دل خواسته ها


    زندگينامه و اشعار سهراب سپهري

    شاطر
    avatar
    Elykak

    تعداد پستها : 95
    آدرس پستي : elykak@yahoo.com
    Job/hobbies : گيتار ، شعر ...
    Registration date : 2008-05-31

    زندگينامه و اشعار سهراب سپهري

    پست من طرف Elykak في الإثنين أغسطس 25, 2008 6:58 am

    زندگی نامه سهراب سپهری


    سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر ایران در 15 مهر ماه 1307 در کاشان پا به عرصه حیات گذشت و در 13 اردیبهشت 1359 در تهران درگذشت.
    وی پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) و به پایان رساندن دوره ی دو ساله ی دانشسرای مقدماتی پسران (خرداد ۱۳۲۴)، در آذر ۱۳۲۵ به استخدام اداره ی فرهنگ کاشان در آمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره ی دبیرستان خود را دریافت نمود. سپس به تهران آمد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران در آمد که پس از هشت ماه کار استعفا کرد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه ی شعر نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» انتشار داد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه ی اول علمی نیز نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه ی اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در اداره ی کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه ها شروع به کار کرد و در ضمن در هنرستان های هنرهای زیبا نیز به تدریس می پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمه ی اشعار ژاپنی از وی در مجله ی «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمناً در مدرسه ی هنرهای زیبای پاریس در رشته ی لیتوگرافی نام نویسی نمود. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. وی سفرهای دیگری به کشورهای جهان نمود.

    شعر سهراب

    شعر سهراب سپهری رنگارنگ است و خواننده را به افقهای تازه می کشاند. آثار وی پُر است از صور خیال و تعبیرات بدیع، که با وجودِ زیبایی ظاهری و تصویرهای بدیع و رنگارنگ، در مجموع از جریان های زمان به دور است. در اشعار او نقد و پیام اجتماعی کم رنگ است، و در آن پراکندگی و ناهماهنگی تصاویر به چشم می خورد. اما سهراب در اشعارش به طور کلی و در بعدی وسیع نگران انسان و سرنوشت اوست. سپهری روح شاعرانه و لطیفی داشت که برای هر چیز معنی و مفهومی خاص قائل بود. تخیل وی در همه ی اشیاء باریک می شد و از آنها تصاویری زنده و حساس می ساخت، بدین علت است که اندیشه ها و تجربه های فکری و عاطفی او به حالتی دلپذیر درآمده است. سهراب سپهری دارای سبک ویژه ای است که می توان او را بنیانگذار این شیوه دانست. در واقع می توان گفت قابل توجه ترین اتفاق در عرصه ی شعر نو در سال 1332، چرخش سهراب سپهری از زبان نیمایی به زبان هوشنگ ایرانی است. اهمیت این اتفاق از آن جهت بود که در آن سالها، متأثرین از نیما فراوان بودند، ولی کسی به زبان هوشنگ ایرانی و زیبایی شناسی او وقوف نداشت.
    سپهری، تنها شاعر متأثر از درک هوشنگ ایرانی بود که زبان او را تا حد چشمگیری تکامل بخشید و اگر این نبود یکی از ظریفترین و پر ظرفیت ترین دستاوردهای شعر نو، نیمه کاره و ناقص می ماند. شعر سپهری دارای تصویرهای شاعرانه و مضامین و مفاهیم عرفانی و فلسفی و غنائی است. سهراب شاعری بود، غوطه ور در دنیای شعر و هنر خویش که به همه چیز رنگ شعر می داد. همه ی اشیاء برای او معنویت داشتند، در ژرفای هر چیز مادی فرو می رفت و به آن حیات معنوی می بخشد. گویی برای او تمام ذرات عالم دارای روح و عاطفه و احساس بودند. زبان سپهری نیز زبانی لطیف و ویژه ی خود اوست. شعرش دارای تصاویر تازه ولی مبهم است و از این رو ساده و روشن نیست. خیالات ظریف و تصویرهای زیبا سراسر اشعار وی را در برگرفته است. او البته همواره در راه تکامل خویش پیش رفته است و این نکته را از خلال شعرهای «هشت کتاب» او می توان دریافت. در کل، سهراب سپهری در شعر با زبان ساده، انسانها را به نگریستن دقیق در طبیعت و نزدیک شدن و یکی شدن با آن دعوت می کند. او محیط خود و عصری را که در آن می زیست نمی پسندید و در جستجوی عالمی والاتر و برتر بود.

    منبع سایت : www.daily.ir

    mina_ocean

    تعداد پستها : 3
    Registration date : 2008-08-29

    رد: زندگينامه و اشعار سهراب سپهري

    پست من طرف mina_ocean في الأحد أغسطس 31, 2008 5:56 am

    خانه دوست کجاست" ؟


    در فلق بود که پرسید سوار

    آسمان مکثی کرد

    رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

    و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

    نرسیده به درخت،کوچه باغی است که از خواب خداسبز تر است

    و در آن عشق باندازه ی پرهای صداقت آبی ست

    می روی تا ته آن کوچه که او پشت بلوغ سر به در می آرد

    پس به سمت گل تنهایی می پیچی

    دو قدم مانده به گل

    پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

    وترا ترسی شفاف فرا میگیرد،

    در صمیمیت سیال فضا خش خشی میشنوی

    کودکی میبینی، رفته از کاج بلندی بالا

    جوجه بردارد از لانه نور،

    و از او میپرسی:

    خانه دوست کجاست
    avatar
    Elykak

    تعداد پستها : 95
    آدرس پستي : elykak@yahoo.com
    Job/hobbies : گيتار ، شعر ...
    Registration date : 2008-05-31

    رد: زندگينامه و اشعار سهراب سپهري

    پست من طرف Elykak في الأربعاء سبتمبر 24, 2008 7:55 am

    تهی بود و نسیمی
    سیاهی بود و ستاره ای
    هستی بود و زمزمه ای
    لب بود و نیایشی
    من بود و تویی
    نماز و محرابی
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: زندگينامه و اشعار سهراب سپهري

    پست من طرف catuyoun في السبت مارس 21, 2009 3:14 pm

    دشت هايي چه فراخ
    كوه هايي چه بلند
    در گلستانه چه بوي علفي مي آمد؟
    من دراين آبادي پي چيزي مي گشتم
    پي خوابي شايد
    پي نوري ‚ ريگي ‚ لبخندي
    پشت تبريزي ها
    غفلت پاكي بود كه صدايم مي زد
    پاي ني زاري ماندم باد مي آمد گوش دادم
    چه كسي با من حرف مي زد ؟
    سوسماري لغزيد
    راه افتادم
    يونجه زاري سر راه
    بعد جاليز خيار ‚ بوته هاي گل رنگ
    و فراموشي خاك
    لب آبي
    گيوه ها را كندم و نشستم پاها در آب
    من چه سبزم امروز
    و چه اندازه تنم هوشيار است
    نكند اندوهي ‚ سر رسد از پس كوه
    چه كسي پشت درختان است ؟
    هيچ مي چرد گاوي در كرد
    ظهر تابستان است
    سايه ها مي دانند كه چه تابستاني است
    سايه هايي بي لك
    گوشه اي روشن و پاك
    كودكان احساس! جاي بازي اينجاست
    زندگي خالي نيست
    مهرباني هست سيب هست ايمان هست
    آري تا شقايق هست زندگي بايد كرد
    در دل من چيزي است مثل يك بيشه نور مثل خواب دم صبح
    و چنان بي تابم كه دلم مي خواهد
    بدوم تاته دشت بروم تا سر كوه
    دورها آوايي است كه مرا مي خواند


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: زندگينامه و اشعار سهراب سپهري

    پست من طرف catuyoun في السبت مارس 21, 2009 3:15 pm

    گوش كن دورترين مرغ جهان مي خواند
    شب سليس است و يكدست و باز
    شمعداني ها
    و صدا دار ترين شاخه فصل ‚ ماه را مي شنوند
    پلكان جلو ساختمان
    در فانوس به دست و در اسراف نسيم
    گوش كن جاده صدا مي زند از دور قدمهاي تو را
    چشم تو زينت تاريكي نيست
    پلكها را بتكان كفش به پا كن و بيا
    و بيا تا جايي كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
    و زمان روي كلوخي بنشيند با تو
    و مزامير شب اندام تو را مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند
    پارسايي است در آن جا كه تو را خواهد گفت
    بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

      اكنون السبت ديسمبر 16, 2017 2:07 am ميباشد