتراض‌آمیز و پرتاب سنگن به سوی مزدوران بعثی حمله‌ور می‌شود و سربازان عراقی در مقابل این مقاومت شجاعانه به سوی جسم كوچكش تیراندازی می‌كنند و او با به شهادت می‌رسانند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الأحد فبراير 21, 2010 4:09 pm

    100 سکانس از ابراهیم حاتمی کیا

    1- متولد 1340 تهران 2- فارغ التحصیل دانشکده سینما و تئاتر 3- تنها پسر خانواده هفت نفری 4- پدر و مادر هر دو تبریزی هستند اما او و سایر بچه ها در تهران به دنیا آمدند 5- دوره ابتدایی را در مدرسه تعلیمات اسلامی گذراند 6- خانواده¬ای به شدت مذهبی 7- سال آخر دبیرستان بود که انقلاب پیروز شد 8- حضور دایم و فعال در تظاهرات و حرکت های انقلابی 9- بعد از انقلاب در سال 1358 دیپلم گرفت 10- با آغاز جنگ تحمیلی از طرف دانشکده علوم تربیتی تهران برای فیلمبرداری به جبهه رفت 11- با یک دوربین هشت میلی متری به عنوان فیلمبردار، سینما را شروع کرد(1359) 12- با اتمام ماموریت به تهران برگشت اما بلافاصله دوباره هوای جبهه را کرد 13- دیگر تا پایان جنگ به صورت داوطلب در جبهه حاضر بود 14- از شروع دهه 60 فیلمبردار رسمی واحد تبلیغات سپاه پاسداران شد 15- با اتمام جنگ در سال 1368 به مجتمع دانشگاهی هنر رفت و سینما خواند 16- همزمان کار نوشتن را هم انجام می داد و اغلب فیلمنامه می نوشت 17- زاده و بزرگ شده محل پامنار تهران 18- خانواده ابراهیم حتی تلویزیون هم نگاه نمی کردند و فضای وقت هنر را گناه آلود می دانستند 19- در قبال ورود او به سینما تا جای ممکن مقاومت و مخالفت می کردند 20- همسایه ابراهیم در پامنار عمویش بود که یک پسر بزرگتر از ابراهیم داشت 21- همین پسرعمو که بافنده بازار بود، جمعه ها ابراهیم را با سینما آشنا کرد 22- از صبح جمعه ابراهیم خوش خدمتی خانه عمو را می کرد تا دل پسرعمو را به رحم بیاورد 23- در طول هشت سال پسرعمویش فقط ده بار مرتکب چنین محبتی شد و ابراهیم را سینما برد 24- از همه جالب تر پسرعموی مذهبی اول فیلم را می دید اگر صحنه نداشت ابراهیم را به سینما می برد 25- گاهی که صحنه ای از دست پسرعمو در می رفت سر ابراهیم را خم می کرد و می گفت گوشت را بگیرد 26- در این حالت خودش هم پرده را رها می کرد و به ابراهیم خیره می شد تا مبادا چیزی ببیند 27- همین سختی ها برای دیدن یک فیلم در سال او را عاشق سینما کرد 28- فریم به فریم فیلم هایی را که در آن شرایط دیده، حفظ است 29- از سیزده سالگی تابستان ها دم مغازه پدر شاگردی می کرد 30- بزرگ که شد، بعضی روزها از چهار عصر مغازه را ول می کرد و به سینما «همای» در فردوسی می رفت 31- سینما همای محیطی مناسب داشت و فقط فیلم هندی مناسب خانواده ها نشان می داد 32- هرگز پایش را به لاله زار نگذاشت 33- همیشه تا شروع فیلم از ترس می لرزید که مبادا کسی او را بشناسد و به پدرش خبر بدهد 34- در هجده سالگی دیگر هر روز مشتری سینما همای بود 35- اگر اکران یک فیلم در همای یک ماه طول می کشید، او سی بار آن فیلم را می دید 36- نفسِ سینما رفتن را دوست داشت و مقابل خانواده ایستاد 37- یکی از عموهای ابراهیم، متجدد بود و در منزل تلویزیون داشت 38- ابراهیم پدر و مادر را وادار می کرد به منزل عمو بروند و به جای بازی با بچه ها محو تلویزیون می شد 39- تا مقطع راهنمایی در جامعه تعلیمات اسلامی درس خواند 40- برای هنرستان نمره نیاورد و مجبور شد در دبیرستان طبیعی بخواند 41- دوسال پیاپی در دبیرستان مردود شد، مرتب فرار می کرد و به سینما می رفت. 42- سال سوم ترک تحصیل کرد و تمام وقت شاگرد پدر شد 43- همان عموی متجدد یک هفته بعد گوش او را گرفت و به مدرسه برد و گفت یا مرگ یا مدرسه 44- در مدرسه ای هنری ثبت نام کرد، در رشته خدمات 45- ابراهیم از شرایط جدید راضی بود، درس های هنری مثل گرافیک، عکاسی و دکور را دوست داشت 46- معدل هفده او همه فامیل را متعجب کرد 47- این مدرسه درست بغل مدرسه رفاه بود و امام خمینی(ره) با ورود به تهران، آنجا آمد 48- ابراهیم با همکلاسی اش، احمدرضا درویش، سیاسی شدند و پیرو امام 49- تا انقلاب، تمام رشته های فنی مثل چاپ و ظهور عکس و اسلاید و فیلمبرداری را آموخت 50- اولین ماموریت او از طرف علوم تربیتی، فیلمبرداری از مراسم سالگرد 22 بهمن بود 51- تابستان 1358 با پول بافندگی و کار خود یک دوربین سوپر هشت خرید 52- قانون حرکت 24 فریم را خودش به صورت تجربی آموخت 53- اصطلاحاتی چون دیزالو و فید را هم خود یاد گرفت 54- اولین ساخته اش یک انیمیشن تک فریم از عروسک خواهرش بود 55- عروسک را واداشت با گچ روی تخته سیاه بنویسد کاری از ابراهیم حاتمی کیا 56- وقتی فریم ها را روی میز تدوین ردیف کرد، دیگر به رسمیت شناخته شد 57- سال 1359 به مرکز اسلامی فیلمسازان آماتور رفت 58- سعید حاجی میری و کمال تبریزی مسؤول کلاس ها بودند 59- زیر نظر طاهری، عسگری نسب و عالمی فیلمنامه نویسی، کارگردانی و فیلمبرداری را آموخت 60- همیشه و در همه درس ها شاگرد اول بود 61- پایان نامه اش (کوردلان) را با دو بازیگر و فیلمبردار سوپر هشت روی موتور سیکلت ساخت 62- سال 1360 رسما به عضویت سپاه پاسداران درآمد 63- شب ها در جبهه و پادگان، فیلمنامه می نوشت 64- در مرخصی ها و در زیرزمین هانه هم کار عروسکی می کرد 65- روزی در جبهه غرب رزمنده ای را دید که بعد از هر شلیک می نشست و از خاک عراق مهر می ساخت 66- از دیدن این صحنه، جرقه ساخت فیلم تربت در ذهنش نشست 67- قصه را در جبهه نوشت و صحنه های لازم را همان ا گرفت و برای ادامه کار به تهران آمد 68- تجربه شیرین تربت منجر به ساخت صراط شد؛ جایزه جشنواره فجر برای حاتمی کیا (1363) 69- به دعوت سیدمحمد بهشتی به بنیاد فارابی رفت 70- مسؤول خواندن فیلمنامه هایی که از فارابی وام و امکانات می خواستند شد 71- در اولین پروژه بلند سینمایی دستیار حاجی میری در فیلمبرداری توهم شد 72- به کلاس نادر ابراهیمی در سپاه رفت و با او در جبهه، فیلمنامه هویت شکل گرفت 73- اول برای صدا و سیما فیلمی 35 میلی متری ساخت (نویسنده و کارگردان)که دستمزش نصف بازیگر اول بود 74- با این پول از طریق سپاه به حج رفت(1364) 75- هویت، او را به اعتبار حرفه ای رساند(1365) و ترجیح داده به جای حضور در جشنواره فجر، به جبهه و عملیات کربلای پنج برود 76- در این سفر با شهید مرتضی آوینی آشنا شد و به گروه روایت فتح پیوست 77- آنجا مورد تمسخر واقع شد، آنها به سینمای قصه گو می خندیدند 78- در یک بمباران همه دوستانش شهید شدند ولی صدای پلاک به او فهماند زنده است و دیگر پلاک را فراموش نکرد 79- همزمان با اتمام جنگ و پذیرش قطنامه، دیده بان را ساخت 80- جایزه ویژه داوران جشنواره هفتم فجر(1367) برای کارگردانی حاتمی کیا 81- در عملیات مرصاد در غرب، اشتباهی به جای منافق دستگیر و نزدیک بود اعدام شود 82- اولین کسی که بعد از شکست منافقان وارد کرمانشاه شد و فیلم گرفت 83-نگارش مهاجر با رحلت امام خیمنی(ره) مصادف شد به پیشنهاد آوینی لوکیشن نیزار را تحت تاثیر مولوی برگزید 84- سیمرغ بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم جشنواره هشتم فجر (1368) برای مهاجر 85- از بمباران شهرها و موشکباران، وصل نیکان را الهام گرفت (1370) 86- منتقدان گفتند: حاتمی کیا در شهر نمی تواند فیلم بسازد 87- از کرخه تا راین پاسخی بر این ادعاها بود. در سفر خارجی برای مهاجر، مجروحان جنگ را دیده بود 88- سیمرغ بهترین فیلم جشنواره یازدهم فجر(1371) برای از کرخه تا راین؛ خودش هم این فیلم را بهترین خود می داند 89- از ظرفیت اندک جامعه می ترسید. بعد از اکران ایرانی ها، او را ضدجنگ معرفی کردند و خارجی ها برعکس 90- کشتار در بوسنی، حاتمی کیا را راهی سارایوو کرد. خاسکتر سبز حاصل سفر که هیچ کس نپسندید 91- با الهام از شهادت دوستش، بوی پیراهن یوسف را نوشت (1373) 92- با برج مینو که سال 1369 نوشته بود، دو فیلم در سال 1374 داشت؛ بوی پیراهن یوسف و برج مینو 93- بعد از مشورت در ساخت یحیی، اسکادران عشق آخرین نوشته او برای دیگران شد (1376) 94-انفجار جامعه هنری ایران با آژانس شیشه ای، درو کردن جوایز جشنواره شانزدهم فجر(1376) 95-می گفتند فیلم سیاسی با تقابل عقاید، تاریخ مصرف دارد، ولی آژانس او اسطوره شد 96- روبان قرمز فرودی اجباری بعد از آن اوج آژانس شیشه ای 97- بعد از دو سال تحقیق موج مرده (1380) او دوباره سروصدا کرد. بزرگان سپاه مخالف اکران بودند 98- گفته شد از ماجرای پسر سرلشگر محسن رضایی برای ساخت موج مرده الهام گرفته 99- ارتفاع پست(1381) آخرین حضور حاتمی کیا تا قبل از به نام پدر در سینما شد زیرا با شکایت ورزات اطلاعات، به رنگ ارغوان حتی اجازه نمایش در جشنواره را هم پیدا نکرد 100 در اوج اخبار توقیف پیرامون به رنگ ارغوان، فیلم به نام پدر را کلید زد.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين فبراير 22, 2010 3:02 am

    پنج شنبه 19/7/1386
    روایت سینمایی پسر ابراهیم حاتمی‌كیا از یك واقعه فوتبالی


    با ساخت مستند «شهدای زمین چوار» صورت گرفت؛


    عیسی حاتمی‌كیا، فرزند فیلمساز دفاع مقدس با ساخت مستند شهدای زمین فوتبال چوار، وارد عرصه سینمای ورزشی شد.

    او كه این مستند كوتاه را با همكاری گروه ورزش شبكه سه سیما تهیه كرده است، در توضیح چگونگی انتخاب این سوژه گفت: كلیات این داستان را در تهران شنیده بودم اما نمی‌توانستم در اینجا به ساخت آن بپردازم. بنابراین، با گروه ورزشی شبكه سه سیما تحقیقات خود را همراه با ساخت این فیلم آغاز كردم.

    وی ادامه داد: این واقعه گذشته از اینكه بسیار دلخراش بود، خیلی جالب به نظر می‌رسید. به گفته ایلامی‌ها كه این اتفاق برای آنها افتاده بود، هنگام جنگ، در 365 روز سال، 365 هواپیما از بالای سر آنها عبور می‌كرد. بنابراین، جنگ كاملاً برای آنها عادی بود و این واقعه هنگام بازی دو تیم در آن ایام صورت گرفته است.

    عیسی حاتمی‌كیا تصریح كرد: تیم منتخب فوتبال ایلام در رده سنی نوجوانان و جوانان كه خود را برای زیر گروه لیگ آماده می‌كرده، برای تمرین به اطراف استان می‌رود كه در آنجا با تیم چوار به یك دیدار تداركاتی می‌پردازد. در آن هنگام، هواپیماهای عراقی ابتدا از بالای سرشان عبور می‌كردند و بعد از شناسایی كامل، دوباره برمی گردند. سپس آنها را بمب باران می كنند و 15 نفر كشته می شوند.

    مستندساز جوان با اشاره به استقبال فراوان مردم ایلام از ساخت این مستند، گفت: این استان بیشترین مرز را با عراق دارد. این مسئله برایم خیلی جالب توجه بود.

    وی خاطرنشان كرد: ماجرای زمین چوار می‌تواند سوژه خوبی برای شروع یك كار سینمایی باشد كه نیازمند تحقیق بیشتر است.

    این مستند كه در 6 دقیقه ساخته و از برنامه ورزشی نود پخش شد، با حمایت مدیریت شبكه سه سیما و مدیریت گروه ورزشی تهیه شد. این شبكه نگاه ویژه‌ای به حركات نوآورانه در این عرصه‌ها دارد.

    منبع : خبرگزاری فارس


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 1:27 am

    چگونه «به رنگ ارغوان» را نبینیم؟
    محمد آقاسی
    شعر حافظ که می خوانیم، همه از ظن خود یار شاعر می شویم و با او همراهی می کنیم. شعر حافظ نه همه را، ولی خیلی از ایرانیان را با خود همراه می کند، به اعتبار آنکه از لابلای اشعار آنچه می خواهیم را می شنویم. فال می گیریم و شب یلدای خود را با دیوان او طی می کنیم. از میان مردم عادی که بگذریم، عرفای فراوانی در منقبت حافظ و شرح اشعارش گفته و نوشته اند. هم زبان عرفانی او را ستوده اند و هم از بر قله بودن هنر ایرانی ـ اسلامی اش سخن گفته اند.

    شعر حافظ نماد زیبایی از هنر اسلامی است که توانسته عده زیادی را به خود جلب کند. در حقیقت هنرمند مسلمان چون عارفی تلاش می کند تجارب عملی خود از مراتب وجود را در هنرش بازتاب دهد. (فهیمی فر، 1388) حافظ، با زبان شعر آنچه عرفانی ادراک می کرده را بیان می نموده و از این رو فخر هنری و ادبی محسوب می شود. حافظ با رمزآلودگی بیانی که دارد و آن را بر شعر مضاعف می کند با مخاطب خویش سخن می گوید و با تکیه بر مفاهیم بلند عرفان اسلامی زمان و مکان را در می نوردد:

    شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است
    آفرين بر نفس دلكش و لطف سخنش

    در تعریف شعر گفته اند: « شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گوینده شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او، و زبانی روزمره و عادی تمایزی احساس می کند.» و یا « شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.» (شفیعی کدکنی،1387) یعنی شاعر تلاش می کند با زبان گویای آهنگین، عاطفه و تخیل مخاطب خویش را بر انگیزد و مفهوم مد نظر را القا نماید.

    اما امروزه از شعر خبرى نيست و سينما جايگزين اين هنرها شده است؛ هنرهاى امروز كمابيش در فضاى سينمايى سير مى‏كنند. شعر مادر هنرها و منبع الهام همه هنرمندان بوده است. امروز سينما در واقع بنياد و ذات و جوهر هنر را در خودش به نمايش مى‏گذارد و از اين منظر سینما شعر عصر مدرن و تكنولوژى است؛ در واقع، با تجسم شعر به وسيله تغييرات و گرافيك‏هاى كامپيوترى و special effect مى‏توان قدرت بشر را با سينما بروز و ظهور بخشيد. (مددپور، 1382) سینما شعری بیرونی است با امکانات خاص خود، و شعر سینمایی درونی است با ایماژهای خاص خود. (مددپور، 1376)

    ابراهیم حاتمی کیا را به درستی می توان شاعر سینمای ایران نامید. زبان سینمایی او علاوه بر ظاهر، باطنی دارد که کشف آن نیاز مبرم به استمرار دیدن در اثرش و نیز آشنایی با سیاق هنری اش دارد. او در فیلم هایش داستانی را به ظاهر روایت می کند، اما در باطن به دنبال واگویی معنایی دیگر به مخاطب خاص خود است. این مخاطب خاص جمعی از مسوولین، سیاستمداران، هنرمندان و نخبگان جامعه را تشکیل می دهد.

    «از کرخه تا راین» به عنوان نخستین فیلمی که باعث شهرت عمومي او شد و خیل عظیمی از همراهان انقلاب اسلامی، روشنفکران و توده مردم را با خود همراه کرد، داستان دست و پنجه نرم کردن جانبازی شیمیایی است؛ اما روایت غصه های نسلی آرمان خواه و آرمان گراست که بخشی از آنان دچار سرخوردگی و عده ای به افسردگی دچار شده اند. تصویر فوت حضرت امام خمینی (ره) و فریادهای نقش اول مرد فیلم در کنار رود راین که با خدا به عصبانیت گفت و گو می کند، حکایت از این غصه عظیم دارد.

    «بوی پیراهن یوسف» داستان مردی است که در اسارت دشمن مانده، و روایت جمعی است که به انتظار نشسته اند.

    «آژانس شیشه ای» داستان واکنش آمیزی را به شرایط ایجاد شده در سال های 76 و شاید فضای فیلم جزء واقعی ترین فیلم های حاتمی کیا باشد، اما در باطن روایت بیم ها و امیدهای نسلی آرمان گرا و تصویری از جامعه ای که ساختند را ارائه می دهد.

    «روبان قرمز» نمادی ترین فیلم حاتمی کیاست که به ظاهر داستان اثرات مخرب جنگ بر روی بشر را داستان وار نقل می کند، اما روایت گذشته، حال و آینده یک کشور و مملکت را در بطن خود روایت می نماید.

    «ارتفاع پست» داستان فقر و فلاکت مردی است که در جامعه ایرانی در حاشیه مانده و روایت جامعه ای است که به سمت دو جناحی و دو گروهی شدن پیش می رود که در تقابل جدی با یکدیگر باعث سقوط هواپیما می شوند.

    «به نام پدر» داستان اختلاف دو نسل است و واگویه های نسل پدر برای نسل فرزند.

    حتی «دعوت» حاتمی کیا که به نوعی عدول در مسیر طی شده را نشانی می دهد به ظاهر داستان هایی را از جامعه ایرانی، زوجین و دغدغه های فرزند داری و دیگر موارد را طرح می کند و در حقیقت سر تسلیم و خضوع یک هنرمند در برابر عظمت خلقت و سوالات بی پایانش و تردیدهای بشری اش را به تصویر کشیده است.



    شعر سینمایی حاتمی کیا این بار پس از توقیف چند ساله (که روایت های متعددی از آن است) برای مردم خوانده خواهد شد و عده ای هم در طول جشنواره بیست و هشتم فجر آن را دیدند و شنیدند. اما آیا دیدن فیلمهایی از این دست به راحتی و آسانی امکان پذیر است؟ شاید چنین خوانشی معمولی باعث در محاق رفتن فیلم ارغوانی او شده باشد. با مرور سینمای حاتمی کیا که می شود آن را به عنوان یک «مولف» قلمداد نمود می توان به این نکته رسد که دیدن فیلم های او احتیاج به لوازمی دارد که شاید دیگر فیلم ها نداشته باشند.

    نظرات و تئوری مولف، اهمیت مرکزی خلاقیت فردی را در درون سینما به ثبوت رسانده و معمولا فرد کارگردان را به عنوان فرد خلاقه اصلی معرفی و مشخص کرده است. (استیون کرافتس، 1381: 235و 236) خلاقیتی که با محوریت دین و پیام های دینی و انقلاب متکی بر دین بر آمده و نوعی و گونه ای از هنر دینی به شمار می رود طبیعتا دارای لایه های گوناگونی است که اندک توجه به این موضوع باعث می شود تا با آثار چنین کارگردانان راحت تر به کناری آییم. ترویج چنین گونه تحلیلی علاوه بر فهم بهتر فیلم باعث رشد و قوت سینمای ملی ایرانی است چرا که در سایر کشورهای دنیا طرح مباحث مربوط به تئوری مولف اهمیت بسیار حیاتی در ظهور قدرتمندانه سینمای هنری دهه 50 و سپس همه گیر شدن آن داشت. (همان : 237)

    حاتمی کیا در بیان استعاری فیلم هایش هر بار جای خاصی را در نظر می گرد که هرچند فضایی بین الاذهانی است، اما کمک می کند تا او روایتی متفاوت را داشته باشد. آژانس، ‌بياباني بي آب و علف، درياي جنوب،‌ درون هواپيما و اين بار توي جنگل هاي گيلان و مازندران. فيلم به ظاهر داستان فردي با نام مستعار «شفق» يكي از عوامل گروهك هاي سياسي كه اوائل انقلاب با به پا كردن آشوب از كشور گريخته اند، پس از سال ها تصميم مي گيرد براي ديدن دخترش «ارغوان» كه دانشجوي دانشكده جنگلداري است مخفيانه به ايران بازگردد، مي باشد. يكي از مأمورين امنيتي به نام «هوشنگ» به عنوان دانشجو وارد دانشكده شده و از تمامي امكانات مدرن امنيتي استفاده مي كند تا با كنترل ارغوان، شفق را به دام اندازد. در اين ميان بين او و ارغوان رابطه اي عاطفي بوجود مي آيد. از طرف ديگر همكاران سياسي شفق نيز تصميم دارند او را ترور كنند تا به دست مأمورين امنيتي نيفتد.



    حاتمي كيا تلاش كرده تا با بردن فضاهاي ملتهب جامعه كه معمولا در دانشگاه ها اتفاق مي افتد به فضايي سرسبز،‌ مقداري فضا را تلطيف كند تا مخاطب را براي كلام نهايي اش قانع كند. او درست در فضاي ده مانند محيط قصه اش كافي شاپي را تصوير نموده كه ما نمونه آن را در شهرهاي بزرگي چون تهران مشاهده مي كنيم، با همان بحث ها و فضاها. رفتارهای دانشجویان به سیاق دانشکده های علوم اجتماعی می ماند تا جنگلداری و همین بر استعاری بودن فضا افزوده. رفتارهاي ماموران نيروي انتظامي و مردم محل و حتي بلوط خانم كه با لهجه تركي در بين مردم شمال سخن مي گويد همه و همه حكايت از رمزآلودي روايت كارگردان دارند.



    به عقيده بوردول: « یک نویسنده و یا یک کارگردان و یا یک تهیه کننده مستقل و مولف می بایست تقریبا تمامی وجوه فیلم سازی را تحت کنترل خود بگیرد تا از این طریق نگاه شخصی فرد مستقل قادر به نشان دادن خود در فیلم پایانی باشد.»(1985:236) در حقيقت روند فيلم شناسي يك كارگردان مولف را بايد در نوع نگاه او جستجو كرد. ابراهيم حاتمي كيا به درستي به اين فضا رسيده و با بيان يك داستان سطحي در مقابل آنچه در باطن مي خواهد بگويد را دنبال مي كند.

    هوشنگ ستاری ـ مامور وزارت اطلاعات با بازی حمید فرخ‌نژاد ـ در جریان این ماموریت شناسایی و کنترل ارغوان؛ دلداده سوژه خود می‌شود و اگرچه خود برای لغو ماموریت و ارسال پیام برای بازگشت دچار تردید می‌شود اما خودسرانه ماموریتش را از کمک برای دستگیری شفق؛ پدر ارغوان که قصد بازگشت و دیدار با دخترش را دارد به حمایت از جان ارغوان در مقابل گروهک مخالف نظام تغییر می‌دهد.



    او در ابتدا بر صفحه كامپيوتر خويش تصويري از گورهاي متعدد را دارد و به معاد و سرانجامي مي انديشد. اما به هنگام ارغواني شدن دلش و دل بستن به سوژه، تصوير او بر صفحه اصلي كامپيوتر قرار مي گيرد. تصاوير ابتدايي او و تلاقي آماده كردن ابزار كارش با خواندن نماز نشان از آن دارد كه اين مامور از اعتقادات مناسبي برخوردار است. كار را عين عبادت تلقي مي نمايد (اين مفهومي است كه به نظر مي رسد كارگردان تلاش دارد به مخاطب القاء كند.) اما چه مي شود كه او مسير ديگري را انتخاب مي كند. به رنگ ارغوان داستان تغيير است. نه صرفا به تصوير كشيدن فضاي جامعه و نقدي بر آن هرچند كه به خوبي يك اثر هنري نقادانه است.

    تنها بنا ندارد كه به وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران بپردازد. تنها هم به اين دليل توقيف نشد كه از چنين وزارتخانه اي سخن به ميان آورده ‌وگرنه بايد چنين مساله اي براي فيلم نفوذي (جمال شورجه) كه در جشنواره امسال پخش شد و بر خلاف تم خوب، ‌پرداخت ناشايست و مونتاژ نامناسبي داشت هم اتفاق مي افتاد. داستان به رنگ ارغوان سخن از كساني است كه مدعي بودند و طور ديگري شدند. هشداري است براي كساني كه در كارهاي مقدسي هستند و چون هنوز امتحان نداده اند پايشان نلغزيده. هوشنگ با نام مستعار شهاب فعاليت مي كند. اما چرا نام شهاب برای او انتخاب شده؟ شهاب زود و پرنور مي آيد و سريع كم افق مي شود، درست مثل مسیری که هوشنگ ستاری (شهاب) در فیلم طی نموده است و پس از مدتی خود سوژه مامور امنیتی دیگری می شود چرا که فاقد صلاحیت ادامه کار است. فلق (نام مستعار مامور جانشين شهاب که او را زیر نظر دارد) اما سپيده دمي است و نقطه اميدي كه با وجود هراس از ريزش هاي فراوان،‌ اميد حضور كسان بهتري هست. کسانی که مثل شهاب در دام نیفتند و ادامه مسیر را به راحتی و سلامت داشته باشند.

    آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست
    عالمي ديگر ببايد ساخت و وزنو آدمي

    منابع و ماخذ:

    1- مددپور، محمد،سیر و سلوک در سینما،انتشارات برگ سبز ، تهران :1376

    2- مصاحبه با دکتر محمد مددپور، نشریه پرسمان، اردیبهشت 1382

    3- شفیعی کدکنی، محمد رضا، صور خیال در شعر فارسی، انتشارات آگاه :1387


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء فبراير 23, 2010 6:11 pm

    نگاهي به « به رنگ ارغوان»



    آن‌جا كه عشق پيروز مي‌شود

    ناصر صفاريان

    حاتمي‌كياي هميشه معترض به ساكت‌نشينانِ عافيت‌جويِ بي‌نظر و اعتنا به رويدادها و التهاب‌هاي كشور، تمام روزهاي متلاطم ماه‌هاي اخير را به سكوت و نبودن گذراند. آن‌قدر كه نبودن او بي يك كلمه سخن و نظر براي همه سؤال‌برانگيز شد. نبودنِ هيچ كسي در تمام اين سال‌ها چنين سؤال‌برانگيز جلوه نكرده بود. نه فقط به دليل اعتراض‌هاي قبلي‌اش، كه به عنوان سازندة مهم‌ترين فيلم‌هاي سياسي تاريخ سينماي ايران.
    و حالا در ميانه و پيوند با اين سكوت، اثري از او روي پرده آمده كه گويي حرف و واكنش همين امروز است و از زمين و زمان همين 1388 سر برآورده. نه مانند اغلب فيلم‌هاي به نمايش درنيامده در زمان خود، غبار زمان بر آن نشسته و كهنه شده، و نه نيازي به تكمله و الصاق دارد تا حرفش، پيامش و خودش را كامل كند.
    به رنگ ارغوان اتفاقاً كامل بودنش به اين است كه هم حرف ديروز است، هم امروز و هم فردا. يعني همان‌چه در بسياري از فيلم‌ها و حتي برخي آثار همين فيلم‌ساز هم به چشم نمي‌خورد. حاتمي‌كيا در يادداشتي كه همين روزها نوشته، به نكته‌اي اشاره كرده كه راز اين ماندن را روشن مي‌كند. او گفته كه خودش را در عرصة نوشتن، حرفه‌اي نمي‌داند، چون نمي‌تواند يا نمي‌خواهد چندروزه يا چندماهه فيلم‌نامه بنويسد، زيرا معتقد است نوشتن بجز قلم و كاغذ و فرصت، نيازمند چيزي ديگر و مهم‌تر است به نام «حال». حاتمي‌كيا با تأكيد چندباره اعلام كرده كه به رنگ ارغوان محصول همين «حال» است و بر خلاف اغلب فيلم‌نامه‌هاي سينماي ايران كه نامشروع، سقط شده يا ناقص به دنيا مي‌آيند، اين فيلم برآمده از جنيني مشروع است.
    اين، دفاعي درست و به‌حق از فيلمي مبتني بر ساختاري سنجيده و محكم است. فقط كاش آن‌چه حالا مي‌بينيم، فيلم آخر حاتمي‌كيا بود و مي‌شد به‌راحتي به نام پدر، حلقة سبز و به‌ويژه دعوت را فراموش كرد؛ كه اگر پاي «حال» و جنين سالم در ميان باشد، آن‌وقت بايد به اين چند اثر پس از به رنگ ارغوان به ديدة ترديد نگاه كرد.
    در اين‌جا با همان چارچوب سينماي ضد قهرمان آژانس شيشه‌اي و ارتفاع پست روبه‌روييم. ضد قهرماني كه آن‌چه مي‌كند، در مقياس قانون و منطق، پذيرفتني نيست، ولي بسته به نوع نگاه تماشاگر بخش‌هايي يا تمام آن‌چه انجام مي‌دهد درست به نظر مي‌رسد، و در واقع با قهرمان طرف هستيم تا ضد قهرمان. درست مثل چيزي كه در سينماي همه‌جاي دنيا، و به شكل شاخص در سينماي داستان‌گوي تماشاگرپسند آمريكا مي‌بينيم، همان دزد و خرابكار و حتي قاتلي كه زمان ديدن فيلم، ته دل‌مان راضي به دستگيري و مجازات او نيستيم و دوست داريم پليس هميشه از او عقب بماند.
    به رنگ ارغوان در كنار آژانس شيشه‌اي و ارتفاع پست، سه‌گانة «اعتراض فرد در برابر جمع» را كامل مي‌كند. كامل كردني به معني واقعي. نه فقط به عنوان ضلع سومي كه باعث شكل گرفتن اين مثلث مي‌شود، كه به عنوان نقطة اوج و تكامل نگاه عرضه شده در دو اثر قبلي.
    آژانس شيشه‌اي حكايت يك فرماندة زمان جنگ بود كه حالا براي نجات جان هم‌رزمش هم تحويلش نمي‌گرفتند و او دست به اسلحه مي‌شد و غائله‌اي برپا مي‌كرد. ارتفاع پست داستان مرد وامانده‌اي بود كه از سر درماندگي اقتصادي، دست به جرم سياسي بزرگي مثل هواپيماربايي مي‌زد. و اين‌جا در به رنگ ارغوان با مأمور معذوري طرف هستيم كه ميان جبر شغلي و اختيار فردي، دومي را انتخاب كند.
    در هر سه فيلم با يك موقعيت فردي روبه‌روييم و چالش فرد با آن‌چه پيش روست. با اين تفاوت كه اين بار آ‌ن ايرادهايي كه در آژانس شيشه‌اي بود و در دنياي پيشين حاتمي‌كيا نشاني از آن نبود رنگ باخته است. در واقع، اين يكي، دوباره‌سازي بدون اشكال آن يكي است. به‌ويژه كه اثر مياني - ارتفاع پست - هم تجربه‌اي بوده كه اين بار اين فرديت در برابر جمع، خودش را به بهترين شكل نشان بدهد.
    اگر حاج كاظم در اوج طغيان، سلاحش را به سوي مردم نشانه رفت و ميان خودش و آن‌ها خط كشيد و خودي و غيرخودي كرد و بي‌توجه به مقصران و موظفان واقعي، كساني را تقصيركار دانست كه جرمي نداشتند، اين بار و اين‌جا از اين خبرها نيست. حالا قهرمان داستان، يكي از همين مردم است. قهرماني كه در ارتفاع پست نشانه‌گيري‌اش را از مردم به سمت مأمور حراست هواپيما تغيير داده بود، حالا عشق چنانش مي‌كند كه آن سوي خط و در كنار سوژه‌اي كه بايد حذفش مي‌كرد قرار مي‌گيرد، تا اتفاقي انساني رخ دهد.
    نگاه حاكم بر سراسر فيلم، كه جا را براي هر تعميمي باز مي‌گذارد، در كنار انتخاب فضايي پرت و دورافتاده كه خود تصويري است از يك جامعة مثالي و بي‌اشاره به هيچ رويداد و رخدادي كه زمان و مكان خاصي به داستان بدهد، باعث شده فيلم بسيار جامع‌تر جلوه كند. در حالي كه با ديدن آژانس شيشه‌اي آن‌قدر نشانه و ديالوگ از يك زمان و يك مكان و يك گروه خاص بر سرمان آوار مي‌شد كه نمي‌توانستيم فقط به عنوان تماشاگر و آدمي فارغ از مناسبات روز جامعه قضاوت كنيم و حركت حاج كاظم و آ‌ن‌چه رخ مي‌داد را به پاي خيلي چيزها نگذاريم. شايد خارجي‌ها و آيندگانِ فاصله داشته از آن حاشيه‌ها، نظرشان اين نباشد، ولي براي من و مايي كه درگير حواشي بوده‌ايم، ساده نيست.
    اما اكنون به رنگ ارغوان به گونه‌اي به اين نشانه‌ها و گروه‌ها و ديالوگ‌هاي برآمده از دل جامعة ملتهب ايران مي‌پردازد، كه شكلي همه‌جايي به خود مي‌گيرد. فيلم، نمونه‌اي‌ست از فيلم‌هاي فرد در برابر سيستم مقتدري كه بودنش و مراقب بودنش را به رخ مي‌كشد. اين داستان مي‌تواند در هر جايي و در هر زماني باشد. فقط مي‌ماند حضور مأموران نيروي انتظامي، كه آن هم مي‌توان به عنوان يك كليت در نظر گرفت، به‌ويژه با تيپ‌سازي‌اي كه براي نقش فرماندة انتظامي منطقه صورت گرفته و با شخصيت‌پردازي روبه‌رو نيستيم.
    اين‌كه اين قضيه چه‌قدر به خود حاتمي‌كيا و چگونگي نوشته شدن فيلم‌نامه برمي‌گردد و تا چه حد به سخت‌گيري و محدوديت (احتمالي) نهادهاي نظارتي در زمان تصويب و ساخت، هرچه كه باشد، به هرچه جامع‌تر و بهتر شدن فيلم كمك كرده.
    اين‌كه كل ماجراي اصلي در دل دايرة بسته‌اي اتفاق مي‌افتد كه شروعش طناب دار دور گردن ارغوان است و پايانش همان صحنة اول و دانشجويان معترض، نشانة هوشمندانه‌اي است، چيزي كه اتفاقاً نه رفت‌و‌برگشت زماني است و نه اشاره به آيندة دو شخصيت اصلي. چرا كه با ساختار تدويني فيلم، جدا بودنش كاملاً مشخص است. اگرچه در اين بخش پاياني، ارغوان و ستاري دوباره در يك لحظه چشم در چشم مي‌شوند و آشنايي مي‌دهند، ولي ساختار اين بخش، سر و شكل متفاوت اين دو نفر، و اصلاً خود حضور اين دو در آن منطقه، راه را بر هر برداشت واقعي مي‌بندد و بايد به نگاه خارج از چارچوب داستان اصلي دل بست، و اين‌كه اين ارغواني ديگر و شهابي ديگر است.
    آن‌چه آزاردهنده است و حضورش در شكل كنوني اضافه به نظر مي‌رسد، بخش‌هاي مربوط به دانشجويان است. گذشته از اين‌كه آن‌قدر اين داستان، فرعي است كه گاه اصلاً فراموش مي‌شود و هيچ كاركردي در پيش‌برد قصة اصلي ندارد، حرف‌هاي دانشجويان هم چيزي بيش‌تر از يك اعتراض صنفي در خود ندارد. به رنگ ارغوان را يك بار بدون اين اعتراض دانشجويي در ذهن‌تان مرور كنيد. نبودنش چه لطمه‌اي به فيلم مي‌زند؟
    بازي‌ها همه خوب است. البته جز بازي چند دانشجو و بلوط، زن مهمان‌خانه‌دار، كه بازي‌اش گاه به گونه‌اي‌ست كه انگار با صحنة نمايش طرف هستيم. هم حميد فرخ‌نژاد عالي ظاهر شده، هم خزر معصومي خوب است و حتي دو نقش كوتاهي كه فرهاد قائميان و رضا بابك ايفا مي‌كنند هم به ياد مي‌ماند. نوع تدوين در صحنه‌هاي مربوط به حمله و دستگيري، دقيقاً يادآور صحنه‌هاي شكل‌گيري بحران در آژانس شيشه‌اي و ارتفاع پست است، كه البته دومي انگار از روي همان اولي الگوبرداري شده. اين‌جا هم با تركيب نماهاي آهسته، موسيقي و صداگذاري خوب به استقبال بحران مي‌رويم؛ با اين تفاوت كه منسجم‌تر و حرفه‌اي‌تر جلوه مي‌كند. فيلم‌برداري حسن كريمي هم آن‌قدر خوب است كه باور كردنش سخت است كه با كار اول يك فيلم‌بردار طرف هستيم. تلاش آهنگ‌ساز براي اين‌كه موسيقي در عين اين‌كه احساس‌برانگيز باشد، به سمت موسيقي فيلم‌هاي ملودرام نرود كاملاً مشهود و ستودني‌ست، ولي به نظر مي‌رسد اين تلاش به‌خوبي به بار ننشسته و با دو نوع موسيقي متفاوت روبه‌روييم؛ يكي كه مي‌خواهد ما را نزديك كند و يكي كه مي‌خواهد فاصله‌گذاري رعايت شود. نه موسيقي صد در صد احساسي مجيد انتظامي براي اين كار مناسب بوده، و نه موسيقي حماسي و كوبندة محمدرضا عليقلي. حاتمي‌كيا هم از سر همين شناخت كه اين‌جا نه جاي حماسه است و نه مويه، سراغ فردين خلعتبري رفته، ولي نتيجه چيزي نيست كه نكته‌اي به تصوير فيلم بيفزايد.
    به رنگ ارغوان چه در سينماي ايران و چه در كارنامة خود فيلم‌ساز، اثري ارزنده و ماندگار است. كاش مي‌شد حاتمي‌كيا به زمان ساخت اين فيلم و دورة قبل از دفتر توليد «حك‌فيلم» برمي‌گشت، تا اميدمان پررنگ‌تر و پررنگ‌تر مي‌شد. ولي هنوز هم دير نيست. به رنگ ارغوان، به عنوان نشانة توانايي فيلم‌ساز، علاوه بر تماشاگران، پيش چشم خود او هست. به‌ويژه كه دوباره حرف «حال» و دل و عشق به ميان آمده، آ‌ن هم پيروزي عشق.
    در نماهاي آغازين، تدوين موازي بهترين تمهيد براي شناخت شخصيت اصلي ماجراست. باز كردن وسايل و فرستادن اي‌ميل و شروع كار، لابه‌لاي صحنه‌هاي پهن كردن سجاده و خواندن نماز به نمايش درمي‌آيد. اين يعني كاري كه عبادت است، ولي مي‌تواند به عبادتي كه مانند كار است هم تعبير شود. اين نماز خواندنِ مثل كار و از سر عادت در اول فيلم، در اواخر جاي خود را به عبادتي در خلوت و به شكل دل‌نشين مي‌دهد؛ بالاي درخت و در سكوت، و در شب قبل از حادثه به شيوه‌اي از التماس و در سجودي عاشقانه. فيلم دربارة اين تغيير است و رسيدن به اين گونه فرديت.
    قهرمان حاتمي‌كيا در مسيري پيش مي‌رود كه از دنياي اسم رمز و كد و از جنس منطق و استدلال، به شور و شوريدگي مي‌رسد. و اين، يعني در آغاز، يك «مأمور» معذور و در پايان، يك «انسان» مختار. پيروزي عشق بر خشونت، محصول همين انسان بودن است. و مگر بهتر از اين مي‌توان از انسان بودن و عاشق بودن و پيروز بودن گفت؟


    ماهنامه فيلم-اسفند 1388


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الخميس فبراير 25, 2010 7:22 pm

    نوستالژی خاکستری برای خاکسپاری سینمای دینی
    وبلاگ مهمان > تهرانی، مهدی - اگر در جشنواره بیست و هشتم فجر فیلم به رنگ ارغوان به سبب همان امضای کارگردانش ، فیلمی متعلق به سینمای دینی نام می گیرد ، باید بگویم که فیلم بغل دستی اش یعنی تسویه حساب نیز با همه مزخرف بودنش بازهم فیلمی درجا وسرضرب متعلق به سینمای دینی است ولا غیر. هر دوی این آثار تا 2 ماه پیش متعلق به سینمای دینی نبودند ، اما همان رفع توقیف به منزله ورود به بهشت سینمای دینی بنا به تعاریف مکتوب متولیان سینمای ماتلقی می شود . اما مگر اعتقادات حاتمی کیا با پروانه نمایش بدست آمده که حالا بدون آن از دست برود؟ سینمای دینی از 5 سال پیش پایش به جشنواره فیلم فجر باز شد.در واقع باید پایان جشنواره بیست و سوم فیلم فجر را دورانی بدانیم که چالش‌های جدیدی در رابطه با تعاریف سینمای دینی و سینمای معناگرا شکل گرفت .
    در مبانی نظری و کلی سینما و در تئوری‌های فنی آن همان قدر که اتفاق نظر است در ارتباط با مبانی معناشناختی، دعوا است ।و این دعوا از همان زمان مرحوم سرگئی آیزنشتاین و کولوشف، یعنی از حدود 75 سال پیش آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد.
    ژانر در سینما و ژانر شناسی هم جزو مباحث نظری است . و اینگونه مباحث در باره نوع و گونه های جدید در سینما حتی می تواند به رونمایی از یک ژانر یا زیر گونه هم منتهی شود. به شرطی که از خود راضی جماعت و سر خود کتاب خوانده ها و هردمبیل فیلم ببین ها خودشان را کنار بکشند . یک بحث فرعی همین جا پیش آمد و برای اینکه از شرش خلاص شویم دو کلمه بنویسم و امید وارم صاحب ذوقی وقت بگذارد و ادامه دهد . فرق بین سینمادوست و فیلم دوست و فیلم ببین و فیلم نبین از همین جا تا سرکوچه ی هرکدام از ما ها است.
    باری این مباحث از مدتی قبل به بحث خاص سینمای دینی کشیده شد. و پر واضح است که بحث سینمای دینی هم از مواردی است که احتیاج به دیالوگ دارد و مناظره و مکاشفه در این خصوص این گونه است که ناگزیر بحث موازی‌اش ، یعنی تعریف و جایگاه سینمای معناگرایانه هم به میان می‌آید. آنچه به نظر می‌رسد این است که بظاهر دست به قلم‌های ما و فیلمسازان وطنی پس از آثار تارکوفسکی که در ایران فرصت اکران همه‌جوره داشتند، بتوانند در چند مجله این نوع سینما را معنا کنند و به تبع آن، جایگاه و تعریفی هم برای سینمای دینی به دست بیاید، چرا که عمده آثار آندره تارکوفسکی در این بخش جای می‌گیرد.
    فیلم‌های استاکر( عکس بالا) و ایثار ( عکس پائین) را از او به یاد بیاورید. کاراکترهای این فیلم‌ها به روایت موضوع بسیار مهمی می‌پردازند که به آن آفریدگار هستی ‌بخش می‌توانیم بگوییم . و در واقع اینها همان نشانه‌های معنوی هستند که در عمده آثار تارکوفسکی می‌بینیم.نشانه‌هایی که در سینمای معناگرا تفسیر می‌شوند، اما با چیره دستی و ذهن پویا و خلا‌ق تارکوفسکی چنین نشانه‌هایی ماورایی‌ تا حد ممکن رئال جلوه‌گری می‌کند. از این روست که فیلم‌های معناگرایانه او با تماشاگر ارتباط برقرار می‌کنند وگرنه ساخت و ساز در این حیطه بسیار مشکل است.
    یک سئوال اصلی اما قدیمی هم این مهم می تواند باشد که آیا تمام یا بخشی از سینمای تارکوفسکی ،سینمایی دینی جلوه گری می کند؟ مگر نه این است که او در عمده ی آثارش به جستجوی خداوندگار می‌پردازد و بس! پس آیا او ژانر جدیدی خلق کرده است؟با این حساب و با این تعریف آیا می‌توان در فیلمی غیرمعناگرایانه از ذات حضرت احدیت یاد شود - مثلا با یک اینسرت شات از نعمات الهی - و این قسمت را به کل تعمیم دهیم و بگوییم هر فیلمی می‌تواند معناگرایانه باشد؟ با این شرایط آیا سینمای معناگرا همان سینمای فرا واقع‌گرا و غیررئال است؟ و سینمای دینی می‌تواند سینمای معناگرایانه را پوشش دهد و ژانری شناخته شود که سینمای معناگرا در واقع زیرمجموعه‌اش یا شبه‌ژانر آن باشد؟
    5 سال پیش فیلم های مجیدی به سینمای دینی ربط مستقیم داده می شدند . از این جهت خود او و سه فیلم از وی را در این بحث وارد می کنم. اگرچه هرگز علاقه ای به سینمای او ندارم . با این تعاریف مثلا آخرین ساخته مجید مجیدی‌ (به عنوان یک کارگردان رئالیست) بید مجنون و 3 فیلم قبلی‌اش بچه‌‌های آسمان و رنگ خدا و باران جزو سینمای معناگرایانه جای می‌گیرند یا این که جزو سینمای دینی به حساب می‌آیند؟ تارکوفسکی و 2 فیلمش استاکر و ایثار و مجید مجیدی و رنگ خدا و باران را مثال زدم تا نمونه‌ای دم دست خارجی و وطنی را در ارتباط با بحث نوشتار الگو قرار دهم.اگر رنگ خدا به سیر و سلوک می‌پردازد و روایت بصری‌اش نمادگرایانه و سرشار از کشف و شهود است، در استاکر و در ایثار هم معجزه است که روی می‌دهد و همه این روایت‌ها همانا در جستجوی مطلق کل بودن و در جستجوی آفریدگار و خداوند متعال بودن را تصویر می‌کنند.آثاری که ولو به نمادگرایی محض هم که شده راوی این‌گونه سیر و سلوک‌ها هستند.
    از این منظر اما و آیا هر فیلم معناگرایی قرار است به خداشناسی بپردازد؟ آیا قرار است این خداشناسی فقط از دیدگاه نوع مذهب سازنده اثر معنا و تفسیر و تاویل شود؟ ضمن این که وقتی صحبت از سینمای معناگرا می‌شود، سرضرب عبارت سینما ماورا هم به میان می‌آید.یعنی صحبت از مقوله‌ای که با حواس پنجگانه نمی‌توان آن را حس و لمس کرد و به تجربه‌ای رسید. با این تعریف، آیا سینمای معنوی هم می‌تواند همان سینمای معناگرایانه باشد؟ یا سینمای معنوی می‌تواند همان سینمای ماوراانگارانه باشد؟به نظر می‌رسد این‌گونه نیست و تعاریف هریک از این مقوله‌ها احتیاج به تبصره‌های کافی و وافی دارند.در این ارتباط بد نیست فیلم‌های روح و جن‌گیر (2 عکس بالا) و یا حتی فیلم مهم و تاثیرگذار پولانسکی یعنی بچه رزمری (عکس پائین) را به یاد بیاورید.
    این 3 فیلم را مثال زدم، چون به احتمال فراوان جزو همان فیلم‌های دم‌دست هستند و در حافظه سینمادوستان باقی می‌مانند.در تمام این آثار از چیزی فراتر از ماده صحبت می‌شود، یعنی ماورای ماده؛ یعنی صحبت از آیتم‌های غیرقابل لمس و حسی در حالت طبیعی بدن. با این حساب می‌توانیم فیلم‌های بالا را با یک تعریف کلی جزو سینمای معناگرایانه یا سینمای دینی و حتی سینمای معنوی جای دهیم؟!
    قطعا بچه رزمری فیلمی معناگرایانه است، اما هرگز ساختاری معنوی ندارد. فیلم روح نیز این‌گونه است. در فیلم روح ساخته جری‌زوکر ‌(صحنه‌ی پس از قتل را در ذهنتان مرور کنید) المنت‌های ماورایی فراوان است، اما آیا فیلم روح اثر دینی (مسیحی) است یا ساختاری معنوی دارد؟ هیچ‌کدام از سه فیلم بالا در سکشن فیلم‌های دینی یا معنوی جای نمی‌گیرند، ولی باید آنها را آثاری معناگرایانه بدانیم.در سینمای وطنی البته بحث در رابطه با سینمای دینی، سینمای معنوی، سینمای معناگرایانه و سینمای ماورایی و ... دارد به سن و سالی حدود 15سال می‌رسد؛ یعنی هنوز در تعریف این مقوله‌ها بحث و نظر درمی‌گیرد و در مهم‌ترین چالش‌ها اما فقط پای 2 مقوله بیشتر پیش کشیده می‌شود: سینمای دینی و سینمای معناگرایانه.

    سینمای دینی الزاما یک تصویر غیرمادی را باید ارائه کند. پس هر فیلمی که به این عنوان شناخته می‌شود بسته به داستانش سینمای معناگرایانه هم در خود دارد. اما احتمالا و قریب به یقین همان‌طور که در فوق به ساخته‌ای خارجی و وطنی اشاره کردم در سینمای معناگرایانه آثاری تولید می‌شوند که هرگز دینی نیستند.پس آیا به این نتیجه می‌رسیم که سینمای دینی همان سینمای معناگرایانه نیست؟ به نظر می‌رسد که این‌گونه است، اما این مقوله به چند توضیح نیاز دارد. در واقع تعاریف این نوع سینما و ژانرها برای سینمای وطنی ما (و آنچه به عنوان تولیدات سینمای ایران که مهر وزارت ارشاد را برای اکران بر خود باید داشته باشند)‌ باید به تعاریف خاص و کاربردی‌شان برسند تا این بحث و جدل‌ها و چالش‌ها منتج به آیتم‌هایی گردد که همگان ملتفت آن شوند.
    سینمای معناگرایانه و سینمای دینی در ساختار سینمای ایران، هر چه باشند همدیگر را نفی نمی‌کنند که در زمینه‌هایی اسباب تقویت هم نیز هستندپیش از این عده‌ای اعتقاد داشتند سینمای معناگرا در قیاس با سینمای دینی نسخه سکولار آن است یا به ارتباط دیگر نسخه لائیک آن! نکته کلیدی اینجاست که عبارت «Spritual» از سوی گروهی که به تئوری بالا اعتقاد داشتند درون و باطن ترجمه می‌شود و از این‌روست که عنوان باطن‌گرایانه برای این نوع سینما پیشنهاد می‌شود.روندی که دست بر قضا پس از پایان بیست و سومین جشنواره فیلم فجر آغاز شد و استناد منتقدان این بود که فیلم‌های پخش شده در بخش سینمای معناگرا عمدتا آثاری را نمایش داده که با هر بینش و مشربی سازگار است به جز اسلام. با این ادله بود که عبارت دیگری به نام سینمای باطن‌گرایانه به میان آمد و اشاره اصلی آن به تمایز معنویت و دینداری بود.
    در واقع باید پایان جشنواره بیست و سوم فیلم فجر را دورانی بدانیم که چالش‌های جدیدی در رابطه با تعاریف سینمای دینی و سینمای معناگرا شکل گرفت و عبارات فراوان‌تری جدای از عبارات قبلی به سینمای ماورا اطلاق شد.از اینجا به بعد بود که تمام این چالش‌ها به 2 بحث اصلی رسید. و 2 گروه اصلی که اولی بحث‌های کارشناسی را دنبال می‌کردند و گروهی که روش عملی را برگزیدند. گروه اول می‌گفتند: آیا این اصطلاحات سینمای معناگرایانه، سینمای ماورا، سینمای معنوی، سینمای دینی و سینمای باطن‌گرایانه می‌تواند به سینمای وطنی ما و سینمای متعلق به نظام جمهوری اسلامی که متولی‌اش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است اطلاق شود و این روند آیا صحیح است یا خیر؟ و آیا اصطلاح سینمای معناگرایانه بدین وجه تعریف و تعمیم می‌یابد که سینمای غیرمعناگرایانه! هم داریم یا نه؟ (می‌بینید سر آدم سوت می‌کشد از تعدد عبارات)‌.
    اما گروه دوم وارد کار عملی شدند و ساخت و ساز در این حیطه را در دستور کار قرار دادند،‌ یعنی ساخت آثاری در حیطه سینمای معناگرایانه (ساخت آثاری در این ژانر که بنیاد سینمایی فارابی متولی آن بود)‌ و نشان دادن این مهم که در سینمای ایران هم می‌توان چنین آثاری را تولید کرد.
    و نتیجه تمام این چالش‌ها پس از 5 سال به جز یک نوستالژی خاکستری و یک خاکسپاری بی آبرو ، به نظرم سر خانه اولش برگشته است. در واقع حالا که در زمان برگزاری بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر هستیم ، می توانیم بگوئیم که بعد از 5 سال از طرح آن سئوال ها در جشنواره بیست و سوم فجر هنوز که هنوز است همان سوال‌های اولیه باقی است: آیا سینمای معناگرایانه همان سینمای دینی است؟ آیا سینمای دینی همان فیلم‌هایی با مضمون معنویت است؟ آیا سینمای ماوراگرایانه عبارت بهتری نیست؟ آیا اصلا سینمای معناگرا ربطی به سینمای دینی دارد؟ و آیا...اما عبارت بهتر و صحیح‌تر کدام است و کدام عبارت باطل است و می‌تواند فرافکنی در پی داشته باشد؟ اگر از این پرسش‌ها خارج شویم و فقط این نکته مهم را در نظر بگیریم که در ذیل می‌آید، شاید بتوانیم به راهکاری برسیم:

    خاستگاه سینما و کاربری سینما و اصلا سینمای جمهوری اسلامی ایران مگر تعریف نشده است؟ همان‌گونه که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران داریم با چارچوب کاری و موظف، سینمای جمهوری اسلامی ایران هم داریم و با این حساب اصلا بحث درباره سینمای دینی با این شیوه و طریق احتمالا به جایی نمی‌رسد.در نظام جمهوری اسلامی ایران وقتی فیلم تولید می‌شود و به اکران می‌رسد، به معنای این است که این فیلم در چارچوب سیاست‌های نهادی است، قانونی که مهرش را بر این کالای خاص (بخوانید کالای فرهنگی) زده است.پس احتمالا نمی‌شود فیلم‌های معناگرایانه وطنی را آثاری ضددینی بدانیم و یا این‌که نسخه سکولار و یا نسخه ضددین و لائیک سینمای دینی نامگذاری کنیم.آنچه واقعیت دارد این است که خاستگاه سینمای مغرب‌زمین است و نگاه این نوع سینما به مقوله مذهبی و یا مقوله دین یا در وادی ژانر‌های مذهبی یا دینی بسیار متفاوت است با مشرق‌زمین و بسیار متفاوت است با سینمای اسلامی ایران، در سینمای ‌دینی وطنی یعنی آثاری که سینمای ایران در این ژانر می‌سازد، نگاه نمادگرایانه و یا سمبولیک و پررمز و راز است و دیدگاه‌های عرفانی در آن لحاظ شده و از جمع این آیتم‌هاست که در این نوع سینمای دینی؛ اگرچه رسیدن به ذات مقدس حق‌تعالی هدف اصلی است، اما این هدف به خودشناسی هم می‌رسد که برای شخص مسلمان بسیار زیبنده است.
    در سینمای دینی غرب این روند اگرچه کمی تا قسمتی در سال‌های دور قابل مشاهده بود، لیکن در سینمای حداقل 50 سال اخیر غرب چنین روندی وجود ندارد و با تلفیق رومانس است که یک فیلم در سینمای دینی‌شان شکل می‌گیرد.بر این مبناست که فیلم‌های معناگرایانه‌شان دست بر قضا می‌تواند هیچ ربطی هم به معنویت نداشته باشد؛ مثل همان فیلم روح ساخته جری زوکر که در ابتدای نوشتار ذکر کردم.سینمای معناگرایانه و سینمای دینی در ساختار سینمای ایران، هر چه باشند همدیگر را نفی نمی‌کنند که در زمینه‌هایی اسباب تقویت همدیگر نیز هستند، اما المان‌های مختص به خود را نیز دارند.این دو نه قابل انکارند نه قابل امتزاج؛ اما به احتمال فراوان می‌توانند کنار هم قرار بگیرند.
    اگر در جشنواره بیست و هشتم فجر فیلم به رنگ ارغوان ( عکس های بالا)به سبب همان امضای دوست داشتنی کارگردانش درجا فیلمی متعلق به سینمای دینی نام می گیرد ، باید بگویم که فیلم بغل دستی اش یعنی تسویه حساب (عکس های پائین)با همه مزخرف بودنش بازهم فیلمی درجا وسرضرب متعلق به سینمای دینی است ولا غیر. هر دوی این آثار تا 2 ماه پیش متعلق به سینمای دینی نبودند ، اما همان رفع توقیف به منزله ورود به بهشت سینمای دینی بنا به تعاریف مکتوب متولیان سینمای ماتلقی می شود . اما مگر اعتقادات نازنینی مانند ابراهیم حاتمی کیای خودمان با پروانه نمایش بدست آمده که حالا بدون آن از دست برود؟





    یک بحثی هم تا به حال نشده و شاید هم علتش عدم بضاعت مادی و کمبود نقدینگی سینمای ایران باشد که در هر دولتی شاهدش می باشیم و آنهم اینکه چه 15 سال پیش و چه همان 5 سال قبل در جشنواره بیست وسوم فجر شاید منظور آقایان از سینمای دینی ، سینمای دینی دولتی بوده و رویشان نمی شده که در این باره دیالوگ کنند . به هرحال اگر منظور سینمای دینی دولتی باشد خیلی خیلی داستان لطمه پذیر و صدمه پذیر می شود . کافی است یکی فیلم را مثال بزنم : دختر میلیونر پس از توقیف طولانی با حذف آهنگ ها و آوازهایش و برخی دیالوگ های سخیف مجوز اکران گرفت و رنگ پرده را به خود دید . آیا کسی از متولیان حاضر است بگوید که دختر میلیونر متعلق به سینمای دینی دولتی است ؟ در حالی که دختر میلیونر به هیچ سینمایی تعلق ندارد به جز سینمای دینی دولتی . وامش را دولت داده و عوامل سازنده اش پروانه تولید داشتند و بالاخره هم که مجوز اکران گرفته . یکی بیاید وسط و از اول ماجرا این سینمای دینی و سینمای دینی دولتی را برایمان تعریف کند . معنای سینمای معنا شناسانه و باطن گرا و دیگر اصطلاحات را بیست و پنج سال پیش از ترس نمره هم که شده بوده همه مان خوب یاد گرفته ایم و محال است این یادگیری به باد برود . مشکل در یادگیری این دو عنوان فوق الاشاره است .


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الجمعة فبراير 26, 2010 7:00 pm

    نگاهي به يکي از مهم ترين فيلم هاي سال هاي اخير سينماي ايران;
    به رنگ ارغوان; جدال ميان تعهد و عشق


    احمد فضلي - آخرين فيلم به نمايش درآمده ابراهيم حاتمي کيا، جنجالي ترين اثر سينمايي جشنواره و يکي از مهم ترين فيلم هاي سال هاي اخير سينماي ايران است.اين فيلم را مي توان متفاوت ترين اثر حاتمي کيا دانست. در اين اثر حاتمي کيا ديگر در خصوص جنگ حرفي نمي زند.حاتمي کيا در اين فيلم سياست را در برابر انسانيت قرار مي دهد. آنچه به رنگ ارغوان به تصوير مي کشد، حس عاطفي انسان ها نسبت به ارزش هاي انساني به دور از عقايد سياسي و... است. اصلي ترين عامل استقبال از «به رنگ ارغوان»، به جسارت کارگردان مربوط مي شود. بنابراين اگر اين فيلم به فروش بسيار بالايي دست يابد، دليل فروش اش بسيار متفاوت خواهد بود، از دليل فروش فيلمي مانند «دعوت» که مردم براي ديدن بازيگرانش به سينماهاي نمايش دهنده شتافتند. اين بار «به رنگ ارغوان» واجد نکته هاي مهم تري است. جدال ميان تعهد و عشق در اين فيلم، يکي از درونمايه هاي اصلي است که درام براساس آن شکل مي گيرد. يک نيروي اطلاعاتي وظيفه نظارت بر رفتار دختري جوان را برعهده مي گيرد، اما در ميانه ماموريتش، به اين دختر دل مي بندد. اين دلبستگي آغاز تخطي او از وظايفش است و به اين ترتيب، درامي شکل مي گيرد که پايان تلخي دارد. البته کارگردان در نزديک شدن به خيلي از خطوط قرمز جانب احتياط را رعايت کرده است، اما براي تماشاگري که با چنين قصه ها و فضاهايي آشنايي ندارد، «به رنگ ارغوان» طور ديگري است.حميد فرخ نژاد در فيلم هاي «ارتفاع پست» و «به رنگ ارغوان» و سريال «حلقه سبز» با ابراهيم حاتمي کيا همکاري داشته است. بازي او در فيلم اول با تحسين بسياري روبه رو شد و سپس اين چنين گفته شد که کار او در فيلم «به رنگ ارغوان» تجربه اي ويژه است که نمونه اش در سينماي ايران کمتر ديده شده است. اما نتيجه کار فرخ نژاد در اين فيلم فاصله زيادي با ديگر فيلم هايش ندارد. البته اين بازيگر توانا بارها توانايي خود را به سينماي ايران ثابت کرده است اما مطمئنا «به رنگ ارغوان» بهترين فيلمش نيست. مي ماند اين نکته که آيا 10 سال بعد نيز درباره «به رنگ ارغوان» با وجود همه داشته ها و ارزش هايش، مردم همين قدر با اشتياق سخن مي گويند؟ اميدواريم که اين طور باشد.
    به رنگ ارغوان 200 ميليوني شد
    به رنگ ارغوان با فروش 54 ميليوني چهارشنبه و پنجشنبه از مرز 200 ميليون تومان گذشت.«سيدجمال ساداتيان» فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» تهيه کننده فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» با بيان اين مطلب گفت: «به رنگ ارغوان» با فروش معادل 16 ميليون و 200 هزار تومان در روز چهارشنبه و 38 ميليون و 100 هزار تومان در روز پنجشنبه با رقم کلي 212 ميليون 600 هزار تومان رسيده است.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الأربعاء مارس 03, 2010 12:19 pm

    بهترين فيلم‌هاي سه دهه جشنواره فجر: حاتمي کيا در صدر



    بهمن عبداللهی؛ برگزاري جشنواره سينمايي همچون فصل برداشت مي‌ماند كه تماشاگران محصولات يك‌ساله سينما را در اين روزها يكجا به تماشا مي‌نشاند. ‏
    جشنواره فيلم فجر، به عنوان رويدادي بزرگ در سينماي ايران كه حتي عنوان بين‌المللي نيز دارد و بخش‌هاي ويژه اين عنوان فضايي براي رقابت آثار مختلف است تا داوران طيف‌هاي مختلف ارزيابي خود را ارائه دهند. بدون شك مهمترين بخش جشنواره فيلم فجر "بخش مسابقه سينماي ايران" است و در همين بخش است كه هيجان اهدا و دريافت سيمرغ بلورين در روز اختتاميه به اوج مي‌رسد؛ مسابقه‌اي سخت با قضاوتي سخت‌تر.باز هم بدون شك مهمترين جايزه هر دوره از جشنواره جايزه "فيلم برگزيده" هيأت داوران است كه به عنوان بهترين فيلم از آن ياد مي‌شود.
    بهترين فيلم البته مي‌تواند اثر برگزيده ديگري باشد كه ما مي‌پسنديم؛ اما حكايت، حكايت قضاوت يك هيأت داوري چند نفره است كه ممكن است با هيأت داوري ديگر واقعاً متفاوت باشد. با اين مقدمه، مروري داريم به بهترين فيلم‌هاي هر دوره از جشنواره فيلم فجر تاکنون.
    * و اينک بهترين فيلم ها
    جشنواره فيلم فجر كه امروز رويدادي بزرگ و معتبر در سينماي ايران به شمار مي‌آيد، در سال ۱۳۶۱ و با عنوان "نخستين فستيوال بين‌المللي فيلم فجر" از ۱۲ تا ۲۲ بهمن برگزار شد، جشنواره‌اي كه با حضور ۶ فيلم ايراني (اشباح، حاجي واشنگتن، سفير، خط قرمز و مرگ يزدگرد) و ۱۷ فيلم خارجي برگزار شد؛ البته این دوره برگزيده‌اي نداشت. سال بعد در همين زمان، جشنواره با عنوان "دومين جشنواره فيلم فجر" كار خود را آغاز كردکه۲۴ فيلم ايراني در بخش مسابقه قرار داشت و عنوان بين‌المللي آن حذف شده بود، از فيلم خارجي هم خبري نبود. بخش رقابتي شامل "حرفه‌اي‌ها" و "آماتورها" برگزار شد كه در نهايت برگزيدگاني در رشته‌هاي تدوين، موسيقي، فيلمبرداري، بازيگري اول و دوم، فيلمنامه و كارگرداني معرفي شدند و فيلم برگزيده‌اي انتخاب نشد.
    عنوان بهترين فيلم، از دوره سوم به ميان آمد و جوايز هم عنوان خاصي جز ديپلم افتخار نداشت. اين جايزه در دوره پنجم؛ يعني سال ۱۳۶۵ به لوح زرين ارتقا پيدا كرد و از دوره هفتم، سيمرغ به عنوان يادمان جشنواره معرفي شد. بخش بين‌المللي هم از دوره هشتم به جشنواره بازگشت كه در قالب آثار كودكان و نوجوانان معنا پيدا مي کرد؛ اما به طور مستقل از سال ۱۳۷۶ شاهد برگزاري بخش مسابقه بين‌المللي هستيم.
    * بهترين فيلم‌هاي اين سه دهه
    در دوره سوم "مترسك" ساخته حسن محمدزاده، به عنوان بهترين فيلم انتخاب شد. اين فيلم كه با موضوع نامادري و روابط يك خانواده ساخته شده بود، در ميان فيلم‌هاي برگزيده منتقدان قرار نگرفته است!


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الأربعاء مارس 03, 2010 1:15 pm

    یادداشت ابراهیم حاتمی‌کیا برای «به رنگ ارغوان»
    پنجشنبه 8 بهمن ماه سال 1388
    حکایت «حال» و «نت فالش» و «به رنگ ارغوان»
    پارس فیلم- ابراهیم حاتمی‌کیا: همیشه گفتم که خود را متعلق به سینمای حرفه‌ای نمی‌دانم و البته می‌دانم که خیلی توضیح نداده‌ام این سینمای حرفه‌ای چه موجودی است. شاید تعریفی که من از سینماگر حرفه‌ای می‌دهم، تعریف ناقصی باشد، ولی برای خودم قابل درک است.

    مثلاً فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای برای نوشتن، یک قلم می‌خواهد و یک کاغذ سفید و کلی اطلاعات آماده در حول و حوش موضوع. حال می‌شود منتظر ماند تا فیلمنامه در یک زمان معقول آماده شود، ولی من هر وقت چنین برنامه‌ای را برای خودم چیدم با مغز، زمین خوردم.

    من برای نوشتن، همه این ابزار بالا را می‌خواهم به اضافه یک عنصر، و آن چیز مزاحمی است به نام «حال». این حال، بیچاره می‌کند. چنان کاسه و کوزه عقل و درایت و برنامه‌ات را به هم می‌ریزد که می‌شوی ذلیل فی‌الارض. این حال چه قالبی دارد که تا اعلام آمادگی نکند، هر تدارکی را دیده باشی باز مجبوری رهایش کنی. این حال، زمان‌شناس نیست.

    اصلاً منطق و ادب سرش نمی‌شود. وقت و بی‌وقت، سروکله‌اش پیدا می‌شود. احترامی و اعتنایی به تجربه‌های درخشانت نمی‌کند! چنان بی‌اعتنا به ارض و سماست که گویی از عالم دیگری است و هیچ محتاج این القاب نیست. فیلمنامه به رنگ ارغوان چهار سال با همین حال بر زمین نشست و ما سراغ دیگری رفتیم. تا این که در شرایطی که «نت فالش» نیاز به «حال» داشت، سراغمان آمد.

    حس می‌کردم این موجود نامرئی، مثل بارداری ناخواسته در حال عرض اندام است. حس آدم خیانتکاری را داشتم که نباید دل در گرو کس دیگری داشته باشم؛ ولی او بی‌رحمانه حجم ذهن و روحم را اشغال کرد و من ناگهان فهمیدم در شهر تورنتو کانادا، آن هم در دل پروژه «نت فالش» در حال نگارش به رنگ ارغوانام. من با این حال چه کنم. می‌دانم که دوستان حرفه‌ای به ریش بنده می‌خندند و این ادا و اطوار را بازی می‌دانند.

    نمی‌دانم، شاید آنها به همین وضع من دچار می‌شوند، ولی غم نان، چنان تحت فشارشان قرار می‌دهد که به روی مبارکشان نمی‌آورند و چنین است که کورتاژهای عجیب و غریب می‌کنند و سینمای ما پر است از فکرهای دو ماهه و سه ماهه که به دلیل روح حرفه‌ای ناخواسته وارد دنیای واقعی شده‌اند.

    این نجوا را بلند گفتم که دوستان منتقد مدادها را تیز کنند تا مشروعیت به رنگ ارغوان را زیر نوک تیز مدادهایشان کالبدشکافی کنند. بسم‌الله.
    منبع:سینمای ما


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الجمعة مارس 05, 2010 8:20 am

    حلقه سبز


    گروه فرهنگ: ابراهيم حاتمي کيا پس از ساخت مجموعه تلويزيوني «خاک سرخ» در سال 1380، پس از 5 سال ساخت سريالي ديگر با نام «حلقه سبز» را تجربه کرد. به گفته وي، اين سريال براي ارتباط با طيف گسترده مخاطبان رسانه ملي ساخته شده است.
    «حلقه سبز» که دومين مجموعه تلويزيوني حاتمي کيا محسوب مي شود، بنا بر تاکيد خود اين کارگردان «هيچ ربطي به جنگ ندارد» و از حال و هوايي کاملا متفاوت با ديگر کارهاي اين کارگردان برخوردار است.
    حاتمي کيا معتقد است تعداد مخاطبان تلويزيون نسبت به سينما خيلي بيشتر است، وي وجه آرماني اين مساله را براي خود ارزشمند دانسته است. «با ساخت سريال هاي تلويزيوني مي توان با کساني که به سينما دسترسي ندارند و از فرصت کافي براي رفتن به سينما برخوردار نيستند، نيز ارتباط برقرار کرد.» اين جمله را کارگردان «حلقه سبز» بيان کرده و در عين حال در پاسخ به اين پرسش که آيا توجه به قشر جوان را براي سريالي که در شبکه سه سيما ساخته مي شود، رعايت کرده، گفته است: تا کنون اصلا به اين مساله فکر نکرده بودم.
    بازيگران اصلي «حلقه سبز» که سه نقش محوري آن را بازي مي کنند، حميد فرخ نژاد، سيما تيرانداز و محمد حاتمي هستند که تماشاگر در قسمت اول تنها شاهد بازي دو تن از آنان بوده است. حميد فرخ نژاد که در فيلم هاي ديگري از ابراهيم حاتمي کيا به نامه اي ارتفاع پست و به رنگ ارغوان، نيز حضور داشته است، در حلقه سبز با چهره اي کاملا متفاوت مقابل دوربين رفته است، وي براي سومين بار در کاري از ابراهيم حاتمي کيا حاضر شد تا موفقيت هاي قبلي اش را تکرار کند. او در «حلقه سبز» به قول سيما تيرانداز «مردي قد بلند، چهارشانه و کچل» است که بر خلاف تصور برخي افراد به هيچ وجه خوش تيپ نيست! فرخ نژاد در «حلقه سبز» نقش روحي را بازي مي کند که با گريم و حرکاتي کاملا عجيب، پالتويي بلند و طوسي به تن دارد و تنها توسط برخي افراد ديده مي شود. سيما تيرانداز در«حلقه سبز» نقش «گلي»، دانشجوي پزشکي را بازي مي کند که در همين قسمت اول نشان داده شده که با مشکلات بسياري در زندگي شخصي خود مواجه است; او تنها کسي است که تا کنون توانسته فرخ نژاد يا همان روح سرگردان را ببيند.
    «آقاي حاتمي کيا به بازي و بازيگر اهميت بسياري مي دهند.» اين جمله را تيرانداز گفته و بازي در پروژهاي به کارگرداني ابراهيم حاتمي کيا را از آرزوهاي خود برشمرده است. تيرانداز 9 ماه همکاري مداوم با سريال «حلقه سبز» داشته و دقت و وسواسي که ابراهيم حاتمي کيا در کارهايش به خرج مي دهد نيز بر سختي کارش افزوده است.
    حاتمي کيا همچنين گفته است: «حلقه سبز» به لحاظ بودجه با مشکلي مواجه نشد و مانند تمام پروژه هاي تلويزيوني روند ساختش طي شد. از طرفي، اين سريال جزو پروژه هاي خيلي سنگين سازمان صداو سيما نيست که به دليل کمبود بودجه متوقف شود و پروژه اي عادي محسوب مي شود.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الجمعة مارس 05, 2010 8:30 am

    دوشنبه 10/1/1388


    حاتمی کیا و کلاه قرمزی 88


    حضور مثبت ابراهیم حاتمی‌کیا در برنامه «کلاه قرمزی 88»

    این کارگردان خوب، جلوی دوربین هم آدمی دوست داشتنی است


    عادت کرده ایم آدم های جدی دوروبرمان را در موقعیت های جدی ببینیم. عادت نسبتا عجیبی است ولی خیلی دوست نداریم افراد جدی را در حال شوخی و خنده ببینیم. انگار بهمان برمی خورد و احساس توهین می کنیم. فکر می کنیم پس طرف انقدرها هم که فکر می کردیم جدی و اهل تفکر نبوده و گول خورده ایم!( این هم از آن اشتباهات مرسوم غریب است که بعضی ها فکر می کنند هر چه آدم ها بیشتر جدی باشند، بیشتر هم فکر می کنند. در حالی که تاریخ نشان داده که بزرگترین آدم های هر رشته ای از سیاست بگیرید تا بازیگری کسانی بوده اند که در حرف های روزمره شان هم می شد رگه هایی از طنز و شوخی را پیدا کرد.)

    حرکت حاتمی کیا و حضورش در برنامه کلاه قرمزی از سر عشق به کودکان یا علاقه به این دو عروسک محبوب و دوست داشتنی یا شاید رفاقت با ایرج طهماسب یا به هر دلیل کوچک و بزرگ دیگری که بود، حضوری دلنشین بود که به ما چهره دیگری از کارگردان جنگیمان نشان داد.

    روی همین اصل، خیلی چیزها را بیخود و بی جهت از هم تفکیک می کنیم. مثلا کارتون و انیمیشن را فقط مخصوص بچه ها می دانیم. یا اخبار فقط برای کسانی است که جدی و شسته رفته باشند. برنامه های ورزشی فقط مخصوص جوانان است. اگر پدری پسر یا دختر جوانش را در حال تماشای انیمیشن ببیند احتمالا می گوید:«ای بابا! هنوز بزرگ نشدی؟!» اصولا بزرگتر ها خودشان را قاطی کار بچه ها نمی کنند و کسانی را هم که سراغ این کار می روند جدی نمی گیرند. در حالی که خارج از مرزهای ایران بزرگترین هنرپیشگان و ستارگان سینما سر و دست می شکنند تا در انیمیشن های کودکانه صداپیشگی کنند. حالا مهم نیست که این کارشان به خاطر مادیات است یا چون خودشان بچه دارند و یا شاید آن ها به کودکی شان بیشتر از ما احترام می گذارند.(اینجاست که بهرام عظیم پور با انیمیشن تهران 1500 می تواند اتفاق فرخنده ای در سینما و انیمیشن ایران به حساب بیاید!)
    روی همین اصل، خیلی چیزها را بیخود و بی جهت از هم تفکیک می کنیم. مثلا کارتون و انیمیشن را فقط مخصوص بچه ها می دانیم. یا اخبار فقط برای کسانی است که جدی و شسته رفته باشند. برنامه های ورزشی فقط مخصوص جوانان است.

    اما چند شب پیش اتفاق فرخنده دیگری افتاد. مدت ها بود حرفش را شنیده بودیم اما انقدر برنامه ها را تغییر دادند که شک داشتیم واقعا خبر رفتن حاتمی کیا به برنامه کلاه قرمزی حقیقت دارد یا نه؟پیش از پرداختن به حضور حاتمی کیا بگذارید ببینیم که چرا نفس این حضور انقدر اهمیت دارد. یادتان هست وقتی حاتمی کیا می خواست هنرپیشه های فیلم دعوت را انتخاب کند چقدر از طرف مخالفان و حتی طرفدارانش به خاطر انتخاب ستاره هایی مانند مهناز افشار تحت فشار قرار گرفت؟چون حاتمی کیا فیلمساز جدی و جنگی ما بود و برخی فکر می کردند که گزینه های حاتمی کیا به اندازه کافی برای سینمای او جدی نیستند. عادت بود که در فیلم های حاتمی کیا آدم های عبوس و جدی و خشمگین ببینیم. این بار هم مثل آن دفعه حضور حاتمی کیا در برنامه ای که لااقل اسمش برای کودکان است، جالب و بحث برانگیز بود. اگر مرضیه برومند در این برنامه حضور می یابد خب خودش در کار فیلمسازی برای کودکان بوده یا حضور امین حیایی به عنوان یک ستاره هرچند بسیار جالب و جذاب است اما در ذهن مردم امین حیایی بازیگر نقش های کمدی و چهره آشنای بچه ها بوده و هست و حضورش در این برنامه چندان هم پر بیراه نیست.
    جنگی نه به معنای کسی که فیلم های جنگی می سازد بلکه به عنوان کسی که همواره در جنگ و تکاپوست! و این بار هم با یک حرکت متفاوت ما را به احترام واداشت و نشان داد که هدفش ارتباط با مردم است. حالا از دریچه سینما یا به عنوان مهمان کلاه قرمزی.

    اما کارگردانی مثل حاتمی کیا با آن سابقه فیلمسازی مهمان دور از ذهنی برای یک برنامه عروسکی است. گرچه حاتمی کیا نشان داد به همان اندازه که که کارگردان خیلی خوبی است جلوی دوربین هم می تواند آدم جذابی باشد. حاتمی کیا برخلاف لحن اکثر فیلم هایش چشمان مهربان و لبخند آرامی داشت. وقتی جلوی ایرج طهماسب روی صندلی نشست انگار اصلا کارش از ازل در ارتباط با کودکان بوده. نه معذب بود و نه تلخ. نه با نصیحت و پند و اندرز آمده بود و نه با توپ و تشر. حتی شبیه پدرهای مهربان هم نبود. بیشتر به یک دوست خوشروی دوست داشتنی شبیه بود. بگذریم که اتفاقا ماجرای آن قسمت از کلاه قرمزی و جریان فیلم ساختن و جایزه گرفتن از جشنواره های خارجی خودش به اندازه کافی بامزه بود.

    اما قسمت طعنه آمیز ماجرا حمایت حاتمی کیا از کلاه قرمزی و فیلم هایی بود که او ساخته بود. فیلم هایی که به نظر آقای مجری مزخرف بودند اما حاتمی کیا به عنوان کار اول کلاه قرمزی را خیلی هم تشویق کرد. دیالوگ گفتن حاتمی کیا با پسرخاله هم عالی بود. گفت و گوی کارگردان مشهور ما با یک عروسک درباره محله شان! راستش وقتی حاتمی کیا را در جمع کلاه قرمزی و پسرخاله و آقای مجری انقدر راحت و خودمانی دیدم، علاقه ام به او خیلی بیشتر شد. آدمی که در برنامه کودک انقدر صاف و ساده و صمیمی به نظر می رسد حتما صفای باطن و قلب پاکی دارد.

    حرکت حاتمی کیا و حضورش در برنامه کلاه قرمزی از سر عشق به کودکان یا علاقه به این دو عروسک محبوب و دوست داشتنی یا شاید رفاقت با ایرج طهماسب یا به هر دلیل کوچک و بزرگ دیگری که بود، حضوری دلنشین بود که به ما چهره دیگری از کارگردان جنگیمان نشان داد. جنگی نه به معنای کسی که فیلم های جنگی می سازد بلکه به عنوان کسی که همواره در جنگ و تکاپوست! و این بار هم با یک حرکت متفاوت ما را به احترام واداشت و نشان داد که هدفش ارتباط با مردم است. حالا از دریچه سینما یا به عنوان مهمان کلاه قرمزی.


    منبع : سینمای ما

    تنظیم برای تبیان : مسعود رضا عجمی


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين مارس 08, 2010 4:55 am

    برج مینو



    [URL="http://rapidshare.com/files/254156577/338ff.part1.rar"]http://rapidshare.com/files/254156577/338ff.part1.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/254154232/338ff.part2.rar"]http://rapidshare.com/files/254154232/338ff.part2.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/254156675/338ff.part3.rar"]http://rapidshare.com/files/254156675/338ff.part3.rar[/URL]


    [URL="http://www.megaupload.com/?d=Q1VLB8MX 338ff.part1.rar"]http://www.megaupload.com/?d=Q1VLB8MX 338ff.part1.rar[/URL]
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=NKNGZOHQ 338ff.part2.rar"]http://www.megaupload.com/?d=NKNGZOHQ 338ff.part2.rar[/URL]
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=R640Z8JO 338ff.part3.raق"]http://www.megaupload.com/?d=R640Z8JO 338ff.part3.raق[/URL]



    4.71 MB






    وصل نیکان




    [URL="http://rapidshare.com/files/256986796/972ff.part1.rar"]http://rapidshare.com/files/256986796/972ff.part1.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/256983692/972ff.part2.rar"]http://rapidshare.com/files/256983692/972ff.part2.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/256986206/972ff.part3.rar"]http://rapidshare.com/files/256986206/972ff.part3.rar[/URL]



    [URL="http://www.megaupload.com/?d=GMSKBSXQ"]http://www.megaupload.com/?d=GMSKBSXQ[/URL] 972ff.part1.rar
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=IXOUCONJ"]http://www.megaupload.com/?d=IXOUCONJ[/URL] 972ff.part2.rar
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=HZUC25H2"]http://www.megaupload.com/?d=HZUC25H2[/URL] 972ff.part3.rar



    مهاجر



    [URL="http://rapidshare.com/files/256300758/674ff.part1.rar"]http://rapidshare.com/files/256300758/674ff.part1.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/256301215/674ff.part2.rar"]http://rapidshare.com/files/256301215/674ff.part2.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/256301174/674ff.part3.rar"]http://rapidshare.com/files/256301174/674ff.part3.rar[/URL]


    [URL="http://www.megaupload.com/?d=C7JQFEZC"]http://www.megaupload.com/?d=C7JQFEZC[/URL] 674ff.part1.rar
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=9D2FYROY"]http://www.megaupload.com/?d=9D2FYROY[/URL] 674ff.part2.rar
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=VONQ91U2"]http://www.megaupload.com/?d=VONQ91U2[/URL] 674ff.part3.rar




    آلبوم دعوت



    [URL="http://rapidshare.com/files/262853306/1217ff.part1.rar"]http://rapidshare.com/files/262853306/1217ff.part1.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/262853039/1217ff.part2.rar"]http://rapidshare.com/files/262853039/1217ff.part2.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/262851330/1217ff.part3.rar"]http://rapidshare.com/files/262851330/1217ff.part3.rar[/URL]



    [URL="http://www.megaupload.com/?d=AWTWU8IN"]http://www.megaupload.com/?d=AWTWU8IN[/URL] 1217ff.part1.rar
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=XFCDD8LE"]http://www.megaupload.com/?d=XFCDD8LE[/URL] 1217ff.part2.rar
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=CW6ZN8J6"]http://www.megaupload.com/?d=CW6ZN8J6[/URL] 1217ff.part3.rar



    خاکستر سبز



    [URL="http://69.5.88.200/?d=PLXS262Q"]http://69.5.88.200/?d=PLXS262Q[/URL]
    [URL="http://69.5.88.200/?d=JFU0OA49"]http://69.5.88.200/?d=JFU0OA49[/URL]
    [URL="http://69.5.88.200/?d=LVT10C1P"]http://69.5.88.200/?d=LVT10C1P[/URL]
    [URL="http://69.5.88.200/?d=CM865XLP"]http://69.5.88.200/?d=CM865XLP[/URL]




    Ertefae Past ارتفاع پست



    [URL="http://rapidshare.com/files/248021821/23ff.part1.rar"]http://rapidshare.com/files/248021821/23ff.part1.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/248022023/23ff.part2.rar"]http://rapidshare.com/files/248022023/23ff.part2.rar[/URL]
    [URL="http://rapidshare.com/files/248021328/23ff.part3.rar"]http://rapidshare.com/files/248021328/23ff.part3.rar[/URL]



    [URL="http://www.megaupload.com/?d=0OMW1TDK 23ff.part1.rar"]http://www.megaupload.com/?d=0OMW1TDK 23ff.part1.rar[/URL]
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=JRSL79TL 23ff.part2.rar"]http://www.megaupload.com/?d=JRSL79TL 23ff.part2.rar[/URL]
    [URL="http://www.megaupload.com/?d=XK58KJRV 23ff.part3.rar"]http://www.megaupload.com/?d=XK58KJRV 23ff.part3.rar[/URL] 56.09 MB





    پسورد کلیه فایلها


    Password: https://www.mypersianforum.com/


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء مارس 23, 2010 1:35 pm

    نگاهی به فیلم " دعوت "

    ایراسان:"ابراهيم حاتمي‌کيا تفاوت کرده است". اين جمله شايد اولين جمله‌اي است که تمام سينما دوستان پس از ديدن دعوت به ‏خود و اطرافيانشان گفته‌اند. "دعوت" فيلم جديد در حال اکران ابراهيم حاتمي‌کيا، متفاوت‌ترين فيلم اوست که بيشتر با ‏نقدهاي منفي از سوي منتقدان روبرو شده است. اگر مانند مسعود فراستي فيلم دعوت را فيلمي بدانيم که جاي هيچ گونه ‏نقد و تفسير باقي نمي‌گذارد پس بايد درباره چه سخن بگوييم؟ ‏چند نگاه به فيلم دعوت و حواشي آن

    چگونه ياد گرفتم دست از جنگ بردارم و به زن ها عشق بورزم
    ابراهيم حاتمي کيا متولد اول مهرماه 1340 تهران، فارغ التحصيل رشته فيلمنامه نويسي از دانشکده سينما و تئاتر ‏دانشگاه هنر است. او فعاليتش را از سال 1360 به عنوان فيلمبردار در گروه تلويزيوني "روايت فتح" آغاز کرد و با ‏دستياري فيلم "توهم" در سال 1364 وارد سينما شد. حاتمي کيا اولين فيلم بلندش با نام "هويت" را در سال 1364 ‏ساخت. با فيلم هاي "ديده بان" در سال 1367 و "مهاجر" در سال 1368 نظر اغلب منتقدان سينما را به خود جلب کرد ‏اما با فيلم "از کرخه تا راين" در سال 1371 بيش از پيش شناخته شد و با فيلم "آژانس شيشه اي" در سال 1376 به اوج ‏خود رسيد. او براي اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه و بهترين کارگرداني در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر را از ‏آن خود کرد.‏

    وي که به عنوان کارگرداني مولف و تأثير گذار در ژانر دفاع مقدس در سينماي ايران شناخته مي شود و بسياري از ‏منتقدان او را بهترين فيلمساز دفاع مقدس مي دانند تا کنون 15 فيلم سينمايي را در پرونده خويش ثبت کرده است.‏

    ‏"به رنگ ارغوان" سيزدهمين فيلم سينمايي حاتمي کيا در سال 1383 توقيف شد. او پس از اين اتفاق فيلم "به نام پدر" ‏را در سال 1384 کارگرداني کرد. عده اي معتقدند حاتمي کيا با اين فيلم از سينماي دفاع مقدس خداحافظي کرد.



    اما ساخته جديد حاتمي کيا با نام "دعوت" فيلمي اجتماعي است که ساختاري اپيزوديک دارد و به سوژه "سقط جنين" ‏پرداخته است. فيلمنامه ي اين اثر را ابراهيم حاتمي کيا به اتفاق چيستا يثربي نوشته و از پنج اپيزود مجزا و متفاوت ‏تشکيل شده که پنج حکايت از زناني از طبقات اجتماعي گوناگون است که باردار شده اند و برخوردهاي متفاوتي در ‏مقابل همسرانشان با اين موضوع دارند...‏

    حاتمي کيا درباره توليد اين فيلم مي گويد: اوايل سال 1386 تحقيقات در مورد موضوع سقط جنين را براي ساخت يک ‏فيلم سينمايي به گروهي محقق واگذار کرديم. تحقيقات ميداني از جنبه هاي حقوقي و اجتماعي انجام شد و اصل آن رسيدن ‏به قصه هاي اوليه بود. در اين زمان بود که چيستا يثربي به ما پيوست و به دليل نزديکي ديگاهمان احساس کردم بهتر ‏است کار نگارش را به او بسپارم.


    حاشيه ها:‏‎ ‎
    ‏1ـ "دعوت" در ابتدا فيلمنامه اي هفت اپيزودي بود که يک اپيزود قبل از شروع فيلمبرداري کنار گذاشته شد و اپيزود ‏ديگري به نام "دانشجو" که ليلا اوتادي و پژمان بازغي بازيگران آن بودند براي اکران عمومي حذف شد.‏

    حاتمي کيا در خصوص دليل حذف اين اپيزود گفت: به نظرم متن، بازي ها و حتي کارگرداني آن چندان موفق از آب ‏درنيامد. ضمن اينکه ما بايد فيلم را در مدت زمان معقول فيلم سينمايي حدود 100 تا 110 دقيقه جمع مي کرديم. در اين ‏شرايط بايد يک اپيزود قرباني مي شد که با توجه به دلايلي که برشمردم، اين اپيزود را از فيلم حذف کرديم.‏

    ‏2ـ يکي از جنجال هايي که پس از اعلام اسامي بازيگران مورد نظر حاتمي کيا براي فيلم "دعوت" به وجود آمد از سوي ‏هواداران و منتقدان ابراهيم حاتمي کيا بود. عده اي معتقد بودند که انتخاب بازيگراني همچون مهناز افشار و سيامک ‏انصاري و... پشت کردن حاتمي کيا به سينماي ارزشي اش است.‏

    ‏3ـ بنا بود "دعوت" از سوم مهرماه در گروه سينمايي آفريقا اکران شود که به دليل آماده نبودن کپي هاي اين فيلم براي ‏ارسال به سينماها اکران آن تا عيد فطر به تعويق افتاد اما براي اينکه اين فيلم مشمول جريمه نشود تا عيد فطر تنها در ‏سينما آفريقا به نمايش درآمد و توانست حدود 20 ميليون تومان بفروشد. طبق قوانين اگر تهيه کننده اي در موعد مقرر ‏اقدام به اکران فيلمش نکند، مشمول جريمه خواهد شد.‏

    ‏4ـ تيزرهاي مختلف اين فيلم با حضور بازيگران فيلم که مردم را به تماشاي فيلم دعوت مي کنند به صورت مداوم از ‏تلويزيون پخش مي شود.‏

    ‏5ـ حاتمي کيا با فيلم دعوت، رکورددار جشن سينماي ايران شد. وي با فيلم "دعوت"، نامزد دريافت هشت تنديس بخش ‏هاي اصلي جشن سينما ايران شد. فيلم جديد حاتمي کيا در بخش هاي بهترين فيلم، کارگرداني، فيلمنامه، بهترين بازيگر ‏نقش اول زن، بهترين فيلمبرداري، چهره پردازي، موسيقي متن و صدابرداري نامزد دريافت تنديس جشن سينماي ايران ‏شد که از اين ميان گوهر خيرانديش تنديس بهترين بازيگر نقش اول زن را بدست آورد.‏

    ‏6ـ اکران خصوصي "دعوت" با حضور سيدمحمد خاتمي به عنوان ميهمان ويژه و جمعي از سينماگران در مجموعه ‏فرهنگي آسمان برگزار شد. کمال تبريزي، محمدعلي نجفي، علي معلم، ثريا قاسمي، بهرام بهراميان، مهناز افشار، ‏آناهيتا نعمتي، مرتضي رزاق کريمي، مصطفي رزاق کريمي، مهدي کريمي، مجيد مشيري، نگار فروزنده و سيما ‏تيرانداز از جمله ميهمانان اين مراسم بودند.‏

    حاتمي کيا در اين نشست گفت: نفس تماشاگر اينقدر براي من محترم است که وقتي پس از چند سال دوري از سينما الآن ‏اينجا هستم به هيچ چيز جز او نمي توانم فکر کنم.‏

    ‏7ـ حاتمي کيا در نشست مطبوعاتي فيلم "دعوت" که در دفتر حک فيلم برگزار شد، گفت: چندان مايل نيستم کودکان به ‏تماشاي اين فيلم بنشينند و مايل بودم در تبليغات آن ذکر مي شد فيلم براي بالاي ۱۸ سال است. اما چون اين کار را ‏فريدون جيراني براي يکي از فيلم هايش کرده و وجهه تبليغاتي بدي گرفته بود، از آن صرف نظر کردم. گرچه معتقدم ‏‏"دعوت" بسيار پاستوريزه تر از برنامه هاي تلويزيون جمهوري اسلامي ايران است و مي توان آن را فيلمي اخلاق گرا ‏دانست.‏‎‎منتقدان چه مي گويند؟!‏‎ ‎

    ‎‎منتقدان چه مي گويند؟!‏‎ ‎

    از زمان شروع اکران عمومي فيلم سينمايي "دعوت" منتقدان به تحليل و نقد اين فيلم پرداختند که ترجيع بند تمام آنها "پا ‏گذاشتن حاتمي کيا به دنيايي جديد و کاملاً متفاوت از آثار پيشين" اين کارگردان است.‏

    سعيد مروتي در مطلبي که در همشهري آنلاين منتشر کرد "دعوت" را پاسخ به آن هايي مي داند که "به نام پدر" را ‏فيلمي کهنه با آدم هاي تکراري خواندند. او با اشاره به اينکه "دعوت" بعد از "ارتفاع پست" و "به رنگ ارغوان" ‏سومين اثر حاتمي کياست که به دور از فضاي جبهه و آدم هاي جنگ جلوي دوربين رفته است، مي افزايد: "چه كسي ‏مي‌توانست تصور كند حاتمي‌كيا روزي درباره سقط جنين فيلم بسازد؟ تصويرگر مردان سلحشور و آرمان‌گرا، حالا در ‏فيلم تازه‌اش به زن‌ها اهميت داده و مردان را در حاشيه قرار مي‌دهد. حاتمي‌كيا با فيلم تازه‌اش، تماشاگر را به تماشاي ‏دنيايي تازه "دعوت" مي‌كند؛ دنيايي که ارتباطي با "از کرخه تا راين" و "آژانس شيشه اي" ندارد."‏



    وي "دعوت" را حاصل تلاش فيلمسازي مي داند كه سعي مي‌كند با زمانه جلو بيايد، از پيرامونش غافل نباشد و به ‏رخدادهاي جامعه واكنش نشان دهد اما در ادامه مي افزايد: "اينكه دستاورد او در اين رويكرد تازه چه اندازه قابل توجه ‏است يك بحث است و شجاعت فيلمسازي كه اين ريسك را مي‌پذيرد كه خود را از تمام مولفه‌هاي موفق و ‏امتحان‌پس‌داده‌اش، خلع‌سلاح كند يك بحث ديگر. چنين جسارتي اگر در نحوه نگاه به معضل سقط جنين نيز به خرج داده ‏مي‌شد، حالا "دعوت" بسيار تماشايي‌تر از اين مي‌شد كه حالا هست."‏

    مروتي اين فيلم را يك اثر اجتماعي كاملاً اخلاقي مي داند که با روايت 5 داستان كوتاه، تجربه‌اي در بيان موجز نيز به ‏شمار مي‌آيد اما اين نکته را نيز ذکر مي کند که: "اين اپيزودها فراز و نشيب‌هايي دارند و يكدست به نظر نمي‌رسند. ‏همين‌طور كه در به‌كارگيري بازيگران نيز اين فرازونشيب‌ها مشاهده مي‌شود."‏

    وي در خصوص بازي بازيگران اين فيلم معتقد است مريلا زارعي و گوهر خيرانديش بازي‌هاي خوبي دارند اما برخي ‏از بازيگران متناسب با نقش به نظر نمي‌رسند و يا در اجرا نتوانسته‌اند خاطره خوش بازي‌هاي درخشان آثار قبلي ‏حاتمي‌كيا را زنده كنند. مروتي يکي از نقاط ضعف "دعوت" را محمدرضا فروتن در نقش يك كارگر لر مي داند و ‏اظهار مي دارد مهناز افشار با بازي اغراق‌آميزش، عملاً نتوانسته ظرايف كاراكتر را درست از كار دربياورد.‏

    سعيد مروتي در پايان تحليلش از "دعوت" مي نويسد: "برخلاف اغلب آثار قبلي فيلمساز، اين‌بار مردان در حاشيه ‏نشسته‌اند و زنان در كانون ماجرا قرار گرفته‌اند. فيلم از اين منظر مي‌تواند مخاطبان تازه‌اي را براي حاتمي‌كيا دست و ‏پا كند، هر چند كه بعيد به نظر مي‌رسد دوستداران سينماي او، با اين فيلم چندان ارتباط برقرار كنند. آنها همچنان ‏آرزومندند كه حاتمي‌كيا بازهم بتواند فيلم خوب بسازد."‏

    محمد متوسلاني کارگردان فيلم "جستجوگر" و از داوران دوازدهمين جشن خانه سينما نيز در ارزيابي خود از حضور ‏کارگردانان مطرح در جشن امسال، گفت: فيلم هايي نظير "دعوت" ساخته ابراهيم حاتمي کيا جزو آثار مطرح به نمايش ‏درآمده امسال بود که البته نتوانست انتظارات را برآورده کند.‏

    محمدحسن ساکي نيز در مطلبي تحت عنوان "پنج قلوي نارس" که در شماره 75 نشريه "صنعت سينما" به چاپ رسيده ‏است به نقد "دعوت" پرداخته است. وي در آغاز اين تحليل اظهار داشته: "نام حاتمي کيا آنقدر بزرگ است که بر روي ‏هر فيلمي باشد براي ما کفايت مي کند که به ديدنش برويم. حالا به اين نام اضافه کنيد خيل کثيري از ستارگان سينما و ‏باز اضافه کنيد موضوع جنجالي سقط جنين را. روي کاغذ همه چيز براي ديدن فيلمي متفاوت و پرمخاطب آماده است. ‏اما روي پرده چنين اتفاقي رخ نمي دهد."‏

    وي در ادامه اپيزودهاي مختلف فيلم را بررسي کرده و معتقد است از همان دو اپيزود اول (با بازي مهناز افشار و ‏سيامک انصاري ـ محمدرضا فروتن، سحر جعفري جوزاني) مي توان فهميد بنيادي ترين معضل فيلم عدم ارتباط ميان ‏اپيزودها است. ساکي دو اپيزود اول را در حد فيلم هاي کوتاه آماتورگونه مي داند. از ديد او اپيزود سوم (با بازي گوهر ‏خيرانديش و رضا بابک) قابليت يک فيلم بلند را دارد اما نمي تواند از قابليت هاي خود استفاده کند.‏

    او با اشاره به قوي بود اپيزود چهارم، اين اپيزود (با بازي کتايون رياحي و مجيد مشيري) را بهترين اپيزود فيلم مي داند ‏و معتقد است مخاطب بر پرده ي سينما مي خواهد آن زندگي را که تجربه نکرده ببيند در حالي که در اين بخش با چند ‏ديالوگ ساده سر و ته قضيه هم مي آيد.‏‎ ‎
    اين منتقد اپيزود پنجم (با بازي مريلا زارعي و فرهاد قائميان) را هم در حد تبديل شدن به يک فيلم بلند مي داند که ‏فيلمساز نتوانسته از ايده ي خود بهره کافي ببرد و به نوعي آن را مي سوزاند.‏

    ساکي در انتها در خصوص اپيزودي که حذف شده اين سوال را مطرح مي کند که "با توجه به عدم ارتباط قسمت ها آيا ‏واقعاً آن اپيزودي که حذف شده ضعيف ترين بوده يا اينکه چون در اپيزودهاي ديگر بازيگران پولسازتري بودند، ‏مصلحتي ديگر حکم مي کرد؟" و با اين جمله مطلبش را پايان مي دهد: "کودک يا بايد هفت ماهه به دنيا بيايد يا نه ماهه. ‏زايمان در ماه هشتم خطر مرگ کودک را دارد."‏


    سحر طلوعي که معتقد است حاتمي کيا خنثي و آرام شده و تنها ژست اخلاقي مي گيرد در وبلاگ ‏شخصي اش ابراهيم حاتمي کيا را متهم مي کند که دروغگوترين و رياکارترين فيلمش را تحويل تماشاگر مي دهد و مي ‏نويسد: «حاتمي کيا بي آن که روي فضاي پر از نفرت و کينه دور و بر نوزاد زوم کند يا دست کم حواسش به فضاي ‏پيراموني او باشد، فقط نوزاد را به زور وارد داستان مي کند. اي کاش اين فضا فقط به همان اندازه زمستان و سرما و ‏برف موجود در فيلم خشن و سرد باشد. نوزاد ناخوانده حاتمي کيا با پدري رو به رو خواهد شد که او را نمي خواهد (پدر ‏اپيزود پنجم). با مادري طرف است که در آن مقطع زماني به کارش بيشتر علاقمند است تا بچه (مادر اپيزود اول). با ‏خواهراني طرف است که او را مايه بي آبرويي خانواده شان مي پندارند (خواهران اپيزود سوم). با اين وضعيت نوزاد ‏‏"بايد" متولد شود، چون "هديه خدا است". اين پيام اخلاقي حاتمي کيا براي بيننده است. دست حاتمي کيا همين جا رو مي ‏شود. رياکاري اش همين جا لو مي رود. ثريا قاسمي فيلم چقدر به آدم هاي دنياي خارج از فيلم شباهت دارد؟ او بيشتر ‏دستپخت تخيلات نويسنده است تا واقعيت.»‏

    پرويز نوري هم با نقد اين فيلم در شماره 68 هفته نامه "شهروند امروز" "دعوت" را خالي از حس و حال دانسته و ‏نوشته است: «ابراهيم حاتمي کيا به گونه اي ناگهاني از فيلم هاي سخت مردانه (چون "ديده بان"، "مهاجر" و "از کرخه ‏تا راين") به يک فيلم کاملاً زنانه "دعوت" خيز برداشته است. عيبي هم ندارد. بسياري از فيلمسازهاي ديگرمان هم ‏سراغ اين نوع فيلم رفته اند و اتفاقاً موفق هم بوده اند. اما اين فيلم حاتمي کيا ـ اگر آن را با کارهاي شاخص او قياس ‏نکنيم ـ خوب نوشته و نسبتاً خوب هم کارگرداني شده است... تم انساني "دعوت" حاتمي کيا که مي گويد سقط جنين بد ‏است و خداوند بچه را به اين دنيا دعوت کرده ـ هر چند واضح و مبرهن ـ اما از طريق قصه هايي که سنجيده در سرما و ‏برف مي گذرد، با فيلمنامه اي جمع و جور، با فيلمبرداري يکدست، با بازيگراني مناسب، با طراحي و رنگ و ‏کارگرداني حساب شده، انگار اين فيلم شيک و فمينيستي چيزي کم و کاست ندارد. چرا، فقط يک چيز؛ حس و حال»‏

    علي عمادي نيز در مطلبي که تحت عنوان "سرمايه اي که يک شبه به دست نيامد" در همشهري آنلاين منتشر کرده است ‏با اشاره به اعتماد مخاطبان به حاتمي کيا تصميم نهايي در خصوص "دعوت" را بر عهده ي مخاطب گذاشته است: ‏‏«حالا ابراهيم حاتمي‌كيا با فيلمي متفاوت از كارنامه خود دوباره به سينما بازگشته است. "دعوت" مانند هيچ‌كدام از ‏فيلم‌هاي ديگر او نيست. تماشاگران حق دارند از فيلم خوششان بيايد يا برعكس. اما از حالا زود است تا درباره اعتمادي ‏كه حاتمي‌كيا توانسته در جلب مخاطبان خود به‌دست آورد، قضاوت كرد. مسلماً آنهايي كه دوست دارند حاتمي‌كيا را مال ‏خود كنند از ديدن چنين فيلمي جا مي‌خورند اما بايد ديد داوري مردم از فيلم چيست؛ آيا هنوز آنها ردپاي صداقت را در ‏آخرين ساخته او مي‌يابند يا از حاتمي‌كيا هم دلزده مي‌شوند؟ زمان همه چيز را معلوم مي‌كند.»‏

    سايت خبري الف هم در مطلبي با عنوان «دعوت فيلمي که يک بار ديدن آن هم مشقت بار است» انتقادهاي تندي را به ‏فيلم جديد حاتمي کيا وارد کرده و نوشته است؛ «به جرأت مي توان گفت حاتمي کيا در آثار اخير خود چه در تلويزيون و ‏چه اينک در سينما به وضوح ناموفق عمل کرده است.‏

    اگر نيش و کنايه هاي غيرمنصفانه زماني باعث شد کارگردان مهاجر، از کرخه تا راين، بوي پيراهن يوسف، آژانس ‏شيشه يي، روبان قرمز و ارتفاع پست تصميم بگيرد ديگر فيلم جنگي نسازد، اما واقعيت تلخ ضعف فاحش آثار اخير به ‏مراتب دردناک تر از انتقادات نرم گذشته است.» نويسنده اين سايت در پايان از حاتمي کيا خواسته است بار ديگر به ‏سينماي جنگ بازگردد.‏

    اما در مطلب ديگري که به قلم اميرحسين تمنايي در سايت "الف" منتشر شد، تمنايي نوشته است: «در مورد "دعوت" ‏دو نوع نقد با هم پيوند دارد: الف ـ نقد فيلم، ب ـ نقد سازنده فيلم.»‏

    وي اين نکته را مورد توجه قرار داده که اکثر کساني که اين روزها به نقد "دعوت" مي پردازند معتقدند موضوع فيلم، ‏موضوع قابل تأملي است ولي اين فيلم را ابراهيم حاتمي کيا نبايد مي ساخت.‏

    او در ادامه مي نويسد: «علاقه مندان به سينما نيز بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه حاتمي كيا يك كارگردان است و ‏حق دارد هر فيلمي بسازد. يك روز از جنگ گفته امروز از اخلاق مي گويد. تصور مخاطبان از حاتمي كيا بايد يك ‏تصور "انعطاف پذير" باشد نه يك تصور قالبي غير قابل تغيير.»‏

    تمنايي حاتمي کيا را سرمايه ي ملي مي نامد که نبايد او را تخريب کرد و نوشته است: «حاتمي كيا هر چند مختار است و ‏آزاد است به عنوان كارگردان هر فيلمي بسازد اما نبايد از ياد ببرد كه مخاطبش به محض شنيدن اسم حاتمي كيا، نامهايي ‏چون آژانس شيشه اي، از كرخه تا چهره عباس حيدري و حاج كاظم و سلحشور به ذهنش مي آيد و مخاطبش نمي تواند ‏حاتمي كيا را بدون آژانس و... تصور كند. اگر محمدحسين لطيفي بعد از روز سوم كه فيلمي با موضوع جنگ است، ‏توفيق اجباري را كه يك فيلم تجاري است را مي سازد، مخاطب و منتقدان آنرا پس نمي زنند و اين همه انتقاد نمي كنند و ‏اين فرق حاتمي كيا با بقيه كارگردانان است. نكته اي كه شايد كارگردان مولف ما بايد كمي بيشتر به آن فكر كند!»‏



    علي باقرلي نويسنده ي سايت انتخاب از ديگر کساني است که در مطلبي با عنوان "مي خواهم زنده بمانم!" ابتدا آثار ‏سينمايي حاتمي کيا قبل از "دعوت" را به دو دسته کلي تقسيم مي کند و در ادامه ذکر مي کند: «حاتمي کيا براي اولين ‏بار سعي كرده يك فيلم تلخ با ديدگاه اجتماعي بسازد. ولي آيا اين تفاوت براي او امتياز مثبتي محسوب مي شود يا نقطه ‏ضعف؟ البته اينكه فيلمسازي بخواهد تجربه گرا باشد و قدرت ريسك در عوض كردن ساختار فيلم - و سينمايش - را ‏داشته باشد، في نفسه چيز خوبي است كه مي شود اسمش را «جسارت» گذاشت، اما اين جسارت زماني ارزشمند است ‏كه فيلمساز، شناخت لازم را از آن مديوم يا مضمون داشته باشد و نتيجه كار، اثري منسجم و قابل قبول از آب دربيايد كه ‏اين مؤلفه متأسفانه به هيچ وجه در "دعوت" ديده نمي شود و فيلم به بدترين و ضعيف ترين كار حاتمي كيا تبديل شده و ‏اين از كارگردان توانمند و آزمون پس داده موفقي چون او بعيد است.»‏

    وي معتقد است ساختار «اپيزوديك» كار (كه حاتمي كيا براي اولين بار از آن استفاده كرده است) بيشترين لطمه را به ‏انسجام روائي فيلم وارد كرده و نكته تعجب برانگيز اينجاست كه اتفاقاً حاتمي كيا يك فيلمساز داستان گو است و در اين ‏زمينه تبحر فراواني دارد. اما در اين فيلم، ما با داستانك هاي زيادي رو به رو مي شويم كه بعضي از آنها مي توانستند ‏ايده اوليه جذابي براي ساختن يك فيلم كامل باشند ولي در اينجا همه آنها بدون هيچ نتيجه گيري، عقيم مي مانند كه در ‏نهايت مخاطب را با يك اثر مغشوش و سردرگم رو به رو مي كنند، ضمن اينكه، داستانك ها از لحاظ روايي نيز هيچ ‏ربطي به هم ندارند و هيچ كدام تكميل كننده ديگري نيستند.‏

    باقرلي شروع فيلم را خوب قلمداد مي کند اما اين موضوع را مطرح مي کند که در جايي که مخاطب منتظر نتيجه است ‏داستان قطع مي شود و اپيزود دوم شروع مي شود.‏

    او بازي محمدرضا فروتن را تصنعي و نچسب مي داند و اپيزود دوم فيلم را بدترين اپيزود فيلم مي نامد. وي معتقد است: ‏‏«به دليل پرداخت نكردن درست داستانك ها در عمل نتوانسته به ساختار درهم فيلم نظمي مؤثر ببخشد. از مشكلات ديگر ‏فيلم آن است كه اپيزودها از لحاظ مدت نمايش و جذابيت يك دست نيستند و از لحاظ درجه خوبي و بدي در نوسانند.»‏
    علي باقرلي در نهايت مي نويسد: «جان كلام اينكه اين مضمون و اين جنس سينما، از دنياي حاتمي كيا دور است و به ‏گروه خوني او نمي خورد و فتح گيشه براي اين فيلمساز برجسته ما، نبايد به قيمت از دست رفتن اعتبار وي باشد. زمان ‏نشان داده كه وي فيلمساز باهوشي است و مطمئناً او با تمركزي دوباره مي تواند جايگاه معتبرش در سينما را حفظ كند.»‏
    سعيد احمدي پويا نيز در وبلاگ (هست شب) در مطلبي تحت عنوان "هميشه، يک پاي قضيه مي لنگد" به نقد "دعوت" ‏پرداخته و نوشته است: «نکته‌ي قابل ذکر، فرض اشتباهي‌است که فيلم بر روي آن استوار شده است. فيلم پنج زني را به ‏تصوير کشيده‌است که کودکشان سقط نشد و مادر و کودک سالم ماندند. بنا به آمار سازمان بهداشت جهاني در هر ساعت ‏‏30 زن بر اثر سقط جنين غير پزشکي مي‌ميرند و اين آمار گاه روزانه به 750 نفر مي‌رسد. با اين توضيح، آيا اين فيلم ‏خيلي غيرواقعي جلوه نمي‌کند که هيچ‌گونه همذات‌پنداري را در ذهن مخاطب برنمي‌انگيزد و مخاطب احساس مي‌کند که ‏فيلم با هر ترفندي‌ مي‌خواهد اعلاميه‌اي بر عليه "سقط جنين" باشد، بدون آن که زواياي آن کاويده بشود و نتيجه‌‌گيري به ‏مخاطب واگذار شود. شايد اين بار کارگردان مولف سينماي ايران، سوژه بکري براي فيلم يافته‌است و از فضاهاي ‏هميشگي خود فاصله گرفته‌است، اما براي آن که از جنس آدم‌هاي قصه‌اش نيست و دنياي او با آنها فاصله نجومي‌ دارد، ‏نتوانسته است قصه آنها را خوب تعريف کند و به قول شازده کوچولو، هميشه، يک پاي قضيه مي‌لنگه!»‏

    در کنار تمام اين ها روزنامه ي اعتماد ملي در مطلبي با عنوان "دعوت به گفت‌وگو درباره موضوعي مهم كه مسكوت ‏گذاشته شده است" به نقد "دعوت" پرداخته است.‏

    نويسنده ي اين تحليل ابراهيم حاتمي‌كيا را فيلمساز مهمي مي داند که بخشي از اهميتش را از موضوع‌هايي مي‌گيرد كه ‏درباره‌شان فيلم مي‌سازد و حاتمي کيا را از معدود كارگرداناني مي داند كه در فيلم‌هايش درباره چيزهايي حرف مي‌زند ‏كه به "مساله" تبديل شده‌اند و براي همين موضوع‌هاي مطرح شده در فيلم‌هاي او قابليت اين را دارند كه به موضوع ‏گفت‌وگوهاي عمومي اجتماعي و حتي سياسي تبديل شوند. وي در ادامه مي نويسد: «اما اين سخن بدين معنا نيست كه ‏پاسخي كه او به مساله طرح شده مي‌دهد بهترين پاسخ باشد يا حتي توصيفي كه از مسأله مي‌كند، توصيفي كامل باشد. او ‏معمولا‌ توصيف و پاسخ خودش را به مسأله مطرح‌شده مي‌دهد و خودش آدمي انتزاعي نيست. او معمولا‌ كساني را ‏نمايندگي مي‌كند و اين يكي ديگر از دلا‌يل اهميت حاتمي‌كيا و سينماي او است.»‏

    نويسنده ي اعتماد ملي موضوع "دعوت" يعني (سقط جنين) را مورد بررسي قرار داده و نوشته است: « مسأله‌اي كه ‏اگرچه گريبانگير زنان و حتي مردان بسياري است، اما در اين باره‌ در فضاي عمومي كمتر گفت‌وگو مي‌شود. حاتمي‌كيا ‏در دعوت تمام تلا‌ش خود را به كار بسته تا كاري بي‌طرفانه و توصيف‌گر ارائه كند، اما در نهايت مي‌توان گفت دعوت ‏فيلمي است عليه سقط جنين. در اين فيلم اگرچه به مصائب زناني كه دچار بارداري ناخواسته مي‌شوند، اشاراتي مي‌شود ‏اما آنچه مي‌توان از فيلم نتيجه گرفت، تعريضي ظريف به سقط جنين است. در دعوت بارها تاكيد مي‌شود كه كودك هديه ‏خداوند است و حتي تاكيد مي‌شود كودك به دعوت ما (زن و مردي كه كودك حاصل رابطه آنان است) آمده است. طبيعي ‏است كه طرح چنين ديدگاهي از منظري فمينيستي قابل نقد باشد و احتمالا‌ بتوان اين ديدگاه را از زاويه حقوق زنان و ‏تاثيري كه در زندگي و انتخاب‌هاي پيش‌روي زنان مي‌گذارد به چالش كشيد. با اين همه نبايد از كارگرداني كه خود ‏داراي اعتقادها و ديدگاه‌هايي روشن است انتظار داشت كه طبق اعتقادهاي ديگران فيلم بسازد. حاتمي‌كيا فيلم خودش را ‏ساخته و ديدگاه خودش را طرح كرده است. اهميت او در پاسخي نيست كه به مساله چالش‌برانگيز (سقط جنين) داده، بلكه ‏در انتخاب اين موضوع و گشودن بحثي درباره آن است. او مساله‌اي را طرح كرده و پاسخ خود را به اين مساله داده و ‏اين نه تنها پايان كار نيست كه تازه آغاز كار است.»‏

    نويسنده در ادامه نوشته است: «مي‌توان گفت اين فيلم دعوتي است به گفت‌وگو درباره موضوعي مهم كه مسكوت گذاشته ‏شده است. ‌ حاتمي‌كيا سعي كرده است زناني از طيف‌هاي مختلف را در برابر اين مسأله قرار دهد و همين موضع اين ‏امكان را براي تماشاگر فراهم كرده است همچنان كه امكان ارزيابي و مقايسه موقعيت‌هاي مختلف را پيدا مي‌كند، امكان ‏ارزيابي و مقايسه مواجهه كارگردان با موقعيت‌هاي مختلف را نيز داشته باشد.»‏

    وي اپيزود اول را براي "دعوت" شروعي مايوس‌كننده مي داند و بازي مهناز افشار را اغراق آميز و معمولي ارزيابي ‏مي کند. نويسنده ي اعتماد ملي در ادامه مي نويسد: «تكيه بر اغراق در داستان دوم نيز ادامه دارد و سحر جعفرجوزاني ‏و محمدرضا فروتن در نقش زن و وشوهر شهرستاني و مهاجر به تهران با لهجه غليظ و اغراق‌شده كه نمونه‌اش را فقط ‏در برنامه‌هاي طنز تلويزيون ديده‌ايم، علي‌رغم اينكه بازي‌هايي به مراتب بهتر از بازيگران داستان اول ارائه مي‌دهند، ما ‏را به اين نتيجه قطعي مي‌رساند كه ابراهيم حاتمي‌كيا در پرداخت شخصيت‌هايي كه در تجربه زيسته‌اش با زندگي‌شان ‏آشنايي چنداني ندارد، موفق نيست، به خصوص كه از داستان سوم فيلم با ورود گوهر خيرانديش در نقش پيرزني مذهبي ‏و سنتي كه دچار بارداري ناخواسته شده، به يكباره انگار اوج مي‌گيرد و اين روند در داستان‌هاي بعدي نيز ادامه ‏مي‌يابد.»‏

    اين نويسنده به نكته‌اي كه به لحاظ منطقي در فيلم قابل‌تأمل است مي پردازد و اينچنين مي نويسد: «به هر روي دعوت ‏فيلم مهمي است، نه تنها از اين جهت كه فيلم خوبي است، بلكه بيشتر از اين جهت كه باب بحثي را گشوده است كه ‏علي‌رغم اهميتش مسكوت گذاشته شده و اين يكي از ويژگي‌هاي سينماي حاتمي‌كياست كه سينمايي معطوف به مسأله ‏است.» ‏‏
    ‎‎‏‎‎پاسخ حاتمي کيا به منتقدان‎‎
    ‎‎پاسخ حاتمي کيا به منتقدان‎‎پاسخ حاتمي کيا به منتقدان‎‎

    اما حاتمي کيا نيز در خصوص نقدهاي منفي کارش در نشست مطبوعاتي "دعوت" اعلام کرد: اگر طبق خواسته منتقدان ‏فيلم بسازم سقوط مي کنم.



    وي "دعوت" را فيلمي شخصي دانست و افزود: من سراغ موضوع هايي مي روم که رنگ و بويي از من داشته باشند و ‏نمي توانم طبق خواسته منتقدان مسيرم را در سينما تغيير دهم. منتقداني که واقعاً چيزي غير از تصوير خود در آينه نمي ‏بيند و با چشمان کور به سالن سينما مي روند. من در "دعوت" خطر کردم و پنج قصه را کنار هم قرار دادم به گونه اي ‏که مخاطب زمان اتمام فيلم با تأمل و سکوت همچنان روي صندلي مي نشيند. من خودم را آدمي حکيم نديدم که بخواهم ‏درباره سقط حکم صادر کنم.‏

    اين فيلمساز "دعوت" را از آن خود دانست و گفت: اين نظر برخي منتقدان است که "دعوت" را متعلق به سينماي من ‏نمي دانند. اين فيلم از آن من است. من حق دارم سراغ هر موضوعي که دوست دارم بروم و نبايد براي آن به کسي ‏جواب پس بدهم. من ابراهيم حاتمي کيا "دعوت" را ساخته ام و نمي خواهم پشت مخاطب باشم. من تمام تلاشم را مي کنم ‏به آنچه در ذهن دارم وفادار باشم. ‏

    حاتمي کيا در پايان تأکيد کرد اگر طبق خواسته منتقدان فيلم بسازد آينده اي خوشايند نخواهد داشت و دچار سقوط مي ‏شود: «من قبله خودم را مي شناسم و قطب نمايم را در دست دارم تا مسير فيلمسازي ام را طبق نظر خودم تشخيص دهم ‏و پيش بروم.»‏

    اما واکنش هاي مختلف از سوي منتقدان و مردم بهانه اي شد تا ابراهيم حاتمي کيا در گفتگويي با محسن آزرم، مهدي ‏يزداني خرم و کريم نيکونظر که در روزنامه ي کارگزان منتشر شد عنوان کند: «بعضي‌ها نسبت به من کينه دارند»‏
    حاتمي کيا در اين مصاحبه گفت: «از جريان نقد انتظار مي‌رفت وقت بگذارد و تحليل كند و نسبتي بين مخاطب و ‏فيلمساز ايجاد كند. اما متاسفانه چنين اتفاقي نيفتاد.»‏

    وي با اشاره به نقد امير قادري گفت: «امروز داشتم نقدي از «امير قادري» را مي‌خواندم كه پر از نيش و نوش بود. ‏نمي‌دانم عذاب وجدان گرفته كه اين را چاپ كرده، يا نه. اگر صدق باشد كه بايد بگويم عذاب وجدان گرفته. اگر هم ‏نباشد، ديگر وقتي مي‌خواهي بگويي فيلم بد است، خب بگو. مردم هم كه دارند مي‌روند فيلم را مي‌بينند. اينها چيز تازه‌اي ‏نيست و نيش و نوش را من هميشه داشته‌ام.»‏

    وي در ادامه ي اين گفتگو با اشاره به استقبال مردم از فيلم "دعوت" و نگاه مثبت سينماداران به اين فيلم گفت: «من ‏اين‌روزها وقتي به سالن‌هاي سينما مي‌روم، مديران سينماها به من تبريك مي‌گويند و به خاطر فروش فيلم از من تشكر ‏مي‌كنند. خب، من هم شرمنده آنها نيستم. ولي الآن لحن اين جوان‌هايي را ببينيد كه درباره «دعوت» مي‌نويسند. انگار ‏قسم خورده‌اند كه فيلم را له كنند. حالا من اين را به حساب جواني مي‌گذارم، ولي چرا اين كينه‌ها را داريد؟ مگر من چه‌ ‏كرده‌ام؟

    بعضي وقت‌ها حس مي‌كنم دوستان منتقد دوست دارند اگر علمي هم وجود دارد، آن را زمين بزنند. انگار لذت مي‌برند. ‏من كسي نيستم كه ديگران را تحقير كنم يا توهيني به كسي بكنم. مرد اين ماجرا به‌نظرم «خسرو دهقان» است. او لوطي ‏است. در لوطي‌گري هم حرفي نمي‌زند. ‌مي‌فهمم او از كدام فيلم من خوشش نيامده و خودش هم گاهي بروز مي‌دهد. اما ‏شما رفتار او را ببينيد و مقايسه كنيد با رفتار باقي منتقدها. من چه كرده‌ام كه به خودشان حق مي‌دهند با من اين‌طور ‏حرف بزنند؟ من كه تلاشم را كرده‌ام. حالا درنيامده. من اصلا در مقام دفاع از فيلم‌ نيستم. اين هم فيلمي است مثل باقي ‏آثار من. مي‌توانيد با من راحت و طبيعي برخورد كنيد. ولي وقتي با چيزهايي خارج از متن به فيلم پرداخته مي‌شود، ‏ديگر به اين راحتي‌ها نمي‌توانم با آن كنار بيايم.»‏

    وي با اشاره به نقد سايت «الف» درباره فيلم "دعوت" اظهار داشت: «سايت "الف" مطلب بلندي نوشته و نويسنده‌اش به ‏من گفته «برو فيلم جنگي‌ات را بساز.» من پشت اين نقدها يك اراده سياسي مي‌بينم، اما بحثم بر سر نقد سر جاي خودش ‏است. من تشنه شنيدن نقدم. فيلمي ساخته‌ام در 5 قطعه و كاملاً مشخص است حفظ مخاطب با چنين فيلمي چه‌قدر سخت ‏است. مثل اين است كه قرار بوده با چهار چرخ بروي و حالا يك چرخ را از دست داده‌اي. خب، من اين كار را كرده‌ام و ‏به‌نظرم اين بايد در كار «ابراهيم حاتمي‌كيا» امتيازي به حساب بيايد كه تجربه تازه‌اي كرده، نه اينكه بنويسيم اصلاً بلد ‏نيست فيلم اپيزوديك بسازد... يعني من نمي‌توانستم يك قصه را‌بردارم و فقط همان را فيلم كنم؟ دوستان هم بايد متوجه ‏شوند كه مي‌خواسته‌ام تجربه‌اي بكنم و مهندسي تازه‌اي را در فيلم اجرا كنم. چرا اين را نمي‌بينند؟ خب، بگوييد او ‏مي‌خواسته تجربه كند. آن‌ هم در برابر تماشاگري كه بعد از اپيزود دوم دست من برايش رو مي‌شود و ديگر چيزي ندارم ‏كه تماشاگر را با آن مشغول كنم.»‏

    حاتمي کيا در ادامه ي اين مصاحبه گفت: «سوال من اين است كه چرا فيلم دارد اينقدر خوب مي‌فروشد؟ نمي‌شود گفت ‏تماشاگراني كه فيلم را مي‌بينند آدم‌هاي بي‌سوادي‌ هستند. به خدا بين آنها آدم‌هاي تحصيلكرده و روشنفكر پر است. هر ‏كدام هم نظر خودشان را دارند. اما نقدها چه مي‌گويند؟ به چيزهايي استناد مي‌كنند كه از حوزه نقد خارج است. آقاي ‏‏«مصطفي جلالي‌فخر» كه هم دكتر است، هم روشنفكر و هم منتقد. نوشته‌اند كه من عضو يك گروه عجيب و غريب و ‏مخفي‌ام و آقاي «شمشيري» درباره آينده برايم پيشگويي مي‌كند و ايده فيلم را ايشان به من داده است. واقعا نقاد بايد ‏اين‌طور باشد؟ براي همين‌هاست كه فكر مي‌كنم جريان نقد متناقض است و صادق نيست. من فيلم "دعوت" را ساخته‌ام و ‏ان‌شاءالله كتابش را هم چاپ مي‌كنيم و مي‌بينيد كه چه‌قدر برايش زحمت كشيده‌ايم. حالا در نيامده؟ سر خون به ‏مي‌سلامت... اصلاً اشكالي نيست، ولي من اين راه‌ها را رفته‌ام. اين نبوده كه از جشنواره خارجي آمده باشم و به من ‏فيلمنامه‌اي داده باشند تا آن را بسازم. من كارهاي خودم را كردم. اگر جواب نداد، بازهم خوب است. اين‌ شكست‌ها خيلي ‏براي ما خوب است.»‏


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء مارس 23, 2010 2:51 pm

    نگاهی به فیلم تازه حاتمی‌کیا
    زن آشنای سینمای حاتمی‌کیا در "دعوت" غایب است

    مخاطبی که در پی رد پای آشنای ابراهیم حاتمی‌کیا در فیلم "دعوت" است، نباید توقع حضور نگاه ستایشگرانه او را به زن در "آژانس شیشه‌ای" داشته باشد. فاطمه اینجا نیست...

    به گزارش خبرنگار مهر، حاتمی‌کیا در یازدهمین فیلم کارنامه خود رویکردی صرفاً اجتماعی به یک موضوع حساس دارد که تاکنون در سینمای ایران به وجه آسیب‌شناسانه آن توجه نشده است. توجه کارگردان نام‌آشنای سینمای جنگ به موضوع سقط جنین به همان نسبت که غریب می‌نماید، نوعی ارزشگذاری به جایگاه فراموش‌شده هنرمند و سینماگر در کشور ما است.

    هنرمند متعهد کسی است که در فضای جامعه خود نفس می‌کشد و از همه اتفاق‌ها و روابط موجود تأثیر می‌گیرد. حالا اینکه کارگردانی با 9 فیلم و یک مجموعه دفاع مقدسی و یک فیلم در ارتباط غیرمستقیم با جنگ (ارتفاع پست)، پس از یک مجموعه ماورایی به ساخت فیلمی با محوریت سقط جنین پرداخته، می‌تواند اتفاقی خوشایند برای سینمای ما و البته این سینماگر تلقی شود.

    در مرحله بعد می‌توان به این وجه پرداخت که این موضوع، حساسیت‌های موجود و... تا چه حد توانسته از فیلتر این کارگردان هنرمندانه و تأثیرگذار روایت شود و اینکه موضوع به شدت زنانه که متکی بر تحقیق پزشکی، روانشناسی و نگاه ستایشگرانه به وجه مادرانه زنان است با قرار گرفتن در قالب سینمایی که حاتمی‌کیا طراحی کرده، تا چه حد جذاب و پذیرفتنی است؟




    اپیزود سوم؛ سیده خانم

    نکته قوت بالقوه دیگر "دعوت" حضور فیلمنامه‌نویس زن در کنار حاتمی‌کیاست که می‌تواند این امیدواری را ایجاد کند که فضا و حال و هوای زنانه حاکم بر فیلم بیشتر به واقعیت نزدیک شود و مهر حاکمیت نگاه مردانه به کار نخورد. مجموع این عوامل انتظارها را برای دیدن فیلم جدید حاتمی‌کیا بالا می‌برد؛ به ویژه که فیلمساز در فیلم‌هایش نگاهی ستایشگرانه به زن داشته است.

    "دعوت" تشکیل شده از پنج اپیزود با محوریت پنج زن در موقعیت‌های مختلف که با دریافت خبر بارداری، واکنش‌های مختلف به آن نشان می‌دهند. از وجه ساختاری فیلم برای پاسخ دادن به روابط علت و معلولی در اولین نما آزمایشگاهی را نشان می‌دهد که در آستانه تعطیل قرار گرفته و مسئول آن مجبور می‌شود برای اعلام جواب آزمایش مراجعه‌کنندگان با آنها تماس بگیرد.

    این نکته بدل می‌شود به موتیفی که همراه با خود قصه هر اپیزود را شروع کرده و حکم نخ تسبیحی را دارد که قرار است این پنج اپیزود را به هم مرتبط کند. مولفه‌های دیگر که برای پیوند دادن این اپیزودها طراحی شده حضور دو پزشک زنان است که برای سقط جنین (آناهیتا نعمتی) و سونوگرافی و نگهداشتن جنین (کتایون ریاحی) به آنها مراجعه می‌شود.

    موتیف تماس تلفنی آزمایشگاه هر چند می‌تواند این پیوند را به درستی ایجاد کند، همچنان از وجه منطقی زیر سئوال است. اما وجه کارکردی آن می‌تواند این علامت سئوال را تا حدودی کمرنگ کند. در این میان حضور این دو پزشک زنان در همه اپیزودها هم از همین وجه آسیب دیده و وجوه منطقی داستان را زیر سئوال می‌برد.

    با توجه چینش اپیزودها در کنار هم مهمترین اشکال ساختار فیلمنامه قرار دادن اپیزود پزشک زنان در میان بقیه اپیزودهاست. در حالی که اگر چهار اپیزود اول به دیگر زنان می‌پرداخت و پزشک در آنها معرفی می‌شد و در نهایت خودش در اپیزود پایانی به عنوان موردی خاص در موقعیت بیماران قرار می‌گرفت، هم تأثیرگذاری بیشتر داشت و هم ساختار فیلمنامه را هنرمندانه می‌کرد.

    از نگاهی دیگر می‌توان به شخصیت‌پردازی و انتخاب این پنج زن در موقعیت خطیر انتخاب اشاره کرد. با توجه به اینکه معمولاً در فیلم‌های اپیزودیک با هسته مرکزی مشترک تلاش می‌شود برشی برجسته و تأثیرگذار از چند شخصیت خاص به تصویر درآید، در "دعوت" هم تلاش شده این پنج زن نمونه‌وارترین انتخاب‌ها باشند.

    بازیگر (شیدا / مهناز افشار)، شهرستانی (سودابه / سحر جعفری جوزانی)، عاقله زن (سیده خانم / گوهر خیراندیش)، پزشک و زن صیغه‌ای (بهار / مریلا زارعی) شخصیت‌هایی هستند که "دعوت" برای آسیب‌شناسی سقط جنین انتخاب کرده است. نکته مهم در واکنش آنها به بارداری اینکه چهار زن خودشان از ابتدا تمایل به این کار دارند و تنها بهار می‌خواهد بچه‌اش را نگه دارد.

    دیگر اینکه نه تنها در اپیزود زن صیغه‌ای حضور مرد تعیین‌کننده و تأثیرگذار است و او مهر پایان را بر ماندن یا نماندن بچه می‌زند، در سایر اپیزودها رد پای این حضور تعیین‌کننده مردان احساس می‌شود. وجود این نگاه را در یک یا چند اپیزود می‌توان بنا به نیاز قصه و جذابیت درام پذیرفت، ولی وقتی این وجه به کلیت کار تعمیم می‌یابد، یک جای خالی بزرگ نمایان می‌شود.

    جای زنی مقتدر و تعیین‌کننده نه از جهت فیزیکی و سن و سال، بلکه از جهت تأثیرگذاری در ماجرایی که به مادر شدن یا نشدن او ختم می‌شود در "دعوت" حاتمی‌کیا به شدت خالی است. همان حسی که تا همیشه دنیا یک خط فاصله بین زن و مرد کشیده و یک مادر را در جایگاهی متفاوت قرار می‌دهد.

    در "دعوت" جای زنی مشابه ترانه در "من ترانه 15 سال دارم" رسول صدرعاملی خالی است. زنی که همه مصایب مادر شدن را می‌پذیرد اما زیر بار خفت نمی‌رود. زنی که با عزت نفس حتی از یک نام خانوادگی اجباری برای فرزندش چشم می‌پوشد تا غرور مادرانه خود را حفظ کند.

    تصویر بهار در اپیزود پایانی به عنوان تنها زنی که قصد نگه داشتن فرزندش را دارد (آن هم با تکیه بر این وجه که نازا بوده)، نه یک پیروز میدان بلکه زنی است که به واسطه قرار گرفتن در موضع ضعف و آسیب‌دیدگی با حال و روز زار و نزار، می‌تواند مجوز نگه داشتن بچه را بگیرد. در انتها باز هم مرد است که با تأیید این کار به بهار فرصت مادر شدن می‌دهد.

    با توجه به این نگاه کلی حاکم که در همه اپیزودها خودنمایی می‌کند، در پرداخت و دراماتیزه کردن برخی اپیزودها به قدری شدت و ضعف وجود دارد که نمی‌تواند آنها را در کنار هم به یک مجموعه یکدست تبدیل کند. به عنوان مثال اپیزود زوج شهرستانی و پزشک زنان از وجود نقاط عطف متوالی آن هم در زمانی کوتاه که به هر اپیزود اختصاص دارد آسیب دیده‌اند.

    در اپیزود زوج شهرستانی تازه در پایان یک تعریف جدید از داستان روایت می‌شود که خورشید خانم (ثریا قاسمی) برای کفاره سقط جنین‌هایی که در جوانی انجام داده به روشی غریب متوسل شده تا زوج‌هایی را که قصد این کار را دارند بازدارد. تعریفی که در دقیقه 90 این اپیزود آن هم در چند دیالوگ بریده و کوتاه عنوان می‌شود.

    در اپیزود پزشک زنان هم این پیچیدگی روایت و نقاط عطف متعدد مخاطب را دچار سردرگمی کرده است و اینگونه دیالوگ‌های طولانی و توضیحی باید مدام شخصیت‌ها، ذهنیت‌ها و مقاصدشان را تعریف کنند که به کار لطمه زده و ارتباط مخاطب را با پیوستگی کار قطع می‌کند.

    یکی دیگر از وجوهی که به "دعوت" لطمه زده دیالوگ‌نویسی است. دیالوگ‌های فیلم با فاصله گرفتن از شاعرانگی و نمادینه بودن در بطن خود که ویژگی همیشگی آثار حاتمی‌کیا بود، ترکیبی هستند از شعارهای مستقیم، پیام‌های اخلاقی و البته جملات قصار کلیشه‌ای که گاه شنیدن آنها در موقعیتی که انتظارش نمی‌رود مخاطب را به فکر می‌برد.

    فکر کردن به اینکه حاتمی‌کیا همان کسی است که "ارتفاع پست"، "روبان قرمز"، "آژانس شیشه‌ای"، "از کرخه تا راین" و... را نوشته و ساخته است. مخاطبی که در جستجوی رد پای آشنای حاتمی‌کیا در "دعوت" است، توقع خاکریز و تیر و تفنگ ندارد. توقع حضور نگاه ستایشگرانه او به زن در "آژانس شیشه‌ای" و تعیین‌کنندگی نقش او در سرنوشت مرد، توقعی بیجا نیست.

    "دعوت" واکنش زوج‌های مختلف را با سقط جنین روایت کرده و محمدرضا فروتن، مهناز افشار، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، ثریا قاسمی، رضا بابک، سیامک انصاری، فرهاد قائمیان، سحر جعفری جوزانی، آناهیتا نعمتی، نگین صدق گویا، نگار فروزنده و محمدرضا شریفی‌نیا بازیگران آن هستند. فیلم از سوم مهرماه در گروه سینمایی آفریقا اکران شده است.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء مارس 23, 2010 2:56 pm

    نقدي درباره فيلم سينمايي «دعوت» ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا
    به حاشيه رفتن‌هاي قصه‌اي پراكنده‌

    جام جم آنلاين: تغيير مسير فيلمسازاني كه براي مدتي طولاني در يك مسير حركت كرده و در سبك و سياق خاصي فيلم ساخته‌اند، بيش از آن كه حيرت‌انگيز باشد، سوال‌برانگيز است.

    چون همه آدم‌هاي نسبتا عاقل و بالغ به آن درجه شناخت از جامعه خود رسيده‌اند تا بدانند در دوره و زمانه‌اي زندگي مي‌كنند كه تعداد عناصر پايدار و تغييرناپذير به حداقل خود رسيده و هر اتفاق ساده‌اي مي‌تواند به تغييري بزرگ در زندگي حرفه‌اي، شخصي و اجتماعي هر فردي تبديل شود.

    كافي است با چنين قاعده‌اي فردي مانند ابراهيم حاتمي‌كيا را كه انساني از جنس آدم‌هاي همين اجتماع است را هم در نظر بگيريم تا با نگاهي واقع‌بينانه بپذيريم ابراهيم حاتمي‌كياي سال 1387، ممكن است با شخصي به همين نام در سال 1376 تفاوت فراواني داشته باشد؛ تفاوتي كه برخلاف نظر برخي طرفداران اين فيلمساز، الزاما چيز بدي نيست و مي‌تواند نتيجه يك رشد فكري و تحول باشد.
    با اين مقدمه مي‌توانيم فيلم «دعوت» را نتيجه چنين سير فكري و تحولي بدانيم؛ تحولي كه محسن مخملباف نيز به شكلي عجيب و غريب در چند سال قبل آن را طي كرد و البته باعث شد شاخ‌هاي فراواني بر سر مخاطبان او سبز شود، اما حاتمي‌كيا اين مسير را با تعقل بيشتري طي كرده و يكباره به همه ارزش‌هاي گذشته خود پشت‌پا نزده است.

    دعوت را نمي‌توان يك دست‌گرمي سينمايي به حساب آورد. فيلم با اعتماد به نفس فراواني ساخته شده تا چهره ديگري از سازنده خود را به جامعه سينمايي معرفي كند. يك سوژه حساسيت‌برانگيز در كنار بازيگراني كه بارها آنها را در فيلم‌هاي تجاري ديده‌ايم و يك ساختار اپيزودي كه به نظر مي‌رسد براي تقويت جنبه هنري اثر بوده همه چيزهايي است كه كنار هم قرار گرفته‌اند تا شروعي درخشان براي دوران تازه فيلمسازي حاتمي‌كيا باشند.

    داستان با صحنه‌اي شلوغ و به‌هم ريخته آغاز مي‌شود كه مربوط به پشت صحنه فيلمي سينمايي است كه در آن دو بازيگر زن و مرد داخل استخر فيلمبرداري حضور دارند. در اين صحنه شخصيتي به نام شيدا صوفي كه يكي از بازيگران تازه گل كرده زن سينماي ايران است داخل يك تور در ته استخر اسير شده و مردي با لباس راه راه به سمت او شنا مي‌كند.

    كارگردان نيز ساكت و آرام منتظر آماده شدن صحنه است. وقتي در ادامه فيلم مي‌شنويم شيدا صوفي قصد دارد فرزندش را سقط كند، اين موقعيت داستاني كه او آن همه شيفته آن است، بيش از پيش مسخره و پوچ به نظر مي‌رسد. حضور حاتمي‌كيا در نقش كارگردان و در اين فضا به گونه‌اي است كه انگار خودش نيز بخشي از آن است و بظاهر كار چنداني هم از دستش برنمي‌آيد بجز آن كه او هم ناظري باشد بر اين جامعه بي‌رحم كه در آن مناسبات خشن، آدم‌ها را از طبيعي‌ترين حقوقشان يعني همان مادر شدن محروم مي‌كند. شايد براي تشديد همين پوچي است كه چند صحنه كاملا بي‌ربط مانند اسب‌سواري و اسكي‌بازي نيز به فيلم اضافه شده است.

    انتخاب شخصيتي سينمايي به عنوان سوژه سقط جنين هم بيشتر حكم يك سوزن به خود بزن يك جوالدوز به ديگران را داشته است تا فيلم با واكنش احتمالي منفي ديگر قشرهايي كه به سراغ آن رفته، مواجه نشود.

    كاش حاتمي‌كيا مي‌توانست اين سوژه را با ساختاري بهتر در قالب يك سريال تلويزيوني روايت كند و در اين سريال بر يكي از همين داستان‌ها متمركز مي‌شد. واقعيت اين است كه تعدد داستان‌هاي مختلف و نيز اصرار كارگردان به ايجاد يك نخ تسبيح و ربط‌دادن آنها به يكديگر سبب شده برخي قصه‌ها با خامي و ناپختگي فراواني مواجه شود.
    مثلا قصه زني كه فرزند آن زن و شوهر روستايي را مي‌خرد تا پس از تولد زندگي دوباره‌اي به آنها هديه كند، با يك نتيجه‌گيري شتاب زده به پايان مي‌رسد تا مخاطب غافلگير شود، اما اين نوع پايان‌بندي سال‌هاست ديگر در فيلم‌هاي كارگردان‌هاي معتبر و شاخص جايگاه چنداني ندارد يا در داستاني كه دكتر متخصص زنان و زايمان با بازي كتايون رياحي ارتباط پنهاني همسرش با زني كه از رحم او به عنوان ميزبان براي بارداري استفاده شده را برملا مي‌كند، پايان‌بندي و نتيجه‌گيري داستان چنان است كه مخاطب اين رابطه را باور نمي‌كند.

    هر جا كه كارگردان از فضاهاي اغراق شده و غيرقابل باوري دوري كرده و به سراغ روابط معقول و منطقي رفته، نتيجه بهتري از كار گرفته و حداقل حس انساني قصه اصطلاحا خوب از كار درآمده است. بهترين قصه اين مجموعه داستاني است كه در آن گوهر خيرانديش، نقش زني ميانسال را بازي مي‌كند كه باردار شده است.

    همزماني بارداري او با بارداري يك دختر و در آستانه ازدواج قرار گرفتن دختر ديگرش، موقعيتي جذاب ايجاد مي‌كند، اما آدم‌هاي داستان و ازجمله همسر او بيش از حد منفعل هستند و انگار عجله دارند در مدت زمان تعيين شده از سوي كارگردان، قال قضيه را بكنند و با روشن كردن تكليف فرزند ناخواسته، داستان را به سراغ ديگر سوژه‌ها بفرستند!

    قصه ديگري هم كه با بازي فرهاد قائميان روايت مي‌شود، از ديگر قصه‌هايي است كه قابليت خوبي براي تبديل شدن به يك فيلم بلند دارد، اما فيلم از موقعيت‌هاي خوبي مانند رويارويي همسر مرد ميانسال با زن دوم بسادگي عبور مي‌كند و حوصله‌اي براي پرداخت بهتر اين صحنه‌‌ها به خرج نمي‌دهد.

    بايد كمي با خودمان و فيلمساز محبوبمان روراست باشيم. سوژه فيلم دعوت، سوژه‌اي هنري نيست و حتي اگر هم چنين باشد، با اين همه بازيگر كه در فيلم حضور پيدا كرده‌اند و نوع پرداخت قصه، نبايد انتظار داشت خروجي فيلم يك اثر هنري باشد. خيلي از طرفدارهاي سينماي حاتمي‌كيا از همان روزهاي انتشار خبر ساخت فيلم جديد او نگران سرنوشت فيلم بودند.

    اين مساله كه حاتمي‌كيا، به سراغ فيلمي مانند دعوت مي‌رود مساله‌اي كاملا واضح است، اما بايد به اين نكته هم توجه كرد كه روايت چنين داستان‌ها و ساخت فيلم‌هايي از اين دست هم هنر خاصي است كه تنها در دست عده خاصي از سينماگران قرار دارد و حتي فردي با توانايي‌هاي حاتمي‌كيا نمي‌تواند به صرف استفاده از تعدادي بازيگر شاخص، موفقيت زيادي در اين عرصه كسب كند.

    او صاحب نگاه و ديدگاهي است كه در طول سال‌هاي گذشته شكل گرفته و اگر هم قرار باشد به سراغ موضوعي تازه برود، بايد از زاويه ديد همان موضوع به بررسي آن رويداد بپردازد. شايد اگر اين فيلمنامه در دست فيلمسازاني مانند تهمينه ميلاني، سيروس الوند، رسول صدرعاملي و... قرار مي‌گرفت نتيجه كار اثري متناسب با كارنامه كاري آن فيلمسازان مي‌شد، اما حاتمي‌كيا سبك و سياق خاص كاري خود را هم فراموش كرده است.

    كاش دعوت به جاي اين همه به حاشيه رفتن در يك قصه ساده و يك خطي، به سراغ يكي از همان آدم‌هاي جنگ و حاج‌كاظم‌هاي دوست‌داشتني مي‌رفت و او را در چنين موقعيت بغرنجي قرار مي‌داد كه براي حقي طبيعي مانند پدر و مادر شدن بايد مشكلات زيادي را بر خود هموار مي‌كردند.

    لطف چنين قصه‌اي اين بود كه آن جنس از آدم‌ها، ديگر مثل آدم‌هاي اين فيلم دعوت با هر موقعيت و شرايطي كنار نمي‌آمدند و همين طغيان آنها بود كه داستان را شيرين و جذاب مي‌كرد. دنيا را چه ديديد!‌ شايد اين ايده آنقدر جذاب باشد كه بتواند در فيلم ديگري دستمايه كار حاتمي‌‌كيا قرار بگيرد.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين أغسطس 01, 2011 6:46 am

    سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387




    سينماي ما- سيدجمال ساداتيان گفت: همچنان اميدوارانه با با تمامي ارگان‌هايي كه در نمايش «به‌رنگ ارغوان» نقشي دارند، در حال مذاكره هستيم و اميدوارم سعه‌صدر مسؤولان موجب نمايش اين فيلم در جشنواره امسال فيلم فجر شود. در پي مصاحبه ابراهيم حاتمي كيا و درخواستش از مسؤولان نظام براي نمايش «به رنگ ارغوان»، سيدجمال ساداتيان تهيه كننده اين فيلم اظهار داشت: كاربرد سينما فراتر از مسايل سليقه‌اي است و تمامي كساني كه تاكنون فيلم را ديده‌اند، رأي به فاخر و ارزشي‌بودن فيلم داده‌اند. تهيه كننده «به رنگ ارغوان» ادامه داد: اين فيلم در سال 82 كليد زده شد كه متأسفانه با پايان توليد فيلم سوءبرداشت‌هايي در مورد مضمون آن شد اما پس از آن تمام كساني كه فيلم را ديده‌اند، تأكيد كرده‌اند كه «به رنگ ارغوان» مشكلي ندارد و خلاف جهت سياست‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي نيست و به همين جهت، چهار سال است كه اميدوارانه براي نمايش فيلم در تلاش هستيم. ساداتيان تصريح كرد: فيلم از نظر مسولان فرهنگي كشور مشكلي براي نمايش ندارد و از آنجائي كه انسان با اميد زنده است ما امسال هم اميدوارانه در تلاش هستم تا بتوانيم اين فيلم را در جشنواره به نمايش بگذاريم. مدير شركت سينمايي بشرا فيلم در خاتمه اظهار داشت: «به رنگ ارغوان» به سبب ماهيت سينمايي خود داراي يك قصه است و البته به شهادت تمامي كساني كه فيلم را ديده‌اند، از قصه‌اي منطقي برخوردار است و اميدوارم با توجه به كاربرد سينما، مسؤولان با سعه‌صدر بيشتري برخورد كنند و اجازه نمايش اين فيلم را در جشنواره فيلم فجر صادر كنند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين أغسطس 01, 2011 6:47 am

    خبر گزاری مهر هم مطلبی رو در مورد به رنگه ارغوان و شرایط اکران اون گذاشته که خوندنش خالی از لطف نیست:
    امیدواری به اکران "به رنگ ارغوان" در سی‌امین سال پیروزی انقلاب
    در چهارمین سال توقیف فیلم سینمایی "به رنگ ارغوان" انتظار می‌رود شرایط نمایش این فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا به مناسبت سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب در بیست و هفتیمن جشنواره فیلم فجر فراهم شود.

    به گزارش خبرنگار مهر، اکران عمومی فیلم سینمایی "دعوت" و حضور حاتمی‌کیا در محافل مختلف فرصت آن را به وجود آورد تا این فیلمساز نسل انقلاب خواسته خود را مبنی بر خروج "به رنگ ارغوان" از فهرست فیلم‌های توقیفی اعلام کند و خواستار نمایش آن در جشنواره بیست و هفتم فجر شود.

    حاتمی‌کیا در نشستی که در دانشگاه صنعتی شریف با موضوع 30 سال سینمای ایران پس از انقلاب برگزار شد، اظهار داشت که امروز پس از گذشت چهار سال از تولید و توقیف "به رنگ ارغوان" دیگر زهر آن گرفته شده و می‌توان شرایط اکران عمومی فیلم را فراهم کرد.
    او در حالی خواسته قلبی خود را مبنی بر نمایش فیلم مطرح ‌می‌کند که خود در زمستان 83 پس از انتشار خبرهای اولیه در مورد توقیف "به رنگ ارغوان" با نگارش نامه‌ای خطاب به وزیر اطلاعات وقت اعلام کرد نگرانی‌های این وزارتخانه را در مورد مسائل مطرح‌شده در فیلم درک و برای حفظ آرامش از اکران آن صرف نظر می‌کند.

    حاتمی‌کیا که یک روز چنین با وزارت اطلاعات مدارا کرد، امروز خواستار درک متقابل از سوی آنان شده تا بتواند فیلمی را که از ابتدا هم حساسیت‌هایی درباره موضوع آن وجود داشت، به نمایش درآورد. فیلمی که دیگر امروز به گفته خود وی زهرش گرفته شده و مشکلی برای نمایش ندارد.

    از سوی دیگر، سیدجمال ساداتیان تهیه‌کننده "به رنگ ارغوان" در این سال‌ها اجازه نداد یاد فیلم از ذهن‌ها پاک شود. در زمانی که حاتمی‌کیا کمتر درباره "به رنگ ارغوان" حرف زد و فقط در نشست‌های اخیر به مناسبت اکران "دعوت" درباره فیلم ناکام خود سخن گفت، ساداتیان همواره از تلاش برای اکران یا حضورهای جشنواره‌ای فیلم خبر می‌داد.

    هر چند ساداتیان بارها اظهار داشت مشکل فیلم در حال حل شدن است، اما هرگز چنین نشد و امسال هم تهیه‌کننده "به رنگ ارغوان" فقط اظهار امیدواری می‌کند فیلمش در سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی شرایط اکران در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر را به دست آورد.

    در چهار سال توقیف "به رنگ ارغوان" امسال نخستین دوره‌ای است که حاتمی‌کیا خود وارد میدان شده و اعلام کرده است دوست دارد فیلمش را روی پرده ببیند. مطمئناً تنها راه اکران فیلم و حضور آن در جشنواره فیلم فجر همراهی نهادهایی است که چهار سال پیش با موضوع آن مشکل داشتند.

    به نظر می‌رسد همزمان با سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انتظار نگاهی بزگوارانه از مجموعه دولت نهم به "به رنگ ارغوان" حاتمی‌کیا چندان بیراه نباشد. حالا که کارگردان تاکید دارد زهر فیلمش در این مدت توقیف گرفته شده، بیست و هفتیمن جشنواره فیلم فجر بهترین زمان و مکان برای اکران آن است.

    "به رنگ ارغوان" داستان یک مامور وزارت اطلاعات است که در شرایطی بسیار دشوار باید میان عشق و وظیفه یکی را انتخاب کند. حمید فرخ‌نژاد، خزر معصومی، فرهاد قائمیان، کورش تهامی و... در این فیلم بازی کرده‌اند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين أغسطس 01, 2011 6:48 am




    «سيدجمال ساداتيان» درگفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: چهار سال پيش كه در مورد اين فيلم بحث‌هايي صورت گرفت و فيلم در جشنواره فيلم فجر به نمايش درنيامد، آقاي يونسي رئيس وقت وزارت اطلاعات اين مسئله را مطرح كردند كه يك فيلم دو حقوق معنوي و مادي دارد كه حقوق معنوي آن متعلق به كارگردان و حقوق مادي آن از آن تهيه كننده است.
    وي افزود: بحث ايشان اين بود كه جلوي ضرر و زيان تهيه كننده را مي‌گيرند و يكي از كارمندان وزارت اطلاعات را مأمور كردند كه با بنده يكي دو جلسه وارد مذاكرتي شدند ولي هيچ وقت اين معامله صورت نگرفت و پولي رد و بدل نشد.
    ساداتيان به فارس گفت: حتي اين فيلم يك سرمايه‌گذار 25 درصدي داشت كه در اين مدت خيلي شاكي بودند كه من نتوانسته‌ام مديريت خوبي داشته باشم و اين فيلم را به اكران دربياورم كه به دليل گله‌گذاري‌هاي ايشان مجبور شدم سهم 25 درصدي او را نيز بخرم و اخيرا در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يك پروانه مالكيت مجددي براي فيلم صادر شد كه سهم 25 درصدي ايشان به سهم 75 درصدي من اضافه شد و مالكيت 100درصد فيلم متعلق به بنده است و سند مالكيت آن در وزارت ارشاد موجود است و پولي بابت اين موضوع از طرف وزارت اطلاعات به بنده پرداخت نشده است.
    ساداتيان درباره عدم توافق وزارت اطلاعات با وي در مورد خريداري فيلم گفت: بالاخره بايد خريدار عزمش را جزم مي‌كرد و شرايط خريد فيلم را فراهم مي‌كرد كه هيچ وقت فراهم نشد.
    وي با اشاره به مالكيت خود گفت: به عنوان مالك فيلم، حق دارم كه فيلم را در جشنواره شركت دهم چون فيلم تمام ضوابط اداري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را طي كرده است. يعني مجوز ساخت و نمايش گرفته است و همين طور مديركل وقت وزارت ارشاد هم در مصاحبه‌هاي‌شان صراحتا اعلام كرده‌اند كه فيلم «به‌رنگ ارغوان» مجوز نمايش دارد و چرا تهيه‌كننده آن را اكران نمي‌كند.
    «ساداتيان» در مورد وضعيت كنوني «به‌رنگ ارغوان» گفت: واقعيت اين است كه ما بلاتكليف هستيم و من احساسم اين است كه زمان مديريت آقاي يونسي فايل اين فيلم باز شد و بعد از آن تكليف فيلم روشن نشد. مديريت‌ها تغيير كرد و مديريت بعدي ديگر اصلا وارد اين موضوع نشد و پرونده فيلم همين‌طور باقي ماند و ما چون متولي كارمان وزارت ارشاد است، سعي مي‌‌كنيم از طرف اين وزارت مسئله را پيگيري كنيم كه آنها نيز در صحبت‌هاي‌شان تلويحا گفته‌اند كه از مديريت آنها خارج است.
    ساداتيان در پاسخ به اين سؤال كه آيا فيلم «به‌رنگ ارغوان» به سفارش وزارت اطلاعات توليد و ساخته شده است گفت: ما از كسي سفارش ساخت اين فيلم را نگرفته‌ايم كه اگر اين فيلم سفارشي بود دچار اين مشكلات نمي‌شد و راهش از قبل مشخص بود. تصميم ساخت اين فيلم را من و آقاي «حاتمي‌كيا» گرفتيم و روند توليد آن در سيستم اداري وزارت ارشاد طي شد.
    تهيه كننده فيلم «به رنگ ارغوان» به فارس گفت: حتي من شنيده‌ام كه آقاي يونسي گفته‌اند كه همين الان هم مخالف نمايش فيلم هستند، در صورتي كه در آن موقع هيچ وقت ايشان حتي در نامه‌نگاري‌‌هاي‌شان به اينكه فيلم پخش نمي‌شود اشاره نداشتند و حتي در نامه‌اي به حاتمي كيا نوشتند كه اميدوارم شرايط اكران فيلم شما فراهم شود.
    وي افزود: آنها به ما گفتند آن موقع هم بحث ايشان اين بود كه الان در شرف انتخابات رياست جمهوري هستيم و شرايط عمومي كشور خيلي مناسب پخش اين فيلم نيست و بگذاريد بعد از انتخابات در مورد اين فيلم تصميم بگيريم كه بعد از انتخابات شرايط كشور تغيير كرد و پرونده فيلم راكد ماند.
    اين تهيه كننده سينما افزود: اكنون 4 سال از اين اتفاق مي‌گذرد و شرايط هم تغيير كرده و علي القاعده بايد مناسب‌تر باشد براي اكران، حتي آن موقع هم نگفتند كه فيلم اجازه اكران ندارد، فقط 4 مورد از فيلم را مطرح كردند كه در مكاتبه با آيت‌الله هاشمي رفسنجاني نيز آن را مطرح كردند ولي باب مذاكره باز نشد كه در مورد اين 4 مورد مذاكره كرد و قضيه را حل و فصل كرد،ولي باب مذاكرات باز نشد و پرونده فيلم راكد ماند.
    وي اظهار اميدواري كرد و گفت: اميدوارم مصاحبه‌ با آقاي يونسي وسيله خيري شود و با اين باب مذاكراتي كه الان باز شده، حداقل مسئولين ذي‌ربط تصميم بگيرند و تكليف فيلم را روشن كنند و حالا كه بحث سي و امين سالگرد انقلاب اسلامي است، فيلم در جشنواره فيلم فجر به نمايش گذاشته شود و از بلاتكليفي دربيايد.

    منبع: خبرگزاری فارس 87/11/01




    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين أغسطس 01, 2011 6:49 am




    4 سال پيش، همين روزها بود که زمزمه توقيف فيلم «به رنگ ارغوان» در محافل سينمايي و رسانه‌اي پيچيد و چند روز بعد در آستانه بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر با نامه‌نگاري‌هاي سرگشاده ميان ابراهيم حاتمي‌کيا سازنده فيلم و وزير وقت اطلاعات حجت‌الاسلام علي يونسي صورت واقعيت به خود گرفت. از آن زمان تا به‌حال سازندگان فيلم به‌ويژه تهيه‌کننده‌اش سيدجمال ساداتيان بارها خواستار صدور مجوز اکران اين فيلم از سوي نهادهاي مسئول (به‌طور مشخص وزارت اطلاعات) شده‌اند اما هيچگاه پاسخ روشني دريافت نکرده‌اند. اين در حالي است که همواره در مقاطع نزديک به جشنواره فجر درخواست‌هاي سازندگان فيلم براي امکان نمايش فيلم در جشنواره افزايش مي‌يابد اما مسئولان جشنواره فجر با اين استدلال که مشکل فيلم مربوط به نهادهاي ديگر است از خود رفع مسئوليت مي‌کنند و به اين ترتيب هر ساله روند فعلي بدون کوچک‌ترين تغييري ادامه مي‌يابد. امسال البته ابراهيم حاتمي‌کيا هم در دفعات مختلف و به بهانه‌هاي گوناگون موضوع عدم نمايش به رنگ ارغوان را مطرح کرده و خواستار رفع مشکل آن شده است. از جمله در جريان نشست سي سال انقلاب دانشگاه شريف درباره فيلم گفت: «سرنوشت فيلم «به‌رنگ ارغوان» به تصميم وزارت اطلاعات بستگي دارد و آنها فيلم را نزد خود نگه داشته‌اند اما فكر مي‌كنم با سپري شدن 4 سال، از التهاب فيلم سپري شده و به‌خاطر همين، زمان آن فرار رسيده كه دوستان وزارت اطلاعات مجوز بدهند تا «به‌رنگ ارغوان» را در جشنواره فيلم فجر شركت دهيم و صحبت‌هايي هم در اين خصوص انجام شده است». اما به‌رغم تمام اين اظهارات و اميدواري‌هاي نسبي، صحبت‌هاي ديروز جمال ساداتيان تهيه‌کننده فيلم نشان‌دهنده به نتيجه نرسيدن تمام رايزني‌ها و تلاش‌ها بود.

    اما پس از 4 سال علي يونسي وزير سابق اطلاعات براي نخستين‌بار در گفت‌وگو با فرهنگ آشتي درباره دلايل توقيف فيلم «به رنگ ارغوان» و اتفاقات پيش آمده براي آن در مقطع بهمن ماه 84 توضيحاتي داد. يونسي که اتفاقات مربوط به فيلم «به رنگ ارغوان» در زمان مديريت او بر وزارت اطلاعات افتاد جز یک‌بار در پاسخ به نامه ابراهیم حاتمی‌کیا درباره مسائل مربوط به اين فيلم صحبت نکرده بود. صحبت‌هاي يونسي درباره «به رنگ ارغوان» بخشي از گفت‌وگوي بلندي است که طي روزهاي آينده در روزنامه فرهنگ آشتي منتشر مي‌شود.



    آقاي يونسي مهم‌ترين ايراد فيلم «به رنگ ارغوان» که باعث توقيف و عدم نمايش آن شد چه بود؟



    اين فيلم توقیف نشد بلکه وزارت اطلاعات با همکاری تهیه کننده فیلم آن‌را خریداری کرد‌. آنچه که در فیلم به نمايش گذاشته شده بود با واقعيت‌هاي آن زمان وزارت اطلاعات تفاوت داشت. به فرض اگر ماجرايي که در فيلم روايت مي‌شد در هر زمان ديگري صحت داشت مطلقاً در دوره ما اين‌گونه نبود. سياست اصلي وزارت اطلاعات در زمان ما سياست نرم‌افزاري و مردمی بود و اين با آنچه که در فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» نمايش داده مي‌شد تفاوت فاحشي داشت.



    اگر امروز وزير اطلاعات بوديد اجازه اکران فیلم را می‌دادید؟



    بازهم نه، آقای حاتمی‌کیا فیلمساز بسیار قابل‌احترامی است و این موضوع چیزی از ارزش‌های ایشان کم نمی‌کند.



    یعنی مشکل این فیلم با حذف چند صحنه هم حل نمی‌شد؟



    آن زمان من از آقای حاتمی‌کیا خواستم که تغییراتی در فیلم بدهند ولی ایشان به هیچوجه نپذیرفتند و گفتند من فیلم فرمایشی نمی‌سازم. البته در این ماجراها ایشان بسیار مسئولانه و درست با قضیه برخورد کردند.



    پاسخ هاي تهيه كنندگان



    اما جمال ساداتیان که صبح دیروز در گفت‌وگویی با مهر اعلام کرده بود که در این سال‌ها هربار ما پیگیر قضیه از وزارت ارشاد یا وزارت اطلاعات شدیم، متأسفانه پاسخی روشن نگرفتیم و دلایل به نمایش درنیامدن فیلم نیز به روشنی گفته نشده است، در پاسخ به اظهارات وزیر سابق اطلاعات به فرهنگ آشتی گفت: «اگر یادتان باشد آقای یونسی در آن نامه‌ای هم که به آقای حاتمی‌کیا نوشته بودند فرموده بودند که من امیدوارم شرایط اکران فیلم به «رنگ ارغوان» به زودی فراهم شود، در مذاکرات حضوری‌شان هم می‌گفتند که الان انتخابات ریاست‌جمهوری در پیش است و شرایط اکران عمومی فیلم فراهم نیست. نمایش آن را موکول کنیم به بعد از انتخابات ریاست جمهوری بعد هم بحث اصلی ما این بود که طرف ما که وزارت اطلاعات نبود بلکه وزارت ارشاد بود».ساداتیان تاکید می‌کند: «این فیلم سناریویش مجوز ساخت گرفته بود بعد که ساخته شد مجوز نمایش گرفت. مدیر‌کل نمایش وزارت ارشاد در آن زمان در مصاحبه‌هایشان هم خیلی صریح اعلام کردند که فیلم مجوز نمایش دارد، علی‌القاعده اگر آن خط قرمزی را که آقای یونسی در مورد فیلم تاکید داشتند آن موقع وجود می‌داشت خب وزارت ارشاد هم قطعا از ساخت فیلم جلوگیری می‌کرد یا اجازه نمایش به فیلم نمی‌داد. ساداتیان به یاد می‌آورد: «جلساتی که در وزارت اطلاعات برگزار شد خود آقای یونسی هم خیلی صریح نفرمودند که فیلم اجازه پخش ندارد، یکی – دو ایراد به فیلم داشتند. نامه‌ای هم که برای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آن موقع نوشتند چند مورد کوچک را ایراد گرفتند و اصلا نسبت به کلیات فیلم خیلی مشکلی نداشتند که این طوری مطلق پخش فیلم را زیر سؤال ببرند».ساداتیان درباره صحبت‌های یونسی تاکید می‌کند: «من نمی‌دانم حالا چرا موضع جدید ایشان نسبت به قبل تغییر کرده است در صورتی که من مصاحبه‌های اخیر ایشان را وقتی می‌دیدم احساس می‌کردم در مسائل اخیر خیلی روشنفکرتر و بازتر دارند برخورد می‌کنند، حتی ما فکر می‌کردیم مواضع ایشان نسبت به قبل خیلی معتدل‌تر شده است ولی می‌بینیم در رابطه با فیلم یک مقداری تندتر دارند موضع‌گیری می‌کنند. حتی یک بار به آن نامه‌ای که 4 سال پیش برای آقای حاتمی‌کیا نوشته‌اند مراجعه کنند آن موقع مواضع‌شان را در آن نامه اشاره کرده‌ بودند. حتی می‌گفتند بروید فیلم را پخش کنید ولی اگر عوارضی داشت به عهده خودتان باشد».ساداتیان در توضیح بیشتر درباره نامه وزیر وقت اطلاعات به هاشمی رفسنجانی به فرهنگ آشتی می‌گوید: «در نامه‌ای که نوشته بودند 4 مورد را ایراد گرفته بودند. آن چهار مورد هم اگر حل و فصل و اصلاح می‌شد شاید مشکل ایشان حل می‌شد. آقای حاتمی‌کیا آن موقع تغییرات را قبول نکردند و گفتند همین‌طوری فیلم را پخش کنید. بعدا آقای حاتمی‌کیا از من پرسیدند که نظرتان چیست و من گفتم قابل مذاکره است اما چون ایشان (یونسی) ارجاع دادند به بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری و دولت هم عوض شد و وزیر اطلاعات هم همینطور، باب مذاکرات بسته شد. بعد هم با فرض اینکه به آقای حاتمی‌کیا آن 4 مورد را فرمودند خب آن 4 مورد را می‌توانیم با هم بنشينیم صحبت کنیم حالا یا آنها ما را قانع می‌کنند یا ما آنها را.

    این توضیح را هم بدهم که فیلم یک بار در شورای امنیت ملی به دبیری آقای حسن روحانی پخش شد. آن موقع اصلا این بحث‌هایی که الان آقای یونسی مطرح می‌کنند مطرح نشد. حتی آن موقع آقای روحانی معتقد بودند فیلم در ایام جشنواره پخش بشود، حالا اگر نقطه‌نظری برای محک و اصلاحیه وجود دارد این را بگذاریم بعد از جشنواره انجام بدهیم. ولی تاکید وزارت اطلاعات بود که کل اصلاحات انجام شود بعد فیلم پخش شود و هیچ وقت بحث توقف یک فیلم مطرح نبود.

    منبع: فرهنگ آشتی


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين أغسطس 01, 2011 6:50 am

    فایل صوتی صحبتهای ابراهیم حاتمی کیا خودش گویای همه چیزه

    از سایت سینما ممنونم به خاطر گذاشتن این لینک...

    لینک دانلود صحبتهای آقای حاتمی کیا

    http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-104.htmlhttp://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-104.html


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين أغسطس 01, 2011 6:51 am

    نامه تهيه‌كننده «به رنگ ارغوان» به احمدي‌نژاد

    خبرگزاري فارس:«سيدجمال ساداتيان» طي نامه‌اي به «محمود احمدي‌نژاد» رئيس جمهوري اسلامي ايران خواستار رسيدگي به وضعيت اكران عمومي «به رنگ ارغوان» شد.


    به گزارش خبرگزاري فارس، در متن اين نامه سرگشاده كه خطاب به رئيس جمهوري اسلامي ايران محمود احمدي‌نژاد نوشته شده آمده است: احتراماً، اين روزها كشور به استقبال برگزاري دهمين دوره انتخاب رياست جمهوري مي رود. معمولا در ايام رقابت كانديداها شرايط طوري مي‌شود كه مطالبات مردم شفاف‌تر مطرح مي‌گردد. بنده از حوزه سينما با جناب‌عالي صحبت مي‌كنم.
    ساداتيان با اشاره به وضعيت فيلم «به رنگ ارغوان» در ادامه آورده: چهار سال است از عدم نمايش فيلم «به رنگ ارغوان» به نويسندگي و كارگرداني آقاي ابراهيم حاتمي‌كيا مي‌گذرد. او كسي است كه افكارش براي همه شناخته شده و به عنوان بهترين كارگردان فيلم‌هاي جنگي انتخاب گرديده است، هر چند اين اتفاق در اواخر دولت اصلاحات صورت گرفت ولي انتظار اين بود كه با استقرار دولت نهم به اين امر رسيدگي مي‌شد، در چهار سال گذشته به كرات پيگير اكران فيلم بوده‌ام.
    وي در نامه خود به رئيس جمهور اظهار داشته است: براي وزراي محترم ارشاد اسلامي و اطلاعات نامه نوشتم، متأسفانه هر دو وزارت خانه تا امروز جواب مكاتبات را نداده‌اند. اخيرا وزير محترم ارشاد اسلامي در پاسخ به درخواست آقاي حاتمي‌كيا از خود سلب مسئوليت نمودند، تصميم‌گيري اين موضوع را به وزارت اطلاعات ارجاع نمودند، علي‌الاصول قيم و حامي سينما بايد وزير ارشاد اسلامي باشد كه متأسفانه خود را بي‌تكليف نمودند و از اين موضوع خارج شدند.
    تهيه‌كننده «به رنگ ارغوان» آورده است: به من اجازه دهيد از فرصت باز شدن فضاي عمومي براي گفتگو و طرح مطالبات اين روزهاي رقابت انتخاباتي بهره برده با صراحت بيشتر خواسته خود را مطرح نمايم. از جناب‌عالي كه امروز سكاندار امور اجرائي كشور هستيد و از سويي هم كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مي‌باشيد، تقاضا دارم يك بار اين مرقومه را مطالعه نماييد. بنده را هدايت فرمائيد كه در اين شرايط جهت تظلم خواهي به كجا و چه كسي بايد مراجعه كنم و اما مشكل چيست؟
    در بخش ديگري از اين نامه نوشته شده است: در سال 1382 از وزارت ارشاد دولت اصلاحات مجوز ساخت فيلم به رنگ ارغوان را دريافت مي‌نمايم، فيلم تمام مراحل قانوني خود را طي مي‌كند، فيلم ساخته مي‌شود، در سال 1383 از وزارت ارشاد مجوز نمايش مي‌گيرد و آماده نمايش براي جشنواره فجر مي‌گردد. در همان زمان به دليل انتخابات دوره نهم رياست جمهوري وزارت اطلاعات از اكران فيلم جلوگيري مي‌نمايد و اكران آن را به بعد از برگزاري انتخابات موكول مي‌كند. جناب‌عالي رئيس جمهور مي‌شويد، دولت نهم شكل مي‌گيرد ، وزير محترم ارشاد دولت جنابعالي خود را از اين ماجرا كنار مي‌كشد، تماس ما هم با وزارت اطلاعات محدود مي گردد.
    ساداتيان با اشاره به ديدار رئيس‌جمهور با كارگردانان سينما، آورده است: در ملاقات كارگردانان تأكيد داشتيد كه مميزي بايد در سينما از بين برود. ولي نفرموديد چه كسي بايد اين امر را اجرائي كند. گذشته از حقوق مادي، حقوق معنوي فيلم است كه تحت هيچ شرايطي قابل جبران نيست. وزارت ارشاد كه بايد مسئوليتش در قبال سينما به انجام برساند، رسما اعلام بي تكليفي مي‌كند و دغدغه وزارت اطلاعات هم اين امور نيست. از طرفي هم شنيده مي‌شود، مي‌گويند كسي كه از اكران فيلم جلوگيري كرده خود مجوز اكران آن را صادر نمايد. امروز وزير محترم سابق وزارت اطلاعات در اين خصوص مسئوليتي ندارد. چون اين فيلم در دولت اصلاحات دچار بحران گرديده، حتما مشكل مسئولين دولت نهم نمي‌باشد.
    در بخش ديگر اين نامه آورده شده است: به نظر جنابعالي غير از مقام معظم رهبري و جناب‌عالي چه كسي مي‌ماند كه از او دادخواهي نمائيم. خوشبختانه 30 سال از حضور مقتدرانه نظام جمهوري اسلامي ايران مي‌گذرد. در اين مدت نظام اسلامي جنگ تحميلي را با صلابت پشت سر گذاشت و بسياري از توطئه‌ها را خنثي نمود. نمي‌دانم چرا ما كه امروز به لحاظ ثبات و توانائي قدرت اول منطقه هستيم، در مقابل نمايش يك فيلم كه قطعا نمايش آن بركات بيشماري براي كشور خواهد داشت، اين چنين دچار بي‌تكليفي هستيم.
    وي در ادامه «به رنگ ارغوان» را اثري ارزشمند خوانده و آورده: به ادعاي كساني كه فيلم را ديده‌اند، فيلم «به رنگ ارغوان» را يكي از ارزشمندترين فيلم‌هاي توليدي بعد از انقلاب مي‌دانند. بدانيد بعد از نمايش عمومي فيلم افراد فرهنگي به توليد اين فيلم افتخار خواهند كرد. با توجه به شرايط بوجود آمده قطعا بجز جناب‌عالي حل اين معضل از عهده كسي ساخته نيست. دخالت جناب‌عالي و حل اين امور براي هدايت سينماي كشور بسيار راه گشا خواهد بود. گاهي يك كار ساده چنان پيچيده مي‌شود كه حل آن دچار بحران مي‌گردد، چرا بايد حل مسائل اداري يك فيلم بعد از چهار سال اين قدر دچار آشفتگي گردد؟ وزير محترم ارشاد كه بايد متولي حل اين امور باشد اينقدر بي‌مسئوليت ظاهر شود. اصلا از او اين انتظار نمي‌رفت.
    در بخش ديگري از نامه ساداتيان به رئيس جمهور آمده است: در هر حوزه‌اي كه كار مي‌كنيم اجتماعي، سياسي ، فرهنگي و هنري، محدوديت‌ها خلاقيت را از بين مي‌برد. شايد هم سركوب كند، ما داعي انقلاب فرهنگي و تحول اجتماعي را داريم، فرق بگذاريم بين توليدات سفارشي و توليدات فاخر، به نظر مي‌رسد مسئولين اجرائي سينما توليدات فاخر را همان توليدات سفارشي مي‌دانند. اجازه دهيم از شعارگرائي خارج شويم، اجازه دهيم ديگران هم كه افكارشان براي ما شناخته شده هستند اجازه بروز داشته باشند. عموما كارگردانان مطرح كشور شرايط را براي ساختن فيلمهاي مستقل مناسب نمي بينند. چرا؟
    در انتهاي اين نامه آمده است: تقاضا دارم اجازه دهيد نويسندگان و كارگردانان ما با جسارت بدون دغدغه تمام مكتوبات ذهن خود را به تصوير بكشند با كمي حمايت و برگشت روحيه از دست رفته به سينما، مي‌توانيم مجددا در بازار رقابت جهاني جايگاه از دست رفته را قدرتمندانه به دست آوريم. اين نامه را از طريق مشاور هنريتان آقاي جواد شمقدري برايتان ارسال مي‌كنم كه مطمئن باشم بدستان رسيده است. براي بنده، كارگردان و گروه سازنده فيلم باعث خوشحالي خواهد بود با صراحت نظر خود را در خصوص اكران عمومي فيلم اعلام فرمائيد. اگر تصميم‌گيري برايتان به هر دليل سخت است جمعي كارشناسان هنري خارج از حوزه امنيتي مشخص شود تا به اين امر رسيدگي و نظر آنها براي همه لازم الاجرا باشد.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف catuyoun في الإثنين أغسطس 01, 2011 6:51 am

    ئيس‌جمهور دستور رفع مشكل «به‌رنگ ارغوان» را صادر كرد

    خبرگزاري فارس: «جواد شمقدري» مشاور رئيس‌جمهور در امور هنري گفت: در پي درخواست آقاي حاتمي‌كيا و تماس‌هاي آقاي ساداتيان براي اكران «به رنگ ارغوان» فيلم را ديدم و طي گزارشي به حضور آقاي احمدي‌نژاد گفتم منعي براي اكران نمي‌بينم. آقاي رئيس‌جمهور نيز فرمان رفع مشكل فيلم ابراهيم حاتمي‌كيا را داده است.


    به گزارش خبرگزاري فارس، در پي انتشار نامه سرگشاده‌ تهيه‌كننده فيلم «به رنگ ارغوان» به «محمود احمدي‌نژاد» در فارس، «جواد شمقدري» مشاور رئيس‌جمهور در امور هنري در گفت‌وگو با پايگاه اطلاع‌رساني هيئت اسلامي هنرمندان، گفت: در پي درخواست آقاي حاتمي‌كيا و تماس‌هاي آقاي ساداتيان براي اكران «به رنگ ارغوان» فيلم را ديدم و خوشبختانه فيلم خوبي است. البته فيلم ضعف‌هايي دارد و از باب رفاقت موارد ذكر شد، اما قرار نيست ما ضعف‌ها را بپوشانيم و اين برعهده مسئوليت كارگردان و تهيه‌كننده مي‌باشد. به هر حال من طي گزارشي به حضور آقاي احمدي‌نژاد گفتم منعي براي اكران نمي‌بينم. آقاي رئيس‌جمهور نيز گفتند پس چرا تا به حال اكران نشده است، گفتم بعضي‌ها مخالف اكران آن هستند، مثلاً آقاي يونسي وزير اطلاعات دوره اصلاحات همچنان مخالف اكران فيلم است.
    شمقدري در ادامه افزود : دكتر احمدي‌نژاد تأكيد كردند پس تلاش كنيد نظر مسئولين امر در وزارت اطلاعات نيز اخذ شود، در حال مذاكره و برگزاري جلسه‌اي با وزارت اطلاعات در روزهاي آينده بوديم كه اين نامه‌ي سرگشاده منتشر شد.
    مشاور هنري رئيس‌جمهور افزود : تعجب مي‌كنم كه چطور پس از آنكه تهيه‌كنندة اين فيلم مي‌بيند كه ممكن است عن قريب مشكل اكران فيلم حل شود، دست به اين اقدام مي‌زند، اين شيوه به سياسي‌‌كاري‌هايي از نوع «فشار از پايين، چانه‌زني از بالا» بيشتر شباهت دارد.
    شمقدري در عين حال گفت : شخصيت و جايگاه فرهنگي آقاي حاتمي‌كيا به عنوان فيلمساز انقلاب و دفاع مقدس آنقدر ارزش دارد كه مسئوليت اكران فيلم را به عهده‌ي خودش بگذاريم و مجوز آن توسط وزارت ارشاد صادر شود.
    جمال ساداتيان دو روز پيش در نامه‌ سرگشاده به رئيس‌جمهور از وي درخواست كرد در آستانه‌ انتخابات دستور اكران به رنگ ارغوان را صادر نمايد.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    محتوى إعلاني

    رد: ابراهيم حاتمي کيا

    پست من طرف محتوى إعلاني


      اكنون الإثنين سبتمبر 25, 2017 10:47 pm ميباشد