دل خواسته ها


    محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    شاطر
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:19 pm

    محمد اقبال لاهوری یا علامه اقبال (به هندی: मुहम्मद इक़बाल، به اردو: علامہ محمد اقبال) (‏۳ ذیقعدهٔ ۱۲۹۴/‏۱۸ آبان ۱۲۵۶ تا ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷‌/۲۰ صفر ۱۳۵۷) شاعر، فیلسوف، سیاست‌مدار و متفکر مسلمان پاکستانی بود، که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده‌است. اقبال نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در این کشور به طور رسمی «شاعر ملی» خوانده می‌شود





    زندگی

    اقبال و فرزندش جاوید

    اقبال در سیالکوت، که امروزه در ایالت پنجاب پاکستان واقع شده‌است، به دنیا آمد. نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند و در سده هفدهم میلادی، حدود دویست سال پیش از تولد او، اسلام آورده بودند. پدر او مسلمانی دیندار بود. اقبال قرآن را در یکی از مساجد سیالکوت آموخت و دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در اسکاچ‌مشن کالج (Scoth Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹م با رتبه اول از دانشگاه پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه گرفت.

    اقبال در دورهٔ کارشناسی ارشد با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با با ادوارد براون و نیکلسون مراودات علمی داشت.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:20 pm

    فعالیت‌های سیاسی

    اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمد علی و محمد علی جناح همکاری نزدیک داشت. وی در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور داشت اما از آنجا که گمان می‌کرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامی بود و در لاهور قرار داشت. در این شورا وی از پیش‌نویس قانون اساسی که محمد علی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. اقبال در ۱۹۳۰ به عنوان رئیس اتحادیه مسلمانان در الله آباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.


    چهرهٔ فرامرزی اقبال

    اقبال همواره کوشیده‌است که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگی‌های سیاسی آن زمان واندیشه‌های اسلامی، او پذیرش ویژه‌ای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را می‌توان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:22 pm

    اقبال و ایران



    آرامگاه اقبال لاهوری

    اقبال یکی از نامورترین و سرشناس‌ترین شاعرپارسی‌گوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژه‌ای در ایران یافته‌است.(این در حالی است که تفاوت شهرت بیدل در دیگر کشورها و ایران به اندازه‌ای است که نمی‌توان با هم سنجید.)از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شده‌است ۷۰۰۰ بیت آن فارسی است. شریعتی در جائی وی را ایرانی‌ترین خارجی و شیعه‌ترین سنی خطاب کرده‌است. تز دکترای وی مربوط به سیر حکمت در ایران بوده‌است و وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. شاید بنیادی‌ترین دلیل شهرت اقبال در ایران چهرهٔ مذهبی او باشد چون بار نخست از سوی مذهبی‌ها(مانند مطهری و شریعتی) شناسانده شد. هرچند که اقبال بی‌گمان دلبستگی فراوانی به ایران داشته‌است و برخی از ملی‌گرایان نیز آن را ستوده‌اند ولی بیشتر گمان می‌رود که اینان برای همسو کردن خود با دیگران این کار را کرده‌اند ودلیل‌هایی که برای ستودن اقبال آورده‌اند چندان استوار نیست. مهم‌ترین اقبال شناس ایرانی آقای دکتر ملکی است که بقول خودش ده هزار صفحه مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کرده‌است




    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:24 pm

    اقبال و فلسفه

    اقبال یکی از فلیسوف بزرگ اسلام هستند۔منبع فکرشان با قران ارتباط دارد۔اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاری‌ها از اعتماد به یونانی‌ها ناشی شده است. از نظر وی از آن‌جا که روح قرآن به امور عینی توجه داشت و فلسفهٔ یونانی به امور نظری می‌پرداخت، کوشش مسلمانان برای قهم قرآن از منظر تعالیم یونانی بفهمند محکوم به شکست است.

    در باب فهم تجربی و پوزیتیو او معتقد است که اندیشهٔ مسلمانانی مانند ابن‌حزم در خصوص ادراکات حسی به‌عنوان منبع شناخت و ابن‌تیمیه در تبین اهمیت روش استقرا، کندی در خصوص احساس متناسب با انگیزه و استعمال آن در روان‌شناسی، مقدمات نظری مباحث تجربی جدید غرب را پدید آورد.اقبال شکوفایی روش تجربه و مشاهده را در تمدن اسلامی در نتیجهٔ جدال ممتد با اندیشهٔ یونانی می‌داند. وی در تأیید پیشگامی مسلمین در روش تجربی شاهد مثال‌هایی را از آثار و نظریه‌های علمی جاحظ و ابن مسکویه در نظریهٔ تکامل، بیرونی در ریاضیات و مسئلهٔ زمان، خوارزمی در جبر و اعداد و عراقی و خواجه محمد پارسا در روان‌شناسی دینی ذکر می‌کند


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:25 pm

    اقبال و مولوی

    دل‌بستگی و وابستگی اقبال به مولانا را می‌شود از جنس همان عشق پرسوز و گدازی دانست که خود مولانا را به شمس او مجذوب کرده‌است:
    به کام خود دگر آن کهنه می‌ریز که با جامش نیرزد ملک پرویز
    ز اشعار جلال‌الدّین رومی به دیوار حریم دل بیاویز
    سراپا درد و سوز آشنائی وصال او زبان‌دان جدائی
    جمال عشق گیرد از نی او نصیبی از جلال کبریائی
    به‌روی من در دل بازکردند ز خاک من جهانی سازکردند
    ز فیض او گرفتم اعتباری که با من ماه و انجم سازکردند
    خودی تا گشت مهجور خدائی به فقر آموخت آداب گدائی
    ز چشم مست رومی وام‌کردم سروری از مقام کبریائی


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:26 pm

    انتقادات

    گروهی از روشنفکران به این مسئله که اقبال مفهوم ابرانسان نیچه را مقبول دانسته خرده گرفته‌اند. باور به مفهوم اَبَرمرد در توصیفات اقبال در مورد خودمحوری، خود بودن و احیاء تمدن اسلامی بازتاب یافته‌است. تشویق اقبال به بازگشت اسلام به صحنه سیاست و ضدیت با تمدن غرب و رد دستاوردهای فرهنگی و علمی غرب از دیگر مسائل مورد انتقاد گروه‌هایی از اندیشمندان است. چندین تن از دانشوران توصیفات شاعرانه او از زندگی کاملاً مطابق با قوانین اسلام را غیرعملی دانسته و آن را بی‌اعتنایی و بی‌احترامی به جوامع گوناگون با میراث متنوع فرهنگی بشر می‌دانند. در نظر بسیاری پافشاری اقبال بر یگانگی اسلامی و جدایی فرهنگی از دیگران به همزیستی جوامع بشری لطمه می‌رساند.

    در حالیکه در حوزه زبانی اردو از او به عنوان شاعری بزرگ یاد می‌شود ولی باور عمومی بر اینست که اشعار اردوی اقبال نسبت به آثار اولیه فارسی او ضعیفترند و الهام‌بخشی، نیرو و سبک لازم را دارا نیستند.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:26 pm

    آثار

    ناله یتیم نخستین اثر اقبال بود و وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایت‌الاسلام در لاهور خواند. آثار اقبال به طور کلی عبارت‌اند از:
    علم‌الاقتصاد: نخستین کتاب درباره اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
    تاریخ هند
    اسرار خودی (منظوم، فارسی)
    رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
    پیام مشرق (منظوم، فارسی)
    بانگ درا
    زبور عجم (منظوم، فارسی)
    جاویدنامه (منظوم، فارسی)
    پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
    احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
    توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
    مثنوی مسافر
    بال جبرئیل
    ضرب کلیم
    ارمغان حجاز
    یادداشت‌های پراکنده


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:27 pm

    آنچه از خاک تو رُست ای مرد حرّ آن فروش و آن بپوش و آن بخور
    آن جهان‌بینان که خود را دیده‌اند خود گلیم خویش را بافیده‌اند
    ای امین دولت تهذیب و دین آن ید بیضا برآر از آستین
    خیز و از کار اُمم بگشا گره نقشه اَفرنگ را از سر بنه
    نقشی از جمعیت خاور فکن واستان خود را ز دست اهرمن
    ای اسیر رنگ، پاک از رنگ شو مؤمن خود، کافر افرنگ شو
    رشتهٔ سود و زیان در دست توست آبروی خاوران در دست توست
    اهل حق را زندگی از قوّت است قوّت هر ملّت از جمعیت است
    دانی از افرنگ و از کار فرنگ تا کجا در بند زُنّار فرنگ؟
    زخم از او، نشتر از او، سوزن از او ما و جوی خون و امید رفو؟
    گر تو می‌دانی حسابش را درست از حریرش نرمتر، کرباس توست
    بوریای خود به قالینش مده بیدق خود را به فرزینش مده
    هوشمندی از خُم او مِی نخورد هر که خورد، اندر همین میخانه مُرد


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:28 pm

    شرح حال
    علامه محمد اقبال لاهوری در سوم ذیعقده -1294 هجری قمری (مطابق با 9 نوامبر 1877 میلادی) در یک خانواده متدین در شهر سیالکوت دیده به جهان گشود، پدرش بازرگانی پیشه می‌کرد. اجدادش همه از برهمنان کشمیر بودند که در قرن هفدهم به دین اسلام مشرف گشتند. علامه تحصیلات خود را با قرآن در یکی از مساجد زادگاهش شروع نموده و بعد از اتمام دوره مکتب برای گذران دوره‌های ابتدائی و متوسطه به کالج رفت.
    آغاز شاعری
    در کالج مورد توجه یکی از معلمانش به نام مولانا میر حسین قرار گرفت. ذوق و استعداد شاعری علامه تا جائی معلمش را تحت تاثیر قرار داد که ایشان هر چند مخالف با شعر گفتن جوانان بود، خودش علامه را تشویق به سرودن نمود. علامه سروده‌های خود را در ابتداء جهت اصلاح به داغ دهلوی تسلیم می‌نمود داغ دهلوی نیز پس از مدتی اعتراف کرد که اشعار اقبال نیاز به تصحیح نداشته و از داشتن چنین شاگردی فخر و مباهات می‌کرد.
    تخصصصات علمی وی
    علامه پس از اتمام دوره کالج، در رشته فلسفه دانشگاه لاهور ادامه تحصیل داده و با اتمام دوره فوق لیسانس از دانشگاه پنجاب با رتبه اول، عهده دار تدریس در رشته‌های تاریخ، فلسفه و علوم در همان دانشگاه گردید. اما فعالیت علامه و ذوق و قریحه وی فقط در عالم شعر و شاعری و فلسفه محدود نبوده بلکه ایشان در عالم اقتصاد نیز حرفی برای گفتن داشته‌اند تا جائیکه در سال 1901 م کتابی در همین زمینه به زبان اردو نوشتند.
    آثار علامه
    علاوه بر کتاب فوق از علامه آثاری دیگری نیز بر جای مانده که به شرح زیر می‌باشد:


    علم الاقتصاد (که یادآوری شد)
    توسعه حکمت در ایران (سیر فلسفه در ایران) (ترجمه شده به زبان فارسی)
    تاریخ هند
    احیای فکر دینی در اسلام (ترجمه شده به زبان فارسی)
    یادداشتهای پراکنده (مجموعه خاطرات چند ماهه اقبال)
    دیوان فارسی اقبال که شامل رموز بی خودی، اسرار خودی، زبور عجم، پیام مشرق، جاویدنامه و ارمغان حجاز می‌باشد.
    دیوان اقبال (به زبان اردو) بانگ درا، بال جبرئیل، ضرب کلیم.

    حضور در دانشگاه
    ایشان پس از مدتی جهت تکمیل تحصیلاتش راهی اروپا گردیده که این سفر علمی تاثیر زیادی بر افکارش به جای گزارد. در دانشگاه کمبریج نیز فلسفه را ادامه دارد و در آنجا با یکی از پیروان هگل به نام مک تیگارت ملاقاتی انجام داد، همچنین فرصت آشنایی با پروفسور براون و نیکلسون را پیدا کرد. اقبال پس از کسب درجه فلسفه اخلاق در دانشگاه کمبریج راهی دانشگاه مونیخ آلمان گردیده و با ارائه پایان نامه خود تحت عنوان سیر در فلسفه در ایران موفق به دریافت درجه دکتری گردید. ایشان مدتی نیز به جای پروفسور آرنلد در دانشگاه لندن، به تدریس زبان و ادبیان فارسی پرداخت. ظاهرا در اواخر اقامتش در لندن، قصد ترک شعر و شاعری داشت که دوستانش مانند سرعبدالقادر و همچنین آرنلد مانع از این کار او شدند.
    شاعر ملی اسلامی
    علاوه بر تخصصات ذکر شده، ایشان در اروپا در زمینه زبان ادبیات فارسی نیز به مطالعاتی دست زد که بعدا این زبان را به عنوان زبان شعری خود برگزید. همچنین از جمله تحولاتی مهمی که در زندگی اقبال در اروپا تبدیل وی از یک شاعر وطنی به یک شاعر ملی اسلامی بود که کتاب بانگ درا شاهد خوبی بر این مدعاست. ایشان پس از بازگشت به وطن در سال 1908 میلادی به سمت رئیس بخش فلسفه دانشکده دولتی لاهور انتخاب گردیده و علاوه بر تدریس، اجازه وکالت نیز کسب نموده اما پس از چندی، فقط شغل وکالت را ادامه داده و از تدریس دست کشید.
    حرکتهای سیاسی وی
    اقبال در سال 1926 م، به عضویت مجلس قانونگذاری انتخاب شد. وضعیت زندگی ناگوار مردم و اختلافات در آن زمان و عشق به آزادی، اقبال را به سوی حرکتهای سیاسی سوق داد تا جائیکه اقبال پیشنهاد تشکیل دولت پاکستان را در جلسه سالیانه حزب مسلم‌بیگ در الله آباد را داد. همچنین ایشان نمایندگی مردم مسلمان شبه قاره را در اولین موتمر اسلامی فلسطین در بیت المقدس را داشته. ایشان در بازگشتی از کنفرانسی در لندن از اسپانیا و مسجد قرطبه دیدن کرده بودند که دیدار از این مسجد تاثیر زیادی در روحیه ایشان به جای گذارده بود، در منظومه‌ای آن را بیان داشته همچنین از افغانستان نیز دیداری کرده و به زیارت مزار حکیم ثنائی موفق گردید. در اواخر عمر نیز یعنی به سال 1933 از دانشگاه پنجاب موفق به دریافت دکتری افتخاری گردید.
    بالاخره ایشان به دنبال تنگی نفس و ضعف قلبی که مبتلا گشته بود در روز پنجشنبه 21 آوریل 1938 مطابق بیستم صفر 1357 قمری دار فانی را وداع گفت.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:29 pm

    سروده : محمد اقبال لاهوری
    مقدمه
    علامه اقبال لاهوری ظاهرا در هر نوع شعری طبع آزمائی کرده‌اند ولی بیشتر از همه نظر ایشان متوجه غزل ، دوبیتی و مثنوی است و در بین اینها ذوق و استعدادش بیشتر با غزل گره خوردگی پیدا کرده که جاویدنامه نمونه عینی آن است. , و بر این اساس در دو زبان فارسی و اردو صاحب دیوان هستند که در این مقاله به بررسی دیوان فارسی ایشان می‌پردازیم.
    سبک شعری دیوان
    ایشان هر چند در سبکهای مختلفی از جمله به سبک خراسانی ، سبک هندی و سبک عراقی کارهایی انجام داده اما با توجه به شعرهایش ، به سبک خراسانی کمترین توجه را داشته، چنانکه قصیده‌هایش فاقد تشبیه، تغزل رایج شعری است. در سبک هندی نیز آثاری به جای گزارده و از آنجا که ایشان شاعر عارف مسلکی بوده تمثیلها و رمزهای شعریش یادآور شیوه بیان سنائی و عطار و مولوی نیز می‌باشد، اما با توجه به خصوصیات سبک عراقی ، سبک اقبال به آن بسیار نزدیکتر است.
    محورهای فکری علامه در دیوان
    محور اساسی فکر علامه از نظر سبک شعری بر پایه تعلیمات شاعرانی چون فردوسی، خواجه عبدالله انصاری ، ناصر خسرو ، سنائی، نظامی، عراقی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ، فیضی، بیدل، صائب تبریزی و... استوار می‌باشد. با توجه به خصوصیات سبک عراقی ، سبک اقبال به آن بسیار نزدیکتر است. زیرا وی از جنبه صوری بیشتر به حافظ و از جنبه معنوی و محتوی به مولوی عنایت ویژه‌ای داشته است علاوه بر آن در سروده‌های اقبال، بازتاب فکر و سخنوری مولوی کاملا آشکار است هم از نظر برداشتهای عرفانی و فلسفی و هم از جهت اشارات قرآنی و روایتی. تا جائیکه بنابر اقرار استاد فروزانفر ایشان تجلی روح مولوی می‌باشد. به عنوان نمونه اسرار خودی اقبال به توصیه پیر روم (مولوی)، برای بیداری مسلمانان درس خودی و خودشناسی می‌دهد. ایشان همچنین از تضمینات آثار فکر سعدی بی‌بهره نبوده تا جائیکه مشترکاتی از نظر قافیه ، ردیف و وزن در میان اشعار فارسی و اردوی اقبال می‌بینیم. همچنین علاوه بر استفاده از تضمینات آثار فکر سعدی ، یکی از علاقمندان و واصفان حافظ بوده، از لغات و اشعار حافظ در آثار خود استفاده می‌کرده تا جائیکه جوابیه دیوان شرقی گوته را به سبک و زبان حافظ پاسخ گفته است.

    با نظر بر اینکه چون اقبال شاعریست آگاه به مسائل اجتماعی روز و متفکر و بلند اندیشه، آگاه به دین و فلسفه و سیاست ، در عین حالی که زبان ادبیش آمیخته با انواع صنعتها، بدایع و ظرافتهای هنر کلامی است در هر یک از انواع شعری که وارد می‌شود نکته‌ای ظریف نیز بیان می‌دارد، که این ویژگیها رنگ خاصی به شعر اقبال می‌دهد که ما در کمتر شاعری سراغ داریم.
    چارچوب فکری اقبال
    با در نظر گرفتن اینکه اقبال از نزدیک با چندین فرهنگ و تمدن در تماس بوده، در خانواده‌ای مسلمان و متدین بدنیا آمده، دوران جوانیش را در دانشگاههای اروپا گذرانده، تا جائیکه به قول معروف به زبان اردو سخن می‌گفته به لاتین می‌نوشته و به فارسی شعر می‌سروده، هم در فلسفه کرسی استادی داشته و هم در علم اقتصاد و هم در سیاست حرفی برای گفتن داشته، همه اینها از او متفکری جامع نگر بوجود آورده بود. ایشان با آنکه خود را مرید مولوی عارف می‌داند در عین حال در میان مسلمان و فعالان سیاسی عصرش جایگاه ویژه‌ای برای خود باز می‌کند ، در شمار معدود کسانی است که طرحی نو در اندیشه دینی بوجود آورده. با این بیانات می‌توان گفت عناصر فکریش را بطور فهرست وار چنین بیان کرد:

    جنبه عرفانی در شعر و آثار اقبال نمود ویژه‌ای دارد، ارزشهای مثبت تصوف را تائید و جنبه‌های منفی آنرا رد می‌کند، به مردم توصیه می‌کند در سایه توجه به تعلیمات قرآنی راه زندگی را پیدا کنند می‌فرماید:

    گر تو می خواهی مسلمان زیستن
    نیست ممکن جز به قرآن زیستن


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:29 pm

    اقبال با درک اینکه دولتهای دست نشانده و استمعارگر عامل بدبختی مردم است، مردم را متوجه خطر کرده، با استادی و هوش سرشار خود، اندیشه‌های عرفانی و حکیمانه خود را آنچنان به زبان ساده به مردم تفهیم می‌کند که انگار خون تازه در رگهای ملت می‌دمد. و برای آنها بیدار باش می‌دهد تا استعمار را در سایه وحدت اسلامی از پای در آورند.

    اقبال هنر را برای زندگی و زندگی کردن می داند و هنرهایی که فاقد چنین شاخصه‌ای باشد باعث نابودی.

    محرک اصلی زندگی را آرزو قلمداد می کند، محکم و استوار شدن خودی را از عشق می‌داند عشقی که از تقلید مرد کامل که عالیترین نمونه آن پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله است.

    توجه و تمایل وی به قرآن، تعلیمات اسلامی، پیامبر اکرم و خاندان وی نیز قابل توجه می‌باشد، در کمتر اثری از علامه نمی‌توان سراغی از تاثیر قرآن، تعلیمات اسلامی سراغی گرفت. معتقد است که مسلمانان امروز در سایه تعلیمات اسلامی می‌توانند، در حل مشکلات سیاسی و اجتماعی عصر جدیدی پیروز گردند که یکی از این حلال مشکلات را همان بحث اجتهاد معرفی می‌کند که قادر است در رویدادهای دنیای جدید و تنگناهای عصر صنعت، نجات بخش مسلمین باشد.

    اردت ویژه ای به حضرت محمد داشته تا جائیکه وقتی یکی از اطرافیانش نام آن حضرت را می‌برده رنگ وی تابناک و گلگون می‌گشته، محبوب واقعی هر مرد و زن مسلمان را آن حضرت معرفی می‌نماید.

    بروز اختلاف مذهبی برایش خیلی رنج آور بوده هر چند که حنفی مذهب بوده، اعلام می‌داشته که این کارها وحدت اسلامی را از بین می‌برد، شیفتگی وافری به خانواده اهلبیت داشته، با صداقت ویژه و سوز و گداز خاصی در مدح اهلیت زبان را به شعر واداشته تا جائیکه، ولایت آنها را عامل زنده بودن خود می دانسته و این چنین اقرار می‌کرده که:

    از ولای دودمانش زنده ام
    در جهان مثل گوهر تابنده‌ام


    حضرت فاطمه را سرور زنان جهان می‌داند، ایشان را به عنوان الگوی کاملی برای زنان مسلمان معرفی می‌کند.

    قیام حسینی را قیام و نهضت آزدی خواهی معرفی می‌کند،شهادت عظیم امام حسین را برای افراد مظلوم به عنوان سرمشق بیان نموده، اعلام می‌دارد که برای ایفای حق خود قیام کنند با این بیان که:

    هر که پیمان با هوالموجود بست
    گردنش از بند هر معبود رست

    تیغ بهر عزت دین است و بس
    مقصد او حفظ آئین است و بس

    خون او تفسیر این اسرار کرد
    ملت خوابیده را بیدار کرد


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:29 pm

    بخشهای دیوان
    پس از آشنایی اجمالی با سبک شعری اقبال و چهارچوب فکریش در اینجا گذری کوتاه در دیوان فارسی اقبال که شامل اسرار خودی، رموز بی‌خودی، زبور عجم، پیام مشرق، جاویدنامه، ارمغان حجاز می‌باشد، کرده و به معرفی هر کدام از آنها می‌پردازیم:
    اسرار خودی
    نخستین مثنوی علامه به زبان فارسی می‌باشد در وزن بحر رَمل، که به شیوه کلاسیک شعرای ادبی عارف ایران سروده شده است. ظاهرا مثنوی اسرار خودی نتیجه انقلاب درونی و تحولاتی درونی اقبال است که در سایه آشنایی اقبال با عرفان اسلامی و ایرانی از یک طرف و تمدن و مادیت اروپائی از طرف دیگر که وی را یک شاعری متعهد و انقلابی به بار آورده بود پس از مراجعت از اروپا به رشته نظم در آورد. در حقیقت محور اندیشه وی در مثنوی اسرار خودی نوعی عرفان پویا و سازنده است بر این اساس است که بعضا متصوفان و متفکران گوشه‌گیر را به باد انتقاد می‌گیرد.
    رموز بی خودی
    از لحاظ لفظ و معنی به تبعیت از مثنوی مولوی سروده شده که پر از مفاهیم علمی، عرفانی و افکار تازه حکمت و تفسیر آیات و احادیثی است با چاشنی داستانهایی از مثنوی معنوی و حکایات عطار.
    ایشان در این منظومه خودشناسی و شناخت هویت انسانی را تبیین نموده ابراز می‌دارد که در بین مسلمانان ضمن حفظ خصوصیات فردی، نیروی همبسته واحدی بوجود آید که منتهی به یکپارچگی اسلامی گردد و از تک روی و تفرقه انتقاد می‌کند. وطن را وطن اسلامی و محور اساسی جهان اسلام را قرآن و تبعیت از حضرت محمد صلی الله برای رسیدن به سعادت، ضروری می‌داند. تقلید در احکام دین را بهتر از اجتهاد فردی می‌خواند، با معرفی حضرت فاطمه به عنوان الگوی زن مسلمان، از بی بند و باری زنان عرب بیزاری جسته سعی می‌کند استعمار زدگان و کمونیستها را متوجه اشتباهاتشان ساخته و بیدارشان نماید.
    زبور عجم
    بخشی از این مجموعه یعنی غرلیاتش از لحاظ شیوه بیان و ارزشهای محتوایی یادآور سبک مولانا، سعدی و حافظ می‌باشد. علاوه بر غزل ، مسماط و ترجیع بند نیز در این بخش سروده شده. ایشان در این مجموعه در پاسخی به گلشن راز شیخ محمود شبستری گلشن راز جدید را سروده که موضوعش تفسیر و تبیین مفهوم خودی و نیروهای بالقوه آن است. قسمت الحاقی آن نیز بندگی نامه می‌باشد که اقبال شرقیان را تشویق به قیام می‌کند تا خود را از زیر اسارت غربیان آزاد سازند.
    پیام مشرق
    این مجموعه پاسخی است به دیوان شرقی- غربی گوته.
    جاویدنامه
    این منظومه را که به نام فرزندنش جاوید، به نظم در آورده، در واقع تفکرات اقبال است درباره خلقت جهان و شکایت از تنهایی و رنج روزگار و اوضاع نابسامان زمانه، اظهار ناامیدی وی از پیران و آرزوی اینکه خداوند جوانان را هدایت کند تا حرفهای شاعر را فهمیده ، در راه پیشرفت و ترقی گام برداشته تا در سایه آن به استقلال واقعی برسند.
    پیام مشرق (پس چه باید کرد ای قوم شرق)
    در این مجموعه سفارشهائی در اطاعت از قرآن دارد، نکاتی در بیان عقاید و افکار خود آورده در بخش دیگر، به بیان علل انحطاط هندیان روی آورده که تحت تاثیر استعمار انگلیس قرار داشته‌اند و فریاد انقلاب سر می‌دهد و در آخر جامعه اسلامی را مخاطب قرار داده و رهنمودهایی کرده، ملل شرق را تشویق می‌کند تا برخود آیند و تنها راه نجات را بازگشت به اسلام می‌خواند.
    ارمغان حجاز
    آخرین اثر اقبال لاهوری می‌باشد که هفت ماه بعد از وفاتش منتشر گشته، انگیزه اصلی وی در سرودن این مجموعه، احساس ادای فریضه حج بوده که اقبال خود را مهیای انجام آن کرده بود. مجموعه فوق شامل دو بیتی‌هایی است به سبک دوبیتیهای باباطاهر تحت عناوین حضور حق، حضور رسالتماب، حضور ملت، حضور عالم انسانی. نمودار کاملی از سوز درونی شاعر که ضمن آن از وضعیت پریشان هند و سایر ملل اسلامی می‌نالد و بر علمای ظاهر بین که حقایق دین را نادیده گرفته‌اند سخت می‌تازد.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:32 pm

    شعر همسايه: اقبال لاهوری

    علامه محمد اقبال لاهوری، فيلسوف و متفکر نام‌دار و نوانديش جهان اسلام، در سال ١٨٧٣١ ميلادی در شهر سيالکوت از ايالت پنجاب هند به دنيا آمد. پس از تحصيلات مقدماتی در رشته‌ی فلسفه در دانشگاه لاهور ثبت‌نام کرد و از محضر سر تامس آرنولد بهره برد. دوره‌ی فوق‌ليسانس اين رشته را با احراز رتبه‌ی اول در دانشگاه پنجاب به پايان رساند و به استادی برگزيده شد. در همين حال، به فراگيری زبان فارسی و عربی روی آورد.



    در سال ١٩٠١ نخستين کتاب خود را در زمينه‌ی اقتصاد به زبان اردو تاليف کرد. سپس به توصيه‌ی سر تامس آرنولد برای ادامه‌ی تحصيلات عازم اروپا شد و سه سال در آن‌جا به مطالعه و تحصيل پرداخت. در دانشگاه کمبريج در رشته‌ی فلسفه پذيرفته شد و در آن‌جا با مک تيگارت، از هگل‌گرايان سرشناس، ادوارد براون و رينولد نيکلسون، از مستشرقان بنام، آشنا شد. پس از اخذ درجه‌ی فلسفه‌ی اخلاق از کمبريج وارد دانشگاه مونيخ در آلمان شد و رساله‌ی دکترای خود را با عنوان «سير فلسفه در ايران» تدوين نمود. اقبال از ميان متفکران غرب به آثار لاک، کانت، هگل، گوته، تولستوی، و از شرقيان به اشعار مولوی دل‌بستگی خاصی داشت.

    اقبال شيفته‌ی زبان و ادبيات فارسی بود و زبان فارسی را برای بيان آراء و افکار خود برگزيد. اقبال به تدريج از يک شاعر وطنی به شاعری اسلامی-جهانی تحول يافت، تا جايی که به اعتقاد بسياری از متفکران وی يکی از نخستين مناديان وحدت اسلامی به شمار می‌رود. اقبال در سال‌های نخست بازگشت به هند، «اسرار خودی و رموز بی‌خودی»٢ را منتشر کرد. اين منظومه‌ها به دست رينولد نيکلسون، استاد فلسفه‌ی وی رسيد. نيکلسون که از قبل استعداد وی را می‌شناخت به ترجمه‌ی اين منظومه به زبان انگليسی اقدام نمود. بدين ترتيب اقبال پيش از آن‌که در هندوستان شناخته شود، در انگلستان به شهرت و اعتبار رسيد.

    اقبال در ١٩٢٦ به عضويت مجلس قانون‌گذاری پنجاب انتخاب شد. منازعات و کشمکش‌های متعدد ميان مسلمانان و هندوها و عشق به آزادی وی را به شرکت در فعاليت‌های سياسی علاقه‌مند کرد تا اين‌که در ١٩٣٠، در جلسه‌ی ساليانه‌ی حزب مسلم ليگ در احمدآباد، پيشنهاد تشکيل دولت پاکستان را مطرح نمود. با اين‌که اقبال چندان زنده نماند٣ که استقلال کشور پاکستان را در سال ١٩٤٧ ببيند، اما به‌عنوان پدر معنوی پاکستان از احترام فراوانی برخوردار است و هر سال در روز تولد او که به «يوم اقبال» معروف است، جشن‌ها و آيين‌هايی ويژه برگزار می‌شود.

    عشق و علاقه‌ی وافر اقبال به سرزمين، تمدن و فرهنگ ايران در تمامی آثار و سروده‌های وی هويداست، عشقی نشأت‌گرفته از مايه‌های ايمان دينی؛ تا بدان‌جا که تهران را ام‌القرای دوم جهان اسلام می‌دانست.


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:33 pm

    دوبيتی‌ها

    سحر در شاخسار بوستانی
    چه خوش می‌گفت مرغ نغمه‌خوانی
    برآور هرچه اندر سينه داری
    سرودی، نغمه‌ای، آهی، فغانی

    سحر می‌گفت بلبل باغبان را
    در اين گِل جز نهال غم نگيرد
    به پيری می‌رسد خار بيابان
    ولی گُل چون جوان گردد بميرد

    چه می‌پرسی ميان سينه دل چيست؟
    خرد چون سوز پيدا کرد دل شد
    دل از ذوق تپش دل بود ليکن
    چو يک دم از تپش افتاد گِل شد

    کنشت و مسجد و بت‌خانه و دير
    جز اين مشت گلی پيدا نکردی!
    ز بند غير نتوان جز به دل رَست
    تو ای غافل! دلی پيدا نکردی




    اقبال لاهوری (١٩٣٨–١٨٧٣)



    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:34 pm

    هم‌دم و بيگانه

    ای چو جان اندر وجود عالمی
    جان ما باشی و از ما می‌رمی
    نغمه از عود تو در ساز حيات
    موت در راه تو محسود حيات

    باز، تسکين دل ناشاد شو
    باز اندر سينه‌ها آباد شو

    باز از ما خواه ننگ و نام را
    پخته‌تر کن عاشقان خام را

    از تهی‌دستان رخ زيبا مپوش
    عشق سلمان و بلال ارزان فروش

    کوه آتش‌خيز کن اين کاه را
    ز آتش ما سوز غيرالله را

    رشته‌ی وحدت چو قوم از دست داد
    صد گره بر روی کار ما فتاد

    ما پريشان در جهان چون اختريم
    همدم و بيگانه از يک‌ديگريم

    باز اين اوراق را شيرازه کن
    باز آيين محبت تازه کن

    باز ما را بر همان خدمت گمار
    کار خود با عاشقان خود سپار

    رهروان را منزل تسليم بخش
    قوت ايمان ابراهيم بخش



    مريم و زهرا (س)

    مريم از يک نسبت عيسی عزيز
    از سه نسبت حضرت زهرا عزيز

    نور چشم رحمة‌للعالمين
    آن امام اولين و آخرين

    آن که جان در پيکر گيتی دميد
    روزگار تازه آيين آفريد

    بانوی آن تاج‌دار هل اتی
    مرتضی، مشکل‌گشا، شير خدا

    پادشاه و کلبه‌ای ايوان او
    يک حسام٤ و يک زره سامان او

    مادر آن مرکز پرگار عشق
    مادر آن کاروان-سالار عشق

    آن يکی شمع شبستان حرم
    حافظ جمعيت خيرالامم

    تا نشيند آتش پيکار و کين
    پشت پا زد بر سر تاج و نگين

    وان دگر مولای ابرار جهان
    قوت بازوی احرار جهان

    در نوای زندگی، سوز از حسين
    اهل حق، حرّيت‌آموز از حسين

    مزرع تسليم را حاصل بتول
    مادران را اسوه‌ی کامل بتول

    بهر محتاجی دلش آن‌گونه سوخت
    با يهودی چادر خود را فروخت

    ...آن ادب پرورده‌ی صبر و رضا
    آسياگردان و لب قرآن‌سرا

    اشک او برچيد جبريل از زمين
    هم‌چو شبنم ريخت بر عرش برين ..


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:35 pm

    بینی جهان را خود را نبینی

    اقبال لاهوری » زبور عجم


    بینی جهان را خود را نبینی

    تا چند نادان غافل نشینی

    نور قدیمی شب را بر افروز

    دست کلیمی در آستینی

    بیرون قدم نه از دور آفاق

    تو پیش ازینی تو بیش ازینی

    از مرگ ترسی ای زنده جاوید؟

    مرگ است صیدی تو در کمینی

    جانی که بخشد دیگر نگیرند

    آدم بمیرد از بی یقینی

    صورت گری را از من بیاموز

    شاید که خود را باز آفرینی


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:36 pm

    از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب

    اقبال لاهوری » زبور عجم


    از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب

    هم ز خدا خودی طلب هم ز خودی خدا طلب

    از خلش کرشمه ئی کار نمی شود تمام

    عقل و دل و نگاه را جلوه جدا جدا طلب

    عشق بسر کشیدن است شیشه کائنات را

    جام جهان نما مجو دست جهان گشا طلب

    راهروانبرهنه پا راه تمام خار زار

    تا به مقام خود رسی راحله از رضا طلب

    چون بکمال میرسد فقر دلیل خسروی است

    مسند کیقباد را در ته بوریا طلب

    پیش نگر که زندگی راه بعالمی

    از سر آنچه بود و رفت در گذر انتها طلب

    ضربت روزگار اگر ناله چو نی دهد تو را

    بادهٔ من ز کف بنه چاره ز مومیا طلب


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:38 pm

    در بیان اینکه تربیت خودی را سه مراحل است مرحلهٔ اول را اطاعت و مرحلهٔ دوم را ضبط نفس، و مرحله سوم را نیابت الهی نامیده اند: «مرحلهٔ اول اطاعت»

    اقبال لاهوری » اسرار خودی


    خدمت و محنت شعار اشتر است

    صبر و استقلال کار اشتر است

    گام او در راه کم غوغا ستی

    کاروان را زورق صحرا ستی

    نقش پایش قسمت هر بیشه ئی

    کم خور و کم خواب و محنت پیشه ئی

    مست زیر بار محمل می رود

    پای کوبان سوی منزل می رود

    سر خوش از کیفیت رفتار خویش

    در سفر صابر تر از اسوار خویش

    تو هم از بار فرائض سر متاب

    بر خوری از «عنده حسن المآب»

    در اطاعت کوش ای غفلت شعار

    می شود از جبر پیدا اختیار

    ناکس از فرمان پذیری کس شود

    آتش ار باشد ز طغیان خس شود

    هر که تسخیر مه و پروین کند

    خویش را زنجیری آئین کند

    باد را زندان گل خوشبو کند

    قید بو را نافه ی آهو کند

    می زند اختر سوی منزل قدم

    پیش آئینی سر تسلیم خم

    سبزه بر دین نمو روئیده است

    پایمال از ترک آن گردیده است

    لاله پیهم سوختن قانون او

    بر جهد اندر رگ او خون او

    قطره ها دریاست از آئین وصل

    ذره ها صحراست از آئین وصل

    باطن هر شی ز آئینی قوی

    تو چرا غافل ازین سامان روی

    باز ای آزاد دستور قدیم

    زینت پا کن همان زنجیر سیم

    شکوه سنج سختی آئین مشو

    از حدود مصطفی بیرون مرو


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:39 pm

    «مرحله دوم ضبط نفس»

    نفس تو مثل شتر خود پرور است

    خود پرست و خود سوار و خود سر است

    مرد شو آور زمام او بکف

    تا شوی گوهر اگر باشی خزف

    هر که بر خود نیست فرمانش روان

    می شود فرمان پذیر از دیگران

    طرح تعمیر تو از گل ریختند

    با محبت خوف را آمیختند

    خوف دنیا ، خوف عقبی ، خوف جان

    خوف آلام زمین و آسمان

    حب مال و دولت و حب وطن

    حب خویش و اقربا و حب زن

    امتزاج ماء و طین تن پرور است

    کشته ی فحشا هلاک منکر است

    تا عصائی لا اله داری بدست

    هر طلسم خوف را خواهی شکست

    هر که حق باشد چو جان اندر تنش

    خم نگردد پیش باطل گردنش

    خوف را در سنیهٔ او راه نیست

    خاطرش مرعوب غیر الله نیست

    هر که در اقلیم لا آباد شد

    فارغ از بند زن و اولاد شد

    می کند از ماسوی قطع نظر

    می نهد ساطور بر حلق پسر

    با یکی مثل هجوم لشکر است

    جان بچشم او ز باد ارزان تر است

    لا اله باشد صدف گوهر نماز

    قلب مسلم را حج اصغر نماز

    در کف مسلم مثال خنجر است

    قاتل فحشا و بغی و منکر است

    روزه بر جوع و عطش شبخون زند

    خیبر تن پروری را بشکند

    مؤمنان را فطرت افروز است حج

    هجرت آموز و وطن سوزست حج

    طاعتی سرمایه ی جمعیتی

    ربط اوراق کتاب ملتی

    حب دولت را فنا سازد زکوة

    هم مساوات آشنا سازد زکوة

    دل ز «حتی تنفقوا» محکم کند

    زر فزاید الفت زر کم کند

    این همه اسباب استحکام تست

    پخته ی محکم اگر اسلام تست

    اهل قوت شو ز ورد یًا قوی»

    تا سوار اشتر خاکی شوی



    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:39 pm

    «مرحله سوم نیابت الهی»

    گر شتر بانی جهانبانی کنی

    زیب سر تاج سلیمانی کنی

    تا جهان باشد جهان آرا شوی

    تاجدار ملک «لایبلی» شوی

    نایب حق در جهان بودن خوش است

    بر عناصر حکمران بودن خوش است

    نایب حق همچو جان عالم است

    هستی او ظل اسم اعظم است

    از رموز جزو و کل آگه بود

    در جهان قائم بامرالله بود

    خیمه چون در وسعت عالم زند

    این بساط کهنه را برهم زند

    فطرتش معمور و می خواهد نمود

    عالمی دیگر بیارد در وجود

    صد جهان مثل جهان جزو وکل

    روید از کشت خیال او چو گل

    پخته سازد فطرت هر خام را

    از حرم بیرون کند اصنام را

    نغمه زا تار دل از مضراب او

    بهر حق بیداری او خواب او

    شیب را آموزد آهنگ شباب

    می دهد هر چیز را رنگ شباب

    نوع انسان را بشیر و هم نذیر

    هم سپاهی هم سپهگر هم امیر

    مدعای «علم الاسما» ستی

    سر «سبحان الذی اسرا» ستی

    از عصا دست سفیدش محکم است

    قدرت کامل بعلمش توأم است

    چون عنا گیرد بدست آن شهسوار

    تیز تر گردد سمند روزگار

    خشک سازد هیبت او نیل را

    می برد از مصر اسرائیل را

    از قم او خیزد اندر گور تن

    مرده جانها چون صنوبر در چمن

    ذات او توجیه ذات عالم است

    از جلال او نجات عالم است

    ذره خورشید آشنا از سایه اش

    قیمت هستی گران از مایه اش

    زندگی بخشد ز اعجاز عمل

    می کند تجدید انداز عمل

    جلوه ها خیزد ز نقش پای او

    صد کلیم آواره ی سینای او

    زندگی را می کند تفسیر نو

    می دهد این خواب را تعبیر نو

    هستئی مکنون او راز حیات

    نغمه ی نشینده ی ساز حیات

    طبع مضمون بند فطرت خون شود

    تا دو بیت ذات او موزون شود

    مشت خاک ما سر گردون رسید

    زین غبار آن شهسوار آید پدید

    خفته در خاکستر امروز ما

    شعله ی فردای عالم سوز ما

    غنچه ی ما گلستان در دامن است

    چشم ما از صبح فردا روشن است

    ای سوار اشهب دوران بیا

    ای فروغ دیده ی امکان بیا

    رونق هنگامه ی ایجاد شو

    در سواد دیده ها آباد شو

    شورش اقوام را خاموش کن

    نغمه ی خود را بهشت گوش کن

    خیز و قانون اخوت ساز ده

    جام صهبای محبت باز ده

    باز در عالم بیار ایام صلح

    جنگجویان را بده پیغام صلح

    نوع انسان مزرع و تو حاصلی

    کاروان زندگی را منزلی

    ریخت از جور خزان برگ شجر

    چون بهاران بر ریاض ما گذر

    سجده های طفلک و برنا و پیر

    از جبین شرمسار ما بگیر

    از وجود تو سرافرازیم ما

    پس بسوز این جهان سازیم ما


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:40 pm

    نکته ئی میگویم از مردان حال

    امتان را «لا» جلال «الا» جمال

    لا و الا احتساب کائنات

    لا و الا فتح باب کائنات

    هر دو تقدیر جهان کاف و نون

    حرکت از لا زاید از الا سکون

    تا نه رمز لااله آید بدست

    بند غیر الله را نتوان شکست

    در جهان آغاز کار از حرف لاست

    این نخستین منزل مرد خداست

    ملتی کز سوز او یک دم تپید

    از گل خود خویش را باز آفرید

    پیش غیر الله «لا» گفتن حیات

    تازه از هنگامهٔ او کائنات

    از جنونش هر گریبان چاک نیست

    در خور این شعله هر خاشاک نیست

    جذبهٔ او در دل یک زنده مرد

    می کند صد ره نشین را ره نورد

    بنده را با خواجه خواهی در ستیز

    تخم «لا» در مشت خاک او بریز

    هر کرا این سوز باشد در جگر

    هولش از هول قیامت بیشتر

    لا مقام ضربهای پی به پی

    این غو رعد است نی آواز نی

    ضرب او هر «بود» را سازد «نبود»

    تا برون آئی ز گرداب وجود

    با تو میگویم ز ایام عرب

    تا بدانی پخته و خام عرب

    ریز ریز از ضرب او لات و منات

    در جهات آزاد از بند جهات

    هر قبای کهنه چاک از دست او

    قیصر و کسری هلاک از دست او

    گاه دشت از برق و بارانش بدرد

    گاه بحر از زور طوفانش بدرد

    عالمی در آتش او مثل خس

    این همه هنگامه «لا» بود و بس

    اندرین دیر کهن پیهم تپید

    تا جهانی تازه ئی آمد پدید

    بانگ حق از صبح خیزیهای اوست

    هر چه هست از تخم ریزیهای اوست

    اینکه شمع لاله روشن کرده اند

    از کنار جوی او آورده اند

    لوح دل از نقش غیر الله شست

    از کف خاکش دو صد هنگامه رست

    همچنان بینی که در دور فرنگ

    بندگی با خواجگی آمد به جنگ

    روس را قلب و جگر گردیده خون

    از ضمیرش حرف «لا» آمد برون

    آن نظام کهنه را برهم زد است

    تیز نیشی بر رگ عالم زد است

    کرده ام اندر مقاماتش نگه

    لا سلاطین ، لا کلیسا ، لا اله

    فکر او در تند باد «لا» بماند

    مرکب خود را سوی «الا» نراند

    آیدش روزی که از زور جنون

    خویش را زین تند باد آرد برون

    در مقام «لا» نیاساید حیات

    سوی الا می خرامد کائنات

    لا و الا ساز و برگ امتان

    نفی بی اثبات مرگ امتان

    در محبت پخته کی گردد خلیل

    تا نگردد لا سوی الا دلیل

    ایکه اندر حجره ها سازی سخن

    نعره لا پیش نمرودی بزن

    این که می بینی نیرزد با دو جو

    از جلال لا اله آگاه شو

    هر که اندر دست او شمشیر لاست

    جمله موجودات را فرمانرواست


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:40 pm

    همدم و بیگانه

    ای چو جان، اندر وجود عالمی
    جان ما باشی و، از ما می‌رمی

    نغمه از عود تو، در ساز حیات
    موت در راه تو، محسود حیات

    باز تسکین دلِ ناشاد شو
    باز اندر سینه‌ها، آباد شو

    باز از ما خواه، ننگ و نام را
    پخته‌تر کن، عاشقان خام را

    از تهی‌دستان، رخ زیبا مپوش
    عشق سلمان و بلال، ارزان فروش

    کوه آتش‌خیز کن، این کاه را
    ز آتش ما سوز، غیرالله را

    رشته‌ی وحدت، چو قوم از دست داد
    صد گره، بر روی کار ما فتاد

    ما پریشان در جهان، چون اختریم
    همدم و بیگانه از، یک‌دیگریم

    باز این اوراق را، شیرازه کن
    باز آیین محبت، تازه کن

    باز ما را، بر همان خدمت گمار
    کار خود، با عاشقان خود سپار

    رهروان را، منزل تسلیم بخش
    قوت از، ایمان ابراهیم بخش


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:42 pm

    ای جوانان عجم
    چون چراغ لاله سوزم، در خیابان شما
    ای جوانان عجم! جان من و جان شما

    غوطه‌ها زد در ضمیر زندگی، اندیشه‌ام
    تا به دست آورده‌ام، افکار پنهان شما

    مهر و مه دیدم، نگاهم برتر از پروین گذشت
    ریختم طرح حرم، در کافرستان شما

    تا سنان‌اش تیزتر گردد، فرو پیچیدم‌اش
    شعله‌ای آشفته بود، اندر بیابان شما

    فکر رنگین‌ام کند، نذر تهیدستان شرق
    پاره‌ی لعلی که دارم، از بدخشان شما

    می‌رسد مردی، که زنجیر غلامان بشکند
    دیده‌ام از روزن دیوار زندان شما

    حلقه گرد من زنید، ای پیکران آب و گل!
    آتشی در سینه دارم، از نیاکان شما


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:42 pm

    تنقید غرب
    شــرق را از خــود بـَرد، تقلید غـــرب
    بایــد ایــن اقـــوام را، تنقـیــــد غــــرب

    قوت مغـــرب، نه از چــنگ و ربـــاب
    نی ز رقــص دخـــتــران بی حجـاب

    نی ز سحــرِ، سـاحـران لاله روست
    نی ز عریان ساق و، نی از قطع مـوست

    محـکمـــی او را، نـه از لادیـنی است
    نـی فـروغــش، از خط لاتـیـنی است

    قــوت افـــرنگ، از عـــلم و فـــن است
    از همیــن آتش، چـراغ‌اش روشن است

    حکمت از قطـع و، برید جــامــه نیست
    مــانع عــــلم و هنــــر، عمــامــه نیست

    عــلم و فـن را، ای جوان شوخ و شنگ
    مغـــز مــی‌بـــاید، نــه ملبوس فرنگ

    فکــر چــالاکی اگر داری، بس است
    طبــع دراکــی اگـر داری، بس است


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !
    avatar
    catuyoun
    Admin

    تعداد پستها : 1950
    Age : 51
    Registration date : 2008-02-27

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف catuyoun في الثلاثاء ديسمبر 28, 2010 5:43 pm

    شعری از اقبال درباره عاشورا
    شعری از مصلح انقلابی حکیم اقبال لاهوری به مناسبت حماسه جاودان عاشورا



    مومن از عشق است و، عشق از مومن است
    عشق را، ناممکن ما، ممکن است

    عقل، در پیچاک اسباب و علل
    عشق، چوگان‌باز میدان عمل

    عقل، مکار است و دامی می‌زند
    عشق، صید از زور بازو افکند

    عقل را، سرمایه از بیم و شک است
    عشق، از عزم و یقین لاینفک است

    آن کند تعمیر، تا ویران کند
    این کند ویران، که آبادان کند

    عقل، چون باد است، ارزان در جهان
    عشق، کمیاب و، بهای او گران

    عقل، محکم از اساس چون و چند
    عشق، عریان از لباس چون و چند

    عقل می‌گوید که، خود را پیش کن
    عشق گوید، امتحان خویش کن

    عقل، با غیر آشنا، از اکتساب
    عشق، از فضل است و، با خود در حساب

    عقل گوید، شاد شو، آباد شو
    عشق گوید، بنده شو، آزاد شو

    عشق را، آرام جان، حریت است
    ناقه‌اش را، ساربان، حریت است

    آن شنیدستی، که هنگام نبرد
    عشق، با عقل هوس‌پرور، چه کرد

    آن امام عاشقان، پور بتول
    سرو آزادی، ز بستان رسول

    الله الله، بای بسم الله، پدر
    معنی ذبح عظیم آمد، پسر

    سرخ‌رو، عشق غیور، از خون او
    شوخی این مصرع، از مضمون او

    در میان امت، آن کیوان جناب
    همچو حرف قل هو الله، در کتاب

    چون خلافت، رشته از قران گسیخت
    حریت را، زهر اندر کام ریخت

    موج خون او، چمن ایجاد کرد
    تا قیامت، قطع استبداد کرد

    بهر حق، در خاک و خون غلطیده است
    پس بنای لا اله، گردیده است

    مدعایش، سلطنت بودی اگر
    خود نکردی، با چنین سامان، سفر

    سر ابراهیم و، اسماعیل بود
    یعنی آن اجمال را، تفصیل بود

    عزم او، چون کوهساران، استوار
    پایدار و، تند سیر و، کام‌کار

    تیغ، بهر عزت دین است و بس
    مقصد او، حفظ آیین است و بس

    ما سو الله را، مسلمان بنده نیست
    پیش فرعونی، سرش افکنده نیست

    خون او، تفسیر این اسرار کرد
    ملت خوابیده را، بیدار کرد

    نقش الا الله، بر صحرا نوشت
    سطر عنوان نجات ما نوشت

    رمز قرآن، از حسین آموختیم
    ز آتش او، شعله‌ها اندوختیم

    تار ما، از زخمه‌اش، لرزان هنوز
    تازه از، تکبیر او، ایمان هنوز

    ای صبا، ای پیک دور افتادگان
    اشک ما، بر خاک پاک او رسان


    _________________
    و من طعم شیرین نشستن در سکوت را خواهم چشید !

    محتوى إعلاني

    رد: محمد اقبال لاهوري يا علامه اقبال

    پست من طرف محتوى إعلاني


      اكنون الأربعاء نوفمبر 22, 2017 6:46 pm ميباشد